انرژی هسته ای و رودمعجن(۲)

                                    درود بر خامنه ای    سلام بر خاتمی

این شعاری است که در بدو ورود استاندار و فرمانده نیروی انتظامی خراسان واعضای شورای تامین استان و هیئت همراه  توسط آقای فلانی داده میشد و بقیه تکرارمیکردند.هیئت از سر چهار راه مرکزی روستا (عجب آدرس مشتی دادم)شروع به حرکت کرد. در بدو پیاده شدن گروه از ماشین ها و آغاز حرکت گرد و خاک  عجیبی بلند شد. بچه ها که هر کدام عکسی از شهدا در دستشان بود  پیشگام جمعیت بودند اما به شدت بی نظم بودند . گویا از قبل هماهنگ شده بود که با نظم و ترتیب حرکت کنند . اما دریغ از اینکه فقط ۲ نفرشان در یک حالت باشند.

آقای فلانی آهسته پشت سرشان گفت:

  (بچه ها همگی به یک صف حرکت کنید )

 و گمان میکرد که آننها فقط منتظر گفتن او بودند تا بلافاصله به یک خط شوند.ایشان که دید ذره ای تغییر نکردند گفت :

 ( بچه ها زودتر برید بالای مزار.)

 و با دست هولشان داد.(بهترین کاری که میشد کرد. یعنی دور کردن بچه ها از محل حادثه)

از کنار مخابرات که در حال بالا آمدن بودند کله ۳ زن از داخل مخابرات بیرون بود و چنان نگاه میکردند که گویی تا بحال استاندار ندیده اند.

 در حال عبور از سر بالایی مزار ( سرخاکا) شعار ها جدی تر میشود و همچنان آقای فلانی شعار میدهد :

  آمریکا ،طالبان ،این آخرین پیام است   ……..(شعار نامفهوم : ظاهرا {جنبش سبز روستا آماده قیام است})

هیئت در جایگاه مستقر میشود. محل نشستن در جلوی مزار شهدا صندلی هایی  است که  طی ۲ روز جستجو (پال پال )از کل روستا جمع آوری شده اند.عده ای از مسئولین روی صندلی و عده دیگر در کنار مردم روستا بصورت نیم دایره پشت آنها  می ایستند. زنها برخی از روی (بوم ها) و برخی بر روی نیمه دیگر (سر خاکا) ایستاده اند.

آقای فلانی در خاتمه :…. یک بار فاتحه و ۳ نوبت سوره اخلاص بخوان.

سکوتی نسبی که حاکم میشود از پشت دوربین صدای نابهنجاری به گوش میرسد : (برو بچه ،اینجه نت بینم) مشخص نیست آن بچه کیست و چرا دارد تنبیه میشود .در رودمعجن نیاز نیست که برای دعوا کردن بچه دنبال دلیل گشت اما آنچه از شواهد بر میآید گویا آن بچه تصمیم داشته با حالت طبیعی و کمی توام با ( خر پلنگ بازی ) به سمت سینی مملو از شکلات های کاکائوئی ایتالیایی دستبرد بزند که با هوشیاری مسئول مخفی تدارکات مواجه میشود و این جمله را نثارش میکند .( در مورد اینکه علاوه بر این جمله ،بسک ولقی هم نثارش میشود اطلاعاتی در دست نیست )

به تیپ اکثر افراد که نگاه میکنی الان خیلی دچار تغییر شده. نقطه بارز لباس ها شلوار های چند ساسونی بود که اکثرا تا قفسه سینه بالا کشیدند.

جناب آقای ایزدی مجری جلسه است. با خیر مقدم  گویی واعلام  برنامه جلسه را آغاز میکند، بعد از تلاوت قرآن (اذالشمس کورت ) ،فرزند شهید  پایدار شروع به خواندن مقاله میکند.

(متن کامل پیاده شده از روی نوار)

  ذکر بلبل همه  آنست که  گل  شد یارش

 گل دراندیشه که چون عشوه کند درکارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش

خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد تا باری دیگر روستای شهید پرور رودمعجن پذیرای مسئولین عالیقدر و خدمتگذارانی دلسوز و مهمانانی ارجمند باشد . اینجانب به نمایندگی از طرف فرزندان معظم شاهد این روستا مقدم جناب آقای مهر علیزاده و……..را به این دیار شهیدان گرامی میدارم.

استاندار محترم

مسئولین عزیز

من از یک مکان مقدس به شما خیر مقدم میگویم که از نظر قداست بی شباهت به وادی طور نیست . خداوند به پیامبرش موسی فرمود :

         {فاخلع نعلیک  یا موسی  بالواد المقدس طوی }

چرا؟ چون این شهیدان و پدران ما در هنگام شهادت به دیدار خداوند بزرگ نائل شده اند.

اینجا جایگاهی است که پدری پیکر مطهر غرقه به خون تنها پسرش را با دست های خود به خاک سپرد.

اینجا جایگاهی است که مادران بسیاری جگر گوشه های خود را در راه اعتلای اسلام و سربلندی مملکت اسلامی به انقلاب هدیه کرده اند.

اینجا مکانی است که ما فرزندان شاهد بهترین کس در زندگی یعنی پدرمان را تقدیم اسلام نموده ایم.

اینجا مکانی است که ۳۷ لاله پر پر شده ۸ سال دفاع مقدس در آن آرمیده اند.

لذا ما فرزندان و خانواده های شهدا بسیار مسرور گشتیم که شما بزرگواران به زیارت شهدای رودمعجن آمده اید.

امام راحل فرمود: مگذارید پیشکسوتان جبهه های خون و قیام در پیچ و خم زندگی تاریخ به دست فراموشی سپرده شوند که متاسفانه این جمله کم رنگ شده است و در بعضی موارد روستای رودمعجن مورد کم توجهی قرار گرفته است.. میبینید در بعضی مناطق روستاهایی که هیچ نقشی در انقلاب نداشتند و کمتر حضوری در جبه ها داشتند ،امتیازات و امکانات بیشتری گرفتند ، ولی ما مردم قانع روستای رودمعجن  که هدف و آرزوی واقعی مان حفظ اصول و ارزش های واقعی اسلام بوده و در هیچ برهه از زمان از آنها فاصله نخواهیم گرفت و در حال حاضر ضمن محکوم کردن تمام دسیسه ها و ترفندهای دشمن اسلام و مخصوصا جنایت بزرگ گروه متحجر و خوارج زمان یعنی طالبان در به شهادت رساندن دیپلمات های مظلوم ایرانی به فرامین مقام معظم رهبری ،بزرگ مرجع عالم تشیع ،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای و ریاست محترم جمهور هستیم و مصداق این شعریم :

۲ رویه زیر نیش مار خفتن  

۲پشته روی شاخ مور رفتن

تن روغن زده با زحمت و زور

 میان لانه زنبور رفتن

به کوه بیستون بی رهنمایی 

شبانه با ۲ چشم کور رفتن

برهنه زخم های سخت خوردن 

 پیاده راهای دور رفتن

میان لرز و تب با جسم پر زخم   

زمستان توی آب شور رفتن

به پیش من هزاران بار بهتر

که یک جو زیر بار زور رفتن

در خاتمه به عرض جنابعالی برسانم با وجود اینکه ریاست آموزش و پرورش تربت حیدریه و معاونین محترم ایشان نهایت لطف را در امر ساختمان سازی و حل مشکلات آموزش گاه های روستا داشتند ،چون مشکلات آموزش و پرورش زیاد است این اقدامات انجام شده مانند قطره ای در برابر دریاست . نزدیک به ۳۰۰ دانش آموز این روستا از داشتن نماز خانه ،کتابخانه ، سالن اجتماعات و زمین آسفالت ورزشی محروم هستیم.تقاضای عاجزانه دارم به خاطر احترام به خون شهدا از این مدارس بازدید داشته باشد تا در دفتر خاطرات قلبی دانش آموزان بطور جاودان ثبت شود.

                                                                     با آرزوی طول عمر برای رهبر معظم انقلاب.

ادامه دارد……….

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

10 نظر

  1. ایزد

    به نظر من دیگه زمان فیلتر شدن وبلاگ فرا رسیده!!
    عزیزان به فکر ساختن vpn باشند تا بتونند وارد وبلاگ بشن!!
    گذشته از این ها مطلب جالبی بود ولی ربطش به انرژی هسته ای چی بود؟


