دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سلام به همه دوستان. اهالی باصفای حیتا

با توجه به علاقه دوستان بویژه جناب دکتر فتوحی به ضرب المثلهای رودمعجنی و درخواست ثبت آنها در سایت ، اینجانب تصمیم گرفتم رسالت این مهم را به عهده بگیرم.

 و اما بعد  از آنجا که والده گرامی اینجانب پیشینه درخشانی در این بخش دارند و همیشه در مکالمات روزمره خود به تعداد زیاد از انواع ضرب المثلها استفاده می کنند ، من هم سعی کردم این ضرب المثلها را از میان مکالمات ایشان جمع آوری نموده و به نگارش درآورم .

لازم به ذکر است که مادر گرامی اینگونه اشعار و ضرب المثلها را از پدر بزرگوارشان به یادگار دارند . مرحوم حاج حسن نجفی که خدایش بیامرزد و با شهیدش محشور فرماید،  گنجینه بسیار غنی از اشعار ، سروده ها ،  ضرب المثلها و …. بودند. برای مثال تا جایئکه من خاطرم هست هرگاه به نزد ایشان می رفتیم امکان نداشت یک دوبیتی ناب در استقبال از ما نسرایند. ایشان این ذوق و استعداد خود را به نسبت بین همه فرزندان خود به یادگار گذاشته اند و از جمله مقداری به مادر عزیز ما و جالب است که بدانید در این بین جناب زمستان گرامی نیز از این نعمت بی بهره نمانده  و این استعداد و ذوق ادبیاتی سرشار ایشان ارثیه پدربزرگش می باشد .

خلاصه کلام: با اداء احترام به مادر عزیز و مرحوم پدر بزرگوارشان، بنده از این به بعد در خدمت دوستان هستم با نگارش ضرب المثلهای رودمعجنی . بعضی از این ضرب المثلها بسیار ساده و روان هستند و معنی آنها مشخص است . اما برخی هم کمی سخت هست و نیازمند ترجمه. برخی از آنها  در بقیه نقاط هم استفاده می شود منتهی در رودمعجن با گویش خاص خودش و برخی هم خاص همانجاست . در هر قسمت تعداد ۴ یا ۵ مورد از آنها را ثبت می کنیم .  منتهی برای اینکه این مطلب خسته کننده و یکطرفه نباشد، معنی و ترجمه ضرب المثلها را به عهده شما دوستان می گذاریم تا برداشتهای خود را بنویسید و در آخر معنی درست آنرا با کمک نظرات شما و آنچه خود در ذهن داریم ثبت می کنیم.

نوه ی دگه حجی مراد


و اما ضرب المثلها:

1-   تْمْوم رفت كاري پُوستي     بْمونْدَه پَيُ و پِشُ و هر دو اَسْتي

 پوستی تقریبا همون معنی لباس رو میده(پوستین دوزی در قدیم برای خودش شغلی بوده)    پَي =  پشت لباس      پِش = جلو لباس

این ضرب المثل کنایه از تموم نشدن یک کار و در واقع اصلا انجام نشدن یک کار میباشد.مثلا شما کاری رو به یکی میسپارین اونم به شما میگه دو روزه دیگه کار شما انجام شده است شما دو روزه دیگه میرین در حالی که اون کار شما رو هنوز انجام نداده حتی دست هم بهش نزده در اینجور موقع این ضرب المثل به کار میره.  معنی تحت و لفظی امروزیش تقریبا میشه: کار لباس تمام شده فقط پشت و جلو و دوتا استنیش مونده!!!!

2-     اِي ‍زْبو جان مُور ب مَهْلكَه نِندْزي

 زبو = زبان      مور= منو       مهلكه = محل هلاكت ، عرصه نبرد

اي زبان جان ، منو به مهلكه نيندازي يعني اي زبان عزيزحرفي نزني كه باعث دردسر و پشيماني من شود

اين ضرب المثل بيشتر نقش  پند و اندرز  را دارد و به عنوان نصيحت به كار مي رود . كاربرد آن جهت نگهداشتن زبان از گفتن سخناني بيموقع و نامربوط است . يعني مواظب زبانت باش . جلو زبونت بگير.  حرف مز مزه كن بعد بگو.   موارد مشابه آن مي توان به اين جملات اشاره كرد : كم گوي و گزيده گوي چون در .   زبان سرخ سر سبز مي دهد بر باد  و ….

