بنام خدا
عیدسعید باستانی برحیتا نشینان مبارک باد
ای خداوند جمیل و هم جمال
رحمت تو دایم است و بی زوال
ماهمه گم گشته کوی توایم
در فراق چشم و ابروی تو ایم
عاشقانت تا به کی در انتظار
جلوه روی تو بینم در بهار
می دهد باد صبا برما نوید
ای عزیزان میرسد عید سعید
دشت و صحرا خرم است ولاله زار
میچرد آهو به روی سبزه زار
میخرامد بر دمن کبک دری
غنچه بیرون کرد از سر روسری
نغمه خوانن بلبلان اندر چمن
از دی و بهمن بسی دارن سخن
میرسد از هر طرف بانگ سروش
ما قناری را نمیبینیم خموش
هرکجا را بنگری غرق گل است
سوسن و یاس و کنارش سنبل است
لاله میرقصد کنار یاسمن
غنچه بیرون کرد از خود پیرهن
میکند پروانه با گل گفت وگو
عاشق و معشوق گشتن رو به رو
بید مجنون در کنار جویبار
میزبان قمری و هر رهگذار
چشمه ها جوشان از آب زلال
چشم خود وا کن ای نیکو خصال
شد منور دشت از رنگین کمان
جلوه های دوست میبینی درآن
چون که دیدم کاینات در جنب و جوش
نی بود انصاف من باشم خموش
جرعه ای می خواهم از جام الست
تا چو بلبل من شوم شیدا ومست
یا چو گل محبوب در عالم شوم
ازخدا خواهم منم آدم شوم
نی برنجانم تنی چو خار و خس
نی کنم کاری کان باشد عبس
سال ها دی آید و اردیبهشت
ما به زیر خاک باشیم یا که خشت
ای سلیمان رفتنت را غم مدار
خاک تو گردد چمن یا لاله زار 








عید بر شما و همه ی همولایتی ها و حیتا ئیان مبارک باد
به به,به به,واقعا بهار روی شعر گوییتون اثر گذاشته,خیلی خیلی قشنگ بود :SS: ,منتظر شعر های بعدی شما هستیم