قران وقدر و قییم پیدا
رمضان که میشد مسجد غلغله بود.غیر رمضان فقط حاج اسماعیل می امد نماز و بابا بزرگ و حاج سید مهدی.گاهی هم حاج محندحسن و حاجی صادقی.اما رمضان که میشد دوره قران به راه بود ادامه مطلب
ای کهن بوم وبر
ای کهن بوم و بر دوستت دارم حتی اگر چند وقتیست سال و ماه میرود و می اید و من دیگر مثل کودکی نمیتوانم تمام شادیهایم را در کوچه های تو هلهله کنم و تمام ادامه مطلب
اول دفتر ، به نام ایزد دانا —- صانع ، پروردگار حی توانا
سلام به همه اعضای حیتا با نظر محمد من هم از امروز به جمع شما پیوستم این هم برای شروع (چنار ، فروردین ۸۹) آه چنار تورا با افتاب گرمت که حتی کلپسه را ادامه مطلب
قدر
سلام مبادا لیله القدرت سر آید گنه بر ناله ام افزون تر آید مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن شهادت امیر سخن ادامه مطلب
ماجراهای من و بی بی (قسمت اول)
سلامی به داغی هوای ظهر تابستون ، وقت خرمن کووی الاهم دلاته همشه شاد وشنگول بشه. در این شبهای قدر ، یاد مریضای رودمعجنی هوم بشن و از تهی دیل دعاشه کنن. خدا هوم هوای ادامه مطلب
انگیزه مجدد
سلامی به سردی شمال چشمه حیتا تو این روزایی که چسبوندن لبا به چشمه و نوشیدن جند جرعه اب(او تشمه) خیلی لازم میشه . با ارزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان رودمعجنی. خیلی ادامه مطلب