فاطمه علیپور 4111 روز پیش
بازدید 130 ۲۰ دیدگاه

از قطار بید تا به پیسوم

از قطار بید تا به پیسوم دشت ناز و نعمت است

گندم و ملک نخود بین غله زار رودمعجن

در کمر قوجانو کال در شره وقفی وخوی

اب سردی نوش کن در بهار رودمعجن

صنعت بافندگی و دقت و حسن عمل

قالی وقالیچه ونقشو نگار رود معجن

در کلاته محسن و اب و هوای گوگ دره

کیف و لذت میبری صبح و نهار رود معجن

سیب و زردالو بادام و هلو

الو الوچه دیگر خشکبار رود معجن

منبع چوب سپیدار است و زردالو گردو

شکر بر درگاه ایزد کردگار رودمعجن

باغهای سبز و خرم بلبلان خوش نوا

میدهد هر دم بشارت از بهار رودمعجن

مرغ حق از شوق هر شب میزند فریاد یا حق

شکر جا دادی ما در شاخسار رودمعجن

صوفیان را جلوه حق عارفان را رمز وحدت

میدهد هر لحظه ان عشق نگار رودمعجن

زاهدان را خرقه بخشد عاشقان را وصل جانان

هیچ کس اگه نشد از سره کار رودمعجن

رمز توحیدو نبوت درس تقوا وعمل

گر که خواهی یک سفر کن در دیار رودمعجن

طو ر سینا وادی عشق است و عاشق

باغ رضوان را ببین در کوهسار رودمعجن

رو به دیدار شهیدان در مزار ان عزیزان

تا بدانی ر مز ایثار و شعار رودمعجن

نو ر ایمان روح قران پیروی از رهبری

بوده راه مردم با اقتدار رودمعجن

پیروان مکتب حق اند یاران خمینی

جان نثاران حسین اند از تبار رود معجن

وه چه باد خوش نسیمی میوزد از سوی دربی
چشمه عارف بود ان یادگار رودمعجن

تاق عسوم نقش زیبای ز اسرار طبیعت

کوه ملکان ایتی از کردگار رودمعجن

ابهای خوش گوار چشمه های سر کچ راه

باغ کاظم جلوه ای از ابشار رود معجن

از نسیم دل پذیر دیگری عافل مباش

دیدن پای درختی در چنار رودمعجن

منظر زیبا به ببین در باغ های دشت تهرود

فصل تابستان بود گشت و گذار رودمعجن

رو به دو کالی ببین اب و هوای دیگری

از حصار هم دیدنی کن در جوار رودمعجن

چشمه پاش و باغک و بازه تنورش دیدنی است

تنگل و با غهای تهرود و شکار رودمعجن

باد سرتینگل نسیم دل فضای شا عران است

دشت همدادی بهشتی در کنار رودمعجن

ای صفا بس کن مکن خود را اسیر رنج و زحمت

عاجزی از مدح و توصیف رود معجن

شاعر حاج شیخ ابراهیم عبد اللهی رودمعجنی

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. زیبا بود.فقط بعضی جاهاش خوندنش واسم سخت بود!فکر کردم خط آخر جزء شعره!!!!خوبه که در وصف رودمعجن همچین شعرهایی هست

  2. جگر گوشه گفت:

    سلام. سهراب جان نوشتن این مطلب نشان از علاقه وافر تو به سرزمین اجدادی توست و من بتو تبریک میگم که مانند یه عرقه ملی میمونه که در خون همه ماست که به زادگاهمون عشق میورزیم و تو انچه در توان داشتی گذاشتی که این عشقو نشون بدی همین کفایت میکنه تعهد کارتو .ولی اکه میتونستی کار بیشتری میکرددی قافیه و ردیف هماهنگی بهش میدادی وزن پیدا میکرد و خوب از کار در میومد.بهر حال موفق باشی و حق یارت

  3. چنار گفت:

    جالب بود جناب سیهری این شعر برای خیلی ها اشناست اکثرا کتابش رو دارن ولی برای اونهایی که دفعه اوله دارن می خونند جالب تره در هر صورت ممنون :SS:

