محمود فتوحی 3752 روز پیش
بازدید 60 ۱۴ دیدگاه

بچه‌های دینه و پرینه

 

این بچه‌های دینه و مادران و پدران میان‌سال امروزینه را اگر می‌شناسید معرفی کنید.

 

*****

پسرهای ایستاده از راست:

۱- ……..؟  ۲- محمد جنگی  ۳- حسن زندگانی ۴-  رشیدی ۵- شهید حسنعلی زاده ۶- شیخ محمد رضایی۷- ……..؟ ۸- ……..؟  ۹- علی آذرپور (علی دوری) ۱۰- ……..؟ ۱۱- شهید محمد سلیم ۱۲- ……..؟

پسرهای نیم خیز :

۱- ……..؟  ۲- ……..؟   ۳- ……..؟  ۴- حجه الاسلام آراسته (نشسته)  ۵- آقای امیدوار ۶- ……..؟  ۷- حسامی ۸- ….. ۹- مرحوم کارگر

دخترها:

۱- ……..؟  ۲- ……..؟   ۳- ……..؟ ۴-  خانم راضیۀ رشیدی؟ ۵- ……..؟   ۶- ……..؟

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. محمد گفت:

    شهید سلیم و مرحوم کارگر هستند.

  2. مرادي(نوه ديگه گفت:

    سلام بر جناب دکتر فتوحی . حالتان چطور است . مدتی بود کم پیدا بودید . دلمان برایتان و برای مطالبتان تنگ شده بود.
    عجب عکس قدیمی و جالبی . من که هر چه خینگ کردم، هیچکس را نشناختم . البته من نسل بعد از اینهایم و نباید هم بشناسم . فقط یه حدسهایی زدم شاید درست و شاید هم غلط باشه : ردیف اول از بالا نفر اول سمت چپ بنظر میرسد آقای محمد عظیمی باشد . همان ردیف نفر چهارم از سمت چپ احتمالا آقای علی آذرپور(علی دوری)است. نفرکناریش نفر پنجم شاید آقای علی اسدی باشد. و ردیف وسط نفر اول از سمت چپ بنظر میرسد مرحوم محمد کارگر باشد . نمیدانم چقدر درست است.

  3. علی نجفی گفت:

    عجب عکسی.سرهای تراشیده،داغهای کچلی روی سر،تنبانهایی که با کفشهای کتانی پوشیده شده اند،پیراهنهایی که از زیر کت زده اند بیرون،ژاکتهایی که زیر شلوار زده شده اند و شلوارهایی که با نخ به جای کمربند به زور بسته شده اند،پوتینهای ساق کوتاه احتمالا قرمز رنگی که پاچه ی تنبان یک پا داخل پوتین است و پاچه دیگر بیرون،چادرهای رنگی گلداری که به ناشیانه ترین شکل ممکن گرفته شده اند،وعکاسی که همه را رو به افتاب گذاشته و عکس انداخته…عجب عکسی.
    والا من هیچ کس رو نشناختم جز نفر چهارم ایستاده از سمت چپ که گمان میکنم اقای علی اذر پور باشه.البته اقای محمد جنگی رو هم شناختم که خودتون ذکر کردین.
    خدا قوت آقای دکتر.واقعا عکس معرکه ایه.نمی دونم خودتونم هستید توی این عکس یانه.راستی تاریخ گرفته شدنش رو هم اگر ذکر میکردین خوب بود.

  4. محمود فتوحی گفت:

    @علی نجفی
    علی جان ! نه من توی این عکس نیستم. اینها شاید هفت هشت سالی از همکلاسیهای من کوچکترند. من خیلی از این پسر بچه ها را به «دروشم» خانوادگی [تبار چهرگی] تشخیص می‌دهم اما اسمشان را نمیدانم.

  5. محمود فتوحی گفت:

    @مرادی(نوه دیگه
    من هم دلم برای قوم و خویشای عزیز و نوه عموها تنگ شده. از باب رفع تنگ دلی هفته ای یکی دو بار به حیتا سر می زنم. تماشای عکسها و نوشته ها از سنگینی بار غربت می کاهد. اینجا که هستم چیزی ندارم نه خبری نه عکسی و نه نکته تازه ای در باب رودمهجن. مجبورم بروم توی لاک تماشا و خواندن حیتا.

