ابرهای قرقونجه پیدا…….

سفری تا سر کوه
به علی شق چه بالا بلند
جای همیشه خلوت من
بلندای سر رود و لب بیشه
پیدا ابادی ام همیشه

چه دلنواز دشت و دمن
همه لحظه های من
رود در زیر پایم
دشت چنار در بالا دست
و منظره پی زرد
غریب و پر درد
باغها همه در فرو دست
چه جلوه ها
در دل من نشست

پاییز است و هوا پس
ابرهای قرقونجه
پیدا از سر خش

مه ریخته در کشاله ی باغ کاظم
در تن کوه سرخی
باران گرفته
در کشتزار دربی

و نم نم باران
در صخره ها خشک وتر
حالا بارش باران شر و شر
من در پناه صخره و سنگ
تا باران بیاید بند

میگذرند لحظه ها درین هیاهو
حالا افتاب
زده از روبرو
تابیده بر سنگ ریزه وسنگ
دشتهای شسته خیس و خوشرنگ
زیر طاق رنگین کمان
دلا قدر خوش ثانیه ها بدان…..

درباره نویسنده

نیکوعقیده محمد

عضو انجمن شعر شهرستان گرمسار

مطالب مرتبط

22 نظر

  1. جگر گوشه

    زمستان گرامی سلام بر تو. خداقوت از ماست و خیلی خوشحالم که یاد کوه و صخره ای یا دشتی را زنده کنم که با خاطره هایت عجین است.

    پاسخ
  2. جگر گوشه

    شکارچی کوه و دشت درود بر تو. سلامی چون بوی خوش اشنایی. تازه بجا اوردمت خب خیلی خوشحال شدم از زیارت مجازی تو و تشکر از الطاف عالی شما. حق یارت

    شکارچی :خدا قوت پسر عمه بازم دمت گرم خیلی عالی بود . دیشب با عمو احمد همه شعراتو خوندیم .سلام خدمت خانواده برسونید .

    پاسخ
  3. پاییزان

    خدا قوت جگر گوشه گرامی. باز هم مثل همیشه عالی سرودید. چیزی که شعرتون رو زیباتر میکنه اینه که توی همه لحظه های شعر خودتون هم حضور دارین و انگار دارین شعرتون را بازی میکنین و کاملا توی شعر محو میشین و این شعرتون رو دلنشینتر میکنه (سفری تا سر کوه به علی شق چه بالا بلند جای همیشه خلوت من …. من در پناه صخره و سنگ تا باران بیاید بند). :gol: :gol:

    پاسخ
  4. افرا بهشتی

    سلام جناب جگرگوشه
    امیدوارم اون طرفا مث بقیه جاهای کشور بارون بباره و به قول شما شرشر هم بباره و دوباره رودخانه ها پرآب بشن اونقد که نتونیم ازشون رد شیم مث قدیما.
    خسته نباشین :gol:

    پاسخ
  5. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    دلا قدر خوش ثانیه ها بدان…

    فکر کنم این بار از لحاظ تعداد مکان های رودمعجن که تو شعرتون ذکر کرده بودین رکورد دار بود.
    کوه علی شق هم جای جالبیه ، از روی علی شق به همه جای رودمعجن تسلط داری(البته به جز دربی) فکر نکنم جای دیگه ای این خصوصیت رو داشته باشه.

    و یه سئوال : “مه ریخته در کشاله ی باغ کاظم” به چه معناست؟

    پاسخ
  6. جگر گوشه

    @محمد امیدوار
    سلام بر جناب امیدوار. تشکر از لطف و توجه شما. و اما مه ریخته در کشاله ی باغ کاظم منظور ساعات اغازین بارش باران که معمولا با باد و طوفان و مه همراه است و اغلب اوقات استارت اولیه اش در قرقونجه میخورد که چسبیده به سورخی و باغ کاظم و ابشار است و مه چون منطقه ی ابشار معمولا سردتر است قابل رویت تر نسبت به بقیه جاهاست. انشا ا… مفهوم شده باشد.

    پاسخ
  7. جگر گوشه

    @نوه زارع
    درووووووود بر نوه زارع. خدا کنه همه جا مثه اینجا بشه یه ماهه که هر روز اینجا بارون میاد شمال اینجا شعبه زده بعدشم خودت بودی حتی در بدترین سالها اینجا کم ابی نداره به لطف رودخانه ی حبله رود. فکر میکنم اینجا از پر اب ترین مناطق گرم کشور باشه. حق یارت

    پاسخ
  8. جگر گوشه

    @یاس
    سلام خانم یاس. نمیشه رودمعجنی باشین حتی اگر زادگاه والدین شما باشد رودمعجن و کوه یا به اصطلاح محلی کمر علی شق را نشنیده باشید . حتما شنیدید شاید مکانش در خاطرتان نیست و جهت اطلاع بگوییم که بلند ترین کوه سنگی که از داخل ابادی قابل رویت میباشد و پشت ان دشت چنار و کجرا و سرتینگل و ابشار است را کوه علی شق میگوییم. امیدوارم متوجه شده باشین.یا حق

    پاسخ
  9. بی خیال

    سلام بر جناب جگر گوشه
    با این شعرت ما رو هم هوایی کردی
    یاد باغ کاظم افتادم و چاییهایی که اون بالا از آب چشمه اش می خوردیم
    عالی بود… :SS:

    پاسخ
  10. جگر گوشه

    @بی خیال
    سلام بیخیال عزیز.اون باغ کاظم و اون مکانهای رویایی کم کم به سبب گرفتاریهای عصر مدرن همه خواب و خیال میشن و باید براشون یواش یواش بیخیالی طی کنیم و یاداوریشون رو به یه دنیای مجازی کفایت.مویید و منصور باشی

    پاسخ
  11. نوه حجی مراد

    :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: سلام بر رکورد دار شعر حیتا من فکر میکنم اگه تمام این سالها توی ده یا نزدیکی ان می بودی اصلا شاعر نمی شدی در حقیقت این درد غربته که باعث میشه ادم سفره دلشو بریزه روی کاغذ و این جور شاعرانه به توصیف ولایتش بپردازه درست همون کاری که شهریار کرد دوری از وطن و غربتش باعث شد تا بیاد بچه گی هاش کوه حیدر بابا رو اونقدر زیبا توصیف کنه که تمام ایرانیها ازش لذت ببرند واقعا که توصیفات زیبایی از وطن داشتی فقط در وزن شعری باید بیشتر دقت کنی مثلا در بند اول :سفری تا سر کوه
    به علی شق چه بالا بلند ، اگه کلمه بالا حذف میشد وزن بهتری داشت .. این قسمت از شعرت منو برد به حال و هوای دبستان به شعر (باز باران)پاییز است و هوا پس
    ابرهای قرقونجه
    پیدا از سر خش

    مه ریخته در کشاله ی باغ کاظم
    در تن کوه سرخی
    باران گرفته
    در کشتزار دربی

    و نم نم باران
    در صخره ها خشک وتر
    حالا بارش باران شر و شر
    من در پناه صخره و سنگ
    تا باران بیاید بند
    خدا قوت هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

    پاسخ
  12. جگر گوشه

    @نوه حجی مراد
    درود بر تونوه حجی مراد. خب این نظر شماست و برای ما هم عزیزه ولی ما کجا و …….
    واما در مورد حس وطن پرستی اینکه هر کس نا خوداگاه وابسته به زادگاه خویش است و دوری از ان مثل جدایی مادر و فرزند میماند حال این دوری فرق نمیکند چه پنجاه کیلومتر چه هزاران کیلومتر فقط یه خورده پررنگ تر و کم رنگ تر دارد ولی کماکان زادگاه ان کشش را داردو همین کششهاست که واکنش میشود. تشکر از لطف تو حق یارت

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.