بازهم در بارۀ غصب زمینهای دربی رودمهجن (۱۸۴ سال پیش)

یکصد و نه نفر از بزرگان رودمهجن و روستاهای اطراف شهادت داده اند

که اسحاق خان قرایی زمینهای دربی را غصب کرده است.

 

این سند شهادت نامه ای است متعلق به سال ۱۲۴۹ قمری (۱۲۱۲ شمسی) مربوط به زمینهای دربی که قبلاً حاکم تربت اسحاق خان قرایی (مقتول۱۲۳۱ قمری) غصب کرده بود و در زمان نگارش این سند در تصرف نوادگان وی بوده است.  در این شهادت­نامه  نام یکصد و نه نفر از بزرگان رودمهجن و روستاهای اطراف از جمله، نامق، حصار، فریزق کاشمر، بایگ، (در متن بایج) کدکن، بُرس و … درج شده است. آنها گواهی داده اند که زمینهای دربی (زندگانی، قطار بید، درشیره ، حرادکان؟/ پشت ؟؟/ ده نو) ارث آقا حسن رودمهجنی و آقا محمد برادر آقا حسن بوده و اسحاق خان آنها را غصب کرده است. نامبردگان در این سند از صاحبان قدرت و نفوذ در منطقه بوده­ اند با القاب آخوند ملا، پیش نماز، سالار، میرزا، آقا میر،

در این سند لقب بایچی به دنبال نام چند نفر آمده است که احتمالاً نام کهن بایگ است.

در پایان نامه نیز گواهی تاریخداری (۱۲۴۹) به خط نسخ به قلم کسی به نام اسمعیل آمده است. شش سال بعد از این تاریخ، رأی محمکۀ شرع (یادداشت پیشین) به نفع حاجی محمد رودمهجنی صادر شده است و طبق سطر آخر نوشته اسمعیل آن حاج محمد رودمهجنی باید از ورثۀ مرحومان «آقا حسن رودمهجنی و آقا محمد برادر آقا حسن» بوده باشد.

 

 

 

برای مشاهده تصویر بزرگتر، روی این تصویر کلیک کنید

متن شهادتنامه

سطر نخست

شهودی که بر غصبیت املاک ورثه های مرحومان آقا محمد و آقا علی رودمهجنی نایفوی[؟؟] گواهی داده اند و نوشته اند.

نام برخی امضاء کنندگان

جناب ملامحمد علی قاضی؛ آخوند ملا یوسف نامقی؛ ملامحمدعلی پیش نماز رودمهجنی؛ کربلایی مهدی رودمهجنی؛ آقا میرسید حسین حصاری؛ آخوند ملا اسماعیل نامقی پیش نماز؛آخوند ملا یوسف بایچی پیش نماز؛ آخوند ملا محمد آقا پیش نماز؛ کربلایی مهدی کاظم رودمهجنی، آقا ابراهیم فریزقی، میر رضیع حصاری، کدخدا آقا علی رودمهجنی، آقا محمد کدکنی، تقی ولد […] رودمهجنی، کربلایی خلیل برسی و …

 

نام زمین ها و تعداد سهم الارث رودمهجنی ها نیز به روش علم سیاق آمده که خیلی خوانا نیست؟

زندگانی /  قطاربید / پی سم / درشیره / حرادکان [؟؟] / پشت [؟؟] / ده نو

گواهی اسمعیل [خط نسخ درپایان سند]

بسم الله تعالی

نظر به شهادت شهود که اسامی ایشان در این روقه ثبت شده است، که جمع کثیر اینها اقامه شهادت نموده اند و بعضی به واسطه اقامه شهادت خود را نوشته اند و اطلاع خود حقیر به حقیقت امر اجمالاً به ثبوت شرعی رسید که املاک مزبوره که عبارت از […] بوده باشد، مِلک طِلقِ ورثۀ مرحومین مغفورین آقا حسن رودمهجنی و آقا محمد برادر آقا حسن می باشد، و تصرف متصرفین که اولاد مرحوم مبرور اسحق خان سردار باشد باطل و غصب ؛ باید املاک مزبوره را رد به وارث مرحومین نمایند.

حرره العبد اسمعیل شهر صفر ۱۲۴۹

 

درباره نویسنده
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های

9 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. خسته نباشید به جناب دکتر. بازم یک سند قدیمی که از دیدنش لذت بردیم.
    چند وقت پیش توی دانشگاه میخواستیم از ریاست دانشگاه درخواستی داشته باشیم . ۸ نفر بودیم و نامه ای نوشتیم به امضا و اسم ۳۲ نفر.
    میگم ممکنه این سند هم به همین روش نام نگاری شده باشه. شاید ، شایدم نه؟ چون فقط اسم نوشته شده و هیچ مهر ونشان دیگه ای نیست( اون موقع اثر انگشتی هم در کار نبوده)

    کما فی السابق خدا قوت

  2. محمود فتوحی گفت:

    درود بر منصف عزیز
    تأمل شما دور از نظر نیست.اما نکته ای را هم نباید از نظر دور داشت و آن این که افراد نامبرده در نامه سرشناس بوده اند و موضوع هم بسیار مهم بوده، بعید است که ذکر نامشان بدون اطلاع آنها باشد.

