نه رودمعجن نه رودمهجن!

در این که وضعیت آمار و اطلاعات در کشور ما تعریفی نداره، و حتی دو مسئول مختلف رو در کشور نمیتونی پیدا کنی که در مورد یک موضوع دو آمار مشابه به هم، ارائه بدن، شکی نیست. اما چند روز پیش به سایتی برخوردم که دیدنش شمارو هم “هَپکَه زیَه” خواهد کرد.

این وب سایت با نام بانک اطلاعات روستاهای ایران متعلق به وزارت کشور هست، جستجوی من برای پیدا کردن روستای خودمون نتیجه ای در بر نداشت، ولی تونستم از طریق روستاهای اطراف خودمون مثل حصار ، روستای “معجن” رو پیدا کنم، و این تازه شروع ماجرا بود…

ابتدا من فکر میکردم روستایی با نام معجن حتما وجود خارجی داره. اما زمانی که دیدم نام دهیار روستای فرضی معجن “محمدرضا نیکو صنعت” ثبت شده مطمئن شدم که این همون رودمعجن خودمونه و وضعیت اطلاعات این سایت تعریفی نداره،  همونطور که میدونید دهیار رودمعجن، آقای “محمدرضا نیکو صفت” هستن.

تصویر زیر گویای همه چیز هست:

قسمت جالب تر ماجرا ، آمار جمعیت روستا بود ، که به نظر میرسه بر اساس احتمالات و وضعیت مزاجی مسئول این قسمت پر شده:

آمار رسمی جمعیت روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ , تعداد خانوار : ۱۰۰
عنـــوان کــــل با ســـواد بی ســـواد
کل جمعیت ۸۰۰ نفر ۴۰۰ نفر ۴۰۰ نفر
جمعیت مردان ۴۰۰ نفر ۲۰۰ نفر ۲۰۰ نفر
جمعیت زنان ۴۰۰ نفر ۲۰۰ نفر ۲۰۰ نفر

امیدوارم اگه قرار باشه بودجه ای به روستا اختصاص بدن به این آمار و ارقام استدلال نکنن، خوشبختانه این قسمت آمار دیگه ای از روستا ارائه نکرده بود!

ضمن اینکه پست الکترونیک محمدرضا نیکو صنعت  roosta101092@vil.ir هست و شما میتونید مطمئن باشید که هر مکاتبه ای با این آدرس مطمئنا به نتیجه خواهد رسید.

برای مشاهده اطلاعات تکمیلی میتونید به آدرس این سایت مراجعه کنید

http://www.vil.ir/index.php?name=rk&shid=202&itemid=1092

درباره نویسنده

امیدوار محمد

متولد یک روز برفی زمستان 64 و اندی، در رودمعجن، فرزند محمود دانش آموخته کارشناسی ارشد سیستم اطلاعات مکانی - دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. مرادی (نوه حجی مراد) حسین
    مرادی (نوه حجی مراد) حسین

    سلام محمد اقا من قبلا به این سایت رفته بودم ولی به کلمه صنعت ان دقت نکرده بودم از امار و ارقامی که تو این سایته معلوم میشه که همون جوری یه چیزی نوشتن تو امار همه چیز نصفه اما در مورد رودمهجن باید بگم جریان سنگ قبرهایی که قبلا تو مطالب امده بود از این قراره که قدیم الایام اگر کسی فوت می کرد چون در رودمعجن حرفه سنگ تراشی نبود و سفر به تربت هم سخت بود برای نوشتن سنگ قبر به روستای نامق میرفتند و در انجا سنگ تراشی می کردند . نامقی ها در گویش خودشان به رودمعجن رودمهجن می گفتند و کلمات را همانطر که تلفظ می کردند می نوشتند البته نسل جدید نامق که تحصیل کرده هستند رودمعجن تلفظ می کنند اما اگر از پیرترها و قدیمی های این روستابخواهید رودمعجن را تلفظ کنند خواهند گفت رودمهجن . در مورد اسناد قدیمی هم متاسفانه اطلاعاتی ندارم اما به عقیده من چون کلمه رودمعجن با بکار بردن (ع)از نظر تلفظ کلمه سختی است ترجیح میدادند از حرف (ه) استفاده کنند و احتمالا به همان شیوه هم می نوشتند

    پاسخ
  2. زمستان

    این داستان امارگیری هم مثنوی هفتاد منه و داستانیست پر اب چشم.وقتی نرخ تورم که در زندگی روزمره ی همه ی مردم تاثیر مستقیم داره و همه اونو لمس میکنن و اینقدر مهمه، رو دو نهاد به دو صورت اعلام میکنن واخرشم معلوم نیست کی درست میگه دیگه انتظار داشتن اینکه امار یه روستا که در اکثر نقشه های ایران به زحمت میشه پیداش کرد صحیح و قابل قبول باشه قطعا انتظار بلند پروازانه ایه!!!
    ولی دم این طرفی که امارگیری کرده گرم.امار رو یه جوری داده که نه سیخ بسوزه نه کباب همه رو پنجاه پنجاه تقسیم کرده.این میرسونه که مهم نیست امار دقیق باشه، مهم اینه که عدالت رعایت بشه و ما سالهاست که در انتظار عدالتیم و اینجا عدالت به ناب ترین شکل ممکن رعایت شده.دیگه چی میخواین از این عادلانه تر؟

    پاسخ
  3. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    (به محمد): خاب خوبه. تو یک ساله میی یک مطلبه بگذری نمگذری. وقتِم کی مگذری ایجور مره.
    خاب عمو چیشه. چاق رفتی :OL:
    (به گروه فنی و سایر فامیل وابسته):
    یه نفر ناشناسانه نظر میده که مناسب سایت ما نیست و باید حذفش کنید اما اینکار انجام نشده.یک روز نبودم ها. :VV:
    (به زمستان ):
    تو بجای اینکه کارت رو درست انجام بدی و پاسخ در خورد توجه بدی از تورم و عدالت و سهام عدالت و همه چیزای دیگه میگی. زنگ زدی به اون بنده خدا؟ عکس چی شد؟ قم چی شد؟ ماشین کی؟ مخملباف چی شد؟بازم بگم. :OP:
    (به نوه حجی مراد):
    با این گویش نامقی ها موافقم و به نکته جالبی اشاره کردی . اما این بحث کمی فراتر از روی سنگ هاست و به بسیاری از اسناد اون موقع هم سرایت داده شده و کمی مبهم کرده نام واقعی رو. به هر حال این جا بمب اتم که ک شف نمیشه میتونیم روی همین موارد بحث کنیم و به مرور زمان یک نتیجه ای بگیریم.
    (به بوگارد):بوگارد تیمت رو بردار و برو.
    (به منصف) : امرد وخزن. خاب به توچی کی دهمه کارا دخالت منی.پِشکلفش تره از تو نبو.
    ( به ملت ایران ): آفرین بر حماسه آفرینی تان.
    خواستم مخاطبین دیگری رو هم مستفیض کنم چون دلم تنگ شده بود محمد یک مطلب بزاره و من براش نظر بدم اما مراعات هم خوب چیزیه. آدم باید سعی کنه نظرات کوتاه بده.

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.