سلامی دوباره

کوچه ای را بود نامش معرفت
مردمانش با مرام از هر جهت
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد
مردمش را با جهان بیگانه کرد
هرچه در آن کوی بود از معرفت
شست و با خود برد سیل بی صفت
از تمام کوچه تنها یک نفر
خانه اش ماند و خودش جست از خطر
رسم و راه نیک هرجا بود و هست
از نهاد مردم آن کوچه است
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای
حتم دارم بچه ی آن کوچه ای …

سلام صمیمی ام بر کوچه های حیتا و حیتادلان عزیز
تاخیر طولانی ام را ببخشید تا بعد……

درباره نویسنده
نوشته‌های مشابه

تبریک

شعر

دیدگاه‌های حیتانشینان

6 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. بنام خدا
    درود بر برادر بزرگوار جناب نیکو فکر عزیز

    تو که که در کنج لبت خال مسیحا داری

    آنچه خوبان همه دارند تو که تنها داری

    خوشحالم از اینکه می بینم حضرت عالی مقامات علمی و عرفانی و دبیری و…… را در آن تهران شلوغ و پلوغ که سر، سر است و پا، پا کسب کرده ای و ما را هم به فیض می رسانی از شعرت لذت بردم. علیهذا با عنایت به اینکه فصل چیدن گل زعفران است و مجال قیل و قال نیست چند بیتی تقدیم می گردد.

    فکر نیکو داری و نامت رضا

    آمدی در سایت حیتا پیش ما

    خیر مقدم گویمت ای نازنین

    تحفه ای دیگر ندارم بیش از این

    گوسفندی نیست تا قربان کنم

    یا چلو گوشتی تو را مهمان کنم

    دار و نادارم همه بر باد شد

    خرج آن دانشگه آزاد شد

    با چنین احوال من شرمنده ام

    گر چه اهل شوخم و با خنده ام

    یک نصیحت گویمت ای یار من

    ای که هستی همدم و همکار من

    خط قرمز را نگهدار و بکوش

    چون که دیوار موش دارد موش گوش

    دیگر آن گویم ز تهران کن فرار

    تا نگردی همچو من بیمار زار

    چون هوایش همره دود و دم است

    هر چه بد گویم از آن بازم کم است

    یک خری ما را به رودمعجن بجاست

    بهتر از بنز و سمند و پرشیاست

    خانه ای چون گو ترووس و پی باغ

    در کجا داری تو در تهران سراغ

    یا که در اوحداوو نزدیک کال

    بهتر از صد کاخ و ویلا در شمال

    چونکه دوستت دارم و هستی عزیز

    من از آن ترسم شوی آنجا مریض

    فصل پاییز است و هنگام خزان

    زندگی چون جوی و ما آب روان

    :SS: :SS: :SS: :gol: :gol: :gol:

  2. سلام و درود بر برادر و دوست ارجمند.
    از خیرمقدم و نصایح زیبایت در کلام شعر بسیار ممنونم.
    به امید دیدار و همنفسی

    :gol: :gol: :gol:

  3. علی نیکوعقیده گفت:

    سلام خدمت دوست قدیمی ویار غار دوران دانشجویی جناب علی اقا، بسیار خوشحال شدم که شعر زیبایت را در حیتا دیدم وحداقل ملاقات در فضای مجازی برایم حاصل شد بحمدالله ، زمانه به شما ساخته وشاعر هم که شده ای ضمنا با عرض معذرت که به علت ماموریت کاری برای عرض تسلیت نشد از نزدیک خدمت برسم، دوست گرامی بنده از دوران دانشجویی وخانه حاجی کاهه در میدان امام حسین تهران با اقای دکتر فتوحی که بعضی مواقع هم در خدمت شما بودیم خاطرات ارزشمندی وفراموش نشدنی دارم ،انشالله که بتوانم بزودی در مشهد ازنزدیک خاطرات را تازه کنیم .

  4. ناشناس گفت:

    سلام علیکم به برادر گرانقدر جناب آقای نیکوعقیده.من هم امیدوارم توفیق دیدارتان را داشته باشم. التماس دعا.

    :gol: :gol: :gol:

  5. محمود فتوحی گفت:

    سلام پسر نازی آباد
    دلم برات یه ذره شده. برای صدای داوودیت. آقای نیکو عقیده مرا به شبهای خیابان شهرستانک و خانه کاهه در بیست سال پیش برد.
    یاد باد آن که خرابات نشین بودم ومست
    و انچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود

  6. سلام و درود به بزرگمرد حیتا و برادر و دوست عزیزم جناب دکتر فتوحی

    دلم برای آن لحظه های درویشی با شما و نوای خوش نی تان تنگ است. به امید دیدار مجدد.

    :gol: :gol: :gol: