دسته‌ها
آئین های رودمعجنی تصاویر رودمعجن

رودمعجن، آبان و محرم 93

سلام و درود

مراسم دهه اول محرم امسال هم مانند گذشته در رودمعجن پرشور برگزار شد.

عمده تغییر رودمعجن نسبت به سال های گذشته شاید اضافه شدن همین تابلو های ورودی معابر اصلی باشه.

>> تصاویر از مهرناز مدرسی

c63fe71e1d3fd5f701f77b94bebaab4e30967cfc169556e80f3fa2dc96d3f501

8361c356da30fb653e65a89d6f492c9a94d159b3a3b6ee9b05ed33174867251e

8577f608ce80ba154a2785b68c969aac6f7d8812a75263d81cbb03909fc8294d

206ec606c23fdd95a36ae9d931e8525006cb499b93844d37c053c3363e2d9361

8b20d22882d98100799e116513d7337319c2f6104b25462bc287d04ee8af0bd7

85050e137643f081d8b896545438128369341d8e98b14c4b67bac50bedaf3ab9

cd8aec4fafaafc5d3f230f969b584654ed5c2a070c7667ad9c85e9fae18c0723

afcf679e1a3a0249defb0f9de15d4331d9445fefcac0737d62171fc71c1a362f

8615fb8bc6304dfcdfa207ca2f2fefac054ff29d50bad56716cf5cec04337f13

 

و اما چند تصویر با حال و هوای متفاوت آبان از رودمعجن:

f55bdcb933e99013d096a2aecaf77cae326c6dd0e0cbeac0f08c2a41ec60961f

0c22325b9f04e5c6c4626699cece71864b4a4db6664b0216e285a25b01d673a8
af9c5aa52ee0bde8b0ed17beb52e83eee46df3c5ddfbf30f0f6f78c7543fa496
ca1b9419dd8572b735f34ed3617f430c4f9538e4872f9c39a16f9e01f1a3f194

24c1e61b6d95b1e3e42d5386c4aeffce224ebe71e5b85bf7e9acee4e264fae6c

b15ed921e1336915192c3c2179f56003936861e0d0d09b4766775174fb0e0fd3

3c10883d255287eb9bdbcd40a87420bcd24e6776de42b37829ee7e6ded5958fa

e27ef4245c696840e3fea376798d2b83529b291852a89a0099a857c84afe789d

 

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی تصاویر رودمعجن

تصاویری از عاشورای سال1392

عاشورای 92 DSC00053 DSC00037 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 عاشورای 92 DSC00188 - Copy DSC00216 DSC00230

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی

موقوفات در رودمعجن

سلامی دوباره، به گرمی آفتاب آخرین روزهای تابستان رودمعجن

متن زیر در مورد موقوفات رومعجن از طریق خانم آرزو علومی بایگی (از پژوهشگران شهر بایگ) به دست من رسیده، که حاوی اطلاعات جامع و جالبی می باشد. منبع این اطلاعات اداره اوقاف تربت حیدریه است. ضمن تشکر از ایشان شما را به خواندن این متن در ادامه مطلب دعوت می کنم:

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی اخبار رودمعجن زندگی رودمعجنی

گزارش یک جشن

سلام دوباره بر حیتا نشینان

امروز تقریباً 80 روز از برگزاری این جشن میگذره ، جشنی که در نوع خودش در رودمعجن کم نظیر بود (اگر بی نظیر نباشد) اما آن چنان که باید و شایسته آن بود بازتاب نیافت. آنچه در ادامه می آید گزارش تیم اعزامی دو نفره باشگاه خبرنگاران حیتاست که برای پوشش خبری این مراسم حضور یافته بودند. در این مدت دنبال فرصتی بودم تا آنچنان که شایسته است این گزارش را تکمیل و در سایت منتشر کنم اما طبق معمول این فرصت هیچ گاه بوجود نیامد و به ناچار و از ترس آنکه خبر بیشتر از این بیات نشود امروز مختصر و مفید (دومی رو شک دارم) چند تصویر و خلاصه ای از شرح ماوقع را برای دوستانی که حضور نداشتند خواهم آورد.

… تبلیغات مناسبی برای مراسم صورت نگرفته بود اما خبر مانند همه اخبار ریز و درشت رودمعجن به سرعت سینه به سینه نقل شد و در روزهای اول عید به صدر خبرها رسید تا نشان دهد هیچ تبلیغی در رودمعجن به پای این روش نمی رسد؛ حالا هر چه قدر هم که میخواهد روش های تبلیغاتی تغییر کند و به اصطلاح بروز شود. این روش حتی از جار زدن هم در پاره ای مواقع بهتر و کیفی تر عمل می کند، کافیست نقل مجالس زنانه شود که “راه پیمایی خانوادگی تا سر قلعه به همراه اهدای جوایز ارزشمند به بهترین آش همراه  با مقادیر متنابهی کف و سوت و …”.

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی اخبار رودمعجن

برگی از محرم

بن علی احساس پیری می کنم بی حسین

نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم
گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟

گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم

ایام محرم که میشه هر کی به هر طریقی سعی میکنه اون اعتقادی رو که تو دلش داره یه جورای زنده کنه حالا این وسط بعضیا سعادت دارن و موفق میشن بعضی هم….

بر خودم لازم دونستم اینجا و بدین وسیله از همه دوستان عزیزی که انصافا برا محرم و برگزاری مراسمات رودمعجن تلاش میکنن یادی کنم
نباید ساده از ذکر نام دوستانی که با تلاش همه جانبه خود باعث بر پایی یاد و نام سالار شهیدان شده اند گذشت دوستانی همچون اقایان:
رضا استاد
محمد قاسمی
علی روشنی
مجتبی جنگی
رسول روشنی
سید قاسم کارگر
احمد سعیدی
محمد علی محسن زاده
محمد عبدی
محمد محسن زاده
قاسم محسن زاده
هادی ،مهدی و ابوالفضل موسوی
حسن تفت
حسین کامیاب
امیر براتی
و به ویژه محمد رضا ایزدی جهت در اختیار قرار دادن مکان برای عزاداری

اما به نظر میرسد که نباید به همینجا اکتفا کرد و باید در راه تعالی اسلام و ایین های دینی بیش از پیش تلاش نمود شایان ذکر است که برای سال اینده از هم اکنون برنامه های پیش بینی گردیده شده است که از جمله دعوت از یک سخنران برای مراسم سینه زنی میباشد.
همشهریان عزیز میتوانند جهت ارتباط با دوستان ایستگاه صلواتی و ارسال نظرات با شماره۰۹۱۵۶۵۵۱۴۴۹ تماس بگیرند

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی فرهنگ و تاریخ رودمعجن

العطش حسین…

چه زود این روزها سپری می شود.

و چه فرصت ها کم است برای گریستن…

دلیل گریه هایمان زیاد است.

یکی از دلایل گریه این است که شخصی که مصیبت دیده، بزرگ و والا مقام باشد.

پروردگار عالم و پیامبرش حکم نموده اند با شخص بزرگ، بزرگوارانه رفتار نماییم.

پیامبر جامه ی خود را برای عدی بن حاتم، بزرگ کفار پهن نمود و جانشین بلافصل ایشان، امیرالمومنین(ع) از برداشتن زره عمرو بن عبدود خودداری ورزید و عریانش نساخت.

در اسلام حتی از فروش دختران پادشاهان در بازارها، نهی شده…

اینک به سوی حسین نظاره کنید.

آیا نباید بر حسین گریست  به هنگامی که ناجوانمردانه حرمتش را شکستند و جامه اش را ربودند؟

آیا نباید بر حسین گریست به هنگامی که یادمان می آید خواهران و زنان و دخترانش را در معرض فروش گذاشتند و به اسارت بردند، آن هم در مملکت اسلامی؟!

اگر فردی که بسیار نیکو صفت باشد از دنیا برود، هر کسی که آشنایی هرچند مختصری با او داشته باشد، بر او گریان می شود.

حال تو که حسین را بیشتر از مختصر شناخته ای ببین که صفات اربابت چگونه با مصیبت هایش تطابق دارد و آنگاه برای عشق و جنونت، اباعبدالله، اشک بریز.

یکی از صفات برجسته ی حسین، ذکر گفتن ایشان از روز ازل تا به هنگام حمل توسط بانوی دو عالم و در هنگام ولادت و کودکی و جوانی و پیری است.

و حتی ذکر و قرآن خوانی ارباب در بالای نیزه از صفات بی نظیر ایشان است.

شما به من بگوئید: آیا چگونه می شود همچون یزید و ابن زیاد بر لب و دندان حسین خیزران می کوبند؟

صفت دیگری که ارباب داشت این بود که حاضر به شکستن دلی نبود.

مصداقش همان داستان وضوی مرد بادیه نشین است.

چقدر بر حسین گران بود که او را خطاب قرار دادند که نماز از تو قبول نمی شود.

ای نادان! به خیال خام خود نماز حسین، خون خدا قبول نیست و نماز چون تو زنازاده ای مقبول است؟

اف بر تو!

بخشندگی صفتی برجسته است که حسین در حد اعلای آن را داشته…

بذل می کرد قبل از آنکه از او بخواهند.

اما در صحرای کربلا او خواست.

او التماس کرد.

برای خودش نه…

برای نکشتن نه…

برای اسارت نبردن خاندانش نه…

برای سیلی نزدن به سه ساله اش نه…

برای زنجیر بر گردن زین العابدینش انداختن نه…

برای زینب و سکینه و هر کس دیگری نه…

او برای اصغرش التماس کرد.

برای نوزاد شش ماهه ای که تشنه بود و در حال مرگ…

فرمود او خواهد مُرد لیکن جرعه آبی بدهید تا تشنه کام جان نسپارد.

آب که ندادند هیچ، تیر سه شعبه زدند.

روایت شده سر علی اصغر به روی زمین پرت شد.

ساده اش را که خودمان تجسم کنیم و نرمترش کنیم تا دلمان کمی آرام بگیرد، این می شود که سر بر پوست آویزان شد.

صفت دیگر حسین ما، حیا و خجالت ایشان است.

او از کمی بخشش به مستمندی خجالت می کشید.

پس چگونه بود حال ارباب به هنگامی که دختر کوچکش از او طلب آب کرد؟

و چگونه بود حال حسین به هنگامی که نتوانست خود را به بالین قاسم که او را فرامی خواند، برساند؟

چه بسیار صفاتی که ارباب ما داشت و چه بسیار مصیبت هایی که تطابق دارند با این صفات…

آیا نباید بر چنین انسان نیکو صفتی گریست؟

گاهی می شود که کسی اشک می ریزد.

ناخودآگاه اشک تو نیز روان می گردد.

با گریه ی او تو هم گریه ات می گیرد.

این روزها، روزهای همین گریه هاست.

کنار کسی نشسته ای که از شنیدن غم ارباب صورتش غرق در اشک است.

شاید روضه به دلت ننشسته باشد ولی گریه ی او تو را به گریه می اندازد.

حال به من بگو که آیا نمی خواهی هم نوا با پیامبر، بر حسین گریه کنی؟