دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. رمضانپور گفت:

    سلام
    برای من دیدن سایت شما جالب بود
    از گردانندگان تشکر می شود
    قدری در محتوا دقت بیشتر شود :gol:

  2. رمضانپور گفت:

    جهاد کشاورزی بایگ .کارشناس ترویج و اموزش کشاورزی

  3. سلام بر دکتر محمودفتوحی
    دکتر جان از مطالب نوشته شده توسط حضرت عالی کمال استفاده روبردیم .راستی کجا تشریف دارید .مشتاق دیدارهستم .هرجا هستید درپناه خداباشید :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

تنوع نام میوه ها برای باغداران قدیم امری عادی بود. سیبها به تدریج از خردادماه تا آبان ماه می­‌رسید و هر کدام نام خاصی داشت و بیشتر از آن که به تقویم مراجعه کنند ایام سال را بر اساس موسم میوه ها می شناختند. اینجا فهرستی از میوه های رودمعجنی است که در حد توانم در ابرۀ آنها توضیح داده ام.

نامتلفظتوضیحات
بادامها:
بدوم دسملdsmalدست‌مال، نرم و کاغذي است که با دو انگشت شکسته مي‌شود.
بدوم سنگگخيلي سخت است.
بدوم دو مغزدر حصار مي گويند دوبَلي”(du bali)
بدوم دو پوسته
بدوم تلخ
بدوم تخمي
زردآلوها:
زردَ لو شکر پرهshkrparaشيرين و شکرين و درشت و آبدار
زردَ لو چين‌کلغيchin klaghiظاهراَ چين کلاغ. زردأَلويي که کلاغ دوست دارد و مي­چيند. (جلوي آن برآمده است و مانند نوک کلاغ است.)
زردَلو مول موليmul muliريز است و خال هاي سياه دارد.
زردأَلو نوري
زردَلو پين‌درويpindravi
زردَلو قيسي
زردأَلو لغ لغوکlghlghokزردآلويي که با تکان دادن درخت وريختن روي زمين صداي لغ لغ آن بلند ميشود، به علت خشک بودن و بي آب بودن.
زردَلو زن غُرَهzan ghoraنامگذاري اين نوع زردأَلو بر اساس تشبيه است. زن غره ظاهراً زني بوده که گونه اش سرخ بوده و اين زردآلو نيز گونه اش در آفتاب سرخ مي شده است. آنرا بَر رو سورخ هم ميگويند.
زردَلو عَنَکa’nak
انگورها:
انگور جَ جَja jaزمخت و دراز
انگور خلريkhleriدانه بلند، نازک و زودرس
انگور ديونهdevanaديووانه گرد دانه درشت.
انگور شست عروسمثل انگشت شست عروس لطيف و بلند و کشيده است.
انگور عسکريدانه کشيده
انگور نبتي:nbatiدانه گرد
انگور نيم چيnim chiدانه گرد
انگور سفد ميمsfed maymتاک أن سفيدرنگ است
انگور رَخْrakhدانه­هاي گردِ سياه و سفيد
انگور زِر جميzer jamiدانه درشت و قرمز
انگور ترقيtrghiدانه گرد ريز
انگور حسيني
انگور لَعلسرخ و دانه گرد مثل لعل
سيبها:
سيو خاجهsew khajaخواجه
سيو عبَّسيsew abbasiعباسي
شکرسيوshkr sewشکرسيب
سيو سلطنيsew soltaniسلطاني
سيو سورخsew surkhسرخ
سيو مشديsew mshdiمشهدي
سيو کدکنيsew kadkaniمنسوب به روستاي کدکن در ?? کيلومتري شمال رودمعجن
