دسته‌ها
تصاویر رودمعجن معرفي رودمعجن مکان های دیدنی

غار بالای آبشار…ادامه تصاویر

IFIF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF IF

دسته‌ها
تصاویر رودمعجن تصاویر طبيعت معرفي رودمعجن مکان های دیدنی

غار دیدنی پشت آبشار

درود؛

شنیدن اینکه ی چیز جذاب مثل ی غار بالای آبشار وجود داشته باشه یکم برام هیجان انگیر بود و دوست داشتم همچین چیزیو که تو روستا وجود داره رو از نزدیک سیاحت کنم!

بالاخره بعد چندین ماه فرصتی پیش اومد که با چندی از دوستان به قصد رفتن به درون غار؛ راهی روستا بشیم؛

از بالای آبشار(پای چاه)که به سمت دربی حرکت میکنی بعد تقریبا 200یا300 متری میرسی به جایی که دهانه اولیه غار دیده میشه،البته دهانه غار در سمت چپ رود و در وسطای کمر  قرار داره ، زمانی که از رود رد میشی باید چندین مترو پیاده روی کنی تا برسی به چیزی که در تصویر زیر میبینید!IFاینم عکس هوایی مکان غار؛

DSC04289 (7)

 

DSC04289 (8)

اینم از بقیه این ماجراجویی به شرح تصویر؛

ورودی اول غار

DSC04198(2)

 

ورودی دومی که درون غاره؛

 

 

Untitled-1

 

IF

 

IF

غار IF

IF

IF

IF

غار رودمعجن IF

 

 

IF

دسته‌ها
مشکلات روستا معرفي رودمعجن

راهبردهای مناسب برای توسعه ی توریسم منطقه گردشگری رودمعجن

هر شهرستانی و منطقه ای با توجه به وي‍ژگي هاي طبيعي و انساني و ساير عوامل جغرافيايي، خود به نواحي گوناگوني تقسيم مي شود كه هر يك از اين نواحي داراي احتياجات و امكانات خاص خود است. از آنجا كه هر طرح توسعه ناحيه اي ضمن رعايت تصميمات كلي، تابع امكانات و شرايط جغرافيايي مورد نظر است در نتيجه بررسي و شناخت امكانات بالقوه نواحي گوناگون يك شهرستان و منطقه مي تواند زمينه ساز ارائه هرگونه طرح توسعه باشد. طرح توسعه توریسم یکی از مهمترین این طرح ها در کشور به دلیل اهمیت ا اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و مشارکت گسترده جوامع محلی در طرح های توسعه توریسم را طلب می کند. در طرح های توسعه صنعت توریسم توجه به معیارهای کیفی و اهداف اجتماعی ضروری است، چرا که توسعه نامناسب و ناهماهنگ و حساب نشده می تواند تهدیدهای بسیار بزرگ و ویرانگری را برای طبیعت و محیط زیست در پی داشته باشد. منطقه ‘رودمعجن’ برگرفته از نام روستایی در غرب شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران ودر بخش بایگ است. این روستا یک منطقه گردشگری است. که علت آن به دلیل وجود رودخانه در مرکز منطقه و روستا و وجود باغ‌های سرسبز و کشتزارها و مزارع سرسبز و وجود چشمه‌های فراوان از آب و هوای نسبتا معتدل برخوردار است و از جمله روستاهای خوش آب و هوای شهرستان تربت حیدریه به حساب می‌اید به همین خاطر این روستا سالانه پذیرای صدها مسافر از راه دور و نزدیک می‌باشد. یطوری که در میان اهالی شهرستان تربت ،هرگاه نام رودمعجن بر زبان آید بدون شک آب وهوا ی خوب ،آبشار رودمعجن رودخانه پرآب و سرسبز. باغ‌های میوه و مناظر طبیعی و فرحبخش در ذهن آنان تداعی می‌شود.(ویکی پدیا) سرچشمه اين رودخانه چشمه زندگاني نام دارد که از کوههای جهل تن در54 کیلومتری غرب شهرستان می باشد . در مسير خود آبشار زيبايي بوجود آمده كه 28 متر ارتفاع دارد و نهایتا به كال(خشکرود) ازغند مي ريزد(.khorasan.ir )آبشاررودمعجن در فاصله تقریبا 4 کیلومتری روستای رودمعجن که ازدیدنی‌های این روستا است در ۴8 کیلومتری غرب شهر تربت حیدریه ودربخش بایگ قرار دارد.[۱] 0جدیدترین ودیدنی‌ترین نقطه رودمعجن غاری است که درپشت آبشار پیداشده‌است. 2-همچنین شتر سنکی که در تنگه پایین تر از روستا قرار دارد و افسانه ای نیز درمورد آن وجود دارد 3-درخت چنار کهن که با چشمه آب و درختان آنجیر در زیر کوهستان تزئین شده

با توجه به بررسی ها و مطالعات میدانی انجام شده ، به منظور ارائه راهکارهای توسعه ی توریسم منطقه و روستای رود معجن ، با استفاده ازوزن دهی مربوطه، عوامل محیطی و اکولوژی وزن بالاتری گرفتند و عوامل اقتصادی و عومل اجتماعی در رتبه های بعدی ایستادند و سپس با استفاده از تکنیک SWOT قابلیت ها و محدودیتهای توریستی در منطقه مورد مطالعه شده شناسایی شده است و پاسخ های عملی و راهکارهای جهت توسعه توریسم ارائه شد. با این توصیف می توان نتایج بدست آمده را در دو جنبه کیفی و کمی ارائه داد. 1- نتایج جنبه های کمی هریک از عوامل موثر داخلی و خارجی شناسایی شده بیانگر این مطلب است که :الف) سطح آسیب پذیری رودخانه و آب به لحاظ توسعه گردشگری بالاست.ب ) نیازمندی های این منطقه به لحاظ توریستی بودن، با توجه به میزان قوت ها و محدود بودن تهدیدها غالبا بسیاربالاست. 2- بررسی نتایج جنبه های کیفی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها نشان می دهد که: الف) در بین نقاط قوت در منطقه مطالعه شده عوامل محیطی و اکولوژیکی نظیر چشم اندازهای زیبا و منحصر به فرد، آبشار رودمعجن، کوه، رودخانه، چشمه و … به همراه فضا های سبز به عنوان مهمترین مزیت این منطقه جهت توسعه گردشگری به شمار می آید که به منظور استفاده بهینه از این عوامل بر توسعه اکوتوریسم(گردشگری طبیعی) و گردشگری در طبیعت، توریسم ورزشی و … تأکید می شود. ب ) همچنین با توجه به نتایج بدست آمده در بین نقاط ضعف نامناسب بودن تسهیلات و تجهیزات اقامتی و رفاهی خدماتی و حمل ونقل ، عدم سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوصی ، عدم برخورداری از یک برنامه ریزی صحیح مدیریتی در راستای توسعه توریسم منطقه در اولویت بوده که در این زمینه با مشارکت مردم محلی و بخشهای دولتی و خصوصی این موارد به عنوان موانع توسعه گردشگری برطرف شده، بهبود و ارتقا یابد. ج ) علاوه بر این از بین فرصت های بیرونی ، افزایش توجه دولت به برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بخش گردشگری ومولفه افزایش انگیزه بیشتر برای مسافرت از طریق معرفی قابلیت های و جاذبه های اکولوژیکی و توریستی آبشار و جاذبه های طبیعی با توجه به راهکارهای ارائه شده می توان حداکثر استفاده از این موارد در جهت توسعه توریستی به عمل آورد.

 

با تشکر از آقای “مهدی”

دسته‌ها
اشعار رودمعجني

نگاه…..

پشت کوههای بلند
خانه ام
انجا که میبافت
انجا که می انداخت
عمو زنجیر باف دستمالهایش را
جایی که پدر هر بهار
شخم در سینه ی دشت میزد
هزار جوانه از پهلوی زمین میرویید
اشک شوق پیدا می شددر چشم اسمان
وقتی تمام ارزوهایش خوشه می بست
مادر بزرگ شب چهاردهم …..
ماه را از کوزه ی اب
در کاسه ی سفالین میریخت

از جوی وسط باغ….
مادر طراوت را به اطاق می اورد
به دلگرمی سماور می افزود
طولی نمیکشید زندگی خوشرنگ می شد
شیرین می شد تا لبه ی داغ نعلبکی
چه شیرینیهای beste online casino کوتاهی….

تنگ غروب می بست مادر بند رخت را
به درخت بادام
سر دیگرش را گره می زد به چارقد مهتاب
اندکی بعد
باد پیراهن مرا از بند رخت ربوده بود
با خود می برد مرا
زان پس همسفر باد بودم
مسافر جاده های دور
مسافر دشتهای بکر
از یاد نبرم از کجا می ایم
هرچند نام تو خشکیددر دل چشمه ها
عطش فریادی است
مانده در سالهای سینه ات
احوالت اندازه ی حیتا سوت و کور
قسم به همه پنجره ها
که بسوی تو باز می شود
دلم با تو می ماند

لیک ایمانم به تو بیش میشود
میدانم مردمانت زمان را هنوز از سایه ها می فهمند
ساعتهایشان پس و پیش نمی شود
کاهگل را خوب عمل می اورند
هنوز خاک سفید را پشت بامها میپاشند
فکری به حال نورگیر پستوها میکنند
همانها که کمرهایشان را می بستند مزرعه را با داس میچیدند
سهم باد را می دادند از پاکی خرمنها
نان را می بوسیدند
پینه بر دست و پیشانی شان بود
از طاعت و عبادت
مردمانی که فقه را خوب می فهمند
دعای باران را از حفظ می خوانند
باشند همواره سلامت.

دسته‌ها
اسناد و مدارك

یک نسخه از مبایعه نامه های قدیمی

با عرض سلام ، ادب و احترام خدمت همشهری های عزیز و تبریک میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام ، چندسال قبل در خانه پدربزرگمان مرحوم حاج اسماعیل تقوی دوبرگ مبایعه نامه(فروش نامه) املاک پیدا کردم که البته نتونستم دقیقا بخونمش ولی نکته ای که جالب و قابل تأمله واژه ی «رودمهجن» است که در متن این قولنامه خودنمایی می کند.دیدن این برگ سند خالی از لطف نیست.

 

سند

همچنین ببینید قدم اول

دسته‌ها
خاطرات اهالي

هم اتاقی با عقل سرخ (4)

در سال 1360 همزمان در دو رشته علوم تجربي و اقتصاد اجتماعي ديپلم گرفت. در آذر 1361 با سی نفر از بچه‌محلها رفتيم جبهه. همان روزهای اول از ما جدا شد. رفت به گروه ويژة شکار تانک. مي‌خواستم با او باشم. نگذاشت، گفت كار تو نيست. من شدم بي‌سيمچي. بعد هم از قرارگاه ما بردندشان به جاي ديگر. از اول جنگ تا زمستان سال 62 در جبهه بود. یک وقتی گفتند شهيد شده. ولی روزهای نوروز 62 آوردندش با دو عصا و بدني تكه پاره.

آدم نترسی بود. دوستانش نقل مي‌کنند که آخرين روزهاي عمرش در 18 اسفند 62 جانشين گردان یگان لشكر 5 نصر بوده در عملیات خیبر. وقتي در محاصره افتادند همه را اجبار کرده بود که برگردند عقب، تا به اسارت نيفتند، گفته بود: «برام گلوله آر پی جی بیارین و شما عقب نشینی کنین. زن و بچه دارین». خودش يک تنه جلو تانکهاي عراقي را گرفته بود تا نیروهای تحت امرش سالم برگردند عقب. و خودش هیچگاه برنگشت.

خدابیامرز مادرش آرام و مهربان بود. هیچوقت از یادم نمی‎رود. یک وقتی خبر آورده بودند زخمی شده. گفتند مادرش بیتابی می‎کند. تمام مسیر را تا خانه شان دویدم. مادر کف کوچه نشسته بود پسرش را صدا می‌زد و و خاکهای کف کوچه را چنگ می‎زد. بعدها دق كرد. چند سال بعد از جنگ روزي پدرش عکسي آورد از يک جسد نيمه پوسيده افتاده بود روي خاکريزي. گفت که با ماهواره گرفته‌اند. گفته‎ام بیاورند تو ببینی. بايد پسرم را بهتر بشناسي، گفتم من شش سال با او بودم. زنده که بود نشناختمش؛ جسد نيمه پوسيده‎اش را چطور بشناسم. آن هم از روي عکس تیره و تار ماهواره‎اي ؟

بیست سال هفته‎ای یک شب خواب می‎دیدم که مي‌آيد. حتي بعد از اين كه پلاک و تابوت خالي‌اش را آوردند و صورت قبری برایش ساختند همچنان به خوابم مي‌آيد كه مي‎آيد.


حسن-استاد

عجيب بود و از اهالي امروز

و با تمام افقهاي باز نسبت داشت

و لحن آب و زمين را چه خوب مي‌فهميد.