بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بنام خدا / اگر خاطر عزیزان باشد در مقدمه شعر غم مخور اشاره ای داشتم به عدم بوسیدن دست مادر زن لذا اعلام این موضوع باعث درد سر هایی شده است . نمیدانم چطور انسان از خد بی خبری همین مطلب را با پیاز داغ زیاد به سمع ونظر مادر زنم رسانده  وروابط حسنه ما را که سالها به صورت مسالمت آمیز بر قرار بوده در آستانه جنگ قرار داده است .

لذا از این طریق به آن کسانی که دست به این اعمال غیر اخلاقی میزنند هشدار میدهم مواضب عواقب اعمال خود باشند چون ممکن است نزاع دو خانواده گسترش یافته و به درگیری بین دو روستا ی فدیهه و رود معجن کشیده شود و در آن صورت قطعا رود معجن بازنده خواهد بود زیرا فدیهه گر چه از نظر نیروی انسانی و تجهیزات مدرن ضعیف تر میباشد اما با توجه به موقعیت صوق الجیشی خود میتواند با بستن جاده رودمعجن به تربت که از کنار فدیهه رد میشود ضربات مهلکی را به اقتصاد وابسته آن روستا وارد کند و رودمعجن دیگر نخواهد توانست کالاهای صادراتی خود از قبیل گردو و بادام آلوچه وقالیچه کشک وپشم و غیره را صادر و نه میتواند مایحتاج خود را وارد کند بنا بر این چند ماهی بیشتر نمیتواند مقاومت کند  و از طرفی با بستن جاده روستاهای رزگ و حصار و سنگ معدن گرانیت هم متضرر شده و دنیا را چه دیدی ممکن است با دخالت آنان به جنگ جهانی سوم کشیده شود لذا از آنجا که ما مردم فدیهه صلح طلب بوده  و اعتقاد داریم بیشتر مشکلات از طریق گفتگو قابل حل است تمام گزینه ها را به جز گزینه جنگ روی میزمان داریم لذا برای جلو گیری از هر گونه در گیری احتمالی و قطع روابط دیپلماتیک و احضار سفیر حاضر هستم دست مادر زن عزیز را از نزدیک ببوسم و ارادت خود را با جند بیت شعر تقدیم ایشان میکنم.

مادر زن عزیزم چشم و چراغ مایی / تا کی تو را نبینم پیشم چرا نیایی /

چشم انتطار هستم مشتاق روی ماهم / خوشحال و شاد گردم وقتی ز در در آیی /

سی ساله با تو هستم هستی تو یاور من / از جرم ما گذر کن گر دیده ای خطایی /

درزرندگی امروز بیراهه ها زیادن / هر گز نباشدم غم وقتی تو رهنمایی /

دریای پر تلاطم کشتی نشستگانیم / آسوده بی خیالم زیرا تو ناخدایی /

با هر که من نشستم جز مشکلم نیفزود / اما تو عکس آنان حلال مشکلایی /

مانند یک رعیت فرمانبر و مطیعم / امن و  امان باشد هر جا تو پادشایی /

اقوام و خویش دیگر مانند نقره و  پول   / اما تو پیش چشمم چون سکه طلایی /

مثل شقایقی تو خوش عطر و رنگ وبویی / پهلوی تو نشستن دارد عجب صفایی /

گاهی اگر زنی نیش از راه کین نباشد / همچون پزشک و آمپول درد مرا دوایی /

ختم کلام اینکه مادر ز تو رضایم / میده جواب ما را آیا تو هم رضایی .

درباره نویسنده

استواری سلیمان

بنام خدا/ متولد روستای فدیهه و در حال حاضر باز نشسته نیروی انتظامی میباشم ولی همسرم از اهالی خونگرم و شهید پرور روستای زیبای رود معجن میباشد.

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. آمیتیس

    اولا ورودتون رو به حیتا تبریک میگم. دوما خیلی دارم سعی میکنم که بهتون نگم زن ذلیل ولی نمیشه. :YY: :YY: این رو مطمئن باشین که اگه خدایی نکرده بین دو کشور رودمعجن و فدیهه اگه درگیری ایجاد بشه :MM: :GG: اون که پیروز میشه رودمعجنه نه فدیهه :soot: ، چون فعلا رودمعجن در الویته اگه دقت کنین میبینین که در سایت رودمعجن نشریف دارین.
    امیدوارم کدورتی که بین شما و مادر خانمتون پیش اومده هر چه زودتر رفع بشه.

    پاسخ
  2. علی نجفی
    علی نجفی

    خدمات جناب استوار عرض کنم ملت رودمعجن ملت بانشاط و صلح طلبی است و از بدو تاریخ خود تا کنون نشان داده که همواره به دنبال صلح و دوستی با ملتهای دیگر بوده.دولت رودمعجن همواره در پی تنشزدایی در روابط خود با همسایگان بوده و هموااره بر این اعتقاد بوده که امنیت منطقه را باید با همکاری ملتهای منطقه تامین کرد لذا مخالف سرسخت دخالت بیگانگان در امور منطقه بوده است.اما این صلح طلبی و ارامش دوستی باعث این نشده که ملت رودمعجن توان نظامی خود را بالا نبرد.اگر ملتهای همسایه از جمله فدیهه خواسته باشند مزاحمتی ایجاد کنند در اوولین اقدام با بستن تنگه ی کلته ی کلبعلی محمد مانع از اب خوردن گله های فدیهه در تلخ کلته ی کلبعلی محمد میشویم.به همین منظور و برای نشان دادن امادگی خود اولین دور از مانور”عاشقان چو گمری” در منطقه ی دهنو و کلته ی کلبعلی محمد برگزار میشود.در این مانور از جدیدترین چو گمری ساخت رودمعجن که از چوب”جو دنه” اعلا بود و قابلیت “کلپک” شدن تا فاصله ی بسیار دور و به صورت هدایت شده را دارد رونمایی میشود.
    من باب مزاح بود جناب استوار.خدا قوت هوووووووو

    پاسخ
  3. نوه ديگه

    جالب بود . هم مطلب و هم شعر . مطمئن باشی با این شعری که سرودین ، عنقریب مادر زن برای دست بوسی شما خواهند امد
    در ضمن در جنگ فدیهه و رودمعجن بر ما باکی نیست . “بکشید ما را ملت ما قوی تر می شود” مسلما ما پیروزیم . اگه راه فدیهه را ببندین از راه حصار و نامق می رویم و یا از راه دربی و کوه میلکو به سمت کدکن . این مساله جای نگرانی نیست . :U:
    خداقوت هوووووو

    پاسخ
  4. يعقوبي مجتبي
    يعقوبي مجتبي

    سلام خدمت جنای استواری جالب بود , جای تعجب داشت که یک نفر از دوریه مادر زن ناراحت بود خدا شانس بده و از این مادر زنها هم به ما!! :OO: :OP:
    شعر در باره زن ذلیل ها تقدیم به تمام زن ذلیلها, بلانسبت جناب استواری عزیز
    الهی ! به مردان در خانه ات
    به آن زن ذلیلان فرزانه ات
    به آنکه با امر (روحی فداک)
    نشینند و سبزی نمایند پاک
    به آنان که از بیخ و بن زی ذیند
    شب و روز با امر زن می زیند! :O:
    به آنانکه مرعوب مادر زنند
    زاخلاق نیکویش دم می زنند! :R: :OO:
    به آن شیر مردان با پیشبند
    که در ظرف شستن به تاب و تبند
    به آنانکه در بچه داری تکند
    یلان عوض کردن پوشکند
    به آنانکه با ذوق شوق تمام
    به مادر زن خود بگویند : مام! :YY:
    الهی ! به آه دل زن ذلیل
    به اشک چشمان ممد سبیل (!)
    به تنهایی مردان که از لنگه کفش
    چو جیغ عیالشان شد بنفش
    که ما را بر این عهد کن استوار !
    ازاین زن ذلیلی مکن بر کنار !
    به زی ذی جماعت نما لطف خاص
    امیدوارم که هیچ وقت سایه مادر از سر ما برداشته نشود و بر تعداد آن بیفزاید :U: :VV:

    پاسخ
  5. استواری سلیمان
    استواری سلیمان

    بنام خدا/ از اظهار نظر تمام عزیزان تشکر میکنم بخصوص آقای یعقوبی که با شعر نابشان که از مرحله تلنگر پیشرفته تر بود و مرا از خواب غفلت بیدار کرد ممنونم و اما جناب نجفی چند روزی است که از طرف اهالی فدیهه تحت فشار قرار گرفته ام و میگویند چرا به روستای فدیهه خیانت کرده ای و اسرار نظامی که از نظر طبقه بندی جزئ اسرار به کلی سری بوده است فاش کردی زیرا رودمعجن از قدیم الاایام چشم طمع به زمینهخای حاصلخیز فدیهه داشته ( تصرف زمینهای تنگلوک و تریخی ) لذا ممکن است دو باره دست به چنین عملی بزنند. جناب نجفی من این حرف آنان را قبول کردم و انشاالله جنکی اتفاق نخواهد افتاد و الا بستن جاده ساده ترین راه ممکن میباشد و ما هم با مقدار طنابی که از فیض آباد و مقدار چرمی که از بایگ وارد کرده ایم و به کمک کارشناسان روستای دوست وبرادر رزگ و تغیراتی که در پلخموهای گرگی داده ایم تمام روستاهای همجوار در تیر رسمان میباشد :BB:

    پاسخ
  6. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    گاهی اگر زنی نیش از راه کین نباشد / همچون پزشک و آمپول درد مرا دوایی

    با وجود تلاش شما برای لاپوشونی کردن شعر قبلی کماکان این بیت نشان از شکاف روابط دیپلماتیک داره.
    اما از مادر زن شما خواهش میشود برای جلوگیری از حوادث پیش بینی شده و متعاقب آن جنگ های جهانی سوم و نبرد کلته ی کلبعلی از خطای شما درگذرد و ارادت شمارا بپذیرد.
    :YY:

    از شوخی گذشته هم این شعر و هم شعر قبلی زیبا بودند، خوش به حال مادر زن شما و خوش به حال شما که چنین مادرزن رودمعجنی ای دارین.
    و در آخر خوش به حال حیتا که چنین شاعری دارد.

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.