سارا عبداللهی 4220 روز پیش
بازدید 81 ۸ دیدگاه

مراقب پروانه ات باش

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد .شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده در پیله نگاه میکرد.

سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر می رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.

 

آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد.

پروانه به راحتی از آن خارج شد اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود.

آن شخص باز هم به تماشای پروانه نشست چون انتظار داشت که بالهایش بازوگسترده و محکم شوند واز بدن او محافظت کنند.

اما چنین اتفاقی نیفتاد!

در واقع پروانه بقیه عمرش را میخزید و هرگز نتوانست پرواز کند.

چیزی که آن شخص با همه مهربانیش نمی دانست این بود که:محدودیت پیله و تلاش برای خروج از سوراخ آن راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه قرار داده بود تا بتواند بعد از خروج از پیله پرواز کند.

اگر خداوند اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم و به اندازه کافی قوی نمی شدیم وهرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.

من قدرت خواستم و خدا مشکلات را بر سر راهم قرار داد.

من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من تفکر و توان جسمی داد تا کار کنم .

من جرأت خواستم و خداوند موانعی برایم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من به هرچه خواستم نرسیدم اما به هر آنچه نیاز داشتم دست یافتم .

پس بدون ترس زندگی کن…

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. سلام خدمت سپیدار گرامی. مطلب زیبا و آموزنده بود. در حقیقت خود مطلب نتیجه گیری لازم رو کرده و جایی برای اظهار نظر نمیذاره ولی یه تفاوتی بین ما ادما و این پیله وجود داره اونم اینه که پروانه کوچولو همون اول زندگی یه مشکل بزرگ داره که بعد از مبارزه با اون در صورت مقاومت تبدیل به یه موجود زیبا میشه اما ما انسانها به مرور و در طی مراحل مختلف زندگی دچار مشکلات و سختیهایی میشیم که یه سری از اونها در اثر ندونم کاری خودمون و یه سری دیگش در اثر تقدیر بوجود میاد که مبارزه مارو میطلبه جهت رسیدن به زیبایی و تکامل. :gol:  

  2. منصف گفت:

    سلام بر سپیدار.
    :O: این قیافه من بعد از خوندن مطلب برای بار اوله. امروز روز بسیار بسیار شلوغی داشتم. الان تازه تونستم بیام یه سر بزنم. هنوز تو شرکتم. و گفتم یک بار مطلب رو بخونم . اگه خدا بخواد می رسم خونه و اصولی نظر میدم.

  3. زمستان گفت:

    کل مطلب جالبه اما گمونم چکیده ی اون همین یه نیم خطه که میگه”من به هرچه خواستم نرسیدم اما به هر انچه نیاز داشتم دست یافتم”.این تفاوتی که بین اونچه میخواهیم و اونچه که نیاز داریم وجود داره جای کمی فکر داره.
    خدا قوت جناب سپیدار

  4. @پاییزان
    سلام پاییزان عزیز.ممنون از توجهت.فکر میکنم یک فرق دیگه هم بین ما آدما و پروانه ها باشه اونم عمر کوتاه پروانه هاست.یعنی پروانه کوچولوبعد از تلاش و تقلای فراوان در صورت پیروزی و خروج ازپیله تنها چند روز یا نهایتاچند هفته زندگی میکنداما ما آدمها با توجه به مراحل مختلف زندگی آزمونهای متفاوتی را پیش رو داریم که با تلاش وپشتکار میتونیم از همه اونها سربلند بیرون بیایم مهم اینه که از مشکلات نترسیم و با اونها روبرو بشیم.

  5. @زمستان
    من هم فکر میکنم تفکیک نیازها و خواسته هاخیلی مهمه.
    ممنون

  6. monsef گفت:

    و اما بعد :
    ۱- اختصار مطلب خیلی خوب بود و باعث می شد توی دو دقیقه مطلب خونده بشه و زیاد وقت نگیره .
    ۲- اون شخصی که تصمیم گرفته به پروانه کمک کنه توی زندگی روزمره بارها باهاش مواجه هستیم : یک نمونه اش مادروپدری که تمام کارهای بچه شو انجام میده و نمی زارن روی پای خودش وایسته و به حساب خودشون بهش کمک هم میکنن.
    ۳-( اگر خداوند اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم)
    گاهی اوقات به زندگی از زاویه دیگه ای نگاه میکنم و میگم اگه گره های زندگی نبود باید چیکار میکردیم و اصلا زندگی بدون گره (من اسمشو مشکل هم نمیزارم) اصلا نمیچسبه. لذت زندگی در مشغول بودنشه.
    ۴- چند جمله شوخی هم به آخرش اضافه میکنم :
    من بنز خواستم خداوند گفت همین ژیانیم که داری از سرت زیاده .
    من پدیده شاندیز خواستم خداوند گفت غلط کردی که خواستی . پاشو برو یه سیخ جیگر سر کوچه کوفتت کن .
    من (زن یا شوهر ) خواستم خداوند مادر زن و مادر شوهر رو سر راهم قرار داد تا خوب پخته بشم.
    من میخواستم درس بخونم خداوند حیتا رو بر سر راهم قرار داد.
    ۵- در مجموع من از این مطلب لذت بردم. خسته نباشید.

  7. @monsef
    از اینکه با این همه مشغله وقت میذاری ومطلب را میخونی ونظر میدی ممنونم.

  8. من به هرچه خواستم نرسیدم اما به هر آنچه نیاز داشتم دست یافتم . :SS:

    ممنون ، قسمت اول مطلب رو قبلا یه جایی خونده بودم اما قسمت دوم کاملش کرده ، من هم با دوستان موافقم، فارغ از بقیه بحثها باید بگم که زندگی بدون مشکل واقعا کسالت آور میشه ، فکرشو بکن صبح که از خواب بیدار میشیم هیچ مساله ای نباشه که ذهنمون رو مشغول کرده باشه و هیج مشکلی نداشته باشیم که بخوایم براش دنبال راه حل بگردیم!
    هر زمان مشکلات بیشتری داشتم چیزهای بیشتری یاد گرفتم.

    “من میخواستم درس بخونم خداوند حیتا رو بر سر راهم قرار داد.” رو خوب اومدی. :U: