چغازنبیل 4001 روز پیش
بازدید 67 ۱۱ دیدگاه

عشق مادری وسنگد لی فرزند

قلب مادر

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌                که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ

هر کُجا بیندم‌ از دور کُند                   چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ

با نگاهِ غضب‌ آلود زند                     بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ

مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست                شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ

 نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را              تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی          ‌ باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ

روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌                 دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌           تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ

عاشقِ بی‌خرد ناهنجار                     نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ

حُرمتِ مادر ی‌ از یاد ببُرد              خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ

رفت‌ و مادر  را افکند به‌ خاک‌         سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ

قصدِ سرمنزلِ‌ معشوق‌ نمود                دلِ  مادر به‌ کفش‌ چون‌ نارنگ

از قضا خورد دمِ در به‌ زمین‌              و اندکی‌ سُوده‌ شد او را آرنگ

وان‌ دل‌ گرم‌ که‌ جان‌ داشت‌ هنوز          اوفتاد از کف‌ آن‌ بی‌فرهنگ

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود             پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ

دید کز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌                «آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌

آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ:                  آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ»

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. جگر گوشه گفت:

    /هر گز به بهشت نخواهم رفت اگر مادرم در انجا نباشد/ زنده یادحسین پناهی شاعر وبازیگر

  2. پی زرد گفت:

    خدا قوت اما شما حیتایی عزیز اگر بین خانمت ومادرت شکر اب بشه طرف کدوم رو میگیری خوب فکر کن وتورو به خدا راستشو بگو البته یادت باشه که هرچه می خای بگی چشتو هم بزار وبا گفتن یاعلی حرفتو بزن .

  3. ياس گفت:

    سلام به جناب چغازنبیل من این شعررو تو کتابای درسیم خوندم ولی هرچی فکر کردم شاعرش یادم نیومد خیلی زیبا بود :gol:
    در ضمن دوست گرامی پی زرد سوالتون خیلی غیر منطقی و یه جورایی خوب نبود . این سواله خوبی نیست که یه زن بخواد از همسرش بپرسه هرکسی جای خودشو داره .بازم ببخشید اگه جسارت کردم

  4. به نظر من این شعر یکی از شاهکارهای ایرج میرزاست.
    آدم هیچ وقت از خوندنش سیر نمی شه.

  5. افرا بهشتی گفت:

    ممنون جناب چغازنبیل از اینکه توفیق مجدد خوندن شعر زیبای ایرج میرزا رو نصیبمون کردین.
    و اما به جناب پی زرد باید گفت حتما میدونین که احترام به مادر در هر شرایط بر ما واجبه. در صورت شکراب شدن رابطه عروس و مادر شوهر راه حل اول پیگیری نظر بر حقه، بعد اون با سیاست و در عین احترام به دو طرف باید سعی کرد طرفی رو که اشتباه میکنه متوجه اشتباهش کنیم اما حتی اگه مادر مقصر باشه ولی تقصیر خودشو نمیپذیره باز هم احترام گذاشتن به اون و نشکستن دلش وظیفه فرزند و همچنین عروسشه.

    “مادر نگاه خسته و تاریکت با من هزارگونه سخن دارد

    با صد زبان به گوش دلم گوید رنجی که خاطر تو ز من دارد

    دردا که از غبار کدورت ها ابری به روی ماه تو می بینم

    سوزد چو برق خرمن جانم را سوزی که در نگاه تو می بینم

    چشمی که پر زخنده ی شادی بود تاریک و دردناک و غم آلودست

    جز سایه ی ملال به چشمت نیست آن شعله ی نگاه پر از دوداست

    آرام خنده مــی زنــی و دانم در سینه ات کشاکش طوفان است

    لبخــنـــد دردنـاک تو ای مـــادر سوزنده تر ز اشک یتیمان است

    تلخ است این سخن که به لب دارم مادر بلای جان تو من بودم

    امّا تو ای دریغ گمان بردی فرزند مهربان تو من بودم

    چون شعله ای که شمع به سر دارد دائم ز جسم و جان تو کاهیدم

    چون بت تو را شکستم و شرمم باد با آن که چون خدات پرستیدم

    شرمنده من به پای تو می افتم چون بر دلم ز ریشه گنه باریست

    مــادر بــلای جان تو من بودم این اعتراف تلخ گنه باریست”

    دکتر علی شریعتی

  6. زمستان گفت:

    شعر زیبایی بود.بسیار زیبا.