  4. این شعر رو قبلا خونده بودم ولی توی سایت خوندنش یه مزه ی دیگه ای داشت مخصوصا این که الان دلم برای رودمعجن تنگ شده مخصوصا این بیت که دل ادم رو با خودش میبره
    باغهای سبز و خرم بلبلان خوش نوا
    میدهد هر دم بشارت از بهار رودمعجن
    در ضمن از مصرع آخر هم فکر کنم یک کلمه که قافیه اون هست حذف شده
    عاجزی از مدح و توصیف…. رود معجن
    ممنون خدا قوت هووووووووو

  5. آفرین جناب سهراب عزیز
    برای من که شعرتون خیلی جذاب بود :SS:

  6. ناشناس گفت:

    سلام جگر گوشه عزیز ممنون از لطفتون این قافیه ردیف توی کتاب همینطوری بود دیگه من هر چی در توانم بود انجام دادم راست میگین من واقعا به زادگاهم علاقه دارم و موقع نوشتن این شعر واقعا یاد رودمعجن افتادم هر چند رودمعجن اون رودمعجن قدیم نیست بازم ممنون

  7. گفت:

    ناشناس همون سپهریه اشتباه شد
    :YY:

  8. گفت:

    ممنون چنار عزیز بعضی ها دسترسی به این کتاب ندارن

  9. گفت:

    خیلی ممنون جناب نجفی من هم این شعرو به خاطر اینکه بعضی ها چن سالی میشه به خاطر مشعله کاری نمیتونند رود معجن برند با دیدن این شع یک کم از مشعله کاریشون کم کنند و یه سری به زادگاهشون بزنند در ضمن بیت اخر حق با شماست کلمه دیار جا مانده

  10. گفت:

    ممنون تفنگدار عزیز نظره لطفتونه :gol:

  11. منصف گفت:

    سلام بر سهراب.خسته نباشی. با اون خرابکار تو خونه تایپ این مطلب خودشون یه شاهکاره.
    با نظر جگر گوشه موافقم. اگه با هماهنگی شاعر در قافیه و وزن اصلاحاتی انجام میدادی بهتر میشد اما همین مطلب و شعر هم عالیه.

  12. سلام بر سپهری عزیز
    با اینکه این شعر را خیلی خوندم اما هر بار که میخونم باز هم برام تازگی داره.
    خسته نباشی :SS:

  13. زمستان گفت:

    من بازم دیر رسیدم و حضرات نظرها رو دادن پیش از من.خسته نباشی حضرت سپهری گرامی

  14. اوحده اوو گفت:

    خب منم نظری نمیدم دیگه چون از مکان هسته مرکزی که شعر دراون سروده شده هستم. ولی فکر کنم خوده شاعر هنوز از این که شعراش داره اینجا نوشته میشه بی خبره من خبرش میکنم تا ببینم عکس العمل چیه.خدا رحمتم کنه پیشاپیش :YY:

  15. ناشناس گفت:

    جناب او حده اوو خسته نباشی قبل از اینکه بهشون بگی بهت بگم ضایع نشی خودم گفتم :YY: :BB:

  16. گفت:

    ممنون جناب سپیدارخودم هر وقت میخونم واقعا یاد رودمعجن میفتم :gol:

  17. گفت:

    ممنون جناب زمستان شما هم خسته نباشید

  18. گفت:

    خسته نباشید منصف واقعا حق با شماست نمیدونی موقع نوشتن این مطلب چقدر با این صفحه کلید ور رفت اعصابه منو خرد کرد تو اون لحضه به فکره وزن و قافیه نبودم بازم ممنون

  19. سلام شعرتون جالب بود وخوندنش سخت بود خیلی جالب بود کلی کیف کردم یه شعر در مورد رودمعجن خوندم. :SS:

  20. فکر کنم زیبایی این شعر در قافیه و وزن نیست، کنار هم اومدن واژه هایی که مختص رودمعجن هستن باعث شده این شعر برای ما زیبایی دوچندانی داشته باشه، و تعداد بالای نظرات این مطلب نشون دهنده ی همینه.
    البته من هم جزو گروهی هستم که کتاب شعر، حاج شیخ عبداللهی رو قبلا خریدم و خوندم ولی جاش واقعا توی وبلاگ ما خالی بود.
    من خودم شاهدم که نوشتن این شعر توی حیتا چند روز وقتتو گرفته ، پس واقعا خسته نباشی. :SS: