دهکده ی من در پس و پیش ایام ……..

سالها از اوج اقتدار ابادی ما میگذرد سالهای طلایی دهه ی شصت وقبل از ان که برکت و رحمت بیمانندی از زمین و اسمان بر کوه و دشتش نازل بود و عرصه ی کار و فعالیتش چشمگیر و هیچ پیش بینی نمیشد که روزی ان همه افتخار از عرش به فرش بینجامد و بازگشت به ان روزها غیر ممکن و دور از ذهن شود.

نه مشکل اب بود و نه کمبود باران
خوشحال وخندان همه یاران
مرتع دشت ودمن همه بهشت دامداران
گله ها همه بزرگ وسنگین
از فراورده هایش سفره ها چه رنگین
در هر خانه فراوان گوسفند پرواری
دگر ان گوشت و قورمه ماند یادگاری

نزول برکت از در و دیوار مادام
ریخته بودند در هر کوی وسر هر بام
فراوان الوچه و گردوی و بادام
کماکان همه چیز خوب بود و عالی
عجب رونقی در کار فرش و قالی
پر از تاثیر این بازار پر رونق
زین رو کلاس و درس همیشه تق و لق

مهربانان میشدند با خویشان مانوس
شب هنگام دسته های شب نشین با فانوس
هیچ نه سریال و نه سی دی
همه جمع صمیمی دور کرسی
گوش جان دادیم به قصه های بی بی

یکی رادیو و صبح جمعه با شما
در قصه ی ظهر جمعه خشنودی لحظه ها

ان روزها هنوز مثله یک رازه
گم شد در کوچه ها عطر نان تازه
بجاش نان بسته ای توی مغازه
حالا حالاها مرغ همسایه غازه

همیشه صحبت از کار بود و کار
کس نبود لحظه ای بیکار
کشت و کار سنتی و سنگین
باغ پر از سیب سرخ رنگین
نبود هیچ افیون و مواد ننگین

چشمه ها جوشان و رود خروشان
حرمتی در همه سخت کوشان

حالا که رفته ان روزها
صحبت برکتش تو قصه ها
مانده خاطری خوب از گذشته ها
یادی کنیم به نیکی از همه رفته ها…

درباره نویسنده
از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

17 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. داور گفت:

    دست مریزاد جگر گوشه جان افرین به این احساس قشنگ مرحبا به قلم هنری تو که همیشه روح لطیف دوران گذشته را در جان ما میدمی. یادش بخیر گم شد در کوچه ها عطر نان تازه .

  2. گفت:

    سلام جگر گوشه واقعا عالی بود بغض گلویم را گرفته یادش بخیر دور کرسی خانه بی بی همه نوه ها جمع می شدیم چه دورانی بود یک لحظه دلم برای بی بی و با با کلو تنگ شد تا وقتی زنده بودند همه دور هم جمع بودیم از وقتی رفتن همه چیز را با خود بردن این جمله هم قشنگ است گم شده در کوچه ها عطر نان تازه :N: :R:

  3. زمستان گفت:

    یاد این شعر اخوان افتادم:
    ما فاتحان شهرها ی رفته بر بادیم
    با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینه
    راویان قصه های رفته از یادیم
    کس به چیزی یا پشیزی بر نگیرد سکه هامان را
    گویی از شاهیست بیگانه
    یا زمیری دودمانش منقرض گشته
    خدا قوت جگر گوشه عزیز

  4. سلام بر جگر گوشه. خیلی قشنگ روزهای از دست رفته رو در قالب شعر توصیف کردین. همه اینهایی که گفتین عین حقیقته. (هیچ نه سریال و نه سی دی همه جمع صمیمی دور کرسی…).(نبود هیچ افیون و مواد ننگین :OL: …..). مثل همیشه شعرتون زیبا بود. خدا قوت. :gol:

  5. جگر گوشه گفت:

    داور :دست مریزاد جگر گوشه جان افرین به این احساس قشنگ مرحبا به قلم هنری تو که همیشه روح لطیف دوران گذشته را در جان ما میدمی. یادش بخیر گم شد در کوچه ها عطر نان تازه .

