ای کهن بوم وبر

ای کهن بوم و بر

دوستت دارم

حتی اگر چند وقتیست

سال و ماه میرود و می اید

و من

دیگر مثل کودکی

نمیتوانم تمام شادیهایم را

در کوچه های تو هلهله کنم

و تمام غمهایم را

در دامان تو به گریه بنشینم.

دوستت دارم

حتی وقتی که

کوچه های خاکیت

خاکی میکنند

تمام شلوارهایم را

که سالهاست

 جای تنبانهای پاره پوره ی کودکیم  را

-که اشنای چشمان تو بود-

گرفته اند

وقتی که با اشیاق

از این بیغوله های

جیغ و داد و دود

به ارامش کوچه هایت پناه می اورم .

دوستت دارم

حتی اگر ملخ

نسل دختران شوخ چشم پر شرمت را

خورده باشد

 که چادر به کمر میبستند

و چنان مردانه کار میکردند

که عرق شرم بر پیشانی

تمام تن پروران دنیا مینشست

 وبا نیم نگاهی

دل ادم را چنان زیر وزبر میکردند

که حتی ارگ بم

چنین زلزله ای را به خواب هم ندیده بود.

دوستت دارم

حتی اگر سالهاست

 نسل پسران عاشقی که

از صبح تا غروب کاه میکشیدند

و غروب موها را اب و جارو میکردند

تا به چشم یار زیباتر جلوه کنند

بر افتاده است.

دوستت دارم

حتی اگر افتابت هم

دلتنگ خاطره ی مردانی شده است

که دستهاشان بس که پینه بسته بود

هیچ وقت تاول نمیزد

و چهره هاشان عبوس بود

 وزمخت و خشک

اما دلهاشان ساده بود

وصافتر از اب چشمه های تو.

دوستت دارم

حتی اگر

خودت هم فراموش کرده باشی

زنانی را

که تمام لطافت و ظرافت زنانگیشان را

افتاب سوزان تو

و دسته های داس  

وخشونت خار و خاک و خورجین

به یغما برده بود.

دوستت دارم

حتی اگر از تمام ان هیاهوهای مردمانت

ـ که زمانی گوش فلک را کر میکردـ

چیزی نمانده است

 جز صدای چند پیرمرد

که روبه افتاب عصر گاهیت نشسته اند

وخاطره های ایام جوانیشان را برای همدیگر

یکباره و ده باره و صدباره تعریف میکنند

و چشم به راه عزرائیل اند

تا از “سر قلعه”بیاید

وآنها به استقبالش بشتابند.

دوستت دارم

حتی اگر تریاک

ـاین مهمان ناخوانده و عزیز شده ی این سالهاـ

مثل موریانه

به جان همان باقیمانده ی مردمانت افتاده

و اهالیت را هم مثل خودت

دارد دود میکند.

دوستت دارم

 حتی اگر صدای اگزوز موتورها

چند وقتیست

ناله های مرغ حقت را

درشبها ی پر از سکوتت خفه کرده.

دوستت دارم

حتی اگر گاهی

انقدر”شهری “میشوم

که پاک یادم میرود

پشت ان کوهها

مادر پیری که کودکیم را در دامانش گذرانده ام

چشم به راهم نشسته است.

دوستت دارم

حتی اگر باغهایت یکی یکی دارند خشک میشوند

بس که همه مان

از دامانت گریخته  و به شهرها ریخته ایم

و همه چیز را به امان خدا رها کرده ایم.

دوستت دارم

حتی اگر

در کوچه های بی کسی و تنهائیت

به جای هیا هوی کودکانت

باد جولان میدهد و زوزه میکشد.

دوستت دارم

حتی اگر تلفظ اسمت برای غریبه ها سخت است

و چون از بدو خلقتم مثل کنه ته فامیلم چسبیده ای

هر جا میروم باید برای بقیه تلفظت کنم

وچه پدری از ادم در می اوری تا بقیه بفهمند

رودمنجن یا رودمجن نیستی

که رود معجنی.

دوستت دارم

برای همیشه دوستت دارم

چرا که تمام ریشه های من در دامان توست

چرا که من بی تو

درختی هستم

 ریشه بیرون مانده از خاک

که امروز فرداست خشک شود

و در هیاهوی اره ی چوب برها

یادش برای همیشه از خاطره ی دشت فراموش گردد.

 

درباره نویسنده

علی نجفی

رودمعجن،ته 62.فرزند اصغر

مطالب مرتبط

10 نظر

  1. alireza

    سلام دوست خوبم.
    وبلاگت جالبه!
    به منم یه سر بزن.
    . . . . ¶¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶
    . . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶
    . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶
    . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶
    . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶
    . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶
    . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶
    . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶
    . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶
    . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶
    .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶
    .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
    .¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    . ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
    . .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
    . . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶
    . . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶
    . . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    . . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    . . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
    . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´´´¶¶¶¶

    پاسخ
  2. ترجیح میدم نگم

    شعر قشنگی بود.خوب با این اوصاف شما خودت متولد اونجایی.من مامان بابامم هر ۶ ماه یه بار میرن اونجا.بعدشم من هیچکدوم از این احساسات رو نسبت به اونجا ندارم.ببخشید ها!


    ترجیح میدی نگی شاید حق با تو باشه اما ما حتی اسم و فامیلمون رو هم خودمون انتخاب نمیکنیم چه برسه به پسوند فامیل.انتخاب خیلی چیزا با ما نیست فقط میپذیرمشون

    پاسخ
  3. محمد امیدوار

    خیله قشنگ و رمانتیک و پروانه ای بووووووووو
    اگه همشره از خودت گفتی ، کی واقعا هنرمندی ، اگرم نه ، وازوم هنرمندی.

    خیله حال داد ، د پنج دقیقه همه خاطرات بچّگیمر تازه کردی ، فقط جای جلّاب و گوسفندا خلی بووووو.

    شعر چنارتوم قشنگ بو ، به علی ایزدی پیشنهاد منم شعر چنار د زیر عکسش اضافه کنه ، البته با اجازه از هم محللگیش.

    در مورد پسوند رودمعجنی ، شاید ما چون ته فامیلمه ندره ، درک نمنم و نظر نمدم .
    یکی از فامیلا مشکلش با پسوندش ای بود که فامیلش بزرگ مرفت و هیچ جا کامل جا نمرفت.
    فکر کو رو عابربانک یا کارت ورود به جلسه کنکورت نووشته
    " محمد فلانی رود " !!

    شمار کی نمدنم ، اما آرزوی دم پیری مو اینه که د رودمعجن یک باغچه سبزی خدی یک بوز و یک بوزغله دیشته بشم ، ینی مشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

    پاسخ
  4. شغال اباد و شرکا(نوروز گلگل سابق)

    یره اگه به اویه کی مو اسم و فامیلم د هچ قبریستوی جا نمره.د روی کارت بانکم روزمعجنیشر خوردیگک مینووسن که از کارت بدر نزنه.امبا پسوند فامیلمر میم.خیله میمش.اوقذر گیلاسای باغ حج اسمعیل.
    ای لامذهب از هم خادتیم کیه؟مو بره سرش جایزه تعیین منم؟هرکه بشکوشه دو کیسه الوچه به اضافه ی دو خر کاه جایزشه.
    او هم همش از خادم بو نرمگوکشر از جای بلند نکیرده بیم.خادمم متعثر رفتم!

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.