یلدا…………….

سردی و سوز در کوچه ها
هوهوی باد
در تن لخت شاخه ها
خموشی بلبلان و…
هجرت پروانه ها
در سردی تن صخره ها

خشک و برهوت دامن صحرا
سکوت در نبض کوچه ها
سردی تنگ غروب و…
هوار دودکشها
جریان گرم زندگی در تن ابادی ما
در شب یلدا……
رونق بخاری و تل هیزمها
گرمای کرسی و ان حال و هوا

مجمعه ها لبریز سرخوشی
نقل و نبات و کشمشی
باز در نقل خاطره ها افتاده جوششی

خربزه و هندوانه
قصه های شیرین عاشقانه

تخمه ها شور و بادامها با نمک
پیدا از پنجره ی چوبی
بارش برف نرم نرمک
شب مهتابی و رد پای عابری
رفته در کوچه ی برفی کم کمک
گم شده در غلظت مه
در پیچ و خم کوچه ی ده

و قندیلها اویخته
از سر دیوار
به کوچه داده جلوه ی بسیار
و می اید همهمه ی شوق
از دور…
یلدای سرد و کرسی گرم
امشب….
با هم شده جفت و جور

در شب چله
همه مسرور
از دریچه حیتا
دلها نزدیک و …
محفلها پر شور……………………

درباره نویسنده

نیکوعقیده محمد

عضو انجمن شعر شهرستان گرمسار

مطالب مرتبط

12 نظر

  1. یاس

    مثل همیشه عالی بود جناب جگر گوشه .من اصلا حواسم به شب یلدا نبود. شعرتون به یادم انداخت. پیشاپیش شب یلدا به همه ی حیتائیان عزیز تبریک میگم. :gol: :gol:

    پاسخ
  2. افرا بهشتی

    “خربزه و هندوانه
    قصه های شیرین عاشقانه

    تخمه ها شور و بادامها با نمک ” و همین طور “کف” تهیه شده به قول شما با “بیخ” و به قول ما با” فریاس” و شیره انگور که چقدم خوشمزس.
    یه بار ما ازین کفای شب یلدا بردیم واسه همسایمون، اول با تعجب نیگاشون کرد و بعدش گفت با پودر رختشویی درست شده یا با مایع ظرفشویی، بعد که براش توضیح دادیم بازم ترسیده بود بخورشون. :Y:

    پاسخ
  3. ناشناس

    خسته نباشی جناب جگر گوشه شعر های شما من را همیشه به یاد قدیم می اندازد یادمه اون قدیما موقه ای که بی بی و با با کلو زنده بودند شب یلدا که میشد همه بچه هاشون و نوه ها دور کرسی خانه بی بی جمع میشدیم و کف میزدیم جدا از کف میوه ها و اجیلهای خو شمزه هم بود یادش بخیر اما حالا چی… :TT:

    پاسخ
  4. درخت گردو

    سلام بر جناب جگر گوشه چه شعر قشنگی رو سرودید .من هم مثل بقیه بچه های حیتا یاد قدیم افتادم مخصوصا یاد کف زدن فکر کنم اخرین باری که کف خوردم ۴ یا ۵ سال پیش بود .احسنت بر شما :SS: :SS:

    پاسخ
  5. نیکوعقیده محمد
    نیکوعقیده محمد

    :gol: @ناشناس
    سلام بر همه ی دوستان حیتایی. از انجایی که بعلت مشغله کاری میبایست چند روزی دور از منزل می بودم و اینترنت در دسترس نداشتم از جناب مدیر تقاظا کردم که مطلب منو برای شب یلدا منتشر کنند و ایشان هم ظاهرا قبول فرموند و اما از انجا که ظاهرا امسال شب یلدا بعلت تورم یوم شک اعلام شده زودتر منتشر نمودندو همگی حداقل یک هفته زودتر به پیشواز یلدا رفتیم و البته بقول بعضی دوستان چه خوب یک یاداوری هم شد. و اما در مورد مطلب خوبی که خانم افرا بهشتی اشاره نمودند مطلب’ کف ‘ :gol: بود که من در شعر اورده بودم و فکر کردم که برای خیلیها ناشناخته است مخصوصا نسل جدید و از انجایی که توضیح دادنش هم مقداری گنگ است بناچار حذف کردم و بقول معروف مصداق همان ضرب المثل معروف که سری که درد نمیکنه دستمال…..در پایان پیشاپیش شب یلدا را به خانواده بزرگ حیتا تبریک میگویم .یاحق :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      سلام بر جگرگوشه
      من واقعا شرمنده شدم، قبل از اینکه من برسم و مطلبتون رو برای شب یلدا زمان بندی کنم، مطلب توسط سایر اعضای شورا منتشر شده بود، و اشتباه از من بود که هماهنگ نکرده بودم.
      ولی مثل اینکه خیلی هم بد نشد :Y:

      پاسخ
  6. پاییزان

    سلام بر جگرگوشه گرامی. شعر زیبایی بود و شور و نشاط شب یلدا رو واسه همه زنده کرد. همه چیزهایی که توی شعر گفتین درست بود به جز اون برفها که توش رد پا بمونه و قندیلهای آویخته از سر دیوار که واقعا جاشون این روزها خالیه. خداقوت :gol: :gol:

    پاسخ
  7. ناشناس

    s@محمد امیدوار
    سلام بر جناب مدیر.البته اتفاق خاصی نیفتاده دور از شما که شرمنده باشید البته من به این نتیجه رسیدم که همان قضییه که اشپز دوتا شود اش یا شور…….و ما هم به فال نیک گرفتیم و به قول دوستان یه یاداوری هم شد پیشاپیش. یا حق

    پاسخ
  8. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    خسته نباشید به جناب جگر گوشه و تشکر بابت یادآوری یلدا .
    برای جلوگیری از اشکال پیش امده و به قول شما برای جلوگیری از شور یا بی نمک شدن آش بهتره مواد اولیه رو درست تهیه کنید تا غذای خوبی تهیه بشه و مثل جناب چغازنبیل عزیز در انتهای مطلب زمانی رو که دوست دارید منتشر بشه ذکر کنید .چون اگه تو مواد اولیه نمک به آشپز ندید مسلما غذا بی نمک میشه.

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.