دسته‌ها
اشعار رودمعجني دسته‌بندی نشده

عکس نوشته

عکس نوشته img_20160910_222703 img_20160910_222708 img_20160910_222710 img_20160910_222714 img_20160910_222717

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

گزارش اردوی جهادی رودمعجن

در اردوی جهادی رودمعجن که توسط بسیج سازندگی تربت حیدریه انجام شد

سرهنگ پاسدار فرضعلی گرایلی  گفتند: در فرمایش مقام معظم رهبری داریم که ” بسيج سازندگى و اين اردوهاى هجرت را قدر بدانيد. عشق و ایمان، بصیرت و همت؛ اینها ستونهای اصلی کار جهادی است”.
و نیز رهبر انقلاب در بیانی دیگر فرمودند ” شما با عمل خودتان مردم را به ايمان، به اسلام، به دين دعوت مي‌كنيد.

وی افزود: از اين مهم‌تر، خدمتى است كه شما به خودتان مي‌كنيد؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال مي‌كنيد؛ به بالقوه‌هایى كه در وجود شما هست، فعاليت مي‌بخشيد؛ تجربه پيدا مي‌كنيد و با زندگى مردم آشنا مي‌شويد”.

لازم به ذکر است این اردوی جهادی از روز شنبه همین هفته با حضور ۲۰نفر از بسیجیان معزز این حوزه در روستای رودمعجن که بسیار نیازمند به فعالیت درعرصه عمرانی مثل خانه عالم، حسینیه و در عرصه کشاورزی و اقتصادی و فرهنگی بود به اجرا در آمده است.

در اين مدت  بسیجیان جهادگر این حوزه ، پايگاه مقاومت بسيج روستاي رود معجن كه نیمه تمام بود تکمیل و آماده بهره برداری نمودند.همچنين درب هاي ورودي صحن پايگاه با ديوار چيني هاي اطراف آن انجام پذيرفت.

در عرصه فرهنگي جهادگر بسیجی حجت الاسلام اسدیان به همراه خانواده اش كلاس هاي قرآن را براي كودكان و نوجوانان پسر و دختر برگزار نمودند وبه سوالات شرعي واحكامي خواهران وبرادران روستا رسيدگي و پاسخ دادند.

در عرصه ورزشي مسابقه فوتبال براي كودكان و نوجوانان روستا برگزار گرديد.

و در پایان این اردوی جهادی که با یاد و نام شهدا و استعانت از مقام شامخ شهیدان برگزار شده بود ، یادواره شهیدان روستا که ۳۲ شهید را به مردم شریف ایران و انقلاب اسلامی تقدیم کرده اند به پایان رسید.

IMG_1193 IMG_1195-300x225 IMG_1209 IMG_1214 اردوی جهاد ی

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

تصویری قدیمی از هیئت رودمعجن در مشهد

با سلام،h

تصویری نسبتا قدیمی رو در آلبوم های پدربزرگ خدابیامرزم (برای اطلاعات بیشتر درگذشتگان؛ برای آخرین ساکن«اُبَزَ»که رفت  را مشاهده نمایید) دیدم که اونطور که از شواهد پیداست مربوط به هیئت رودمعجن در سفر به مشهد برای روزهای اربعین حسینی و چهل و هشتمه!

افراد داخل عکس رو که هم بر حسب جوان بودن اصلا نمیشناسشم ؛

میتونید با ویرایش مطلب مشخصات افراد رو بنویسید،

ممنونهیئت رودمعجن

دسته‌ها
خاطرات اهالي دسته‌بندی نشده

هم اتاقی با عقل سرخ (1)

شش سالي با او هم اتاق بودم. لحظه لحظه‎اش اتفاقهاي بزرگي بود که از يک روستازادۀ نوجوان دبيرستاني سر مي‌زد. یک روز ظهر از مدرسه آمدم، خانه‌مان خیلی از مدرسه دور بود. دبیرستان غفاری در خیابان منصوریه بود در شمال غرب شهر و خانه در خیابان بُرزار در جنوب شرق. خسته و گرسنه رسیدم. بوي آّب گوشت توي راهرو پيچيده بود. دم در اتاق یک عالمه گیوۀ کهنه و و گالش پاره و دمپایی پلاستيکي ریخته بود روی هم.

