دسته‌ها
زندگی رودمعجنی

آشپزی رودمعجنی

سلام بنظرم برای اینکه غذاهای سنتی رودمعجن از یاد نرود یک قسمت باید باشد که به آموزش آن ها بپردازد حالا برای شروع من این غذا را انتخاب کردم اگر کامل  نیست نظر بدهید

download (1)

مواد لازم برای تهیه اشکنه کشک ( قروتی – کالجوش – کله جوش) :  

کشک : یک شیشه کوچک نعنا خشک : به میزان لازم پیاز : یک عدد نان : یک برش (اندازه کف دست) زردچوبه : به مقدار لازم گردو : به مقدار دلخواه

طرز تهیه اشکنه کشک – قروتی – کالجوش – کله جوش:

پیازها رو خرد کرده و سرخ کنید سپس نعنا و زردچوبه را به آن اضافه کنید و کمی تفت دهید. کشک را در ظرف جداگانه ای ریخته و آن را با آب رقیق کنید. سپس کشک را به پیاز و نعنا که در حال سرخ شدن است،اضافه می کنیم.نان را هم اضافه کنید. هم بزنید تا جوش بیاید پس از این که به غلظت مناسب رسید.گردو را اضافه کنید. و بعد از چند دقیقه آماده سرو کردن است. نکات : + موقع خوردن هم باید نون ها رو تیکه تیکه کنید بریزید تو ظرف و بعدشم اشکنه رو بریزید رو نونا . (شبیه آبگوشت خورده میشه) + غذای خوش خوراک و خوش مزه ای واسه وقتایی که عجله ای بخواین چیزی درست کنید خوبه. + توی سرما هم که مسلما بیشتر مزه میده. + کنارش پیاز بذارید که چاشنی خوبیه واسش ، ترشی هم گزینه ای خوبیه . + بیشتر کشکا شورن واسه همین نمک نمی خواد بزنید ولی قبل از سرو کردن تست کنید اگه لازم بود بریزید. + نونی که توش میندازیم واسه لعاب دادنه.

دسته‌ها
پیشینه ی رودمعجن زندگی رودمعجنی

زمستان و رودمعجن در سالهاي كمي دورتر

doچيزي به شب يلدا نمونده و پاييز رو به اتمام است. اما نه هنوز از برف خبري است و نه باران و نه سرمايي كه بشود رويش حساب كرد.

دسته‌ها
آئین های رودمعجنی اخبار رودمعجن زندگی رودمعجنی

گزارش یک جشن

سلام دوباره بر حیتا نشینان

امروز تقریباً 80 روز از برگزاری این جشن میگذره ، جشنی که در نوع خودش در رودمعجن کم نظیر بود (اگر بی نظیر نباشد) اما آن چنان که باید و شایسته آن بود بازتاب نیافت. آنچه در ادامه می آید گزارش تیم اعزامی دو نفره باشگاه خبرنگاران حیتاست که برای پوشش خبری این مراسم حضور یافته بودند. در این مدت دنبال فرصتی بودم تا آنچنان که شایسته است این گزارش را تکمیل و در سایت منتشر کنم اما طبق معمول این فرصت هیچ گاه بوجود نیامد و به ناچار و از ترس آنکه خبر بیشتر از این بیات نشود امروز مختصر و مفید (دومی رو شک دارم) چند تصویر و خلاصه ای از شرح ماوقع را برای دوستانی که حضور نداشتند خواهم آورد.

… تبلیغات مناسبی برای مراسم صورت نگرفته بود اما خبر مانند همه اخبار ریز و درشت رودمعجن به سرعت سینه به سینه نقل شد و در روزهای اول عید به صدر خبرها رسید تا نشان دهد هیچ تبلیغی در رودمعجن به پای این روش نمی رسد؛ حالا هر چه قدر هم که میخواهد روش های تبلیغاتی تغییر کند و به اصطلاح بروز شود. این روش حتی از جار زدن هم در پاره ای مواقع بهتر و کیفی تر عمل می کند، کافیست نقل مجالس زنانه شود که “راه پیمایی خانوادگی تا سر قلعه به همراه اهدای جوایز ارزشمند به بهترین آش همراه  با مقادیر متنابهی کف و سوت و …”.

دسته‌ها
دست نوشته هاي اهالي زندگی رودمعجنی

در آستانه ی محرم

سلام به دوستان.بعد مدتی که مطلب  نداشتم بزارم  ،بالاخره محرم رسید و تونستم یه مطلبی بزارم که خیلی وقتا قبل میخواستم اونو منتشر کنم اما الان بهترین وقت برای این مطلب هست.

*******************************************************

محرم در راه است ما داریم کم کم خودمون رو آماده می کنیم برای مراسمات عزاداری.

آن هم عزاداری مردمان روستامون که حال و هوای متفاوتی با دیگر روستا ها  داره،

اما عمرهای ما در حال گذر است و هیچ کدوممون به فکرش نیستیم،البته نباید هم در فکر باشیم ،چون اگر به خواهیم در مورد آن فکر کنیم تمام عمرمون رو تباه می کنیم و در اصل(دغ منم ،مفتم ممیرم).

از این حاشیه ها بگذریم.

*************************************************************

هر سال در محرم،  رودمعجن  بعضی نفرات رو دیگه در بین خود  نمی بینه که امسال دیگه اوجش هست .

پارسال نفرات زیادی کوله بار خود رو بستند و راهی سفر آخرت شدند،یکی از اون نفرات بابا بزرگ مرحوم من(علی اکبر نیکوکردار)بود که یکی از هیاتی های همیشه حاضر ( در سوز و سرما ، اوج مریضی و در نهایت مشکلات) بود وهمیشه جزو سه نفر اول دسته زنجیر زنی هیات بود .*****

مردی  مهربان ،که با هر کسی می توانست شوخی می کرد تا ذره ای او را بخنداندو آن نفر از غم روزگار بدر آید.

با اینکه از سن سال زیادی برخوردار بود مثل بعضی از پیر مرد ها بی حوصلگی نشان نمی داد و در مورد نماز و دین جدی بود.خلاصه خدابیامرز عقلی پخته داشت.

همه ی خانواده دوسش داشتیم چون هیچ وقت از او اخلاق نابجایی ندیده بودیم*برای من از پدر عزیزتر بود*

خلاصه ای از زندگیی او:

در سال 1310 در رودمعجن  به دنیا آمد.تقریبا 20سال سن داشت که ازدواج کرد .یازده بچه آورد که شش تای آن ها فوت کردند .محل زندیگیش اووحد اووووو بود که تا لحضه ی آخر تنها با همسرش و بدون هیچ همسایه نزدیکی در خانه ی روی تق اووو حد که از همه ی رودمعجن دیده میشود زندگی کرد.و در سال 1390 در مشهد دار فانی را وداع گفت.

این بود پدری مهربان>>>>>>>جهت شادی روح او و تمام آنهایی که پارسال بودند و امسال نیستند در آستانه ی ماه محرم صلوات<<<<<<<<

((شعری در نثار او))

نوکری کردی تو چندین سال در راه حسین****دائما بودی به هیئت،گریه کردی بر حسین

سالها زنجیر زدی و روضه خواندی عاشورا****آخر عمری برفتی مشهد شاه رضا

نوکری بودی به دربار ابوالفضل جوان****مرگ تو شوری فکنده بود برتمام دوستان

ما همه خواهیم از آقا حسین سر جدا****شافعت باشد علی آقا، حسین روز جزا

عکس هایی از پدر مهربان

دسته‌ها
تصاویر رودمعجن زندگی رودمعجنی

صنعت در روستا

دسته‌ها
زندگی رودمعجنی

کله جوش:

کله جوش چیست: نوعی پیتزای رودمعجنی است که از نظر خاصیت باخاویار برابری میکندو تقریبا هر سه روز یک بارغذای رودمعجنی هاستو اهل خانه پش از صرف ان  با گفتن{ایم رف غذا}از مادر تشکر میکنند.