یک سند قدیمی

با سلام خدمت حیتا نشینان عزیز

در گردهمایی اعضای حیتا در رودمعجن یکی از دغدغه های دوستان افزایش مطالب متناسب با رودمعجن بود که بتواند در آینده مورد استفاده قرار گیرد و مرجع مناسبی برای گذشته روستا باشد.انتشار اسناد قدیمی گامی در این جهت محسوب می شود.

این صورت قباله صدوبیست سال پیش (۱۳۱۲هجری قمری)تنظیم شده است.

داماد:عبدالله عبداللهی فرزند عبدالعلی

عروس:فاطمه فرزند ملا عبدالله

فرزندان  عروس و داماد برای آشنایی خوانندگان حیتا:

مرحوم حاج اسماعیل عبداللهی (پدر آقایان حاج حسن وحاج شیخ ابراهیم عبداللهی و خانمها حاجیه فاطمه و حاجیه  خدیجه عبداللهی)

مرحومه زینب که در سن جوانی فوت کردند(مادر خانمها حاجیه فاطمه و حاجیه زهرا یار)

هوالمؤلف بین القلوب

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی احل التزویج والنکاح و ندب الیه و حرم  الزنا والسفاح و توعد علیه و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

اما بعد غرض از تحریر این کلمات فرخنده علامات شرعیه الدلالات انست که حاضر گردید عالیحضرت صلاحیت شعار ده باشی عبدالله ولد ارجمند عبدالعلی بناء علی کتاب الله وانکحوا الایاما منکم و الصالحین من عبادکم و مصداق حدیث شریف مستطاب نبوی صلی الله علیه و اله النکاح سنتی و من رغب عن سنتی فلیس منی در اسعد اوان و اشرف نهان سعادت فرجام بعقد دائمی و ازدواج شرعی همیشگی  دراورد عالیحضرت ستوده خصلت مزبور عصمت و عفت پناه الحره البالغه الرشیده البکر فاطمه خانم صبیه مرضیه صلاحیت شعار ملا عبدالله را بصداق معین و مهر مبین بقرار تفصیل ذیل که ذکر میشود نقدا و جنسا و ملکا تماما

باغ از باغات موروثی والد ناکح بر ذمه والد ناکح مزبور که موجود است سه….قیمت پانزده تومان

آب و زمین در مزرعه کاسه راه بر ذمه والد ناکح مزبور که موجود است سه ربع است قیمت بیست و پنج تومان

خانه از خانه های …نشیمند که عبارت باشد از نصف سرا از …والد ناکح قیمت بیست و پنج تومان

گوسفند نتاجی…هفت رأس بر ذمه والد ناکح قیمت چهار تومان

مسینه آلات بر ذمه والد ناکح پنجمن قیمت پنج تومان

فروش از گلیم و نمد بر ذمه والد ناکح پنجمن قیمت سه تومان

لباس بازاری سه دست..قیمت شش تومان

رخت خاب یکدست قیمت سه تومان

در عوض طلا و نقره یک رأس …قیمت پنج تومان

باین صداق معین معلوم صیغه شرعیه مناکحه میمونه بین وکیلهما علی قانون الشرع الانور جاری گردید فی دوم شهر جمادی الثانی ۱۳۱۲

دوستان عزیز برای شناسایی امضاکنندگان کمک کنند.

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

تبریک

دیدگاه‌های

12 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. بسیار عالی بود سپیدار عزیز. ظاهرا جلسه امسال کارساز بوده و رو بعضی اعضا تاثیر گذاشته و احساس مسئولیت رو برده بالا :soot: . از مطالب خنجلوکی رو آوردی به مسایل رودمعجنی :VV: . از شوخی بگذریم خیلی جالب بود دیدن سند ازدواج پدر پدربزرگ مرحوم حالا چه کسی به این خوبی این سند رو حفظ کرده واقعا کارش خیلی درست بوده :gol: :gol: :gol: . باز هم تشکر

  2. امیدواریم جلسه بر روی شما هم تاثیر گذاشته و احساس مسئولیت شما هم افزایش یابد پاییزان گرامی
    سند جالبی بود . ازدواج پدر پدربزرگ با مادر پدربزرگ بس رمانس ناک بوده
    در ضمن برخی حاشیه نویسی ها این جمله تکرار شده است که ( اقر الوالد ناکح بالصداق )
    (( عالیحضرت ستوده خصلت مزبور عصمت و عفت پناه الحره البالغه الرشیده البکر فاطمه خانم))
    عجب پیشوند پسوندهایی نثار طرف میکردن.
    پدر پدر بزرگ و مادر پدر بزرگ : پیوندتان مبارک. کامتان همیشه شیرین و به پای هم پیر شید ایشالا.

  3. جالب بود، :SS: حالا من که دسترسی به این جور اسناد ندارم چیکار کنم؟ :R: منم میخوام مفید باشم :MM:
    مرسی سپیدار عزیز :gol:

  4. علی نجفی گفت:

    سند بسیار جالبی بود و اینکه چرا شما با در اختیار داشتن همچین سندی تا حالا منتشرش نکردی جای تعجب داره ولی بهر حال ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازه است.چنتا نکته در مورد سند به ذهنم اومد
    ۱- تقریباهمه چیز به جز« یک دست رخت خاب» بر «ذمه والد ناکح» است که طبیعتا همان یک دست«رخت خاب» هم بر ذمه ی «والد ناکح» بوده.خوشبحال«ناکح».همین بوده که جماعت رجال زود«نکاح» میکردن.اینجور «نکاح»که هیچی بر«ذمه»ات نباشه که خیلی صفاست :VV: در ضمن املاء رختخواب هم که به صورت«رخت خاب» نوشته شده جالبه.نمیدونم کلا اینجوری نوشته میشده یا مشخصا نویسنده ی این سند با این املا این کلمه رو نوشته
    ۲-در اون سطر:«در عوض طلا و نقره یک راس…» رو هرچه کردم نتونستم بخونم.اگر کسی تونست بخونه یاری کنه.جالب بود بدونیم در عوض طلا و نقره یک راس چی داده شده..
    ۳-باغ و زمین رو در حال حاضر با واحد «تَی» توی ده اندازه گیری میکنند و اگر اشتباه نکنم هر«تُی» ۳۳ متر مربعه(اگردر میزان بر آورد «تَیَ»اشتباه میکنم یکی بگه)اما توی این سند از واحد «قفیز» استفاده کرده توی اون جمله ی « باغ از باغات موروثی والد ناکح بر ذمه والد ناکح مزبور که موجود است سه قفیز…»وقفیز توی لغت نامه ی دهخدا:«یکصد و چهل و چهار گز از زمین را گویند…. قفیز در نیشابور هفتاد من گندم بود و در بعضی جاهای نیشابور دو من و نیم و در بعضی نواحی نیشابور یک من و نیم و در نسف نه من و نیم».اینکه در قدیم از در عالم واقع هم از واحد «قفیز» استفاده میکردن ویا فقط در اسناد رسمی این واحد رو بکار میبردند جای سواله.
    ۴-چیزی که نظر منو خیلی جلب کرد تاریخ تنظیم سنده که سال ۱۳۱۲ ه. ق است.اما روی مهرهایی که در گوشه های سند بعنوان شاهدین تنتظیم سند خورده تاریخهای متفاوتی خورده.تاریخهایی مثل ۱۱۹۱یا ۱۲۸۵ یا ۱۲۹۸ یا ۱۲۸۱ و…. این شماره های روی مهرها تاریخه یا شماره ها مفهوم دیگه ای دارند؟اگر تاریخه به قمری هستند یا به هجری شمسی؟اگر به قمری هستند خیلی با تاریخ تنظیم سند تفاوت زمانی دارند.اگر به شمسی هستند تاریخشون جلوتر از تاریخ تنظیم سنده.چون تاریخ تنظیم سند به هجری شمسی تقریبا ۱۲۶۶ میشه و در هر دو صورت این امر نا ممکن به نظر میرسه.این شماره های روی مهرها یک سواله برای من!!
    ۵- من هیچ کدوم از امضا کنند گان رو حتی اسمشون رو نتونستم بخونم چه برسه به اینکه بتونم بگم حد اقل اسمشون اشناست.در این مورد قدییمیها باید اظهار نظر کنند.
    سند بسیار خوب و حسابی قدیمی بود.دوستان اگر اینجور چیزها در اشکافها و پناه پسغوله ها و محفره هایشان پنهان دارند منتشر کنند.
    خدا قووت هووو

  5. نوه ديگه حجي مراد گفت:

    بسیار جالب بود. اصلا به مخیله ام هم نمی رسید که سند ازدواج اجدادتون رو داشته باشید. اینجور اسناد بسیار جالب و از اهمیت زیادی برخوردار است . چیزها زیادی رو می توان از آنها برداشت کرد: نحوه ازدواج . نحوه قباله نویسی . میزان مهریه . نوع آن . نحوه زندگی. نحوه کتابت و نگارش و خیلی چیزهای دیگر .
    خداقوت سرکار سپیدار. اگه از این سندها هنوز دارید منتشر کنید. :gol:

  6. چشم دکتر فتوحی رو دور دیدین دست بردین تو حوزه تخصصی ایشون! :Y:

    بابت تبدیل فونت این سند دستتون درد نکنه احتمالا این سند رو پینمکی ورداشتین وگرنه هر کدوم از اعضای حیتا از وجودش اطلاع میداشتن در انتشار اون پیش دستی میکردن.

