دسته‌ها
مشکلات روستا معرفي رودمعجن

راهبردهای مناسب برای توسعه ی توریسم منطقه گردشگری رودمعجن

هر شهرستانی و منطقه ای با توجه به وي‍ژگي هاي طبيعي و انساني و ساير عوامل جغرافيايي، خود به نواحي گوناگوني تقسيم مي شود كه هر يك از اين نواحي داراي احتياجات و امكانات خاص خود است. از آنجا كه هر طرح توسعه ناحيه اي ضمن رعايت تصميمات كلي، تابع امكانات و شرايط جغرافيايي مورد نظر است در نتيجه بررسي و شناخت امكانات بالقوه نواحي گوناگون يك شهرستان و منطقه مي تواند زمينه ساز ارائه هرگونه طرح توسعه باشد. طرح توسعه توریسم یکی از مهمترین این طرح ها در کشور به دلیل اهمیت ا اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و مشارکت گسترده جوامع محلی در طرح های توسعه توریسم را طلب می کند. در طرح های توسعه صنعت توریسم توجه به معیارهای کیفی و اهداف اجتماعی ضروری است، چرا که توسعه نامناسب و ناهماهنگ و حساب نشده می تواند تهدیدهای بسیار بزرگ و ویرانگری را برای طبیعت و محیط زیست در پی داشته باشد. منطقه ‘رودمعجن’ برگرفته از نام روستایی در غرب شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران ودر بخش بایگ است. این روستا یک منطقه گردشگری است. که علت آن به دلیل وجود رودخانه در مرکز منطقه و روستا و وجود باغ‌های سرسبز و کشتزارها و مزارع سرسبز و وجود چشمه‌های فراوان از آب و هوای نسبتا معتدل برخوردار است و از جمله روستاهای خوش آب و هوای شهرستان تربت حیدریه به حساب می‌اید به همین خاطر این روستا سالانه پذیرای صدها مسافر از راه دور و نزدیک می‌باشد. یطوری که در میان اهالی شهرستان تربت ،هرگاه نام رودمعجن بر زبان آید بدون شک آب وهوا ی خوب ،آبشار رودمعجن رودخانه پرآب و سرسبز. باغ‌های میوه و مناظر طبیعی و فرحبخش در ذهن آنان تداعی می‌شود.(ویکی پدیا) سرچشمه اين رودخانه چشمه زندگاني نام دارد که از کوههای جهل تن در54 کیلومتری غرب شهرستان می باشد . در مسير خود آبشار زيبايي بوجود آمده كه 28 متر ارتفاع دارد و نهایتا به كال(خشکرود) ازغند مي ريزد(.khorasan.ir )آبشاررودمعجن در فاصله تقریبا 4 کیلومتری روستای رودمعجن که ازدیدنی‌های این روستا است در ۴8 کیلومتری غرب شهر تربت حیدریه ودربخش بایگ قرار دارد.[۱] 0جدیدترین ودیدنی‌ترین نقطه رودمعجن غاری است که درپشت آبشار پیداشده‌است. 2-همچنین شتر سنکی که در تنگه پایین تر از روستا قرار دارد و افسانه ای نیز درمورد آن وجود دارد 3-درخت چنار کهن که با چشمه آب و درختان آنجیر در زیر کوهستان تزئین شده

با توجه به بررسی ها و مطالعات میدانی انجام شده ، به منظور ارائه راهکارهای توسعه ی توریسم منطقه و روستای رود معجن ، با استفاده ازوزن دهی مربوطه، عوامل محیطی و اکولوژی وزن بالاتری گرفتند و عوامل اقتصادی و عومل اجتماعی در رتبه های بعدی ایستادند و سپس با استفاده از تکنیک SWOT قابلیت ها و محدودیتهای توریستی در منطقه مورد مطالعه شده شناسایی شده است و پاسخ های عملی و راهکارهای جهت توسعه توریسم ارائه شد. با این توصیف می توان نتایج بدست آمده را در دو جنبه کیفی و کمی ارائه داد. 1- نتایج جنبه های کمی هریک از عوامل موثر داخلی و خارجی شناسایی شده بیانگر این مطلب است که :الف) سطح آسیب پذیری رودخانه و آب به لحاظ توسعه گردشگری بالاست.ب ) نیازمندی های این منطقه به لحاظ توریستی بودن، با توجه به میزان قوت ها و محدود بودن تهدیدها غالبا بسیاربالاست. 2- بررسی نتایج جنبه های کیفی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها نشان می دهد که: الف) در بین نقاط قوت در منطقه مطالعه شده عوامل محیطی و اکولوژیکی نظیر چشم اندازهای زیبا و منحصر به فرد، آبشار رودمعجن، کوه، رودخانه، چشمه و … به همراه فضا های سبز به عنوان مهمترین مزیت این منطقه جهت توسعه گردشگری به شمار می آید که به منظور استفاده بهینه از این عوامل بر توسعه اکوتوریسم(گردشگری طبیعی) و گردشگری در طبیعت، توریسم ورزشی و … تأکید می شود. ب ) همچنین با توجه به نتایج بدست آمده در بین نقاط ضعف نامناسب بودن تسهیلات و تجهیزات اقامتی و رفاهی خدماتی و حمل ونقل ، عدم سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوصی ، عدم برخورداری از یک برنامه ریزی صحیح مدیریتی در راستای توسعه توریسم منطقه در اولویت بوده که در این زمینه با مشارکت مردم محلی و بخشهای دولتی و خصوصی این موارد به عنوان موانع توسعه گردشگری برطرف شده، بهبود و ارتقا یابد. ج ) علاوه بر این از بین فرصت های بیرونی ، افزایش توجه دولت به برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بخش گردشگری ومولفه افزایش انگیزه بیشتر برای مسافرت از طریق معرفی قابلیت های و جاذبه های اکولوژیکی و توریستی آبشار و جاذبه های طبیعی با توجه به راهکارهای ارائه شده می توان حداکثر استفاده از این موارد در جهت توسعه توریستی به عمل آورد.

 

با تشکر از آقای “مهدی”

دسته‌ها
اسناد و مدارك پیشینه ی رودمعجن

رودمَهْجَن: نام اصلی زادگاهم به روایت اسناد تاریخی

در قبرستان فعلی رودمهجن، روی سنگ قبرهای قدیمی موجود، نام رودمعجن را اصلاً  ندیده ام اما فقط شش سنگ است از یک نسل که روی پنج تای آنها نام «رودمهجن» حک شده است. این سنگهای زرد رنگ که جنسی شبیه آجر دارند در فاصلۀ سالهای 1329 تا 1363 قمری نصب شده‌اند. غیر از این نسل سنگ قبرها روی هیچ سنگی نام رودمهجن یا رودمعجن در پسوند نامها و یا محل سکونت افراد نیامده است. خطهای روی این سنگهای آجری شش گانه به یک شکل است به خط نسخ نپخته  که حروف داخل سنگ با گودی یکدستی نقر شده است.

هر شش سنگ آشکار نشان می‌دهد که یکصد سال پیش زادگاه ما را «رودمَهْجَن» می‌نوشته‌اند و نه رودمَعْجَن.

1329 قمری: یا الله وفات عصمت و عفت‌پناه فاطمه خانم بنت نجف‌علی رودمهجنی بتاریخ شهر ربیع الثانی
1329 قمری: یا الله وفات عصمت و عفت‌پناه فاطمه خانم بنت نجف‌علی رودمهجنی بتاریخ شهر ربیع الثانی

Mahjan_1332_Salar
تاریخ وفات مرحمت و غفران پناه ملا الله‌یار ولد ملا محمد علی بختیاری ساکن رودمهجن‌ فی غره‌ی محرم 1331 (قمری)

Mahjan_1361
تاریخ وفات مرحمت و غفران پناه حاجی علی فرزند مرحوم سالار محمد رودمهجنی‌ وفاته فی ماه رجب المرجب 1361. (جد علیپورها پدر حاج حسین علیپور)

Mahjan_1363_mohamad wakil_
هذا مرقد و مضجع محمد وکیل فرزند مرحوم علی نقی رودمهجنی‌ وفاته فی ماه محرم 1363

 

Mahjani_..
مرقد و مضجع مرحوم علی اکبر فرزند مرحوم حاجی حسن رودمهجنی وفاته ؟؟؟

قدیمترین سنگ از این نوع تاریخ سال 1329 قمری را دارد یعنی حدود یکصد و شش سال پیش و آخرین تاریخ روی این نوع سنگ تا آنجا که من دیده‌ام سال 1363 ق است. ظاهراً نصب این نوع سنگ در قبرستان رودمهجن در طی یک دورۀ 34 ساله رایج بوده است. در بین این شش سنگ تنها یک سنگ از همین نوع و با همین خط هست که به تاریخ 1355 قمری «رودمعجن» را با«ع» نوشته است. ممکن است بگویند که «رودمهجن» روی آن 5 سنگ، ناشی از اشتباه سنگتراش بوده است. اما این ایراد را نمی‌توان پذیرفت به 3 دلیل

  1. در طی 34 سال که این نگارش ادامه داشته اگر اشتباه می‌بود حتماً یک نفر باسواد از رودمهجن این خطا را متذکر می‌شد تا دوباره تکرار نشود.
  2. از شش سنگ موجود تنها یک سنگ (سال 1355) «رودمعجن» را با«ع» نوشته و پنج سنگ «رودمهجن» است. پس نام رایج با «هـ » بوده است.
  3. اسناد کاغذی که ذیلاً آورده ایم نشان می دهند که پیش از سال 1355 عموماٌ «رودمهجن» نوشته می‌شده است و از آن سالها کم کم «رودمعجن» جای «رودمهجن» را گرفته است.

 در بسیاری از اسناد دوره‌ی قاجار که در این کتاب (کتاب در دست نگارش با نام «رودماهگان: جغرافیای تاریخی رودمهجن») نیز بخشی از آن‌ها موجود است نام رودمهجن بر گورسنگ‌های سالهای 1329 تا 1363 قمری را تأیید می‌کند. در اسنادی که ذیلاً می آید نام روستای ما غالباً «رودمَهْجَن» درج شده است. این اسناد از سال 1234؛ 1249؛ 1254؛ 1272؛ 1314 قمری نام روستا را «رودمَهْجَن» نوشته اند. در یکی از اسناد (سال 1249ق) نام چندین نفر از اهالی رودمهجن با عنوان شهود یک سند با لقب رودمهجنی‌ ثبت شده است. ذیلاً تصویر برخی از این اسناد از نظر همشهریان عزیز می‌گذرد:

Mahjan_1324
1234 قمری-سند وقف آقا تقی رودمهجنی
Mahjan_1259
1279 قمری. حاجی ملا حسن رودمهجنی

 

Mahjan_1254
1254 قمری: دعوای حاجی محمد رودمهجنی‌ و فرزندان علیخان قرایی (فرزند اسحاق خان) بر سر املاک دربی (زنده‌گانی، پی سم، قطار بید و دشت جرد)

 در شهادت‌نامه‌ای متعلق به سال ۱۲۴۹ قمری (۱۲۱۲ ش) آمده که حاکم تربت اسحاق خان قرایی (مقتول۱۲۳۱قمری) زمینهای دربی رودمهجن را غصب کرده و در زمان نگارش این سند زمینها در تصرف نوادگان وی بوده است.در این شهادت­نامهنام یکصد و نه نفر از بزرگانرودمهجن‌ و روستاهای اطراف از جمله، نامق، حصار، فریزق کاشمر، بایگ، (در متن بایج)کدکن، بُرس و … درج شده است. در این سند لقب بایچی به دنبال نام چند نفر آمده است که احتمالاً نام کهن بایگ است.

