ای که بناز بسته ای، دست رضا ،رفیع را
هدیه به درگهت کنم ، عطر خوش ربیع را
سلیمان جان درود باریتعالی بر شما ظناز پند آموز وباریک بین ،قصه پرداز خطه عشق.
جالب بود واستوار
چون بزم خودمانی است با کسب اجازه از محضر شریف یک کم فضولی میکنم در مثنوی بزو میش.
* پس بیا تا قفل(ها) را واکنیم (البته فهیدم تایپ نکردی)
*اختالفی بود اگر در بینشان
*وای بی حجب وحیا گردیده میش
*روی او بوسید و گفت شرمنده ام
*پیش وجدانم چو سر افکنده ام
*هان ای انسان با فضل وکمال
*شمه ای بر گیر گر داری مجال
*همچو بز…..
از شما بزرگوارپوزش می طلبم بنده ایراد نگرفتم کمی کلمات را آنهم از نگاه خویش جابجا نمودم
ترنم خوش بهار را با آوای نرم چشمه ساران تقدیمت میکنم
پهاری وسرسبز باشی :gol: :gol: :SS: :gol:
جناب استوار مثل همیشه زیبا بود و برای لحظاتی از گرفتاریهای زندگی رها شده و استفاده کردیم. خوش به حال شما و دیگر دوستانی که طبع شعر دارین و از آن بهره میبرین. خدا قوت :gol: :gol:
بعد ایامی امدم
تا زحیتا دلم تازه شود
نظر کردم زحادثه
یک کاشانه بسوخت
دل من زین فراق چه جانانه بسوخت
صحبت از اشنایی شد
کوچه اب و جارو میزدیم در قدم بهار وه چه رسوایی شد
غافل از ثانیه هابودیم
در هجر اشنایان
همه سروده ها مرثیه و ماتم شد.
سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت سرور عزیزم اقای استوار .سلیمان جانِِ بنازم زبان شیرینت را.واقعا استادانه شعر میگویی.انصافا لذّت میبرم.همچنین درود میفرستم بر سید بزرگوار محزونی نازنین. پابرجا باشید دوستان.
مثل همیشه زیبا و جالب بود جناب استوار – خدا قوت
بسیار زیبا وجذاب است مانند سایر اشعا ر وبلاگ شما بزرگوار ودراین اشعار چه حرفه ای مفاهیم اصلی درپناه مفاهیم فرعی پنهان شده است
ای که بناز بسته ای، دست رضا ،رفیع را
هدیه به درگهت کنم ، عطر خوش ربیع را
سلیمان جان درود باریتعالی بر شما ظناز پند آموز وباریک بین ،قصه پرداز خطه عشق.
جالب بود واستوار
چون بزم خودمانی است با کسب اجازه از محضر شریف یک کم فضولی میکنم در مثنوی بزو میش.
* پس بیا تا قفل(ها) را واکنیم (البته فهیدم تایپ نکردی)
*اختالفی بود اگر در بینشان
*وای بی حجب وحیا گردیده میش
*روی او بوسید و گفت شرمنده ام
*پیش وجدانم چو سر افکنده ام
*هان ای انسان با فضل وکمال
*شمه ای بر گیر گر داری مجال
*همچو بز…..
از شما بزرگوارپوزش می طلبم بنده ایراد نگرفتم کمی کلمات را آنهم از نگاه خویش جابجا نمودم
ترنم خوش بهار را با آوای نرم چشمه ساران تقدیمت میکنم
پهاری وسرسبز باشی :gol: :gol: :SS: :gol:
*ببخشید بازم اشتباه تایپی
*اختلافی بود اگر در بینشان
جناب استوار مثل همیشه زیبا بود و برای لحظاتی از گرفتاریهای زندگی رها شده و استفاده کردیم. خوش به حال شما و دیگر دوستانی که طبع شعر دارین و از آن بهره میبرین. خدا قوت :gol: :gol:
خداقووووووت جناب استوار بسیار زیبا و پند آموز بود و البته در آمیخته در طنز :SS:
اول فکر کردم شعر طنزه اما آخرش فهمیدم پندآموزه بیشتر :gol: :gol:
بنازم طبع لطیف مولوی گونه ات رو سلیماااااااااان عشقی به مولا
تازه میشم هر وقت شعرای مهربونت رو میخونم:OG:
بعد ایامی امدم
تا زحیتا دلم تازه شود
نظر کردم زحادثه
یک کاشانه بسوخت
دل من زین فراق چه جانانه بسوخت
صحبت از اشنایی شد
کوچه اب و جارو میزدیم در قدم بهار وه چه رسوایی شد
غافل از ثانیه هابودیم
در هجر اشنایان
همه سروده ها مرثیه و ماتم شد.
سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت سرور عزیزم اقای استوار .سلیمان جانِِ بنازم زبان شیرینت را.واقعا استادانه شعر میگویی.انصافا لذّت میبرم.همچنین درود میفرستم بر سید بزرگوار محزونی نازنین. پابرجا باشید دوستان.
:YY:
:YY: جالب بود