سيو حَصَريsew hasariحصاري. منسوب به روستاي حصار در ? کيلومتري جنوب غربي رودمعجن
سيو لبننيsew lobnaniلبناني
سيو مشکوsew mshkoمُشکان. نامي است که ظاهراً به خانواد? بونصر مشکان در عصر غزنوي منسوب است.
سيو سفدsew sfedسفيد
سيو بهَريسيب بهاري
سيو قرميزسيب سرخ
سيو زميستنيزمستاني
گردوها:
جَوْز-ي چين کلغيchin klaghiظاهراَ چين کلاغ. گردويي که کلاغ دوست دارد و مي­چيند.
جَوْز-ي سوزنيمغزش به پوست مي چشبد و به سختي بيرون مي آيد.
جَوْز-ي اخکولهakhkolaمثل سوزني مغزش به پوست مي چشبد و به سختي بيرون مي آيد
جَوْز-ي دسملدست‌مال، نرم و کاغذي است که با دو انگشت شکسته مي‌شود.
جَوْز-ي راغنيروغني و چرب.
جَوْز-ي سفد مغزمغز سفيد دارد.
جَوْز-ي سيامغز
جَوْز-ي کته جوزktt’ jawzگنده و بزرگ
آلوچه‌ها:
گُگجهgogjaگوجه سبز درشت
أَلوچه رهکrahak
أَلوچه جلورس
أَلوچه سرخرمنيهنگام گندم درو و خرمن کوبي مي‌رسد.
أَلوچه زرد
أَلوچه سياه
أَلوچه قرميز
أَلوچه لوشيlvashiاز آن لواشک ترش مي­سازند
آلوها:
أَلو زرد
أَلو بخارا
أَلو گوgowدرشت و شيرين
أَلو شوربتيshorbtiشربتي مانندشربت پر آب
أَلو غلومghlomغلام
أَلو شمسيshamsi
کدوها:
کدو تومبلtombalکدم تنبل .درشت و گرد
کدو ارگنجيargngiiزرد و نارنجي
کدو چويchawiمثل چوب است.
کدو سفچهsfchaنارس که از وقتي گل مي کند قابل خوردن است
کدو حلوييhalwayeeارگنجي
کدو بادينجوbadinjoبادمجاني. سبز و ترد مثل بادمجان
توت‌ها:
تو نقليtu noghliشيرين و سفيد و روشن
تو معموريtu ma’muriشايد مأموري! بلند و دانه درشت
تو کلومبلگtu klombalgکلان برگ.برگهاي درشت
تو بِ دنهtu bedanaبي دانه
شه توshatuشاه توت
تو پيونديtu peyvndiاز پيوند دو درخت توت حاصل مي شود.
تو چغوکيtu chghokiگنجشکي
گلابيها:
اَنبرو[1] کدونيanbro Kaduniنوعي گلابي بزرگ و زرد رنگ تقريبا به شکل کدو
اَنبرو اَلعوجanbro al’ujنوعي گلابي خيلي رسيده
اَنبرو سيَه چَanbru siah chaنوعي گلابي ريز
عنبرويگلابي کوچک و زودرس
گلَوي
خربزه:
خربزه سِفچَهنارس
خربزه برگردbergardخربزه خيلي شيرين
خربزه جُودَنهروي پوست آن خط هاي برجسته دارد، وبه شيريني معروف است.
خربزه مشديmeshdiتخم اين خربزه را اواخر از شهر آورده بودند، به همين دليل به مشدي شهرت يافته بود!
خربزه اُوگزovgazخربزه اي که يک طرف آن درون آب يا رطوبت قرار گرفته و مزه خوبي نداشته.
خربزه اَفتُو سُزخربزه اي که يک طرف آن در آفتاب سوخته بود، و مزه خوبي نداشت.
خربزه دِيمَdeyma
متفرقه:
سينجَيSinjayسنجد
قَرقناسgharghenasتمشک
بِهيbehiبه
ايژدفijdafنوعي زالزالک
قرمورغgharmurghنوعي ميوه وحشي کوچک سياه رنگ

[1]: امرود

جمع آوری و ویرایش : دکتر محمود فتوحی