برای دیدن اصل سند  اینجا را کلید کنید

خیلیها رودمهجنی
1249 ق. شهود بر غصبیت املاک درشره

این سند معامله‌ی زمینهای دربی است که آخوند ملا محمد به حاج ملاحسن رودمهجنی فروخته است.دراین سند دربی از توابع بایج تربت حیدریه معرفی شده است. وپول رایج زمان معامله دینار ناصرالدین شاهی بوده است.

1242
1279 ق. آخوند ملا محمد به حاج ملاحسن رودمهجنی فروخته است.

سالار عباس پسر سالار حسن رودمهجن با ماندگار درختر رمضانعلی رودمهجن
1310 ق. قبالۀ ازدواج سالار عباس پسر سالار حسن رودمهجن با ماندگار دختر رمضانعلی رودمهجن

1314 قمری:بهایئان نامق و عالم رودمهجنی در عصر ناصرالدین شاه

این سند در حیتا موجوداست در این نشانی:  اینجا را کلید کنید.

 

و نیز در اینجا دست خط دو رودمهجنی را ببینید

 

1343 قمری: رودمهجن در سند موقوفات مسجد جامع

موقوفات مسجدجامع

صورت روغن موقوفه‌ی جات مسجد جامع واقع در عُلیای قریه‌ی رودمهجن از این قرار است.

روغن مسجد
مسجد جامع واقع در عُلیای قریه‌ی رودمهجن

صورت روغن سوخت مسجد سفلای قریه‌ی رودمهجن از موقوفه جات از این قرار است.

روغنمسجد 2
مسجد سفلای قریه‌ی رودمهجن

نتیجه

تا اینجا مسلم می­شود که طبق اسناد قرن سیزدهم تا نیمه‌ی قرن چهاردهم هجری در دوره‌ی قاجار همه جا «رودمَهْجَن» نوشته می‌شده و بعد از دوره‌ی قاجار «مَهْجَن» به «مَعْجَن» تغییر یافته است. پس «مَعْجَن» در نام امروزی به گمان قوی تغییر یافته‌ی واژه‌ای پارسی است و نه عربی. به عبارتی دیگر «مَعْجَن» صورت تغییر یافته‌ی «مَهْجَن» است که در اثر دگرگونی آوایی، دستخوش تغییر شده و به این شکل درآمده است.

اسناد موجود نشان می‌دهد که تغییر «مهجن» به «معجن» همزمان با رواج سازمانهای دولتی در حدود دوره‌ی مشروطه و بر اثر لفظ قلم شکستنِ دولتیان عربی­دان قجری اتفاق افتاده است. یعنی «رودمَهْجَن» را با لفظ قلم و با ذایقه‌ی عربی‌دانها، به شکل «رودمَعْجَن» نوشته‌اند. ما در اسناد موجود چنین تغییراتی را داریم. مثلاً «دشت گِرد» [دشت گیرد] دربی را در اسناد متأخر به صورت مُعَرَّب «دشت جرد» نوشته‌اند. این نوع دستکاری و تصرف در نامها بی‌اساس است؛ شاید آنها گمان می‌کرده‌اند که شکل تلفظ این نامها در میان مردم روستا رسمی‌ نیست و باید به آنها شکل رسمی داد. به همین دلیل «کجراه» را به صورت «کاسه راه» و «گُگ‌دره» را با املای «کبک دره»نوشته‌اند. به راستی چه نسبتی میان شکل رایج در روستا و شکل موجود در اسناد متأخر است.

دسته‌ها
پیشینه ی رودمعجن زندگی رودمعجنی

زمستان و رودمعجن در سالهاي كمي دورتر

doچيزي به شب يلدا نمونده و پاييز رو به اتمام است. اما نه هنوز از برف خبري است و نه باران و نه سرمايي كه بشود رويش حساب كرد.

دسته‌ها
پیشینه ی رودمعجن

علم انساب: طایفۀ محمد حسن بیگ (فتوحیها، موسویها، حاجی‌پورها، هاشمیها)

علم انساب یا نسب شناسی در گذشتۀ زندگی ایرانیان و اعراب از منظر هویت شناسی  اهمیت بسیار داشته است. امروزه نسلهای جدید چندان در پی شناخت تبار و گذشتۀ خانوادۀ خویش نیستند. دلیل این امر وجود شناسنامه و مدارک شناسایی است که هویت شخص به کمک آن در جامعه معین می شود.اما در جوامع کهن هر کس می توانست ادعا کند که از خون فلان خان یا فلان امیر است، یا سید است، یا از تبار شاهان است. علمای نسب شناس مشهور بودند که به کمک علم الانساب از بسیاری ادعاها پیشگیری می کردند.

غرضم در این یادداشت معرفی علم الانساب واهمیت آن نیست، بلکه قصدم طرح یک مسئلۀ مهم، یعنی بازشناسی روابط خویشاوندی برای نسلهای جدید است. در زندگی شهری نوین و در پی مهاجرتها و گسترش ازدواجهای برون فامیلی کم کم نسبتهای فامیلی و روابط خویشاوندی از یادها رفته است. بنده در چند یادداشت مجموعه ای از شجره نامه های رودمهجنی را منتشر خواهم کرد و امیدوارم از خلال این شجره نامه ها، دوستان نسبتهای خویشاوندی امروز ودیروز رودمعجنیها را  بشناسند.

اما یادآوری چند نکته ضروری است:

الف) اطلاعات مندرج در این شجره نامه ها را از پدرم نور الله فتوحی و مادر خاور عیلامی گرفته ام. این دو عزیز من، شاید از تعداد انگشت شمار معمرین رودمعجن هستند. پدرم 85 سال و مادرم 74 سال سن دارند و خوشبختانه آمادگی ذهنی خوبی برای یادآوری اطلاعات و حسب و نسبها دارند. این روزها بیش از همیشه با آنها می نشینم و با پرسش، خاطرات گذشته شان را زنده می کنم و از خلال جوابها اطلاعات مفیدی از گذشتگان و زندگی رودمهجنیها و آنچه از پدران و پدربزرگانشان شنیده اند گردآوری می کنم.

ب) احتمال خطا در اطلاعات هست بخصوص در نسلهای جدید. از اقوام و دوستان عزیز تمنا دارم از کمک به بنده در تصحیح اطلاعات دریغ نفرمایند.

ج) اطلاعات من دربارۀ نسلهای جدید و شاخه های نورس این شجره نامه ها اندک و احتمالا نادرست است.  از دوستان ملتمسانه تقاضای همکاری و تصحیح اطلاعات را دارم.

د) امیدوارم دوستانی که از نسبتهای خانوادگی خود اطلاعاتی دارند شجره نامه ها را در حیتا منتشر کنند تا نسلهای نو روابط خویشاوندی را بهتر بشناسند.

در یادداشتهای آینده از چند طایفه شجره نامه منتشر خواهم کرد:

شجرۀ اول: طایفۀ خودمان اولاد محمد حسن بیگ از جد چهارم پدری ام تا فرزند دختر خودم.

fotoohi_family tree 33

و در یادداشتهای بعدی منتشر می شود:

شجرۀ دوم: طایفۀ حاج آخوند البته از پدرشان (حاج مُلا حسن رودمهجنی) و برادران و خواهران حاج آخوند که جد پدری ترابیها، عابدیها، ضیائیها، آقایان توکلی پور و رودمعجنی، وجد مادری فتوحیها، خوشدلها، رزمیها و ایزدیها، فاضلیهاست.

شجرۀ سوم: طایفۀ حسامیها: از جد حاج سید علی اکبر که جد پدری حسامیها، و جد مادری ارمیها، ایزدیها، لطفیها

شجرۀ چهارم:  اولاد ملا رحیم: ملارحیم جد پدری تربتیها، رحیمیها، و جد مادری حاتمی ها، ارشدها، فتوحیها، شیبانیهای قلعه جوق

شجرۀ ششم: طائفۀ حاجی عباس ها: جد پدری عیلامیها، جد مادری نیکوعقیده ها، عبداللهی ها، عظیمیها، عربها و …

 

 

دسته‌ها
پیشینه ی رودمعجن

رودمعجن را سردار امام علی (ع) نساخته است.

الف) روایت پیران:

وقتی دانش‌آموز دبیرستان قطب الدین حیدر بودم معنای رودمعجن برایم مسئله شده بود. از بزرگترها می‌پرسیدم. از ریش سفیدان شنیدم که «ابوالمَعْجَن» یکی از سرداران امام علی (ع) این سرزمین را فتح کرده و «رودمَعْجَن» از نام او گرفته شده است. آنها وجود طاق عس‌سومب (اسب سُمب/ سُم اسب) در منطقۀ «پی سُم» دربی را گواهی برای سخن خویش می‌آورند. طاق پی‌سوم در کوههای دربی، یک فروریختگی کوه است به شکل جای‌پا یا رد سُم اسب که می‌گویند جای سم دلدل، اسب امام علی است. پیرمردی می‌گفت امام علی دو سردار داشتند یکی ابوالمعجن و دیگری ابوالجوق که دو روستای رودمعجن و قلعه جوق را بنا کردند. این روایتها را از حاج شیخ محمد عیلامی (درگذشتة ‌1363ش)، شادروان حاج اسماعیل عبداللهی (درگذشتة 1384ش) و پدرم حاج نورالله فتوحی (متولد 1307 ) شنیده‌ام.

دسته‌ها
پیشینه ی رودمعجن

مناظرۀ چغازنبیل و نویسندۀ مقالۀ «ریشه‌شناسی نام رودمهجن»

وقتی مقاله‌ی  «ریشه‌شناسی نام رودمهجن» در حیتا منتشر شد. در یکی از یادداشتها کاربر عزیز «چغازنبیل» ایرادی بر روش و محتوای مقاله نوشتند و اینجانب هم پاسخی عرض کردم. امروز که حیتا را ورق می زدم به آن مناظره برخوردم مناسب دیدم پیش روی دوستان بیاورم تا  ایشان هم تأملی در این مبحث کنند. بخصوص چند نکته در سخن چغازنبیل قابل تأمل است:

الف) معادن سرب

ب) کوره های زیاد در منطقه که نشانش را در این یادداشت داده‌اند

انتقاد جناب چغازنبیل بر مقاله:

خیلی خوشمان آمد تحقیق قشنگی بود خدا قوت آقای فتوحی لیکن لازم میدانم از جهت تبین وتنویر موضوع نکاتی را بعرض برسانم .

اولندش: معدن باغهای تهرود معدن سرب است ونقره نیست . و در غار جهود در پشت باغ مرحوم کربلایی محمد علی حسنی خدایش رحمت کند واقع است. واگر حوصله کوه پیمای داشته باشید از راه سر کمر ونه از رودخانه بروید میتوانید چاههای حفاری شده را مشاهده کنید وحتی با کمی دقت میتوانید تکه سربی پیدا کنید وبهمراه ببرید البته سرب از نوع خشک ومرغوب است لازم به ذکر است که ظاهرا بهره بر داران آن معدن پدران همین بهره برداران معدن طلای کوه زر میباشند با نام خانوادگی «زیارت نیا».

دومندش : حضرت امیر سلام الله علیه به کواهی تاریخ تا اهواز بیشتر در خاک ایران نزول اجلال نفرموده اند .

سوممندش : متاسفانه در مورد فسیل شناسی منطقه هیچ اقدامی نشده است و جوانان تحصیل کرده ما هم در این رشته تحقیق نکرده ویا حوصله نفرموده اند که در مورد فصیل های منطقه به خود زحمت تحقیق دهند شاید با تحقیق در مورد ایرشته بتوان به نتایجی راجع به اثار ویارد پاهای شبیه به پای اسب ویا ردهایی که در باغهای ته‌رود پشت باغ مرحوم حسن پهلو (خدا رحمتش کند) برروی ترس ها مانند رد گوسفند و یا بز ومیش کوهی (همان شگار ما) است و بسیار زیاد هم میباشد و امثال ذلک و نیز کوره های کثیر شدادی که در اطراف کلاته کربلایی محمد علی بک وپی زرد وبازه سبز و الودر و اطراف بوته انجبر تا در بی ادامه دارد واز طرف گوگ دره (همان کبک دره ویا گرگ دره که هنوز وجه تسمیه اش معلوم نیست) تا پشت حصار و نامق و نیز تنگی و باغهای تهرود ادامه دارد بتوان به نتایجی رسید .

چارمندش:یک نکته که همیشه ذهن مرا مشغول داشته اینست …
آیا به نیشابور رفته اید ؟
آیا درگویش مردم نیشابور دقت کرده اید ؟
آیا شباهت جدی بین گویش رودمعجنی ها ونیشابوری ها نظرتان را جلب کرده است ؟
خب حالا اگر پاسخ همه این سوالات مثبت است شما چه فکری کرده اید ؟
اخه شما که تربتی هستید چرا هیچ شباهتی بین گویش شما وتربتی ها وجود ندار؟.
حالا و بجای اینکه بدنبال معنی نام روستا مان که در بین کوه های سر به فلک کشیده با راهای مال رو صعب العبور و پر خطر واقع بوده است وشایدم در گذشته دور هیچگاه پای مورخ ویا سیاح وجهانگردی به انجا نرسیده بجای سرچ وجستجوی تاریخ که ازباب قاعده الخبر یحتمل الصدق والکذب واینکه معمولا تاریخ براساس خواسته زورمندان و ویا تقاضای زرداران ویا القاء تزویرکاران نوشته می شده (البته عذر میخام قصد اهانت به مورخین ویا تاریخ را ندارم بلکه اصولا این گونه بوده است که اکثرمورخین به نرخ روز نگارش میکرده اند وبه خان نگاه میکرده اند که خان چه میخواهد . گرچه همیشه مورخین ازاد اندیشی هم بوده اند که احترامشان برهمه لازم است) .
بگذریم بابا ما نقد تاریخ میکنیم یا نام روستارا جراحی مینماییم حسب شنیده ها نقل است که ابو هریره گفته چهار هزار حدیث مجعول وارد احادیث پیغمبر کردم و کسی نفهمید من می خام خرق عادت کنم و بجای استناد به منقولات ابن قتیبه وابونصر و خوسفی بیرجندی و… و اشعار فردوسی و رودکی وامثال ذالک که شایدم هیچگاه نام رود معجن به گوششان نخورده بیام بقول معروف ورچپه به موضوع نگاه کنم ( البته در همین جا لازم است از تحقیق علمی جناب فتوحی تقدیر وتشکر کنم که بسیار زحمت کشیده ورنج برده تا به این مستندات دست یافته اند )

نگاه ورچپه :
روز میجکن:

ببینید نحوه گویش رودمعجنیها عینا بدون کم وکاست همان گویش نیشابوری ها میباشد تا جاییکه گاهی که من به نیشابور میروم فکر میکنم در رود معجن هستم .نتیچه اینکه شک نکنید که مردم ما از نیشابور به این منطقه هجرت کرده اند .
بعلاوه این نکته در تقوی وتدین رود معجنیها مشخص است که همانند نیشابوری ها میباشند وبا کل مردم منطقه متفاوتند وحتی در زمان جنگ تحمیلی همانند نیشابوری ها بیشترین شهید وازاده وجانباز تقدیم کردند ودر تربت وروستاهای اطراف از این نقل ها نبوده ونیست
اما چه شده که هجرت نموده اند با اینکه دشت نیشابور بسیار پربرکت وپر اب با هوای عالی بوده است تا انجاکه نقل است نیشابور دوازده هزار قنات رو به قبله داشته (العهد ت علی الراوی) انچه که میتواند متبادر به ذهن گردد اینستکه این مهاجرین ازترس ظالمی به کوه پناه برده باشند وروزها فرار میکرده وشبها به دشمن شبیخان میزده اند وشایدم در زمان چنگیز ویا تیمور و یا … البته با تفحصی که شده قوم اولیه در دربی اسکان داشته و انجا را بنام زندگانی و چشمه زندگانی نامگذاری کرده که خود نیز دلیل بر تقویت این پندار است البته بعدا یا در اثر سرما ویا زلزله ویا هر حادثه دیگری به محل فعلی ویا چشمه پاش نقل مکان کرده اند با این اختلاف که معلوم نیست چرا در محل زندگانی این قوم از اجر استفاده نموده اند ولی در روستای فعلی وسر قلعه مطلقا از اجر خبری نیست شایدم قومی دیگر بوده ویا بعدا ساخت اجر زحمت داشته است ومنصرف شده اند .
به هرحال از زمان ثبت احوال کلمه رود معجن متداول شده و در قدیم همه این روستارا با نام روز مجن میشناخته اند که با فرضیه فوق تطابق دارد والسلام.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ  نویسندۀ مقاله ( ۲ مرداد ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۲ )

چغازنبیل ارجمند و عزیز
از اینکه چنین شوقمندانه به تفصیل در باب موضوع نوشته اید بر خود می بالم. این که در میان همشهریهایم مخاطبی چنین جدی، موضوعی نه چندان جدی را با جدیت دنبال کند سرشوق می آیم. صدها درود بر شما
اما چند نکته در تحریر محل نزاع
در باب اولند شما: سخن شما دقیق و مستند و معتبر است و خطا از بنده است که به جای سرب نقره نوشته ام.
در باب دومند: درست است امام علی هرگز به ایران نیامد. این نکته در متن مقاله تصریح شده که«امام علی (ع) هیچگاه به ایران لشکرکشی نکرده» و نیز حیدری نامه یک افسانۀ عامیانه است. اما به هر حال نقش فرهنگ عامه و افسانه ها در زندگی مردم آن قدر است که دانش مردم شناسی پایه های فرهنگ را بر آنها استوار می داند.
در باب سومند: بله مسلماً رودمعجنیها لهجۀ کدکنی و نیشابوری دارند. گویش مردم شیراز هم به مشهد و زابل نزدیکتر است تا اصفهان. اما به گویش چگونه می شود استناد کرد. وانگهی موضوع مقاله وجه تسمیه روستا است و مسئله اصل ونسب رودمعجنیها موضوعی دیگر که خود تحقیق دیگر می طلبد.

و چهارمندش از این کمینه:
بزرگوارا! بگذارید تاریخ را جدی بگیریم هر چند دروغ بسیار دارد. بخشی از بدبینی ما ایرانی ها نسبت به تاریخ و مورخان منبعث از آموزه های مارکسیستها از سویی و مستشرقان قرن هجده و نوزده از سوی دیگر است. سوسیالیستهاومارکسیستها در گوشما خواندند که مورخان قلم بمزدهای فئودالیسم بوده اند و کوشیدند ما ازهویت خویش بیگانه و تهی کنند تاآسانتر به آغوش دیالکتیک تاریخی مارکس و انگلیس درآییم و مستشرقان به ما گفتند تاریخ دروغ است اما خودشانتمامت تاریخ ما را در موزه‌ها و گنجینه‌های لندن و لوور پاریس و آمستردام و نیویورک آمریکا و … ذخیره کردند.
اکنون ما چیزی جز تاریخمان نیستیم تاریخ ما تاریخ ماست، تاریخ نیاکان ما، تاریخ تبار و زبان و آب و خاکی که در آنیم. از ماست، گرچه دروغ است. از ماست گرچه تماما استعاره و اغراق و مبالغه و مدح و چاپلوسی است. باز هم از دقت نظر و ژرف اندیشی‌تان بر خویش می‌بالم همولایتی.