سفری به رودمعجن بایدم
همچنان روزمرگی یقه ام را گرفته ولم نمی کند نه دیگر اهنگای فردی مرکوری سرحالم میکند نه فیلم های تارانتینو نه حرفهای شوپنهاور و نیچه زندگی رو سر وته می کنم باز فایده ای ندارد ادامه مطلب
کدام بادکنک بالاتر میرود؟!
دریک پارک شهربازی.پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد. که ازقرار معلوم فروشنده ی مهربانی بود. بادکنک فروش یک بادکنک قرمز را رها کرد تادر آسمان اوج بگیرد وبدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان ادامه مطلب
بلاغت گفتار رودمعجنی
مرُم —-> مرم —-> مرَن [ میروم> میرویم> میروند ] مالکان زمینهای سرتنگل در مسجد «کوچۀ شو ده» جمع شده بودند تا «دیشدوو» [دشتبان] تعیین کنند. حسن داوود هر ساله به سمت دشتبانی انتخاب می شد. ادامه مطلب
یادداشتی در باب ریشهشناسی رودمعجن
یادداشت زیر را همکار ارجمندم جناب دکتر صادقی مرحمت فرموده اند. دکتر صادقی در گویششناسی بهویژه گویشهای خراسانی صاحب نظر است. با سپاس و اجازت از ایشان، عین یادداشت ایشان را جهت استفاده دوستان حیتانشین ادامه مطلب
راز
چشم صنوبران سحر خیز/بر شعله بلند افق خیره مانده بود/ دریا بر گوهر نیامده آغوش میگشود/ سر میکشید کوه/ آیا در آن کرانه چه میدید؟/ پر میکشید باد / آیا چه میشنید که سرشار از ادامه مطلب
خشت اول
سلام. صندوق چند وقتی بود که اعلام موجودیت کرده بود اما چون در خصوص چگونگی فعالیت کمی در حال کنکاش بود ابراز وجود نمیکرد.