حسین مرادی 3684 روز پیش
بازدید 89 ۱۸ دیدگاه

یاد باد ان روزگاران یاد باد

یاد آن ایام شیرین چون عسل/
هر چه می گفتیم می کردیم عمل/
یاد آن ایام پر مهر و وفا/
یاد آن دل های پر صدق و صفا/
یاد آن دوران دور از درد و غم/
می نشستیم پاسی از شب دور هم/
چند دوری تخمه بود و شب چره/
نور گردسوز و صدای شب پره/
دستها خالی و دل عاری ز هرنوع کینه بود/
رافت و عشق و صداقت خصلت دیرینه بود/
حال می دانی کجا رفتند آن مردان پاک؟/
کوچ کردند ، آرمیدند زیر صد خروار خاک/
پرسم اینک وارثان این عزیزان کیستند؟/
حافظان حفظ میراث نیاکان کیستند/
کو کجایند ؟ کوچ کردند هر کدامین از دیار/
بهر تحصیل ‍‍‍، بهر شغل و بهر کار/
هر یکی شان سوی شهری شد روان/
تا فراهم آورد یک لقمه نان/
حال اینک در تجمل غرق گشتیم این زمان/
رفته است و می رود از یاد ، فرع و اصلمان/
گر کنیم یادی ز بوم و زاد گاه خویشتن/
سالی یک بار یا ز بهر مرگ قوم خویشتن !/
گر گذاریم دست خود بر روی دست/
می برند اغیار به یغما هر چه هست !/
آن قلیل یاران که آنجا مانده اند/
حافظانند ، نی ز ما جا مانده اند/
او ز هر کوچ عزیزش داغدار است و غمین/
چاره ای اندیشه کن از ما بعید است این چنین/
گر که همراهی کنیم کار آفرینان این زمان/
فرصت شغلی فراهم آورندش بهرمان/

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. بنام خدا / درود بر حسین مرادی عزیز خدا قوت از سروده زیبای شما استفاده نمودم انشاالله ادامه داشته باد . برگ سبزی تحفه درویش تقدیمتان باد. به خود آئید عزیزان راه کج شد / از این رو زندگانیها فاج شد / به ظاهر خانه هامان کاخ شاه است / درونش یک جهان اندوه و آه است / در و دیوارها کاشی و سنگ است / ولی هر خانه یک میدان جنگ است / دگر از بذل و بخششها اثر نیست / ز انصاف و مروتها خبر نیست / عمو جان خاله جان دیگر نگوئیم / برای مرگ هم در آرزوییم / یکی نازد به ماشین و به باغش / یکی باد تکبر در دماغش / خلاصه دوستان دانید چکاریم / همگی بر خر شیطان سواریم / بیا تا راه دیگر پیش گیریم / سراغ از اصل و ذات خویش گیریم / بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم :SS: :SS: :gol: :gol:

  2. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما همکار گرامی جناب استواری عزیز
    لازم به ذکر است این شعر سروده من نیست فقط با توجه به اینکه جالب بود ففط توسط اینجانب کپی شده تا بروبچ حیتا استفاده کنند

  3. مرادي گفت:

    به به پسر عمو . کم پیدایی . داشتم نگرانت می شدم که نکنه اشرار محترم ربوده باشندت. اول فکر کردم شعر از خودته با خودم گفتم ای ول شاعر هم داشتیم خبر نداشتیم . اما خودت اعتراف کردی .
    در کل شعر قشنگ و دلچسبی بود . منده و دلتنگ نبشی پسرعموهوووووووووووووو

  4. سمانه پایدار گفت:

    سلام آقای مرادی خسته نباشین. واقعا شعر زیبایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود. :SS: :SS: :SS: :

  5. علی نجفی علی نجفی گفت:

    از اون دسته شعرهایی بود که در رده ی مطالب خنجلوکی میشه دسته بندیشون کرد.توی هر بیتش یک خنجلوکی از ادم میگیره.
    خدا قوت حسین آقا :SS:

  6. حامد نجفی گفت:

    سلام شعر زیبایی بود
    خداقوت هووووووو

  7. مرادی :
    سلام بر مرادی خداقوت . تا وقتی که ما در ده های ته هستیم اشرار جرات هیچ نگاه چپی به میهن عزیز را ندارند چه برسد به اینکه خودمان را بربایند
    متشکر از نظرتان هووووووو

  8. علی نجفی :
    سلام علی اقا شما خسته نباشید امید است بتوانیم با مطالبی که ثبت میکنیم شما را خنجلوک باران کنیم
    متشکر از جنابعالی

  9. سلام شعر زیبا و قشنگی بود.موفق باشی.

  10. فرزانه مرادی :
    سلام بر خواهر خوبم از شما متشکرم ؛ انشاءا…همیشه موفق باشی

  11. سلام شعر جالبی بود کاش بشه دوباره ادمای اون دوران زنده بشن یا حداقل ما بتونیم مثل نیاکانمون زندگی کنیم .واقعا دستتون درد نکنه ممنون. :gol:

  12. (کو کجایند ؟ کوچ کردند هر کدامین از دیار/
    بهر تحصیل ‍‍‍، بهر شغل و بهر کار)
    بهتر بود می نوشتند : بهر تحصیل ، بهر شغل و بهر یار
    خدا قوت جناب آقای مرادی.

  13. فاطمه عليپور گفت:

    به به جناب اقای مرادی چه عجب ما یه مطلب از شما دیدیم . خسته نباشی شعر قشنگی بود از سروده های خودتون است یا به غارت بردین :BB:

  14. مجتبی عبدالهی :
    سلام بر اقای مجتبی .مهم اینکه رفتند حالا بعضی بهر کار و بعضی بهر یار و بعضی هم بهر هر دو.
    در ضمن نوه حجی مراد خدمت جنابعالی سلام زیاد میرساند

  15. فاطمه علیپور :
    سلام بر شما خانم علیپور .متشکر از نظرتون ؛شعر که نمیشه گفت غارتی ولی فقط توسط من کپی شده
    خدا قوت