آخر هفته رفته بود به رودمعجن. امروز شنبه هفت هشت تا پير مرد و پير زن کج و کوله و عليل را بر داشته بود آورده بود شهر. می‎خواست در كميتة امداد ثبت نامشان کند و مثلاً بیمه شوند. صبح اول وقت برده بودشان عکس فوری بگیرند. در اتاق را باز کردم. داشتند عکس ها را تماشا مي‌کردند. از خنده ريسه بودند. بعضيشان براي اولين بار در عمرشان عکس گرفته بودند. برخي هم براي اولين بار به شهر آمده بودند. شناسنامه نداشتند. ستشهاد محلي درست کرده بود تا برايشان شناسنامه بگيرد. دو روز دنبال کار آنها بود و نرفت مدرسه. شب ده نفره توي اتاق 12 متري می‎خوابيديم. يکي از پير زنها یک سره می‌گفت: «اي دو روز از عومرم حَساب نرفت. خدا سر عومرت کنه».

همچنین ادامه مطلب را در قسمت های زیر دنبال نمایید

 هم اتاقی با عقل سرخ (۲)
هم اتاقی با عقل سرخ (۳)

هم اتاقی با عقل سرخ (۴)

 

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

ای عمو

بسم الله الرحمن الرحيم

اي عمو

ياد بادا روزگاري خان عمو بوديم ما

ياد بادا قيل و قال و آن هياهو اي عمو

راه و رسم زندگي اينگونه با مشکل نبود

چرخ بر وفق مرادم بود و همسو اي عمو

قامتي چون شاخ شمشاد و صنوبر داشتم

كي مرا ديدي چنين مانند جو جو اي عمو

وزنه    برداري  قدر  بودم   ميان   چهره ها

در دو حركت مي زدم پانصد به كيلو اي عمو

پشت صدها پهلوان را مي رسانيدم به خاك

من نمي دانم چه شد آن زور بازو اي عمو

مثل من خوش تيپ نديدي در همه ملك عجم

در عجب ماندم چه شد آن خرمن مو اي عمو

رقص می کردم بسی زیباتر از خردادیان

می زدم در یک دقیقه شصت وارو ای عمو

پیش دکتر هم نرفتم بیش از پنجاه سال

کی مرا محتاج می دیدی به دارو ای عمو

حاليا با زن نشست و در هچل افتاده ام

حال من گرديده از اين رو به آن رو اي عمو

ميدهد دولت مرا هر ماهه يك ميليون حقوق

كاسبان گرگند و من مانند آهو اي عمو

همچنين هفتم گرو گرديده پيش پنج و شش

رفته ام در گل فرو  تا  حد  زانو   اي عمو

از  گرانيها  چنان  تحت  فشارم  كه  مگو

از پس و از پيش و هم از هر دو پهلو اي عمو

دار و نادارم همه بر باد رفت و مي رود

از لبانم خنده و آن خلق نيكو اي عمو

رفته از يادم همه رسم و رسوم جمعه ها

 تا سحر بیدارم و در حال هو هو اي عمو

شنبه شبها مي كنم وز وز چو زنبور عسل

مسجد قائم برايم همچو كندو اي عمو

در كنار شاعران گل گفته و گل بشنوم

محفل ما شعبه ای از باغ مینو اي عمو

من نميگويم غزل از قامت رعناي يار

يا ز چشمان سياه و قوس ابرو اي عمو

رفته از يادم خط و خال و لب و شهد و شكر

كي كنم توصيف موي و پيچ گيسو اي عمو

طنز تلخي گويم از دزدي آقاي الف

او كه ما را مي مكد مانند زالو اي عمو

مي نشيند پشت لامبورگيني و سانتافه اش

پول او افزون شده از حد پارو اي عمو

مي رود هر ساله حج و سعي او دارد صفا

فرق بسيار است ميان بنده با او اي عمو

پانزده تا صيغه دارد در   خيابان   ونك

هر يكي همچون هلو و سیب و لیمو ای عمو

نور مومن را فقط در صورت حاجي ببين

من دگر بي نورم و در حال سو سو اي عمو

او كجا دارد خبر از حال ما بيچارگان

درد ما افزونتر است از درد زائو اي عمو

مي خورد در خانه اش هر شب فسنجان و كباب

سال طی گشت و ندیدم نان كوكو اي عمو

آن شراب ارغواني نوش جان جيم و دال

پسته و بادام و فندق سهم يارو اي عمو

انبه و سيب و گلابي باشد از آقاي ميم

جاي اينها مي خورم من برگ كاهو اي عمو

دلخوشيم يك سبد كالاست گر آيد به دست

بيش گر خواهم مرا گويند پر رو اي عمو

بيست و دوم مي دهد دولت مرا يارانه اي

من به درويشي قناعت كرده و خو اي عمو

اي سليمان غم مخور از صد جوان هم بهتري

ميزني جفتك گهي مانند يابو اي عمو.!!

bh34

دسته‌ها
تصاویر رودمعجن دسته‌بندی نشده

****تصاویری از محرم ۱۳۹۳

20141104_100613 20141104_100619 20141104_100636 20141104_100700 20141104_100706 20141104_100714 20141104_100732