چغازنبیل 4030 روز پیش
بازدید 59 ۴ دیدگاه

اوناییکه بچه مدرسه ای دارن مخصوصا مادرا این گفتگو رو بخونن

اوناییکه بچه مدرسه ای دارن مخصوصا مادرا این گفتگو رو بخونن

گفت: تو به چند تا کشور خارجی سفر کردی؟
گفتم: ای… هفت، هشت کشور. چرا می پرسی؟

گفت: به نظرتو چرا قیافه ی خارجی ها با نشاط و سرحاله و قیافه های بیشتر ما عبوس؟ بیشترمون عصبی و بی حوصله ایم. پیشونی هامون پر از چین و چروکه و انگار که همیشه طلبکار پشت در خونه هامون ایستاده.
گفتم: البته همه خارجی ها اینطور نیستند که می گی. بین اونا آدمای شیش در چهار و شیطان صفت و قیافه های کج و معوج هم زیاد دیده می شه. ولی خب ما نسلی هستیم که انگار به همه بدهکاریم. قبول نداری؟ به اطراف نگاه کن!‌ از رییس و معاون اداره گرفته تا سوپری سر کوچه و صاحب خونه و بچه های محل و اهل و عیال خانواده!… همه از ما طلب دارند.!!

گفت: خب تو به عنوان یک ایرانی (که خودت هم جزو این آدما هستی) چه نظری برای برطرف کردن این قیافه های عبوس و پیشونی های پر از چروک داری؟
گفتم: من معتقدم که هر چه زودتر عوامل عبوسی باید شناسایی و رفع شوند.

گفت: واضح تر بگو!
گفتم:الان همه جا می گویند که باید مایه طنز تلویزیون را زیاد کرد. شعر طنز گفت. داستان طنز نوشت و … اما به نظر من اینها مشکل را مقطعی حل می کند اما راه درمان نیست.

گفت: خب راه درمان چیه؟
گفتم: همانطور که عرض کردم راهش شناسایی و رفع عوامل استرس زا و عبوس زاست. و این را از دانش آموزان باید شروع کنند.
دانش آموزان ما از مدرسه که به خانه می آیند. با نگرانی می خوابند چون از مدرسه خسته اند (از بس که به معلم هایشان جواب پس داده اند). عصرها ممکنه کلاس زبان و کلاسهای دیگه داشته باشند و شب یکباره با انبوهی از تکلیف مواجه اند. تا دیر وقت می نشینند و مشق شب می نویسند و سوال نمونه امتحان حل می کنند. خب این بدبخت همه اوقاتش رو در نگرانی درس بسر می بره!

گفت:جالب شد خب؟
گفتم: خانواده ها هم همه اش نگران نمره بچه هاشون هستند که مبادا نیم نمره از ۲۰ کم بشه. اون وقته که دمار از روزگار بچه در می آورند. خب این بچه از همان دوران مدرسه تا دیپلم و بعد دانشگاه قیافه عبوس درش شکل می گیره. شما بگو کسی ۱۲ که یا ۱۶ سال همه شب با استرس و نگرانی بخوابه آدم نرمالی از آب در میاد؟

گفت: راستش نه! ولی چاره چیه؟
گفتم: اول اینکه باید شیوه آموزش عوض بشه و طوری بشه که بچه ها سر کلاس، درس را یاد بگیرند و تکالیف به منازل کشیده نشه. دوم: شیوه امتحانات عوض بشه که بچه نگران امتحان نباشند و همه دانسته هاشون هم موقع امتحان از یادشون بره. سوم: اینقدر نمرات مهم و ارزش گذاری نشوند که همه تاکید های خانواده ها روی نمره ۲۰ باشد! بقیه نمره ها چه گناهی دارند که بچه ها باید از داشتنشون محروم شد!!! چهارم روی تغذیه و تفریح بچه ها باید کار بشه تا آرامش آنها گرفته نشود.

گفت: همین؟ دیگه همه چهره ها بشاش میشه؟
گفتم: نه! خیلی چیزهای دیگه هم هست. بچه ها باید با شیوه قناعت، بزرگ و تربیت شوند. چشم و هم چشمی ها باید برچیده بشه که البته این به کار فرهنگی نیاز داره. بخشی از ناراحتی و نگرانی بچه ها اینه که دوستاشون ممکنه چیزهایی داشته باشند که آنها ندارند و همین باعث ناراحتی آنها می شود.

گفت:آفرین. خب؟
گفتم:یکی دیگه از نگرانی بچه ها املاست. که البته من یه راه حل اساسی براش سراغ دارم و بعدا میگم.

گفت: باشه. دیگه!
گفتم: دیگه… فیلم های تلویزیون که مرتب بلبشوهای خانواده ها رو نمایش می دهند، نداشتن تفریح سالم، نداشتن فضای سبز مناسب، آلودگی هوا و ترافیک و… می تونه قیافه عصبی و عبوسی واسه آدم درست کنه.

گفت: هنوزم هست؟
گفتم: فعلا رو همین هاش کار بشه!..بقیه اش پیشکش.

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. غریبه گفت:

    با سلام چه خوب ممنون از این تذکر بموقع وبجا

  2. غریبه گفت:

    یادمه میرفتیم مدرسه یکی از همکلاسی هااز ریاضی نمره ۲ اورده بود از ترس مامان باباش گریه میکرد بچه ها جمع شدند وبدنبال چاره بودند که یکی از بچه ها که بزرکتر بود ونامش را نمی برم چون میشناسیدش گفت من چاره اش را میدانم همه ساکت شدند و او گفت کاری نداره ۲ را میکنیم بیست وبلا فاصله یک صفر گنده گذاشت کنار ۲ وهمه شاد شدیم وهمکلاسی هم خندان رفت خانه .
    چشمت بلای بد نبینه که فرداش دیدیم همکلاسی در حالیکه گوشش دست باباش بود وگریه میکرد امد مدرسه پیش اقای مدیر .
    فقط بگم هرچه فکر کنید اقای مدیر هم وی را با ترکه زد تا بقیه عبرت بگیرند .
    البته بچه ها عبرت بگیرند نهوالدین چون ساحت انها بالا تر از این حرفها است حالا چغا زنبیل امده میخواد بگه که والدین عبرت بگیرند اخه مگه میشه والسلام

  3. ناشناس گفت:

    شاید بتوان گفت که والدین بویژه مادران از بچه ها شون بعنوان ابزار استفاده میکنند وفی الواقع فرزندان ابزار تفاخر شده اند مثل اینکه بگویند مبل مان را از فلان خریده ایم واتومبیلمان ازنوع ومدل بهمان است وخانه مان در کدام محله است ودر اخر بجه مان شاگرد اول شده وازین حرفا که واقعا جای تاسف دارد بیایید ازین طرز تفکر دور شویم

  4. من چون بچه مدرسه ای ندارم و هنوز مادر نشدم از خوندن این مطلب محروم شدم. خواهشمندم شرایط رو برای خوندن ما هم فراهم کنید.