    ا؟
    ربطش رو نفهمیدی؟
    واقعا که ؟
    از شما بعیده جناب ایزد.
    در موفقیت من در این نوشته همین بس که شما هیچ گونه ربطی بین انرژی هسته ای و رودمعجن پیدا نکردی.
    تا حالا نشده روزنامه ورزشی بخری که روش تیتر زده شکست تیم ملی برزیل از ایران.
    بعد وقتی خریدیش میبینی توش نوشته تیم اسکواش ایران بازی رو از برزیل برده.
    بعد تو هم حالشو میبری.
    تو مطلب من که کلمات چیز دار نبود که بخواد فیلتر بشه. بود؟

    پاسخ
  2. شغال اباد و شرکا(نوروز گل گل سابق)

    منصف اخه چه نظری میشه درباره ی این پستت داد؟.حالا ادامه اش رو بزنی شاید بشه نظرات مشعشعانه ابراز کرد.ولی اینکه متن کامل سخرانیه نوه ی زارع رو گذاشتی سر در نیاوردم چرا؟اما عکسش خوب بود.هر چند خیلی تغییر کرده.پاک ژپر رفته طولفگک!
    برای خبرنگار شدن خوبی.لحظه ی ورود استاندار رو مثل لحظه ی ورود امام به تهران توی بهمن ۵۷ وصف کردی!!!


    اینکه چه نظری میشه داد رو موافقم. منم گاهی میمونم چه نظری بدم .
    اما این مطلب که دخوسته ی موضوع نظره.
    این تقریبا یه گزارش بود از روی نواری که داشتم و سعی کردم جدی و شوخی قاطی باشه.هر چند قلممان به پای قلم شما نمیرسد و اگه این نوار رو به تو میدادم خیلی بهتر میتونستی براش مطلب بنویسی.این هم به خاطر بهتر نوشتنته و هم آشنایی بیشترت با رودمعجن و رودمعجنی ها.
    انتقادت به متن کامل مقاله هم وارد نیست.هر چند خسته کننده بود اما چون موضوع مربوط به گذشته روستا بود برای ثبت در وبلاگ متن کامبش رو مینوشتم بهتر بود.
    ادامه اش هم خیلی تپل نیست چون از اینجا به بعد فیلم کامل نیست . تیکه تیکه است.

    پاسخ
  3. محمد امیدوار

    این انرژیه هسته ایش که فکر کنم در ادامه موضوع هفته قبل بود .
    اولش حوصلم نمی اومد همشو بخونم ولی هر ییهو دیدم رسیدم به آخر مطلب و هنوز مشتاقم بدونم آخرش چی میشه! برا خودمم عجیب بود.

    شعر اولی رو که معلوم نیس ای نوه ی زارع بری چی بخونده !
    این شعار طالبان هم نشون میده که قضایا مربوط میشه به دوران گروگانگیری افغانیا. و اگه واقعی باشه که خیلی جالب بوده.

    پاسخ
  4. نوه زارع

    سلام یادش یه خیر
    من این شعر اولو حفظ بودم امشب اومدم بذارم دیدم منو از حیطا بدر کردن
    منصف جان دستت درد نکنه که گذاشتی ای یرگه شغال ابادی حسودیش منه
    مرگ از هم قدیم همیجوری بو


    خوب بود نگفتی هیطا !
    کسی بدرت نکیرده از حیتا ، شاید پسوردتر اشتباه مزنی ، معمولا وقتی پسوردتر اشتباه مزنی مگه "عضویت شما توسط مدیر وبلاگ لغو شده است " !!
    در هر صورت از اشکال پیش آمده شرمنده ایم.

    پاسخ
  5. شغال اباد وشرکا(نوروز گل گل سابق)

    شکسته نفسی میفرمائید جناب منصف.انصافا اون تیکه های خر پلنگ بازی رو خوب اومدی.یکی از خر پلنگ بازای معروف محمود حد ما بود.کارش "اته"اوردن عصا دزر سینی شکلات بود تا بوسیله ی بقیه ی بچه ها مورد هجوم واقع شود.
    برادر عزیز:نوه ی زارع دواتر درم.مگر بگیرم نیی!!
    راستی جناب حامد خان هم گویا"ودی"شدن.دکدو قبریستو هستی تو خبرت؟

    پاسخ
  6. اوشور

    ای نوه زارع هرچند وخت یکبارپیداش مره واز یک سوالای منه کی به عقل جن نمرسه .امبا یک مطلب خوبه در نظرات قبلیت ورگوفته بیی گاه نامه افتو دکمر د سرزینای فاطی جعفری وختی بیادوم میه خنده ام میگیره اگر اطلاعات بیشتره بدی حداقل نبودت یک کمه جبران کنی .

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.