سلیمان استوار فدیهه 2864 روز پیش
بازدید 116 ۱۱ دیدگاه

رباعیات و تصاویر پاییزی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند رباعی و تصاویری پاییزی  تقدیم به اهالی

نازنین حیتا در هر کجای این کره خاکی که زندگی می

کنند.

رباعیات پاییزی

پاییز بهاریست که خوشرنگ شده

سالیست دلم برای او تنگ شده

تا حال ندیدمش چنین رنگ به رنگ

با مردم این زمانه همرنگ شده

@@@

پاییز چرا رنگ به رنگ   است    امروز

مخفی شده در پوست پلنگ است امروز

بیمار     نبوده      و      ندارد    یرقان

معتاد مگر به چرس و بنگ است امروز

@@@

پاییز بهار است ولی با دل شاد

خوشتر بود از بهمن و هم از خرداد

هر گز نبود هوای آن گرم و نه سرد

از کولر و   از     رنج   بخاری    آزاد

@@@

پاییز بهاریست که معتاد شده

با خوردن اکس اندکی شاد شده

فردا که زمستان برسد میبینی

برگ و بر  او  تمام   بر   باد    شده

p 1

IMG_0932

ali ali

 

IMG_0935

IMG_0944

IMG_0951

IMG_1018

IMG_1019

IMG_1020

as5

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. سلام بر یکه تاز حیتا
    آقای استوار عالی بود
    هر وقت آدم شعر های شما رو میخونه لذت میبره
    خسته نباشید

  2. درود بر استاد طناز سلیمان عزیز،
    بسیار زیبا مثل همیشه.
    قلمتان سبزوجاویدان.
    این رباعی پاییزی هم تقدیم به شما:
    هنگامه عشق و رمز و راز آمده است…با مهر و به صد هزار ناز آمده است
    روی سخنم به مردم اهل دل است…تبریک!،خزان دوباره باز آمده است

  3. سلیمانا درودت باد
    رخت پائیزی برتن کرده می صفائی در باغ ، گواریت باد شمیم عطر پائیزی

    پائیز وصفای چهر دوران رابین
    تن جامه ی رنگین درختان را بین
    درباغ نظر نما ببین جلوه ی آن
    در رخت خزان دمی سلیمان را بین

    روزگارت سرشار از بهترینها :gol: :gol:

  4. سلیمانا درودت باد
    رخت پائیزی برتن کرده می صفائی در باغ ، گواریت باد شمیم عطر پائیزی

    —–
    پائیز وصفای چهر دوران رابین
    تن جامه ی رنگین درختان را بین
    درباغ نظر نما ببین جلوه ی آن
    در رخت خزان دمی سلیمان را بین

    روزگارت سرشار از بهترینها :gol: :gol:

  5. خدا قوت جناب استوار :SS: :SS: :SS: :SS:

  6. اکنون پــــــــــــــــاییز
    اینجا موسم شوق
    رقصنده با برگ
    رقصنده در باد
    زمزمه ی تنهایی اب در تن جویبار
    باد در تن عریانی باغ
    زرد و ارغوانی در دامن کوه
    قامت بلند سپیدارهای انبوه.

  7. atash گفت:

    چه خیالی، چه خیالی … می دانم
    پرده ام بی جان است.
    خوب می دانم،
    حوض نقاشی من بی ماهی است.
    بار خود را بستم،
    رفتم از شهر خیالات سبک بیرون
    دلم از غربت سنجاقک پر.(س. سپهری)

  8. درود بر آنان که بر صفحه ی مجاز می نگرند ونظر هم نمی دهند
    اصلا بیخیال نظر، نویسنده بنویسه ماهم میخوانیم چکار داریم که خوبه یا بد .
    بییییییییییییخییییییییییییییال

  9. درود خدا بر سلیمان خوش ذوق
    فک کنم پاییز بهار شاعران باشد
    تصاویر رنگ به رنگتون آدم رو هوایی میکنه
    و البته پوست پلنگ که کمی جنبه تبلیغاتی هم داشت
    :gol:

  10. خداقوت جناب استوار شعر و عکس هر دو زیبا بودند. عکسها خوش رنگ و باسلیقه بودند و خوش بحالتان که چنین پر و پیمان هستین :Y: .

  11. درود برهمشهری عزیز
    اشعارزیبا وعکسها فوق العاده بود