دسته‌ها
دسته‌بندی نشده سبکبالان

اصغر (قسمت 5)

حیاط منزل شهید با نزدیک شدن به غروب رو به تاریکی می رفت . لحظه به لحظه شلوغ تر می شد . محفل خاطره گویی گرم تر شده بود و خاطره ها تمامی نداشت . چند خاطره رد و بدل شد و هر کس توجه جمع را به خاطره اش با شهید جلب می کرد . صدای رسای برادر همسر شهید ( آقای محمد قانعی ) توجهات را به خود جلب کرد :

(( حجی علی اصغر به جبهه اعزام شده بود . به خاطر روابط نزدیک و فامیلی مان  نامه ای نوشته بود که ما در قرارگاه جهاد سازندگی کار می کنیم و موفق نشده ایم به خط مقدم برویم. من هم برای او نامه ای نوشتم که شما این همه راه را رفته اید که در قرارگاه جهاد باشید ، شما به عنوان رزمنده الان باد در خط مقدم بجنگید و آنجا جای شما نیست .

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده سبکبالان

اطلاعیه برگزاری یادواره شهدای رودمعجن

 

بدینوسیله از همه اعضا جهت شرکت در مراسم  اولین یادواره شهدای رودمعجن  که به همت دوستداران شهدا تدارک دیده شده است دعوت به عمل می آید .

                                         زمان   : 13 تیر 1391

                                          مکان : روستای رودمعجن

دوستان علاقه مند به همکاری جهت برگزاری هر چه بهتر  این مراسم خواهشمند است اعلام آمادگی کرده و از همه دوستان تقاضا می شود  در این خصوص اطلاع رسانی بفرمایند.

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اصغر ( قسمت 4)

 

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اصغر (قسمت سوم )

 

      مهندس حسامی خبر را که شنید رودمعجن بود . مهندس دوستی دیرینه ای با اصغر داشت . به یاد خاطراتش افتاد . خاطرات ریز و درشتی که با اصغر داشت . به یاد نامه نگاری هایشان افتاد  . نامه هایی که هنوز در صندوقچه منزلش نگهداری می شد . نامه هایی که گاهی که دلش هوای اصغر میکرد به سراغ آنها می رفت . نامه هایی که فقط خودش میدانست و اصغر . به امید اینکه شاید روزی اصغر برگردد و آن نامه ها را با هم مرور کنند .

دسته‌ها
سبکبالان

اصغر2

اصغر و چند تن از دوستانش در مسیر بازگشت به مشهد هستند. هر کدام در یک جعبه. وزن هیچ یک از جعبه ها از ده کیلو تجاوز نمیکند، چرا که همگی بعضی از اعضای پیکرشان را در وادی عشق بر جای گذاشته بودند. یکی پا و یکی دستش . یکی سر و یکی نیم تنه اش را . خلاصه هر کسی به نحوی.

دسته‌ها
سبکبالان

1/6 جایزه ها اهداء شد