اعضاي قبلي 4341 روز پیش
بازدید 92 ۷ دیدگاه

یاد یاران سفر کرده

نگاهم
به پدرم
افتاد ، با خودم گفتم ” آب در کوزه وما……” یادم آمد پدرم  تو خاطراتش
گفته بود جزء اولین کسانی بود که به جبهه رفته
بود                                                                                                                                                                                   

 

سر صحبت با پدر را باز کردم ،بردمش به سی سال قبل ،با جوابهائی که برای سوالاتم داد متوجه این موضوع شدم که باید از تاریخچه

دفاع مقدس در رودمعجن شروع کنم .

سال۱۳۵۹ رودمعجن
هنوز از نعمت برق وتلفن محروم بود. پس مردم چگونه متوجه شروع جنگ شدند؟
این سوال را از پدرم پرسیدم! او  در جوابم گفت : رادیو در ده زیاد بود که
با باطری کار می کرد ما خودمان تلویزیون داشتیم که باطری داشت بعضی ها از
سالها قبل از آن رادیو داشتند . من یادم هست سالهای قبل از انقلاب با یکی
دوتا ی دیگر مخفیانه به خانه دکتر ساکن در ده می رفتیم و از اوضاع کشور
مطلع می شدیم و به اطلاع مردم میرساندیم اولین رودمعجنی که پای درجبهه ها
گذاشت  شهید عباس شجعی  بود تاریخ
اعزامش را دقیقا نمیدانم  ولی او اولین نفر بود که از مشهد  اعزام شد. بعد
از آن در روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۰ (سیزده بدر) اولین افراد از رودمعجن عازم
جبهه نبرد شدند آنها چهار نفر بودند:

۱-محمد قانعی ۲-محمد استاد۳- محمد علی علیپور ۴- عباس مرادی

برای
اولین بار بدرقه مرسوم نبود ،این را پدرم میگفت ما فقط با افرادی که دور و
بر مینی بوس بودند خداحافظی کردیم اما در بازگشتمان آنچنان استقبالی از ما
کردند که هرگز از یادم نمیرود، اما  در اعزامهای بعدی بدرقه ها روز به روز
با شکوهتر می شد . (( من اعزام بسیجیها را خوب بیاد دارم   بخصوص سالهای
۶۵-۶۶و ۶۷  سال ۶۵ من ۵ یا۶ساله بودم نواهای آن روزها هنوز بگوشم آشناست”
اندر زمین و دریا  در کوه و دشت وصحرا هیهات من الذله هیهات من الذله “))

یک
ماه و نیم بعد از اعزام اولین افراد یعنی در۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ اولین
رودمعجنی بنام عباس مرادی در جریان عملیات در منطقه عملیاتی شوش به زیر
چرخهای نفربر رفت  ومجروح شد او اولین آسیب دیده جنگ در  شهرستان تربت
حیدریه بود.

” آخرین باری که به ده آمد برای عیادت از پدرت بود . ” این را مادرم میگفت ،منظورش شهید شجعی
بود .بعد از این عیادت باز به جبهه ها شتاقت ودر تاریخ ۱۵/۶/۱۳۶۰ درحالی
که ۳۱ سال بیشتر نداشت در منطقه بستان به آرزوی دیرینه اش دست یافت و لقب
اولین شهید رودمعجن را به خود اختصاص داد …. و اینگونه بود که سیر شهادت و ایثار دیار مبارز پرور رودمعجن را فرا گرفت  وبا شهادت شهیدان خوشنیت و خاکشور تداوم یافت و رقم انان به ۳۳ شهید ، بیش از ۱۰۰ جانباز ،۷ ازاده و دهها رزمنده رسید

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. حسین مرادی گفت:

    قابل توجه دوستان عزیز فکر کنم ایام تاسوعا و عاشورا بهترین موقع برای تشکیل جلسه است نظرتون چیه

    محمد جان مطالبت کاملا منطقی بود ممنون

  2. شغال اباد وشرکا(نوروز گل گل سابق) گفت:

    خسته نباشی خدا قوت حسین اقا.ان شا الله توی سلسله مطالبت بتونی همه س شهدا رو معرفی کنی.از خاطرات کسانی هم که رفتن جبهه خوب میشه استفاده کرد توی همون دور وبریای خودت خیلی زیاد هستن.

  3. خیلی خوب بود ، همیشه دوست داشتم تاریخ رودمعجن ، مخصوصا اون روزای اول انقلاب رو بدونم ، بچه که بودم مادرم همیشه خاطرات اون روزا رو برام تعریف میکرد .
    از نقطه خوبی شروع کردی .

  4. منصف گفت:

    چه عجب. بالاخره این مبحث رو به طور رسمی شروع کردید. من که لذت بردم. قول یک شنبه هاتون رو هم نشنیده می گیریم.

  5. مرادی گفت:

    بسیار عالی بود حسین آقا . دست مریزاد . واقعاً لذت می برم و ‌خوشحالم که شما اینگونه مصمم و جدی در این راه گام برداشته اید و در پی کشف حقایق و بیان ناگفته ها و خاطرات شهدا هستید.

  6. خواهش میکنم حسین جان ، آره پیشنهاد من هم تاسوعا ، عاشورا هستش ، که اکثر دوستان جمعند.

  7. بهار گفت:

    جناب مرادی خداقوت وخسته نباشید تلاشتون واقعا قابل تقدیره آرزوی قلبی ماهم اینکه یادوخاطره شهداء زنده نگهداشته شود .حق یارتون