گوسپندی ترین نوروز من!

سلام

امسال نوروز اصلا سال عکسی خوبی نبود، اینقدر خوب نبود که حتی از جلسه مجمع عمومی حیتا هم عکسی نگرفتم به یادگار، همه جا دوربین با خودم میبردم اما دستم به عکس گرفتن نمی رفت، این چند تا هم بیشتر حاصل یک روز گوسپندیه که واقعا جزو قشنگترین لحظه های زندگیم بودن، شاید بیشتر از ۱۰۰ و خورده ای عکس از این گوسپندها گرفتم، این ها فقط گوشه ای از اون روزه، تقدیم به همه اونهایی که خاطرات قشنگی با بره سفید مادربزرگشون دارن!!

یه گله و چراگاه رویایی با یه خر و خورجین رویایی تر! دیگه چی برای لذت بردن کم دارین؟!

و اما این دو تا…

این دو تا داستان جالبی داشتن، من همش سرگرم عکس گرفتن از بره سفیده بودم از زوایای مختلف که متوجه شدم بره ای که یک لکه ی سیاه روی چشم راستش داره انگار حسودیش کرده باشه داره همش جلوی دوربین رژه میره و سوژه هارو خراب میکنه، بعد از اینکه فهمید من هیچ توجهی بهش نمیکنم (که خدا منو ببخشه) در یک صحنه به سمت بره سفید سوژه من حمله کرد و شاخی نثارش کرد. بعد هم با غرور به سمت دوربین اومد و بین دوربین و اون یکی بره قرار گرفت!

آره این خودشه در اون لحظه ای کی حالت چهره ش، ترکیبی از غرور، حسادت، خودشیفتگی و تا حدودی هم معصومیت بود!

ولی بر عکس اون یکی که خودش رو برای هر بار سوژه شدن ناز میکرد این یکی خیلی برخورد خوبی داشت و خودش هم حالت های مختلفی برای عکاسی به خودش میگرفت!

 

خوب برای اینکه مطلب سنگین نشه، بقیه عکس ها رو میذارم برای مطلب بعدی. انشاء الله

درباره نویسنده

امیدوار محمد

متولد یک روز برفی زمستان 64 و اندی، در رودمعجن، فرزند محمود دانش آموخته کارشناسی ارشد سیستم اطلاعات مکانی - دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

مطالب مرتبط

27 نظر

  1. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    به به .
    عجب عکسای بیستی گرفتی .انقدر عکس ها زیبا هستن که اصلا نمیشه بینشون انتخاب کرد . عکس اول وسوم اما داستانی دگر است . تو عکس اول بَبَیی عجب با طمانینه نشسته . از دنیا آزاده و عشق میکنه. عکس سوم هم ببیی معصوم عجب تمیز و با عشوه وایستاده. رنگ صورتی گوشاش خیلی دوست داشتنی ترش کرده.
    واسه عکس ۴ یعنی ببیی گوش سیاه هم بهترین اسمی که میشه گذاشت معصومیت از دست رفته است .
    عکس دوم هم که یه مشخصه خیلی بیست داره و اونم اینه که همه پوزهاشون رو چسبوندن به علف ها و دارن میچرن. در عکس یه نفر هم سر بالا پیدا نمیشه . فقط یه دونه شون سرش بالاست هر کی تونست پیداش کنه جایزه داره :BB:
    بله دیگه آدم مایه دار باشه یه دوربین خدا پیکسل میگیره . حوصله هم که ماشالا در حد خدا. وقت هم که همینجور. حالا فهمیدم چرا گوشی ات رو تو عید جواب نمیدادی . در پی گوسپند بازی بودی .
    به نظرم عکسارو بفرست به مسابقات عکاسی طبیعت احتمال موفقیتش هست.
    بازم میگم کارت بیست بود. :SS:

    پاسخ
  2. افرا بهشتی

    وای عکساتون فوق العاده بودن!
    بره عکس اول خیلی ناز و ملوسه، چه قشنگم نشسته تا شما ازش عکس بگیری :VV:
    چراگاه عکس دوم هم واقعا رویاییه، سبز و باطراوت، خره و گوسفندا هم که حسابی داره بهشون خوش میگذره :Y:
    داستان اون دو تا بره هم واقعا جالب بود!! تمام حالتهایی که گفتین واقعا تو چهره بره دومیه مشخصه به جز معصومیت!
    بابت عکسای گوسپندیتون ممنون، لذت بردم. :gol:

    پاسخ
  3. سلیمان استوار

    سلام جناب امیدوار دست شما درد نکند از دیدن عکسهایتان لذت بردم و همین عکسها جرقه ای شد تا در باره روابط گوسفندان مشغول سرودن شعر شوم و انشاالله در آینده نزدیک تقدیم شما خوهد شد و امابرداشت من از عکسها // عکس -۱ بره معصوم با خیالی آسوده خوابیده و خاطر جمع از اینکه مادر غذای او را آماده میکند.عکس-۲ باتوجه به اینکه رنگ الاغ سیاه است خورجین بالای آن که در بافتش بافنده هنرمند از رنگهای شاد استفاده کرده حسابی صنایع دستی رودمعجن را به رخ میکشد . عکس-۳ بره از وجود انسانی غریبه و بیگانه تعجب کرده و حق هم با اوست . عکس-۴ احتمالا قصد کاندید شدن برای جایی را دارد که چنان نیم رخ ایستاده عکس -۵ الاغ نگون بخت که عمری از او گذشته قبل از اینکه به فکر تیپ و قیافه و عکس نیم رخ و غیره….باشه به فکر قوت لا یموت است مثل خیلی از ما انسانها. در پایان هر چی فکر کردم به کدام عکس نمره بیست بدهم دیدم همه بیستن. جناب امیدوار من هم عکسهای زیبایی از باغات رودمعجن دارم ولی هر کار میکنم آپلود نمیشه لطفا مرا راهنمایی کنید :SS: :gol: :gol:

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      سلام بر شاعر حیتا(۲)

      خوشحالم که عکس ها باب میل بودن، طریق آپلود تصاویر به قسمت آموزش حیتا نویسی اضافه شده
      البته اگه این راهی که اونجا نوشته برای شما موفقیت آمیز نبود، احتمال میدم مشکل از حجم بالای تصاویر شما و سرعت پایین اینترنتتون باشه، اگه با اون روشی که تو آموزش گفتم جواب نداد باز بگید تا راهنمایی کنم

      پاسخ
  4. علی نجفی

    حقا که نشون دادی اون دوربین رو که مدام از کولت اویزون میکنی یک چیزایی ازش سر در میاری.عکسات محشره مدیر.مخصوصا عکس اول و سوم که نقش افرین اصلیش اون بره ی سفیده.عکس اول رو گمانم در حالت دراز کش گرفتی.توی عکس اول در نو ع خسبیدن بره و بسته بودن چشماش و نوع قرار گرفتن گوشاش یک نوع بیخیالی سرخوشانه ی کودکانه موج میزنه که آدم لذت میبره از دیدنش و گویا بره هم به صورت کودکانه ای لذت میبره از دنیا.قاب بندی عکس هم بی نظیره.اون کوههای پشت سر که یکی کوچیک و بعدی بزرگتره اینجوری به ادم تداعی میکنه که بره در مسیر بزرگ شدنش باید از موانعی مثل همون کوهها بگذره که برخی کوچکند و برخی بزرگ اما بره بی خیال همه ی موانع سرخوش و سیر به همه ی اونها پشت کرده و و در عوالم کودکی گویا هنوز از اونها خبر نداره!(چه تفسیر شاذی کردم منم!!)
    عکس سوم هم که بره یه ژست جانانه گرفته ادم رو یاد بچه های قدیم توی عکسای قدیمی میندازه که دوربین ندیدن و وقت عکس گرفتن ژستهای جالبی میگیرن
    در کل عکسها محشره.فقط اینجایی که عکس گرفتی کجاست؟هرچی فکر کردم و به عکسا خیره شدم نتونستم بفهمم کجاست یه جورایی شبیه کوههای سمت توشمه پاشه به سمت باغای تهروی ولی مطمئن نیستم.من که توی ده علف سبز جایی ندیدم نمیدونم اینجا رو از کجا پیدا کردی و با کی رفتی اونجا!!
    خدا قوت مدیر جان

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      نظر زیبایی بود، ممنون!!!

      این تفاسیری که از عکس کردی به عقل جن هم نمرسه، باور کو
      حتی خالق هم فکر نمیکنم به این همه معانی در آفرینش این صحنه ها دقت کرده باشه.(پناه بر خدا)

      اما حق داری این جارو نشناسی اینجا رودمعجن نیست یه دشتی توی نامق هست که معروفه به ولنگ نامق، واقعا دشت زیبایی هست.

      پاسخ
  5. محمود فتوحی

    آقای امیدوار
    عکسها قشنگ و تعقیب یک سوژه است و نوشته‌هاتون حسابی به عکسها حس بخشیده، بخصوص که بره‌ها رو با احساسات آدمیزاد معرفی کردین. انتخاب خیلی حس داره و حسابی نوستالژیکه و حس غربت دو دوری از طبیعن رو در بینندۀ شهری بیدار می کنه.

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      ممنون جناب دکتر
      این حس نستالژیک واقعا برای من صادق بود، بچگیم رو بیشتر با اینا گذروندم تا هم دوره ایهام در مدرسه. برای منم جالب بود که این احساسات انسانی در گوسپند ها هم تا حدودی وجود داره

      پاسخ
  6. نجمه عبداللهی

    منم با نظر دوستان موافقم. عکسها همشون محشرن. ولی این بره سفید گوش صورتی مثل یه بره واقعی نیست مثل کارت پستال میمونه یه جورخاصیه . دشتی هم که ازش عکس گرفتین خیلی باحاله مثل دشتهای توی کارتونهای قدیمی مثل هایدی و … میمونه، توی عکس اولی هم انگار بره میدونسته شما عکس رو واسه مسابقه میخواین رفته جلوی اون تپه کوچیک سنگی نشسته تا عکستون از هر لحاظ کامل باشه. نگو چرا دستتون به عکس نمیرفته احتمالا هوای عکاسی توی این دشت رو داشتین و دیگه لازم نبوده مثل ما خودتون رو خسته کنید و هی دنبال سوژه بگردین. از همه بهتر هم اینکه حتما توی چراگاه چقدر بهتون خوش گذشته. خداقوت بسیار عالی بود جناب مدیر :gol: :gol:

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      ممنون، اون یک ساعتی که بین این گوسپند ها بودم، اولش کمی طول کشید تا من رو با یه جسم عجیب سیاه رنگ در دستم بین خودشون بپذیرن اما به مرور رابطه خوبی با هم برقرار کردیم و واقعا جزو قشنگترین ساعت های زندگیم بود

      پاسخ
  7. سپیدار

    مثل اینکه نبودن سوژه طبیعت باعث شده خلاقیت همه گل کنه و امسال همه عکسهای مسابقه موضوعات جدیدی داشته باشه .
    عکسها بسیار زیبا بودند.خسته نباشید :SS: :SS:

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      ممنون
      مکانش که همونجور که گفتم ولنگ نامقه، حدودا سه کیلومت بعد از نامق
      اما در مورد کموری یا به فصل بودن باید اعتراف کنم معنیش رو نمیدونستم و یه گریزی به گوسپند واژه آقای دکتر فتوحی در همین سایت خودمون انداختم

      کموری : بره یا بزغاله ای که دیرتر از فصل معمول زایش(اواسط پاییز تا اواخر زمستان) به دنیا آمده و لذا در فصل شیر دوشی (از فرودین تا تیر، البته فصل شیر دوشی با توجه به سردی و گرمی هوا و میزان بارندگی و علف موجود در صحرا متغیر است) مجبور می­شوند آن را همراه خودشان به دامگاه (دمگاه، دنگاه) ببرند.
      با توجه به این تعریف فکر کنم کموری باشن اینا، البته معنی اون یکی “به فصل”؟ رو نمیدونستم؟

      پاسخ
  8. نوه ديگه حجي مراد

    سلام بر جناب مدیر . هر چند دیر رسیدیم ولی ادب حکم میکنه بی نظر نباشیم .
    عجب عکسهای توپیه . چه گوسفند تو گوسفندی شده. . همون اول که عکسها رو دیدم فهمیدم که ولنگ نامقه . اما راستش من اونروز اصلا متوجه حضور گله نشدم . شما چجوری اینارو دیدین و کی عکس گرفتین. فکر کنم اون موقعی که همه برادران مشغول بازی جذاب گوی ریی بودن شما بدنبال گوسفدا بودین . گفته بودین همه عکسامون مشترکه درست بود ولی این یکی رو من کم آوردم.
    بهرحال خیلی جالب بود .بویژه عکس سومی خیلی نازه

    پاسخ
  9. ناشناس

    سلام اقا مدیرطرح جالب وقشنگیه {حیتا}ولی ای کاش برای ثبت نام یه توضیحی میدادین برای اونایی که تازه می خوان بیان حیتاچند باری قصداومدن کردم ولی متاسفانه نتونستم ممنون میشم راهنمای ثبت نام بذارین توسایت موفق باشین

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.