    یه نکته جالب در تنظیم سند اینه که سعی میشده با حداقل امکانات یه ظاهر زیبایی هم به سند بدن، اون زمان که صنعت چاپ نبوده، word و photoshop هم نبوده اما با همین کارهای ساده مثل کشیدن ب در بسم الله، یا خالی گذاشتن حاشیه ها و امضا کردن شاهدین با زاویه های خاص
    البته معمولا اینقدر اول متن رو طول و تفسیر میدادن که به آخر کاغذ که قسمت های مهمی چون قباله بوده میرسیدن، مجبور میشدن فونت و فاصله بین خط ها رو به تدریج کاهش بدن.

    سند ازدواج پدر و مادر من که چند ده سال جلوتر بودن یه کاغذ سفید خط داره، از اینا که از وسط دفتر چل برگ کنده میشه و وسطش هم جای منگنه هست، به جای مهر هم زیرش همه امضا کردن.

  7. در جواب علی که چرا تا بحال منتشر نشده بود این سند :
    همیشه پای یک زن در میان است
    ایام عید بود و رودمعجن بودیم . کمدرختخواب ها و لباس ها مشترکه . تقریبا همه چیز سر جای خودشه و نظم خاصی داره . گاهی هم که شلوغ میشه دوباره از ابتدا همه چیز مرتب میشود .
    این بار تصمیم بر آن شد که (لحفت ها) رو بیرون بریزن و دوباره بچینن . همه رو بیرون ریختن . با بیرون آوردن آخرین پتو که معمولا اون پتو سنگینه است و وقتی روت بندازن تکون نمیتونی بخوری و تا صبح به همون حالتی میمونی که آخرین بار قبل انداختن پتو بودی ( لاک سیاه) یافتیده شد که برقی از چشمان اعضای حیتا درخشانید .
    اینطور که شد که بعد از چند سال مدارکی که دنبالشون بودیم پیدا شدن. هنوزم هست که بزودی منتشر خواهند شد .

  8. سپیدار گفت:

    از همه دوستانی که نظر دادند ممنونم.
    به قول جناب مدیر هرکس این اسناد را پیدا میکرد خودش زودتر اونها را منتشر میکرد .البته من از جریان پیدا شدن اونها خبر نداشتم اما وقتی پدرم داشت اونها را ترمیم میکرد شانسی اونها رو دیدم وگرنه بدست منصف منتشر می شد.البته همانطور که منصف گفت اسناد دیگری هم هست که بزودی منتشر خواهد شد.
    از این صحبتها که بگذریم برای من هم چند موضوع در این سند جای سئواله.
    چرا قباله قیمت گذاری شده مثلا قیمت زمین و باغ و خانه ذکر شده؟
    کلمه عبد که در مهرها ذکر شده به معنای بنده خدا بوده؟آنزمان نوشتن این کلمه مرسوم بوده؟
    چون همان یک نفری هم که مهر نداشته قبل از نوشتن اسمش این کلمه را نوشته.

  9. گفت:

    چه بانمک .. شبیه نقشه ی گنج میمونه… خیلی جالب بود به نظرم خسته نباشید :gol:

  10. سلیمان استوار گفت:

    سلام سپیدار عزیز بابا ایول در این دور و زمان که خیلی از ماها با صد تیر نمیتوانیم یک نشان را بزنیم شما با یک تیر تیر هزاران نشان را زدی به شرط اینکه نشانه ها را بشناسیم و همین یک برگ سند بیش از دهها جلد کتاب چاپ امروزی حرف برای گفتن دارد// برگ سند گر چه زرد در نظر هوشیار /// هر کلمه دفتری است مانده به ما یادگار :SS: :SS: :gol:

  11. من از این اسناد زیاد دیدم چون بابا یه کیف پر از این اسناد با ارزش داره که انشالله اگه بشه آقای مدرسی منتشر میکنن.

  12. عالی بود فقط اگر امکان دارد امضاء کنندگان سند را میز نام ببرید