آئین ورسوم فراموش شده

دعای جو

یکی از اعتقادات مردم روستا برای رفع بلا مثلا وقتی کسی زندانی میشود یا در هنگامی که افراد به جبهه یا هر کارخطیر دیگری میروند خواندن دعای جواست که توسط زنان خوانده میشود .

به این شیوه که زنان روستا را برای خواندن دعا دعوت می کنند و آنها با وضو و طهارت در سر سفره سفید پهن شده ای می نشینند .بعد یک سیر جو ویک سیر برنج می آورند و با صلوات بر محمد و آل محمد دعا شروع میشود .و آن اینکه هر یک از حاضرین یک دانه جو برداشته و جلو دهان خود می گیرند و این ورد را می خوانند .

الله مویم خسته         دل با کرمت بسته              دست ظالما کوتاه                   زبان دشمنا بسته

واین کار را تا هنگامی که یک سیر جو تمام شد یعنی همه آنها برداشته شد و دوباره بعداز خواندن ورد وکوف کردن به داخل سفره ادامه دارد بعد این جوها را ازسفره جمع کرده و برنجها را می آورند و بعد از برنجها هم به هر زنی که دور سفره نشسته مقداری داده و وی هر دانه را برداشته و جلو دهان و این ورد را می خوانند .

الله تو یار مایی           اگه زحال مایی         از عرش کمک فرستی                 خودت حصار مایی

بعداز اینکه برنجها تمام شد . همه افراد دست خود را روی سفره می گذارنند و این ورد را ده مرتبه تکرار می کنند .

قل هو الله الرجا           اسم بزرگت همه جا         ما ازاین غم فرجا               فرجا یا فرجا یا فرجا

بعد دستها را به طرف آسمان بلند می کنند و می گویند :

الله خالقی داریم        خالق با خودت  نالیم      در مانده چرا باشیم       همچی خالقی داریم               بعد متوسل به باب الحوائج ابالفضل عباس می شوند و می گویند :

یا حضرت عباس دخیل تو شویم                        قربان دو بازوی قتیل تو شویم

یاحضرت عباس مرادم را بده                                قربان بردار شهید تو شویم

ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس                ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس

از محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم                  دست همه محزون گیر از بهر خدا عباس

لازم بذکر است این دعا را سه  روزپشت سر هم می خواندند بعد از اتمام دعا جوها را هر کس که الاغ سر خه ای (قهوه ای )داشته باشد می برد به آن می دهد و اما برنجها را سه تا از زنها که اسم آنها فاطمه باشد می برند وشبانه دور مزاری که در وسط روستا قرار دارد می ریزند . 

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

7 نظر

  1. منصف

    سلام.
    من نه از وجود این سنت اطلاع داشتم نه اصلا اسمشو شنیده بودم.
    هنوزم موندم که واقعا همچین سنتی وجود داشته یا بیشتر یه افسانه است.
    آنطور که گفتید این دعا در مراسمات زنانه است ژس همه این مطالب باید از شنیده های شما باشه .
    به هر حال مطلب مفیدی بود. ممنون

    پاسخ
  2. شغال اباد و شرکا(نوروز گل گل سابق)

    من این دعای جو رو شنیده بودم.گاهی هم میدیدم که زنها توی خونه ی یکی جمع میشن و میگن دعای جو میخونن ولی از ریز جزئیاتش مطلع نبودم.اطلاعات جالب داده بودی.
    اقا رضا اینکه میبینین از سنتهای فراموش شده چیزی نمینویسیم چون واقعا از سنتها چیزی به یاد نداریم.نهایتا اگه چیزی هم بیاد داشته باشیم در حد یک اسمه و نمیتونیم بگیم توی اون سنت چه مناسکی به جای می اوردن.شما که اینجور چیزا رو با جزئیاتش میدونی بنویس.ممنونم

    پاسخ
  3. رودمعجنی

    آقا رضا ممنون ازیادآوری اینجور مراسم یادمه کوچیک که بودم خانمها توی مسجدامام وقتی میخواست حاجتشون برآورده بشه یاعزیزشون که سربازی ویاجبهه بود به سلامت برگرده یک پارچه سفید پهن میکردند ودست هرنفری مقداری جو میدادند خانمها جوها رایکی یکی جلوی دهان میگرفتند ودعا میخواندندوجو راروی پارچه میانداختنددعاها این بود: الله منم خسته -دل درکرمت بسته -دست دشمنان کوتاه- زبان دشمنان بسته یااینکه الله تویارمایی- آگاه زحال مایی- کز عرش کمک فرستی خودت حصارمایی -یااینکه یاحضرت عباس دخیل توشویم – قربان دوبازوی قتیل توشویم – یاحضرت عباس بده مراد همه را -قربان برادرشهیدتو شویم.

    پاسخ
  4. محمد امیدوار

    اولش فکر کردم سر کاریم و سنت مال یه جای دیگه هستش ، اصلا بهش نمیخورد مال رودمعجن باشه.
    یا شما خیلی خوب توضیح دادی یا اینکه واقعا باید قبول کنیم که یه سنت درست درمون و با آداب مشخص داریم.

    واقعا توضیحاتت کامل بود و یکی از بدردبخورترین مطالبی بود که تا حالا تو وبلاگ داشتیم ، حداقل برای آقایونی مثه من که تازگی داشت.

    پاسخ
  5. پاییز

    یک مورد دعا دراین زمینه شنیدیم که گفتم براتون بگم :الله خالقی داروم @باخالق خودنالوم @درمونده چراباشوم @همچین خالقی داروم @وبعد جوها روفکر میکنم برای پرنده ها میریختند

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.