    تشکر از ارادت شما داور جان خوشحال میشوم از تقدیم حس قشنگی به شما.یاحق

  6. جگر گوشه گفت:

    سهراب سپهری :سلام جگر گوشه واقعا عالی بود بغض گلویم را گرفته یادش بخیر دور کرسی خانه بی بی همه نوه ها جمع می شدیم چه دورانی بود یک لحظه دلم برای بی بی و با با کلو تنگ شد تا وقتی زنده بودند همه دور هم جمع بودیم از وقتی رفتن همه چیز را با خود بردن این جمله هم قشنگ است گم شده در کوچه ها عطر نان تازه

    درود بر تو سهراب که به نیکی یادی کردی از رفته ها.پیروز باشی

  7. جگر گوشه گفت:

    زمستان :یاد این شعر اخوان افتادم:ما فاتحان شهرها ی رفته بر بادیمبا صدایی ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینهراویان قصه های رفته از یادیمکس به چیزی یا پشیزی بر نگیرد سکه هامان راگویی از شاهیست بیگانهیا زمیری دودمانش منقرض گشتهخدا قوت جگر گوشه عزیز

    زمستان عزیز همین ما را بس که راویان قصه های رفته از یادیم. خدا قوت از ما

  8. جگر گوشه گفت:

    پاییزان :سلام بر جگر گوشه. خیلی قشنگ روزهای از دست رفته رو در قالب شعر توصیف کردین. همه اینهایی که گفتین عین حقیقته. (هیچ نه سریال و نه سی دی همه جمع صمیمی دور کرسی…).(نبود هیچ افیون و مواد ننگین …..). مثل همیشه شعرتون زیبا بود. خدا قوت.

    سلام پاییزان. درود بر تو و الطاف شما همیشه مستدام . یا حق

  9. نوه حجی مراد گفت:

    مطلبت محتوای جالبی داشت اما کاش ما فرزندان رودمعجن هیچ وقت ترک دیارمان نمیکردیم وشوق و ذوق دیار رنگارنگ فرنگ به سرمون نمی زد اون وقت میشد همین حالا هم همون دوران قشنگو داشت .قالب شعرتو اگه یک کم عوض کنی و نیمایی ترش کنی خیلی گیراتر میشه موفق باشی

  10. نوه حجی مراد گفت:

    ببخشید فرنگ نه غربت درسته

  11. آميتيس آميتيس گفت:

    خیلی قشنگ بود. یادمه وقتی میومدم رودمعجن چه حالو هوایی داشت . دلم واسه اون موقع ها تنگ شده. یادمه وقتی میرفتیم باغ هر میوه ای که اراده میکردیم بود ولی الان به غیر از شاخه های خشکیده چیز دیگه ای به چشم نمیخوره . یا باد آن روزگاران یاد باد. :R: :TT:
    دست مریزاد جگرگوشه عزیز

  12. شکارچی گفت:

    سلام جگرگوشه عزیز افرین بر این احساس قشنگت خیلی عالی بود یادش بخیر غروبها خانه بی بی باباکلو :SS: :gol:

  13. لذت بردیم از شعر زیبای حضرتعالی
    خدا قوت و دیگر هیچ

  14. جگر گوشه گفت:

    نوه حجی مراد :مطلبت محتوای جالبی داشت اما کاش ما فرزندان رودمعجن هیچ وقت ترک دیارمان نمیکردیم وشوق و ذوق دیار رنگارنگ فرنگ به سرمون نمی زد اون وقت میشد همین حالا هم همون دوران قشنگو داشت .قالب شعرتو اگه یک کم عوض کنی و نیمایی ترش کنی خیلی گیراتر میشه موفق باشی

    سلام حسین اقا . درود بر تو و دل پرت از غربت هرچند که نزدیکی ولی بازم غربته ولی کم رنگتر. مویید باشی

  15. جگر گوشه گفت:

    آمیتیس :خیلی قشنگ بود. یادمه وقتی میومدم رودمعجن چه حالو هوایی داشت . دلم واسه اون موقع ها تنگ شده. یادمه وقتی میرفتیم باغ هر میوه ای که اراده میکردیم بود ولی الان به غیر از شاخه های خشکیده چیز دیگه ای به چشم نمیخوره . یا باد آن روزگاران یاد باد. دست مریزاد جگرگوشه عزیز

    سلام امیتیس عزیز تشکر از اشاره ی تو به فراوانی نعمتهای از دست رفته. یا حق

  16. جگر گوشه گفت:

    شکارچی :سلام جگرگوشه عزیز افرین بر این احساس قشنگت خیلی عالی بود یادش بخیر غروبها خانه بی بی باباکلو

    شکارچی چیره دست سپاس فراوان بر تو/کذشته از برای اینده دادیم که بد جور شد. اخر این هیچ و ان نابود حیف چه ناجور شد.

  17. جگر گوشه گفت:

    منصف :لذت بردیم از شعر زیبای حضرتعالیخدا قوت و دیگر هیچ

    منصف جان درود بر تو و تشکر از همراهی پایدارت .موفقییت افزون