  6. بنام خدا/ درود بر جناب دکتر فتوحی عزیز امیدوارم همیشه شاد و سر حال باشید. من تا به حال فکر میکردم در میان مهره داران فقط مارها پوست میاندازند حال با تلنگری که از این عکس به من زده شد میبینم ما انسانها هم از مارها کم نمی آوریم. واژه دینه واژه غریبی است وخیلی از ما زود دینه خود را فراموش میکنیم . در هر حال همانطور که قیافه ها و لباسها تغییر کرده و در این عکس زیبا مشهود است یک تغییراتی هم در پشت صحنه اتفاق افتاده است که فضولی کرده و با زبان شیرین مادری یاد آوری میکنم . بری چی مار خبر از دینه ای نیست // فراموش رفته و پیشینه ای نیست // به جای اوگوش پیزا جانشینه // به آشپزخانه ها اشکینه ای نیست // دیلوم از غصه گشته پر و پوره // بری پرگیها پینه ای نیست // گروفته جای شیرر شیر خوشکا // بری نوزاد شیر سینه ای نیست // زن و شویر تو پندری د قهرند // مگر که هفته را آدینه ای نیست // کبوترها همه آواره گشتن // دگه ته خرمنی و چینه ای نیست // سلیمان آرزو داره ببینه // دلا پاک و در اونها کینه ای نیست :SS: :gol:

  7. جناب فتوحی منظور از تشبیه تغییرات ما با مار تشبیه با یکی از مخلوغات زیبای خداوند است امیدوارم از این بابت آزده خاطر نکردید

  8. جگر گوشه گفت:

    سلام بر جناب فتوحی عزیز. سلامی از حوالی دره ی سبز از سرچشمه ی کوه مشرق به غربی ترین نقطه ی دنیا. عکس بسیار خاطره بر انگیز بود تمامی این دوستان در مدرسه یک سال از من جلوتر بودند و حدس دوستان حیتایی اکثریت درست مینمود مکان عکس هم اگر اشتباه نکنم مدرسه ی پایین جنب بهداری است و اقای قانعی و نفر وسط جناب جعفر زاده و نفر کناری اقای مصطفاییی که معلم کلاس اول من بودندو دوستان حاضر در عکس هم کلاس سوم بودند. حق یارتان

  9. @جگر گوشه
    جگرگوشه عزیز! متقابلا سلام مرا هم پذیرا باشید. بله مدرسۀ عنصری (مدرسَه‌ی تَه) بود که حالا منزل شخصی است. کاش اسم این بچه‌ها را می‌نوشتید هر کدام الان برای خودشان یلی شده اند. همچنین سال عکس را. ضمنا به گمان بنده آن معلم سومین آقای قانعی نباید باشند. فتأمل.

  10. عکس بی نهایت جالب انگیز ناکه.
    ۱- جالب ترین ژست :
    ژست دو نفر توی عکس برای من خیلی جالبه و هنوز از تحلیل اون عاجز موندم. نفر اول ایستاده از سمت راست که خواسته روی عکاس رو نبینه.
    یکی هم پسران نیم خیز ، نفر دوم از سمت چپ . ایشون علاقه شدیدی داشته که ته سرش رو به ما نشون بده اونم از روی کلاه .
    ۲-خوش نقش ترین لباس:
    طرح روی بلیز پسر چهارم ایستاده از سمت چپ .
    ۳- لبخند ملیح :
    ملیح ترین لبخند در این عکس با تشکر از لبخند زیبای نفر ششم ایستاده از سمت راست ، تعلق میگیرد به نفر اول نیم خیز از سمت چپ
    ۴- موی برتر :
    این نام به نفر چهارم نیم خیز از سمت راست تعلق میگیرد که در میان ۱۹ سر براق کمی مو بر سر باقی گذاشته اند .
    جناب دکتر تشکراز انتشار این عکس . به نظر من هم نفر سوم آقای قانعی نیستند .

  11. پریسا مدرسی گفت:

    سلام جناب دکتر. واقعا ممنونم بابت عکس بسیار جالبتون. متاسفانه من هیچکدوم از این آدمای توی عکس رو نمیشناسم. ولی خیلی کسایی تو این حیتا حتما هستن که با عکس قشنگتون خیلی خاطره ها واسشون زنده شده. دست مریزاد به شما :SS: :SS: :SS:

    1. خانم مدرسی
      این آدمها حالا باید چهل ساله باشند. یکیشون حاج آقای رضایی هستند که همه منت دار زحماتشون در مسجد رودمعجنیهای مشهد هستیم.

  12. پروین مدرسی گفت:

    سلام جناب دکتر حالتون چطوره ؟ واقعا عکس بسیار قدیمی و خوبی بود وهمچنین عکس از کیفیت خیلی خوبی برخورداره . وفکر میکنم این عکسها به سن و ساله ما قد نمیده. ولی باز هم متشکر به خاطر حضور گرمتون.

  13. محمود فتوحی گفت:

    @پروین مدرسی
    ممنونم پروین خانم. شاد باشید.