((صحرا))
آه مسیحای من !
صحرا را به یاد آر
آنجا که عطش .عشق بود
و لب
تر بود از رویا
آنجا که کوچ. پوچ بود
و دست های ترک خورده ی ما
پر بود از فردا
حال برای من غریب است
قهقهه ی تو به این قهقرای جاده ی خاکستری
لبخند تو به این مسافران خاکستری
نگاهت عازم کدام شهر خاکستریست؟
مگر ما ساکن شن های طلایی رویامان نبودیم؟
بیا
بیا و این فاصله ی ممتد را بردار
آه مسیحای من !
صحرا را به یاد آر


من اصولا با شعر نو ، سخت ارتباط برقرار می کنم. شعر شما رو هم با همین پیش زمینه خوندم، اما همون بار اول که شعر رو خوندم یه برداشت معنا داری ازش کردم که در طول شعر با نسبت خوبی دنبال شده. هر چند احتمال اینکه برداشت من با منظور شما متفاوت باشه زیاده اما همین که شعری گفته بشه که بشه ازش برداشت های مختلف و معنا داری کرد عالیه تبریک بابت این توانایی :SS:
( آنجا که کوچ. پوچ بود
……
مگر ما ساکن شن های طلایی رویامان نبودیم؟
……….
صحرا را به یاد آر )
بنام خدا / سلام. درود بر سرکار خانم نیکوعقیده و خدا قوت خوشحال شدم از اینکه میبینم وبسایت حیتا الحمدالله همچون صاایران هر روز بهتر از دیروز . و دستهای ترک خورده ما پر بود از فردا. به نظر این حقیر باید قدر امروز را دانست. هر چند از تجربیات گذشته باید استفاده کرد و با امید به فردا تلاش کرد اما آنچه که از من و شماست امروز است. در پایان یک رباعی از حضرت خیام به شما خواهر گلم تقدیم میکنم. از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن // فردا که نیامده است فریاد مکن // بر نامده و گذشته بنیاد مکن // حالی خوش باش و عمر بر باد مکن/ :SS: :gol:
درود و سپاس بر نوه ی عموی ما. بسی شاکر و خرسندیم از حضورتان در حیتا هر چند نام شما رو خیلی وقته توی منوی اعضا سایت میدیدم و منتظر مطلب شما بودم و امروز که میبینم با شعر شروع کردین خب خوشحالی ما دوچندان شدو بقول اقامجتبی هر کس برداشت خودشو از شعر میکنه و از زاویه ی خودش اونو میبینه در شعر شما نیز همینگونه است و در کل غلیان احساسات درونی یک فرد است که در یک چهارچوب خاص قرار میگیرد و شکلی خاص میگیرد و روان بودن وهمگانی بودن درک ان نیز از همه مهمتر است که موجب جذب مخاطب میشود . در کل زیبا ودر عمق معنا داشت(به خانواده سلام ما رو برسونید) موفقیتتان افزون باد. یا حق
سلام سحر جون واقعا خسته نباشید شعر جالب وبا مسمایی بود .افرین :SS: :SS: :gol:
@مجتبی عبدالهی
با سلام.فرمایش شما درسته جناب عبداللهی…من شعری رو میپسندم که هرکس بتونه با شیوه و دیدی متفاوت و متناسب با روحیات و احساسات خودش باهاش ارتباط برقرار کنه…و خوشحالم که شعر من تونست در این زمینه نظر شما رو جلب کنه…سپاس فراوان
@سلیمان استوار
درود آقای استوار…دیدگاه جالبی دارین…و البته منطقی
خیلی ممنونم بابت نظر و همچنین این رباعی زیبا..امیدوارم شعرم بر دل شما که دستی در شعر و شاعری دارین نشسته باشد
@محمد نیکوعقیده
درود پسرعموی گرامی ،سپاس فروان بابت نظرات سازنده ی شما. باعث افتخار من هست شما که در شعر صاحب نظر هستین نیم نگاهی به این شعر که حاصل سرسوزن ذوقیست داشته باشین
@تبسم مقدم
علیک سلام تبسم عزیز…خیلی ممنونم…
«آنجا که عطش ،عشق بود»که میرسی نا خود آگاه از ذهن آدم میگذرد که«آب کم جو تشنگی آور به دست».
این اولین مطلب شما در حیتا نشان از خود آگاهی شما نسبت به مقوله ی شعر دارد و نوید دهنده ی وجود قریحه و ذوقی شاعرانه است.امیدوارم این حضور این قریحه مستمر و مداوم باشد.البته یک توصیه ی کوچک در همین ابتدا بکنم که اگر میخواهید در کارتان پیشرفت کنید به تعریفها و تمجیدهایی که در حیتا از کارتان میشود بیش از آنچه واقعا اهمیت دارند اهمیت ندهید چرا که حتما خودتان هم میدانید که قسمت عمده ی این تمجیدها بیشتر تعارف است تا تمجید واقعی.
این قطعه ای که منتشر کردید بدور از هرگونه تعارف واقعا زیباست.به خصوص لحظاتی از آن که حسابی به دل مینشیند مثلا«و دستان ترک خورده ی ماپر بود از فردا»…..
موفق باشید خانم نیکوعقیده و خدا قوت
با سلام جناب آقای نجفی،فرمایش شما درسته. تعارفات بخش عمده ای از زندگی اجتماعی ملت ما رو تشکیل میده و به خصوص این خصیصه در حیتانشینان عزیز نمود بیشتری داره.که البته همه از این امر مطلع هستیم ولی در عین حال دوست داشتنیست و لطفشونو نشون میده. سپاس فروان بابت نظرتون..منطقی و سازنده بود
من فکر می کنم در بین شعرهای نوی که تو سابت منتشر شده، از بقیه تاپ تره.
ولی به قول مجتبی من هم با شعر نو خیلی سخت ارتباط برقرار می کنم.
کلا شعری که آهنگ داشته باشه رو بیشتر می پسندم.
سپاس فراوان بابت نظرتون
اصولا ارتباط پیدا کردن باشعر نو یک کم سخته ولی کسانی که اهل شعر وشاعری اند راحت تر ارتباط بر قرار می کنند
خوشحالم ازاینکه با یکی از شعر های قشنگت شروع کردی
موفق باشی :SS: :SS: