اقا این طبیعت با تصویر شاخه های لخت درختهای جوز که مثل موهای خانم هاویشام پتیخ شده و ریشه هایی که مثل مار بوآ از زمین زده بیرون با اون یه ذره آبی که داره از تهروی میره و زمینه ی خاکستری عکس، بیشتر یاد آور صحنه های فیلمهای ترسناک مثل اره و سکوت بره ها ست.آدم هر لحظه انتظار داره یک دونه از این زامبی ها یا یه روح ترسناک با کفن و بندو بساطش در حالی که دندوناش یکی در میون پوسیده و از چشمای کبودش خون جاریه و کله اش مثل اسمیگل توی ارباب حلقه ها چنتا تار مو داره از کال قبریستو بیاد و یکهو از جلو تصویر یک “پوحی” بکشه و بعد مثل دراکولا بچسبه به”کیر کنوکه”ادم و خونشو بخوره!!!!
ولی از حق نگذریم تصویر بدیعیه.
خدا قوت هوووووووو
عکس خیلی زیبایی بود توی همه عکسهایی که از طبیعت رودمعجن تا حالا دیدم این یکی با همه فرق داشت و یه زیبایی خاصی داره اما زیباتر از عکس نظر جناب زمستان بود که مثل یه داستان محو خوندنش شده بودم و بعد به قسمت (پوح) که رسیدم ناخوداگاه به تکونی خوردم :ZZ: و بعد نظر ایشان با یه دید ترسناک به عکس نگاه کردم :YY: . خداقوت :gol: :gol:
خدا قوت به جناب حجت. عکس جدیدیه.
دو تا درخت شاخ به شاخ شدند و واسه هم شاخ و شونه میکشن . این یکی به اون یکی میگه:
یره هوووووو مو دگه ذره ی ذخیره اووو ندروم. اووووو همالگی شووووه رفته بیییید بستی تا اول مو باخروم.
اما دریغ که این روزا رفاقت ها بوی جوراب میده چون درخت دوم در جواب گفت :
پس باخری
اقا این طبیعت با تصویر شاخه های لخت درختهای جوز که مثل موهای خانم هاویشام پتیخ شده و ریشه هایی که مثل مار بوآ از زمین زده بیرون با اون یه ذره آبی که داره از تهروی میره و زمینه ی خاکستری عکس، بیشتر یاد آور صحنه های فیلمهای ترسناک مثل اره و سکوت بره ها ست.آدم هر لحظه انتظار داره یک دونه از این زامبی ها یا یه روح ترسناک با کفن و بندو بساطش در حالی که دندوناش یکی در میون پوسیده و از چشمای کبودش خون جاریه و کله اش مثل اسمیگل توی ارباب حلقه ها چنتا تار مو داره از کال قبریستو بیاد و یکهو از جلو تصویر یک “پوحی” بکشه و بعد مثل دراکولا بچسبه به”کیر کنوکه”ادم و خونشو بخوره!!!!
ولی از حق نگذریم تصویر بدیعیه.
خدا قوت هوووووووو
عکس خیلی زیبایی بود توی همه عکسهایی که از طبیعت رودمعجن تا حالا دیدم این یکی با همه فرق داشت و یه زیبایی خاصی داره اما زیباتر از عکس نظر جناب زمستان بود که مثل یه داستان محو خوندنش شده بودم و بعد به قسمت (پوح) که رسیدم ناخوداگاه به تکونی خوردم :ZZ: و بعد نظر ایشان با یه دید ترسناک به عکس نگاه کردم :YY: . خداقوت :gol: :gol:
خدا قوت به جناب حجت. عکس جدیدیه.
دو تا درخت شاخ به شاخ شدند و واسه هم شاخ و شونه میکشن . این یکی به اون یکی میگه:
یره هوووووو مو دگه ذره ی ذخیره اووو ندروم. اووووو همالگی شووووه رفته بیییید بستی تا اول مو باخروم.
اما دریغ که این روزا رفاقت ها بوی جوراب میده چون درخت دوم در جواب گفت :
پس باخری
عجب عکسیه
:YY: