ضرب المثلها (با معنی)

با تشکر از نظرات همه دوستان ، در این مطلب ترجمه و معنی هر ضرب المثل نوشته شده ، دوستان اگر نظر و انتقادی دارند یا توضیح کاملتری دارند ، در بخش نظرات بنویسند، استقبال می کنیم.

۱ –   تْمْوم رفت کاری پُوستی     بْمونْدَه پَیُ و پِشُ و هر دو اَسْتی

 پوستی تقریبا همون معنی لباس رو میده(پوستین دوزی در قدیم برای خودش شغلی بوده)    پَی =  پشت لباس      پِش = جلو لباس

این ضرب المثل کنایه از تموم نشدن یک کار و در واقع اصلا انجام نشدن یک کار میباشد.مثلا شما کاری رو به یکی میسپارین اونم به شما میگه دو روزه دیگه کار شما انجام شده است شما دو روزه دیگه میرین در حالی که اون کار شما رو هنوز انجام نداده حتی دست هم بهش نزده در اینجور موقع این ضرب المثل به کار میره.  معنی تحت و لفظی امروزیش تقریبا میشه: کار لباس تمام شده فقط پشت و جلو و دوتا استنیش مونده!!!!

۲-     اِی ‍زْبو جان مُور ب مَهْلکَه نِندْزی

 زبو = زبان      مور= منو       مهلکه = محل هلاکت ، عرصه نبرد

ای زبان جان ، منو به مهلکه نیندازی یعنی ای زبان عزیزحرفی نزنی که باعث دردسر و پشیمانی من شود

این ضرب المثل بیشتر نقش  پند و اندرز  را دارد و به عنوان نصیحت به کار می رود . کاربرد آن جهت نگهداشتن زبان از گفتن سخنانی بیموقع و نامربوط است . یعنی مواظب زبانت باش . جلو زبونت بگیر.  حرف مز مزه کن بعد بگو.   موارد مشابه آن می توان به این جملات اشاره کرد : کم گوی و گزیده گوی چون در .   زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد  و ….

۳-    خْرچنگی اُوْرِشوم کَش

 در ابتدا لازم به ذکر است که حرف ی در خرچنگی  همان علامت کسره است که به ی تبدیل شده است . همانطور که می دانید در گویش رودمعجنی اکثر کلماتی که مضاف و مضاف الیه می باشند یعنی با علامت کسره به هم وصل می شوند . هنگام تلفظ علامت کسره به ی تبدیل می شود مثل همین خرچنگی که در اصل بوده : خرچنگِ اورشوم کش ” اما هنگام تلفظ به خرچنگی تبدیل می شود . یا جمله بالا بوده : ” کارِ پوستی” که تبدیل شده به کاری پوستی   . یا مثل این کلمه ها: پشتِ بام = پشتی بوم   سقفِ خانه = چختی خنه

و اما ترجمه :

خْرچَنگ همان خرچنگ است.

  اورشوم همان ابریشم ( محض اطلاع کسانی که ممکن است ندانند : ابریشم نوعی نخ بسیار ظریف ، زیبا و گران قیمت است  که ازبافت پیله کرم ابریشم بدست می آید)

   اورشوم کش : منظور شخصی که مشغول شغل ابریشم کشی است( باز هم محض اطلاع این حرفه در بخش بایگ به وفور یافت می شود و اکثر مردم بایگ به این حرفه اشتغال دارند)

همانطور که می دانید ابریشم کشی یک کار بسیار ظریف و مستلزم دقت و ظرافت زیاد است.  با چنین شرایطی موجودی مثل  خرچنگ به دلیل داشتن دست و پاهای زیاد و تودر تو هیچگاه قادر به انجام چنین کاری نخواهد بود و چنانچه چنین کاری انجام دهد همه را به هم ریخته و خراب می کند . از این رو در مورد افرادی که قادر به انجام یک کار خاص نیستند یعنی در تخصص آنها نیست و اگر انجام دهند کار را خرابتر می کنند این ضرب المثل به کار می رود.  به عبارت دیگه در مورد کسانی که در گویش عامیانه لفظ چلاق به آنها نسبت داده می شود. نمونه مشابه آن ضرب المثل معروف ” کار هر بز نیست خرمن کوفتن ” می باشد.

