داستان من و پفکم
.هیچوقت نمیشد اونارو بیکار دید. تابستونا که خیلی سرشون شلوغ بود و وقت سر خاروندن نبود.باغ بود زمینا بودن گوسفندا بودن.از در ودیوار کار میریخت .اما زمستونا که سر شون خلوت میشد و مجال نفس ادامه مطلب
تسلیت به حیتانگاران
باسلام خدمت همه ی حیتانگاران عزیز طبق معمول پنج شنبه جمعه بو وموغیبت داشتم ولی مبینم کی خوب د خادته افتیین ومطلب منویسن ونظر متن. از مرحوم مغفور نوه ی زارع همچنان خبری نیه ومگن ادامه مطلب