از اهالی ده بالا دست
اهل ابادی لب رود
دهقانم و پیشه ام کشت و کار
مزرعه ام کمی انسوتر
از ابادی کمی دورتر
سر راهم میگذرم از دشت شقایقها
از سمت دلتنگی شما
رو سوی مزرعه ام در روشنای هوا
اندم که دوخته افتاب وصله هایش را بر بلندای کوهها
و هلهله کنان گنجشکها
دم صبح میزنند رنگ شوق بر تن صحرا
و من کاشته ام از همه گونه ها
هم ردیف بابونه ها
از سبزی و صیفی
می امد صدایی!……
تسبیح میگفتند افتابگردانها مهربانی خورشید را
و باز میان طراوت شبدرها
به تماشای گلبوته های صحرا
رو به مالک دشتهای زیبا
میگفتم مرحبا…….
امسال به شکرانه اش
قنات لبریز سخاوت ابرها
و حجم زلالی نهرها افزون
مزرعه به اندازه اباد
طراوت دشت همه بیداد
در کناره ی همه نهرها
دل داده ام به شادابی شاخه ها
ظهر هنگام……
از هم نوازی اب و نسیم
ناز بالشی ساخته ام از سبزه ها
بالا پوشی به خنکای این سایه ها
هر روز در دل این صحرا
میگیرم جشن تولدی از لحظه ها…….



خسته نباشید آقای نیکوعقیده،واقعا شعرهاتون زیباست.
شعرتان مثل همیشه توام با احساس بود .
احساستان در اعماق وجود نشست و خداقوتی پاسخ آمد . :SS:
خدا قوت کمترین چیزی است که میتوان گفت در پاسخ به این احساسات دوست داشتنی شما جناب محمد آقا:SS:
…
هر روز در دل این صحرا
میگیرم جشن تولدی از لحظه ها…….
دیگر به کانون نمی روم
از همکاری با دلیر بیزارم
هرچند به این زیبایی شعر می گویم!!!
بسیار سروده ای زیبا با سرشار از حس نوستالژیک. چند بار بلند خواندم و هر بار بیشتر لذت بردم. بسیارسپاسگزارم.پیشنهاد می شود فایل صوتی ضمیمه شود.
@علی دلیر
درود بر استاد شعر و ادب جناب دلیر. بسی غافلگیر و شرمنده شدم البته که همکاری با شماو در جوار شما بودن سعادت میخواهد چند جلسه ی بود گرفتار بودم قول میدهم این هفته شما رو در کانون زیارت کنم. یا حق
سلام آقای نیکوعقیده مثل همیشه زیبا و پر از احساس لطافت روستا بود
با سلام به اقای نیکو عقیده شعرتون واقعا جذابه وپر از شور زندگی تو این شعرتون فصل بهار و سرزندگی بیشتراز همیشه موج میزنه خسته نباشید. :SS: :SS: :SS: :gol: