خاطرات من از اوایل دهه شصت در رودمعجن

سلام دوستان چندی قبل در هنگام مرور خاطرات به مواردی برخوردم که شاید برای شما هم جالب باشد برای خیلی ها که خاطره انگیز خواهد بود


۱- محرم وصدای گرم حاج اقای نقیبی

۲- رودخانه پر آب در تمام فصول

۳- کارت نفت


۴- کوپن و قرعه کشی های شبانه(کالا )


۵- هدایای ارسالی به جبهه


این هم پشت کارت بالائی است


۶- شناسنامه های قدیمی وتعویضی

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

12 نظر

  1. نوه حجی مراد

    الهم ورگویم چیگرت نکنه خاب مگر او ورت دره ببرتی خدی او سفیلات
    کار مهشری بود اهسنت الحق کهمنو بردی به حال هوای بچه گی هام مخصوصا سالهای ۶۵ تا ۶۷ رو خیلی خوب یادمه از اعزام بسیجی ها از تشییع شهدا از استقبال دانش اموزان از شهدا توی صفهای منظم و از خیلی خاطرات دیگه ای که همش خاطره شد

    پاسخ
  2. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    می بینم که بالآخره اسکنر رو راه انداختی، تو اسکنر واجب بیه یی خدی ای همه مدرک و عکس! فقط عکسارو با کیفیت بالاتری اسکن کو.

    زمونه به کجا رسیده که باید بگیم اوسول هم اوسول های قدیم!
    یاد اوسول های قدیم بخیر، هر وقت اوسول میامد ما سریع مرفتم به روی پل و اوسول تماشا میکردیم، خود تماشای اوسول به آدم روحیه می داد.
    من اگه اون زمان متولد شده بودم میتونستم همه این کارتارو جعل کنم، هیچ اقدام ایمنی توش رعایت نشده!
    هدایای ارسالی به جبهه و متنش هم جالب بود.

    پاسخ
  3. مدرسی پروین
    مدرسی پروین

    عکسای جالب بود من یکبار سیل رو تو رودمعجن دیدم که واقعا خاطره وحشتناکی رو همیشه دارم جلوی چشام ماشینمونو سیل میبرد و ماهیچ کار نمتونستیم بکنیم . ولی خوب خاطره شده .ممنونم :gol:

    پاسخ
  4. علی نجفی
    علی نجفی

    همه چیز ساده است.حتی کوپن ها که به قول مدیر جعل کردن از روی اونها مثل اب خوردن میمونه.حتی متن هدیه ی ارسالی به جبهه هرچند پر شور ولی ساده است و سر راست.بسیار جالب بو هووو.یاد شرکت نفت افتیم و مصیبتای نفت گرفتن.ایقذر بدم ممه از صف نفت کی خدا مدنه….
    خدا قوت هوووووووو

    پاسخ
  5. پاییزان

    خیلی جالب بود. مخصوصا عکس دوم خیلی خاطره انگیزه، اون آقایی که روی سنگها وایستاده که از زیادی آب رفته بالای سنگ عکس گرفته که احتمالا خود جناب دیشدوو هستن، اون درخت گردو الانم هست ولی اون رودخونه دیگه الان نیست و بجاش یه مشت آشغال و … .عکس امام خمینی و متن پشتش هم جالب بود چه خواهر بامرامی که بجای دلتنگی واسه برادرش اونو تشویق به مبارزه کرده(خواهرم خواهرهای قدیم :YY: ) اما از عکس کوپن معنی قرعه کشی شبانه رو نفهمیدم یعنی چی؟ خدا قوت جناب دیشدوو :gol: :gol:

    پاسخ
  6. بهشتی افرا
    بهشتی افرا

    خیلی جالب بود جناب دیشدوو
    بازم مرور خاطرات تلخ و شیرین گذشته! حیف اون رودخونه پرآب :TT: راستی چرا اسم اون خواهر مهربونو از روی کارت کندین، میشد با ترفندهای مختلف دیگه اسمو محو کرد بدون اینکه کارتو این شکلی کرد :VV:
    ممنون و خسته نباشید :gol:

    پاسخ
  7. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    و اما بعد :
    عکس ۱:
    عجب قابلیت های بالایی داری . من که هر چی تلاش کردم نتونستم از توی عکس گرمای صدا رو حس کنم.
    عکس ۲ :
    عجب آبی داشته . چی میشه دوباره همچین آبی رودخانه رو مستفیض کنه.
    مگخ تو چند سالته که اون زمان پیر بودی :VV:
    عکس ۳
    صد تا انتخاب داشته مثل کنکور. یا مثل زندانی ها میشمارن و ضربدر میزنن.
    عکس ۴:
    منم نفهمیدم قضیه قرعه کشی شبانه چی بوده همچون پاییزان
    عکس ۵: بزرگ شده این عکس تو مسجد اون حده اووووو هست .
    در کل شد شبیه سریال وضعیت قرمز ( یا شایدم وضعیت سفید) که خاطرات دهه شصت رو مرور میکنه.
    خدا قوت هووووووووووووو

    پاسخ
  8. شهلی دومان

    سلام هم وطن
    ازتون دعوت میکنم به این سایت بیاین و از خاطراتی که اینجا نوشتین اونجا رو هم پر بار کنین ما یه انجمن جمع شدیم تا خاطراتمونو یه جا بذاریم تا ماندگار بشه و کسانی که میخوان استفداه کنن
    خوشحال میشیم شما هم دعوتمونو لبیک بگین و شرمنده مون کنین…

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.