  7. سلام و درود بر چغازنبیل

    این شعر رو من هم هیچ وقت فراموشش نمیکنم، اولین باری بود که شعری از ایرج میرزا رو میخوندم، من عادت داشتم روزی که کتاب فارسی رو میخریدم همه شعراشو تا آخر میخوندم خودم! با سبک ایرج میرزا آشنایی نداشتم و هپکه زیه رفتوم وقتی آخر شعر رو خوندم، خیلی پر احساس و زیبا بود.

    اما یه مطلب دیگه: چند تا مطلب از طرف شما فرستاده شده بود با عناوین مختلف و در زمان های مختلف که محتواشون کاملا خالی بود، حتی یک کلمه!
    خواستم بدونم مشکلی در ارسال پیش اومده یا مسئله دیگری بوده، و اینکه خود شما در جریان خالی بودن این چند مطلب هستید؟
    این رو از این جهت گفتم که گمان بر بی توجهی ما به این مطالب نرود.

  8. عالی بود و این شعربرای من هم خاطره انگیزه .
    از قدیم هم گفتن ( رفیق بی کلک ، باجناق)

  9. چغا زنبیل گفت:

    جناب امید وار از دقتتان متشکرم درست است جند فقره عکس ومطالبی در مورد فوت بزرگ مرد معاصر (استیو جابز) همراه با عکسهای مختلف وی ارسال کردم ولیکن نمیدانم چرا نتوانستم عکس هارا همراه با مطلب ارسال کنم ودر نتیجه بصورت خالی ارسال میشد اگر در مورد ارسال عکس ارشادی داشته باشید ممنونم شاید در اپلود مشکلی بوده ویا امر دیگر نمیدانم چنانچه از سایت خاصی باید استفاده کرد معرفی کنید تا دچار مشکل نشویم بسیار تشکر وخدا قوت

  10. پاییزان گفت:

    سلام بر جناب چغازنبیل. منم همون زمان که این شعر رو توی کتابای مدرسه میخوندم خیلی دوستش داشتم و آخر شعر که میشد اشک توی چشام حلقه میزد و چند تافحش هم نثار اون پسر بیوفا میکردم.الانم که خوندم بازم همون حالت بهم دست داد :R: . اما یه سوال چی شد که یاد این شعر افتادین و اون رو توی حیتا گذاشتین؟خدا قوت :gol:

  11. @چغا زنبیل
    راستش این یه فرآیند طولانیه نمیدونم دقیقا با کدوم قسمتش مشکل دارید.
    البته از اونجا که قبلا چند عکس فرستاده بودین پس در کلیت موضوع مشکل ندارین.
    من از خود حیتا برای آپلود استفاده میکنم، زیر همون قسمتی که مطلبتون رو تایپ می کنید، میتونید یه عکس از سیستم خودتون انتخاب کنید و آپلود کنید، منتهی بسته به حجم عکستون و سرعت اینترنتتون باید کمی صبور باشید(مثل همه سایتای آپلود) چون هیچ چیزی که نشان دهنده در حال انجام بودن آپلود باشه نشون نمیده.
    پس از اتمام آپلود عکس رو نشون میده ، فقط باید دقت کنید که در زیر همه توضیحات یک گرینه “گذاشتن در نوشته” هست که باید اون رو بزنید تا عکس رو داخل نوشته قرار بده.
    یک فایل doc مربوط به word هم به این شیوه توسط شما ارسال شده بود.
    این سایت ها خوبن برای آپلود
    http://up.iranblog.com
    http://up.p30parsi.com