  3. زمستان گفت:

    هردو سندی که در این باره منتشر کردید(سند رای قطعی که مربوط به سال ۱۲۵۴ بود و این سند که مربوط به ۱۲۴۹ است)روی برگه ی ضخیم ابی رنگ که مثل برگه های جلد قباله جات است نوشته شده.نمیدانم در نوشتن اینگونه اسناد روی این برگه های ضخیم عمدی در کار بوده یا نه چون اسناد دیگری که منتشر کردید اغلب روی کاغذ سفید رنگ یا کاهی رنگ نوشته شده است.یعنی اسناد مهمتر را روی این گونه کاغذهای ضخیم مینوشته اند؟
    این سند و افرادی که ان را امضا کرده اند و به نفع حاج محمد رودمهجنی شهادت داده اند(چون طی سند قبل رای به نفع این حاج محمد رودمهجنی صادر شده)و اکثرا هم افراد مهم روستاها ی خودشان هستند، نشان میدهد که حاج محمد رودمهجنی ادم مهم،تاثیر گذار و پر نفوذ و زمیندار بزرگی(در قیاس روستا) بوده که توانسته این مقدار ادم مهم را برای شهادت دادن به نفع خودش ان هم از جاهای مختلف مثل نامق و بایگ و حصار و کدکن و برس حاضر کند.ایا میتوان گفت این حاج محمد از اجداد کدامیک از رودمعجنیها است؟
    سندها بکر و عالیست و دیدنی.خدا قوت اقای دکتر

    1. زمستان عزیز
      پیدا کردن اولاد و احفاد این «رودمهجنی»ها دشوار و شاید ناممکن باشد. چون حافظۀ شفاهی روستاییان از صد سال پیشتر نمی ورد و قابل اعتماد نیست و دیگر آن که بعد از تشکیل ادارۀ سجلات در روزگار رضاخان نامهای خانوادگی جدیدی پدیدار شد که نه سابقه داشت و نه پیوندی با نسب و تبار خانواده ها.

  4. ناشناس گفت:

    باز هم بسیار جالب و عالی بود . من که هر چه زوم کردم هیچ اسمی را نتونستم بخونم
    خداقوت جناب دکتر

  5. نوه ديگه حجي مراد گفت:

    ای ناشناس مو بیم
    راستی یادم رفت بگم مرحبا به این سید رودمعجنی عجب پشتکار و همتی داشته . هر کی دیگه می بود که کارش با حاکم تربت می افتاد از خیر همه چیز می گذشت و ولش می کرد . :SS: :SS:

  6. این اسحاق خان قرایی هم آدم عجیبی بوده، معلوم نیست چه جوری دستش به املاک دربی رسیده و اونهارو غصب کرده!هم حوصله داشته از گدار دربی بالا روه! :Y:
    من خیلی سعی کردم قسمتهای مخدوش رو بخونم ولی واقعا ممکن نبود.
    نکته جالب نوع امضای شهو هست، البته به نظر میرسه کاتب به نیابت از شهود امضا کرده و با توجه به این نظر منصف نزدیکتر به واقعیت می نماید. چون سرجمع کردن و حتی اطلاع دادن به این بزرگان با این پراکندگی جغرافیایی و با امکانات آن زمان کار بسیار سختی بوده، اما از طرفی وسعت زمینهای غصب شده ارزش این رو داشته که مالک زمین امضای تمام این شهود رو جمع آوری کنه.
    این آقایان با توجه به وسعت ارثی که به آنها رسیده از بزرگان رودمهجن بوده اند اما امروزه نامی از آنها نیست؟ آیا این نامها مستعار بوده و یا مسئله ای دیگر در بین است؟

    اینکه بایگ رو بایج نوشتن ، دلیلش میتونه بیان عربی رایج در مکاتبات آن زمان بوده باشه ، احتمالش هست که نظیر این حالت برای رودمعجن خودمون هم اتفاق افتاده باشه!
    ولی نه! چیز عجیب غریبی ازش در میاد! :N:

    با این اسناد هر روز گوشه ای تاریک از تاریخ رودمهجن روشن میشه، به نظرم در پایان خوبه بدیم یک محقق تاریخی مجموعه این اسناد رو بررسی و تحلیل تاریخی کنه ، احتمالا نتایج جالبی از اونها استخراج بشه. این زمستان خودمون هم به حساب محقق تاریخیه!

  7. پونه گفت:

    سلام به جناب دکتر و خسته نباشید و همچنین تبریک عید فطر!برای منم نوع امضاها جالب بود که همگی یه سبک داشتن!و البته شاید برخلاف اسناد دیگه تمیزترو مرتب تر نگاشته شده بود حداقل من که این طور احساس کردم!و یه سوال برام پیش اومده چطور اون زمان دادگاه تحت نفوذ اسحاق خان قرایی نبوده و رای به نفع ایشون صادر نشده؟؟

    1. پونۀ گرامی
      درست است کل نامهای مندرج در این شهادتنامه به خط یکنفر نوشته شده است. این شهادتنامه ۱۸ سال بعد از مرگ اسحاق خان تنظیم شده و در آن زمان قدرت خاندان اسحاق خان رو به زوال بوده است.