علی نجفی 3365 روز پیش
بازدید 158 ۲۲ دیدگاه

در کار گلاب و گل

بعضی کارها آنقدرها که فکر میکنی پیچیده نیست. بعضی کارها  ساده تر از آنند که زندگی  ماشینی  -که اشتیاق عجیب و غریبی به پیچیده کردن همه چیز دارد- به ما فهمانده. گاهی راه های دیگری هم-غیر از راه معمول همیشگی- برای ابتیاع بعضی چیزها وجود دارد، البته اگر این سبک زندگی شهری که ما را آماده خوار بار آورده بگذارد برای تفنن هم شده به راهی جز خرید از سوپر مارکت سر کوچه فکر کنیم. بعضی کارها وقتی امکانش باشد راحت از دست خود آدم بر می آیند فقط  «عَنجگوکی»همت باید به خرج داد ، «نرمگوکی»پشتکار داشت و «پُرگَکی» هم رنج را راحت شمرد.همین.تهش  که کار به نتیجه می رسد می بینی هم فال بوده هم تماشا هم کار!. لذت اینکه محصول طبیعی است،بدون بگیر و ببندها و آب بستن های معمول،و حاصل دست رنج خود آدم است هم جای خود دارد.آن کیفش علی حده است.

چند وقت پیش توی ده شاهد یکی از همین کارهای شاید به ظاهرپیچیده ولی در واقع خیلی ساده(ساده را با راحت اشتباه نگیرید)بودم که بسیار لذت بردم.چه از نحوه ی انجام کار(که به نهایت ساده بود) و چه از نتیجه ی کار چرا که یک جور همت و پشتکار قابل تحسین پشتش بود که فلسفه ی آماده خواری را به چالش می کشید و از طرفی از آنچه در اختیار بود و طبیعت در اختیار گذاشته بود به نحو احسن استفاده می کرد.البته از حضرت حق که پنهان نیست از شما چه پنهان که این کار یک نتیجه ی خوب دیگر هم داشت و آن اینکه در خاتمه یکی دو شیشه هم گیر  ما آمد.به همین خاطر(البته به خاطر آن دو سه تا دلیل بالا نه این آخری!) به نظرم رسید که چندان بی راه نیست اگرچند خطی در مورد این کار و نحوه ی انجامش بنویسم.برویم سر اصل مطلب:

نوع کار:گلاب گیری

مواد لازم:۱- «گول چمند» به هر میزان که موجود بود.از یک «حُفنَ» و یک«موشت»بگیرید بروید تا یک«چرشَو» و«پلونگ» و«خرجوَلَ» و حتی یک «خَر».

۲-دو عدد «دِگ»یا «دِگچَ» یا«دِگ برگ».«دگ رِگی» مورد مناسبی  نیست.قابلمه هم البته در سایز بزرگ  توصیه میشود.

۳-یک عدد«تاس» یا «کَسَ»یا«قدح» یا«بَتیلَ»ترجیحاً از جنس «روح»یا «برینج»یا «اَهَن».

۴-اُو.یک«تلخِ».

روش انجام کار:

۱-گلها را آماده می کنند

IMG_0778

 

۲-«دگ» یا قابلمه را پر آب کرده و گلها را داخل آن می ریزند و «تاس» یا«قدح»خالی را وسط آن قرار می دهند.

IMG_0773

-«دِگ»را روی آتش گذاشته روی آن را یک «دِگ»یا قابلمه یا «دگچه» ای پر از آب سرد میگذارند.حد فاصل بین «دِگ» و «دگچه» را با یک دستمال خوب میپوشانند تا بخار آب خارج نشود.گلها درون «دِگ» همراه با آب میجوشند.عصاره ی گل  گرفته شده با آب مخلوط شده و بخار میشود.بخار به کف«دگچه»حاوی آب سرد خورده دوباره سرد شده و به قطرات گلاب تبدیل شده و داخل«قدح» خالی میریزد.

آب داخل ظرف بالایی که سرد است  در اثر حرارت گرم می شود.مدام باید آبش را عوض کرد و سرد نگه داشت تا عمل تقطیر بهتر انجام شود.

IMG_0784

۴–گلاب آماده است.(به مارک روی شیشه ها توجه نکنید!)

IMG_0782

گلاب گیری کار ساده ایست ولی نه چندان راحت.اما نتیجه رضایت بخش است.گلابِ حاصل بر خلاف گلابهای پاستوریزه ی بازاری که بی رنگ اند به وضوح زرد رنگ است.زرد کم رنگ. و باز بر خلاف آنها ، با بویی کمی تلخ مانند که هر چقدر بر مدت عمر آن افزوده میشود مطبوع تر میگردد.

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. محمود فتوحی گفت:

    ممنون علی عزیز
    به این می گن تولیدات ارگانیک! در دنیای صنعتی که تخم مرغ و شیر آدمیزادش هورمونی و شمیمیای است و چیزهایی به اسم غذای ارگانیک با قیمتهای سه و چهار برابر به مردم متمدن می چپانند. گلابهای تلخ و رنگین شما را باید گفت اکسترا ارگانیک.
    بیست سال پیش که به سنگ کلیه مبتلا شدم. گفتند عرق خارشتوری دوای سنگ است. هرچه از عطاری می خریدم بوی آب پلور و دماوند و واتاو امثالهم می داد.
    دیگی توی مطبخ پدری گذاشتم و دو سه خر خارشتری آوردم و چهل لیتر عرق گرفتم.
    چند روزی مشغول بودم عرق گیری و چند ماهی هم مشغول عرق خوری بودم تا سنگ کلیه
    دست از سرم ورداشت.
    هنوز میوه و غذا و بخصوص گوشت ایران طبیعی است. و مزه دارد. خدا ندهد میوه های رنگارنگ و درخشان بازارهای کشورهای صنعتی را.

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      دلتنگتان شده بودیم آقای دکتر، حسابی واز دیدن دوباره یتان سر کیف آمدیم،حسابی.
      ارگانیک و غیر ارگانیکش که بماند نمیدانم دوستان هم این را تجربه کرده اند که همان آلو بخاراهای کوخک ده(هر چند چند سالیست کمتر گیر می آیند) مزه یشان چقدر توفیر می کند با آلو های بزرگ و خوش بر و روی بازار؟!
      آقا ی دکتر اگر یک بار دیگر سعادت عرق گیری خارشتری دست داد(که امیدوارم دست ندهد) من هم در عرق خوریش التماس دعای ویژه دارم ، چون همدردم.البته ازآنجا که بلد نیستم عرق خارشتری بگیرم خارشتری آوردنش را تقبل میکنم.
      سپاسگزارم از شما

  2. سلام و خسته نباشید جناب نجفی؛ مطلبتون فوق العاده جالب بود. دیدن عکسا و مطلبتون منو یاد گلاب گیری سنتی همسایه مان، آتو سعیده یا خانم آقای لطفی انداخت. منم این کار جالب رو تو بچگی اونجا دیده بودم و عطرش که تا خونه ما می اومد رو هم حس کرده بودم. ایشون هم این کار رو به خوبی انجام می دادن .واقعا متشکرم خاطرات جالبی برام زنده شد. :SS:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      سلام بر شما خانم احمدپور.
      من هم که سوال کردم ظاهرا از سالها پیش بعضی ها توی خانه هایشان گلاب میگریند
      سپاسگزارم

  3. علي نيكوعقيده گفت:

    جناب علی اقا کار کارخانه های بزرگ گلاب گیری دنیا وکشور مثل گلاب نادر استان را به شیوه خودمانی بیان نموده بودید ،امروزه کار گلاب وگلاب گیری یکی از مشاغل پر درامد بخش کشاورزی می باشد که کشاورزان ما کمتر اطلاعی از ان دارند گرچه زحمت بسیار اندک ودرامد بسیار بالای ان وخصوصا شرایط اب وهوایی استان خراسان رضوی برای کاشت این محصول که به( طلای معطر )معروف شده،بسیار مناسب است، و کشاورزان کم کم با این محصول استراتزیک اشنا می شوند وجدا از مزارع گل محمدی کاشان در کشور، در مشهد نیز با فاصله خیلی کم از شهر، کشاورزان روستای فارمد در نزدیک شهر از کاشت گل محمدی استقبال خوبی نموده و کل محصول روستا گل محمدی است و از کاشت گل محمدی درامد بسیار مناسبی نصیب روستاییان شده ، امیدواریم در اینده نزدیک با کلاسهای ترویجی که توسط جهاد کشاورزی در حال اجرا می باشد مزارع (دربی) در رودمعجن که مستعد کاشت این گونه گیاهی می باشد نیز با تقییر الگوی کشت به کاشت گل محمدی اختصاص یابد.

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      نکته ی بسیار جالبی و تامل برانگیزی را اشاره فرمودید جناب آقای نیکوعقیده و اطلاعات جالبی را هم در اختیار گذاشتید.امیدوارم بشود با تلاش دوستان جهاد کشاورزی و همیاری اهالی درامد بیشتری در بخش کشاورزی نصیب کشاورزان شود.اگر واقعا زمینهای منطقه ی دربی برای کشت این محصول مناسب باشد میتواند خبر خوبی باشد برای اینکه شاید بتواند تکانی به وضعیت کشاورزی روستا بدهد.

  4. پروین مدرسی گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما
    مطلبتون واسم خیلی تازگی داشت . هیچ وقت گلاب گیری رو ندیده بودم ولی با توضیحات کامل و عکساتون کاملا متوجه فرآیند گلاب گیری شدم. خیلی جالب بود. ممنون.خسته نباشید :gol:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      سلام علیکم.
      البته من خیلی مفصل شرح و بسط ندادم و تا جایی که تونستم لب مطلب رو بیان کردم.فقط هدفم این بود که بگم میشه این کار رو انجام داد.به همین سادگی.
      متشکر خانم مدرسی

  5. حق جو گفت:

    عل اکبر جای شیشا خنه ی کیه کی دفالاش سرامیکه اما تهش خاک راس ورگوی

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      آقا اونا سرامیک نیه.او اوگرمکنیه کی دپوشتی شیشا دبر اَفتیه

  6. راست شو بگو گفت:

    اقای نجفی اقا یا خانم حق جو راس میگن بگین اونجا خونه کیه؟

  7. مشتبا گفت:

    چی درغ بلندء

  8. ناشناس گفت:

    خاب معلومه خنه باباکلوحجی عباسشه داوحداوکی حالا دایی هاش می نشینند

  9. بنام خدا/ درود بر استاد عزیز جناب علی نجفی. بسیار جالب بود. آن قدیم مدیما که نیاکان ما زنده بودند اعتقادشان بر این بود که با یک تیر نمی توان دو نشان زد اما امروزه شاهد آن هستیم که نه تنها با یک تیر دو نشان بلکه چندین نشان را می توان مورد هدف قرار داد البته اگر تیر اندازی همچون علی نجفی کمان قلم را در دست داشته باشد.۱- به نمایش گذاشتن محصولات رودمعجن ۲- حمله به زندگی ماشینی ۳- بازگشت به سنتها ۴- آموزش گلاب گیری ۵- آشنا نمودن نسل جوان با اصطلاحات فولکلوریک ۶- به نمایش گذاشتن تصاویری بسیار زیبا. …و ده ها هدف دیگر که به علت ضعف بینایی از بیان آن عاجزم.

    ….و چشممان به دست خط جناب دکتر فتوحی روشن شد و برایشان سلامتی عاری از هر گونه سنک کلیه و غیره آرزومندم :SS: :gol:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      درود بی پایان بر شما جناب استوار بزرگوار.ما شاگرد هم نیستیم جناب استوار عزیز چه رسد به استاد.این تن نحیف تر از آن است که بتواند برازنده ی آن قبا شود.
      برحسب اتفاق چشمان بسیار تیزبینی دارید که این همه هدف را در چهار خط نوشته و دوتا عکس میتواند بیابد چون انصافا از چهار خط نوشته و دو تا عکس این همه هدف دراوردن کار هرکسی نیست و خداییش من خودم به خودم افتخار کردم که توانسته ام نادانسته همچین شق القمری را انجام دهم!!همیشه مرهون الطاف بی کران شما هستیم. مبالغه میفرمائید ولی مبالغه هایتان هم مثل خودتان دوست داشتنی اند حسابی.

  10. مرادي گفت:

    عجب سوژه ای شکار کردی . از کجا پیداش کردی. بنده اعتراف می کنم تا به الان شیوه و تصاویر گلاب گیری را بویژه در رودمعجن نشنیده و ندیده بودم. بسیار برایم جالب بود.
    خداقوت :SS: :gol:

  11. نجمه عبداللهي گفت:

    علی آقا خسته نباشید. راستش رو بخواین من بعد خوندن این مطلب از خودم خجالت کشیدم چون زمانی که کار گلابگیری مربوط به همین مطلبی که شما گذاشته اید انجام میشد اونجا حضور داشتم اما اصلا به خودم زحمت ندادم شیوه کار را بپرسم یا اینکه به فکرم نرسید که اگر همت کنم این روند کار میتواند تبدیل شود به یه مطلب مفید برای دوستان حیتا که هم آنها را با عمل گلابگیری آشنا کند و هم یه مطلب کاملا رودمعجنی و مفید باشد که برازنده سایت حیتای عزیز باشد خوب گذشته از این حرفها ولی خدا وکیلی در جریان بودم که چقدر کار پر زحمتی است شاید روند کار آسان باشد اما چند نفر دائم باید بالای سر دیگها باشند ، توی هوای گرم و کنار آتش که یا آب را عوض کنند و یا کارهای دیگر مربوطه و یه شبانه روز کامل وقت میبره انجام این کار . البته ناگفته نماند که بنده هم بی نصیب نموندم و یه شیشه گلاب خوش عطر نصیبم شد که اون رو با احتیاط تمام مصرف میکنم :YY: . عکسهایی هم که گرفته شده خیلی قشنگ هستن دست مریزاد و خداقوت :gol: :gol:

  12. با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات به همه اهالی حیتا الالخصوص جناب آقای نجفی استاد بزرگوار واقعا مطلب جالبی بود و بسی آموزنده و عکسای قشنگی هم همراهش بود مخصوصا اون بطری ها و مارکای جالبش که احتمالا چون شرکت سازنده ای دلگیر نشه همه شرکتا با هم تقریبا هستند البته شوخی کردم به دل نگیرید :VV: ولی از شوخی گذشته واقعا نمیدونستم اینجوری هم میشه گلاب گرفت فکر میکردم گلابگیری فقط کار کارخونه و کاشونیاست به روش خودشون ایده خوبی بهم دادین شاید منم گلاب تولید کردم خدارو چه دیدید :Y: .خداقوت :SS: :SS: :SS: :gol:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      حقیقت اینکه من خودمم تا حالا ندیده بودم این شیوه ی گلابگیری رو و این اولین بار بود.سعادتی بود که دست داد.خدا قوت به شما دهد جناب مرادی.
      البته نجمه خانم مادر مکرمه ی شما در روند تولید این گلابها حضور مستمر و فعالی داشتند و اون گلابی هم که به شما رسیده صدقه سری مادر مکرمه است.حتما تشکرات ویزه بفرمائید از ایشان.همانجور هم که شما فرمودید کلار سختیه و وقت گیر.همان روز از ساعت ۸ صبح تا نزدیک ۱۱ شب این کار طول کشید!.متشکر از شما.خدا به شما قوت دهد.
      سلام بر شما خانم مقدم و طاعاتتان مورد قبول درگاه حضرت حق.اگر ان شا الله دست به تولید گلاب بردید حق الزحمه ی این حقیر (در حد یکی دو شیشه کفایت می کند) فراموش نشود!!

  13. سلام خدمت علی اقا وخسته نباشید مطلب وعکس ها هر دو جالب بود . من از نزدیک شاهد مراسم گلاب گیری بودم کار بسیار سخت وپر زحمتیه ولی درست کردن گلاب با اتش هیزم وظرف مسی ارزشش
    رو بیشتر می کنه.

    اون شیشه کوچیکه کوهرنگ که کنار فانتا مخفی شده حالا به هر دلیلی :TT: سهم ما شد ظاهرا پارتی بازی شده که شما دو شیشه سهمتون شده خوش به حالتون :gol:

  14. سلام و درود خدمت رفیق شفیق
    بدون بگیر و ببندها و آب بستن های معمول،و حاصل دست رنج خود آدم است :Y:
    خوب قصد توضیح اضافه در مورد خط بالا رو ندارم ولی خوندن بند های اول متن من رو یاد خاطرات مشترکی انداخت!

    مطلب از دو جنبه برای من جالب بود، اول اینکه یک زمینه کاری جدید در سایت رو پایه گذاری می کرد، اون هم شرح تصویری کارهای تولیدی در روستا، کارهایی که کم کم به فراموشی سپرده خواهند شد
    البته قبلا جناب فتوحی در مطلب چرخ مشابه این کار رو برای شیره انگور انجام داده بودند ولی خوب یک گزارش تصویری برای کسانی که هیچ پیشینه ذهنی ندارند جالبه

    جنبه دوم متن استفاده عامدانه از واحد های اندازه گیری مختلف در رودمعجن در جای جای مطلب بود که البته اگه توضیح کمی هم بعدا در مورد تفاوت اون ها بدی خیلی خوب میشه

    عالی بود

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      علیکم سلام خدمت خانم علی پور.متشکرم.عرض کنم که باور کنید پارتی بازی نشده جهت تنویر افکار عمومی عرض میکنم که خدای نکرده فکر نکنند رانتی ،ویژه خواری چیزی در میان بوده.عرض به حضور شما که ما هم در گلها اندک سهمی داشتیم و هم در کنده ها و حضور پرشکوه و حماسه آفرینی هم در پای دگ های گلابگیری داشتیم به همین علت سهم ما دوشیشه شد!
      سلام و درورد بر مدیر.اتش در جانت افتد کماکان!
      البته مدیر جان امروز که داشتم یک بررسی میکردم دیدم اونقدرها هم که معتقد بودیم داستان آب و اینها برقرا نبوده ها!!یعنی هنوز یک سری مکانها بوده که از دست در رفته وهمونجور خشک مونده.ان شا الله در فرصت های آتی باید جبران کنیم!