سنتهای فراموش شده

دوستان عزیز نظرات خود را در مورد سنتهاومراسمهای قدیمی وفراموش شده رودمعجن با ذکر سنت ومراسم و توضیحات مربوطه بیان فرماییدتا نظرات جمع اوری ودر وبلاگ ثبت گردد.

مثال:مراسم خدا خدا بارو بده…  

 مراسم قوچ گذاری…  

  اسب چوبی در عروسی…

درضمن تاسهای وقف…

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

5 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. ۱-کلپک کردن انار از طرف دامای ورحد عروس۲-د زر کتل خر کردن دائیه عروس۳-سوار اسب کردن عروس و دامای(هرچند گاه بگاه هنوز ای کارر انجام متن).۴-بلند کیردن یک اسباب از خنه ی عروس توسط دامای۵-سر بورین یک عدد بزغاله وقتی که ککوله د زمین گندوم ایجاد میرفت۶-خدابیامورزی روزای برات توسط بچه کچا(انصافا چند سال کی شماها بچیر دحال خدا بیامرزی ندیین)۷-اوردن یک خر هوزوم توسط دامای بری خانواده ی عروس و….
    طنز خوبه میشه بری ایجور چیزا نویش ها!!!!
    راستی یرگه ی منصیف به اینترنت دسترسی ندره چند روزه ورگف سلام برسو همه ی بچای حیتار….

  2. منصف گفت:

    سلام.بنده به عنوان اولین سنت خواستم به دوستان یادآوری کنم که در زمان های گذشته سنتی به نام (( جمع آوری تاس های وفق )) وجود داشته که به این صورت بوده:
    هر از گاهی که یکی از اهالی روستا از جهان باقی به دیار فانی !!!! میشتافته یا به مناسبتهای خاص مانند محرم و … در مسجد امام حلیم یا بلغوری برای اهالی تدارک دیده میشده خلق الله بعد از خوردن غذا به مقدار گنجایش شکم چون نمیتونستن بیشتر بخورن غذایی را با تاسش به منزل خود حمل میکردند و به قولی آن تاس را قروت میکردند.این تاس برای مدتهای مدیدی در منزل آنها میماند و طرف مشاهده میکرد که بعد از سالها چندین دست تاس در منزل آنها جمع شده است.البته ناگفته نماند که گاهی عملیات ( قروت د قروت ) هم انجام میشد که در آ، یکی از اهالی ظرفی که دیگری برای او در آن غذایی آورده بود دیگر به او برنمیگرداند وبعد مشخص میشد آن ظرف از همان تاس ها بوده.این سنت دارای یک بخش رسانه ای هم بوده که هر از گاهی در پشت بلندگو اعلام میشود :تاس های وفق دست هر کس میباشد بیاورد به مسجد امام …
    این بود یکی از سنتهای معروف روستا به نام تاسهای وفق

  3. پی باغ گفت:

    مراسم تاب بزی (بادگاه )که د عید نوروز بو خانمها مرفتن به کال اوحد او(شغال آباد)تانمادشوم تاب مخاردن دنه شور هوم مبوردن مشکستن بعد قییم پیدا هوم مکیردن ایجور مراسم تا سزده بدر ادامه داشت بنظروم نماد شوم کی مرفتن بخنه شه شویاشه (شوهراشه)نرم ونهولش مکیردن امبا اونا کارخادش روز بعدش ادامه میداین مردا هوم ازاول عید تاروز سزده بدر حق نداشتن ازکال شغال آباد رد رون وگرنه زنها هوشه مکیردن خلاصه الان ایجور مراسمه نییه اگر ورمگن دروغرو موگوم از کلوتراته بپورسن

  4. فکر خوبی بود ، جای کارم زیاد داره ، ولی من چیز جدیدی به ذهنم نرسید.

    ما هر چه مخواستیم ای دامای مر بفرستم یک خر هیزم بیاره ، تا بهش بخندم ، نشد که نشد زیر بار نرفت!

    مراسمایی که خودت نوشتی رو دفعه اول مشنوم
    قوچ گذاری ؟
    اسب چوبی ؟ ( نکنه همو سیخای که مذاشتم لای پاهامه و رو زمین کشله مکیردم ر ورمگی؟! چی حاله مداد ، از صد تا نخ ور ماشین بستن بیشتر !)

    بلند کیردن یک اسباب از خنه ی عروس توسط دامای!!!!!!!

  5. در ضمن بازیهای قدیمی که اکثرا فراموش نشده اند مثل:هکیشته_عس عس_استای سه پیه_ازسر نو هله له له_قییم پیدا_هفت سنگ_سر دنبال بازی _گوی رییک_گال بزی…

    خادمیم خوب از قدیما یادمیه

    _