همین!

آنقدر مردن این آن را شنیده ای توی این چند وقت  که  مرگ هم آن اُبهت و حس فاغلگیر کننده اش را از دست داده.همان اُبهت و حس غافلگیرکننده ای که یک باره می آمد وخِر یکی را می چسبید و می برد و مرده و زنده را میترساند و بعد میگذاشت می رفت تا وقتی دیگر  و آدمی دیگر که چوب خطش پر شده بود .اما این روزها کسی از آمدنش غافلگیر نمی شود.گویا همه یک جوری منتظرش هستند.همه هم بیشتر از آنکه بترسند دلشوره دارند.ترس جایش را به دلشوره داده انگار.انتظار با خودش دلشوره می آورد و دلشوره هم بی حوصلگی و کم طاقتی.همین بی حوصلگی هم بانی میشود که دست و دل آدم به هیچ کاری نرود حتی به نوشتن مطلبی.

اینجور وقتها هیچ چیز بهتر از این نیست که چنتا عکس بگذاری.اینجوری با یک تیر دوسه تا نشان زده ای. اول اینکه عکس گذاشتن  وقت زیادی از آدم نمی برد توی این دوران بی حوصلگی  دوم اینکه کمی رنگ برای از یاد بردن چهره ی سیاه مرگ بدک نیست سوم اینکه در سالی که خشک سالی حسابی تسمه از گرده ی باغ و زمینها خواهد کشید عکس چندتا گل و کمی آب شاید دلخوشکنک بدی نباشد.

از همه ی اینها که بگذریم حقیقتش این است که همه ی این صغری و کبری ها  را چیدم تا توجیهی دست وپا کنم  برای گذاشتن همین چنتا عکس.  همین!

 

همیشه اول بهار خوش می درخشد اما همیشه هم دولتش مستعجل است پونه!

IMG_0420

 

«بزقیچ»سپیده که میزند باز میشود،تاریک که میشود بسته.اینجا گویا سپیده برای یکیشان زده برای یکیشان نه، دیگری بین زدن و نزدن سپیده مانده!.دوتا یقین دارند یکی شک!IMG_0685

 

 

به وجود خورشید که یقین پیدا کنی میشوی عین خود خورشید!

IMG_0688

 

این هیچ تفسیری ندارد.تنها بود دلم سوخت،عکس گرفتم.همین!

IMG_0679

درباره نویسنده
نوشته‌های مشابه

تنگی

عکس

دیدگاه‌های

15 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. حسین مرادی گفت:

    سلام و دویست ،سیصد سلام بر علی آقای عزیز؛
    حالا جواب سوالم را گرفتم که چرا مدتی است حیتا کم فروغ شده ،چرا دوستان نمی آیند سرکشی،مطلبی ثبت نمی کنند ؟شاید جوابش این باشد:
    بی حوصلگی باعث میشود دست و دل آدمی به کار نرود حتی ثبت مطلب!
    شاید این بی حوصلگی از دلشوره هایی که گفتی باشد’شاید دوستان از پیام تسلیت ها دلشوره دارند و شاید های دیگر…..
    علی جان باز هم به موقع آمدی شاید عکسها و مطلبت تسکینی باشد بر دلشوره های اخیر
    منده نباشی و خدا قوت

  2. با سلام و احترام. با دیدن عکس اولتون یاد پونه های کال کجرا افتادم البته زمانی که پر آب بود .متشکرم و خسته نباشید

  3. بنام خدا / سلام…..و درودی به زیبایی گلهای وطنی بر علی نجفی. هر چند که دانشمندان و حکما و فلاسفه و اندیشمندان فرموده اند : هر چی بگویی آلو آلو دهانت ترش نمی شود اما فضلای فدیهه از قدیم الایام فرموده اند: وصف العیش نصف العیش اما تصویر آن پونه که از بقیه سبقت گرفته و در جایگاه نخست قرار گرفته حسابی دهان را آب می اندازد. هر چند که چند روز قبل که خدا توفیق داد به رودمعجن بروم به کمک مادر خانم عزیز مقدار زیادی پونه جمع کرده و پس از استرلیزه و همونیژه(شستن زیر شیر آب ) خشک کرده و استفاده بهینه به عمل می آید. و اما به صورت پا منبری عرض کنم تصویر دوم و سوم همان ریش بزی و به گفته ی بعضی بزقیچک میباشد که در بیشتر در میان شبدر ها و یونجه ها سبز کرده و بسیار خوشمزه میباشد البته ساقه ی آن نه گلش.و تصویر چهارمی را نشناختم در هر حال دست شما که این تصاویر زیبا را گذاشته اید درد نکند و همچنین دست آن چشم بادامی ها با دوربینهای پیشرفته ای که ساخته اند. :SS: :gol:

  4. محمد عباسی گفت:

    سلام بر علی آقای گل مطلب جابی بود عکساتم قشنگه آفرین(خدا نور بار کنه نوه ی عمور) :SS:

  5. محمود مدرسی گفت:

    باسلام حضور جناب نجفی
    هم مقدمه و هم موخره جالب بودند. فصل دمگاه و گله و گوسفند است و همچنان منتظر ادامه
    “دنگاه” هستیم.

  6. علی کامیاب گفت:

    باسلام جناب نجفی دست شما درد نکند خیلی عالی بود وبه قول اقای مدرسی منتظر ادامه دنگاه هستیم

  7. نجمه عبداللهي گفت:

    خیلی زیبا.هم تصاویر گلها و هم متنها. مخصوصا عکس اول گل پونه داخل آب که جریان آب از گوشه و کنار اون یه موج کوچیک زیبایی پیدا کرده به نظرم خیلی قشنگ اومد. عکس سوم متنی که گذاشتین خیلی جالب بود( به وجود خورشید که یقین پیدا کردی میشوی عین خود خورشید). در کل مطلب بیسیتی بود.خدا قوت علی آقا :gol: :gol:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      حسین اقای مردای،خانم احمدپور،حضرت سلیمان خان استوار عزیز،جناب علی آقای کامیاب گرامی،محد آقای عباسی ،خانم عبداللهی متشکرم و همچنین از شما جناب آقای مدرسی و سمعا و طاعتا.

  8. ناشناس گفت:

    سلام
    خب اعصاب مصاب نداری مطلب نذار مجبورت که نکردن پسر جان
    وقتی خوب نیستی سکوت کن انقدر سکوت کن تا سکوت دانت…رو به راه شه :VV:
    پونه ات هم قشنگ بود بقیه ش مفت هم نمی ارزید( البته عکسها رو میگما نه گلها رو )البته از نظر من و گمونم نظر خودتم همین بوده وگرنه مجبور نمیشدی برا هر کدوم یک داستان جور کنی :OL:

    1. علی نجفی علی نجفی گفت:

      نظر معرکه ایست و حرفتان هم حسابی،البته نگفتم اعصاب ندارم فقط کمی بی حوصلگی منظورم بود.ولی انصافا عکسا اینقدرم بد نبوده که مفت نیارزه.حالا قبول که آش دهن سوزی نیست ولی مفت نیارزیدنشان فکر نمی کنید یه کم(قد یه بند انگشت) از انصاف به دور باشه؟!.هرچند کلیت حرفتان بی حساب نیست.همین جا عذر خواهی میکنم از شما.به قول شاعر:
      گفت «ناشناس» جانم سوختی
      وزپشیمانی دهانم دوختی!

  9. ناشناس گفت:

    علی جوووووون روزپدر! پیشاپیش مبارک :YY:

  10. عالی بود.جای عکس بزقیچ و گزر گزوک یا همان گزروک خالی بود :gol: :gol:

  11. فروغ مرادی گفت:

    درود برشما که اینگونه احساس لطیفی از خود نشان داده اید فقط میتوانم بگویم گل تبسم خداست برزمین پرپرش نکیم.دست مریزاد :gol:

  12. همین؟!!
    خاب عمووو … (بقیه اش رو قیچی میکنم و در اولین فرصت حضوری خواهم گفت)
    کلا بعد از بازگشت از تهران سبک مطلب نویسیت هم عوض شده، داری فست فودی میشی. مواظب خودت باش.
    عکس ها خیلی زردنبو بود، من اون عکس دومی که یک گل باز، یک بسته و یک نیمه باز بود رو خیلی دوس میداشتم
    با دیدن عکس ها یادم افتاد که قرار بوده یکسری عکس بذارم تو سایت و هنوز وقت نشده.
    Coming Soon…

  13. رز گفت:

    مطلب قشنگی بود.عکس هاتونم قشنگ بود.