3-    خْرچنگي اُوْرِشوم كَش

 در ابتدا لازم به ذكر است كه حرف ي در خرچنگي  همان علامت كسره است كه به ي تبديل شده است . همانطور كه مي دانيد در گويش رودمعجني اكثر كلماتي كه مضاف و مضاف اليه مي باشند يعني با علامت كسره به هم وصل مي شوند . هنگام تلفظ علامت كسره به ي تبديل مي شود مثل همين خرچنگي كه در اصل بوده : خرچنگِ اورشوم كش ” اما هنگام تلفظ به خرچنگي تبديل مي شود . يا جمله بالا بوده : ” كارِ پوستي” كه تبديل شده به كاري پوستي   . يا مثل اين كلمه ها: پشتِ بام = پشتي بوم   سقفِ خانه = چختي خنه

و اما ترجمه :

خْرچَنگ همان خرچنگ است.

  اورشوم همان ابريشم ( محض اطلاع كساني كه ممكن است ندانند : ابريشم نوعي نخ بسيار ظريف ، زيبا و گران قيمت است  كه ازبافت پيله كرم ابريشم بدست مي آيد)

   اورشوم كش : منظور شخصي كه مشغول شغل ابريشم كشي است( باز هم محض اطلاع اين حرفه در بخش بايگ به وفور يافت مي شود و اكثر مردم بايگ به اين حرفه اشتغال دارند)

همانطور كه مي دانيد ابريشم كشي يك كار بسيار ظريف و مستلزم دقت و ظرافت زياد است.  با چنين شرايطي موجودي مثل  خرچنگ به دليل داشتن دست و پاهاي زياد و تودر تو هيچگاه قادر به انجام چنين كاري نخواهد بود و چنانچه چنين كاري انجام دهد همه را به هم ريخته و خراب مي كند . از اين رو در مورد افرادي كه قادر به انجام يك كار خاص نيستند يعني در تخصص آنها نيست و اگر انجام دهند كار را خرابتر مي كنند اين ضرب المثل به كار مي رود.  به عبارت ديگه در مورد كساني كه در گويش عاميانه لفظ چلاق به آنها نسبت داده مي شود. نمونه مشابه آن ضرب المثل معروف ” كار هر بز نيست خرمن كوفتن ” مي باشد.

خود بنده هم اين ضرب المثل را تا همين اواخر نشنيده بودم تا اينكه يكروز مادر گرامي در يكي از مكالماتشان خطاب به پدر كه پايش به سيني چايي خورد و همه استكانها افتاد و شكست با خنده و شوخي گفت :خرچنگي اورشوم كش  و ما كلي خنديديم

4-    يَك مَن ميميز بالاي چيل مَن خْرما

 میمیز =  مویز( كشمش).       مَن =  هر سه کیلو يك من است

( چهل من خرما استعاره از يك كار يا شي با ارزش و سنگين و يك من ميميز استعاره از يك كار يا شي كوچك كه ارزشش از چهل من خرما بسيار كمتر است )

مورد كاربرد اين ضرب المثل غالباً در خصوص خرج و مخارج بكار ميرود. مثلا در مواردي كه شخص براي كاري هزينه زيادي كرده . وقتي بهش ميگن اين خرج ديگه نكن يا اين يك قلم جنس ديگه نخر.  ميگه ولش كن بابا : يك من ميميز بالاي چهل من خرما يعني اين يك ذره هم بالاي اونهمه خرجي كه كردم .

اين ضرب المثل را پدر گرامي همين اواخر در قضيه بنايي بسيار بكار مي برد . هر خرج اضافي كه مي خواست انجام دهد ، مثلا مي گفتيم با با اينجا رو هم كمد بزنيد . مادر مي گفت : نميخاد، اينقدر خرج نتراشيد ولي با با مي گفت : ب خيال اي يك من ميميز هم بالاي چيل من خرما ( اي خرج هم بالاي خرجاي دگه)