خود بنده هم این ضرب المثل را تا همین اواخر نشنیده بودم تا اینکه یکروز مادر گرامی در یکی از مکالماتشان خطاب به پدر که پایش به سینی چایی خورد و همه استکانها افتاد و شکست با خنده و شوخی گفت :خرچنگی اورشوم کش  و ما کلی خندیدیم

۴-    یَک مَن میمیز بالای چیل مَن خْرما

 میمیز =  مویز( کشمش).       مَن =  هر سه کیلو یک من است

( چهل من خرما استعاره از یک کار یا شی با ارزش و سنگین و یک من میمیز استعاره از یک کار یا شی کوچک که ارزشش از چهل من خرما بسیار کمتر است )

مورد کاربرد این ضرب المثل غالباً در خصوص خرج و مخارج بکار میرود. مثلا در مواردی که شخص برای کاری هزینه زیادی کرده . وقتی بهش میگن این خرج دیگه نکن یا این یک قلم جنس دیگه نخر.  میگه ولش کن بابا : یک من میمیز بالای چهل من خرما یعنی این یک ذره هم بالای اونهمه خرجی که کردم .

این ضرب المثل را پدر گرامی همین اواخر در قضیه بنایی بسیار بکار می برد . هر خرج اضافی که می خواست انجام دهد ، مثلا می گفتیم با با اینجا رو هم کمد بزنید . مادر می گفت : نمیخاد، اینقدر خرج نتراشید ولی با با می گفت : ب خیال ای یک من میمیز هم بالای چیل من خرما ( ای خرج هم بالای خرجای دگه)

 ادامه دارد…..

درباره نویسنده

مرادي

فرزند حاج علي اکبر و نوه ديگه حجي مراد. (نثار روحش صلوات)

مطالب مرتبط

27 نظر

  1. افرا بهشتي

    سلام
    اختصاص دادن بخشی از مطالب به ضرب المثلهای محلی فرصت خوبی برای ماندگار ساختن فرهنگ بومی و عامیانه است، اما ای کاش مفهوم ضرب المثلها رو هم بیان کنید و بگید که در چه مواقعی به کار برده می شوند، با آرزوی موفقیت برای شما، خسته هم نباشین

    پاسخ
    1. نوه دگه حجي مراد

      بر شما هم سلام خانم بهشتی
      ممنون از اظهارنظرتون. خدمت شما عرض شود که نیت ما از اول همین بوده که ضرب المثل را با معنی اش بیان کنیم. چون بدون معنی اصلا جالب نیست. منتها همانطور که در مقدمه مطلب گفته ام بهتر دونستیم که معانی را با دوستان به تبادل بذاریم تا مطلب دوطرفه شود و خسته کننده نباشد و خود در آخر معنی صحیح آنرا بنویسیم . اما با این حال و با توجه به توصیه جناب زمستان که سخن به جایی است ، چشم سعی می کنیم فی الفور معنی آنها را بنویسیم

      پاسخ
  2. زمستان

    با سلام و عرض ادب خدمت نوه ی دگه ی حجی مراد.کار بسیار به جا و عالی کردی.یک سری افراد توی رودمعجن هستند که منبع ضرب المثلند.مادر حضرت عالی که سایه شان مستدام باد از جمله ی همین افرادند که جمله ی معروف”سود د سرین میه”اشان در سطح جهان هم غوغایی به پا کرده.شما که متقبل این کار شدی از افراد مختلف دیگری هم حتما استفاده کن چون توی ده هرکسی دو سه تا ضرب المثل ناب در چنته داره که گاه و بیگاه استفاده میکنه.اینجوری مجموعه ی ضرب المثلها کاملتر شده و جذابیت بیشتری هم خواهد داشت.یکی از افرادی که در زمینه ی ضرب المثل در ده همتا نداره حاج محمد حسن قربانی همسایه ی ماست.این حاج اقای قربانی صحبتهایش پر است از ضرب المثل و تشبیه و کنایه و استعاره.گاهی ضرب المثلهایی به کار میبره که به گوش ادم هم نخورده.امکان نداره ۵ دقیقه با ایشان صحبت کنی و دو سه تا ضرب المثل یا جمله ی قصار ناب نصیبت نشه.
    یک پیشنهاد دیگه هم اینکه اگر معنی هر ضرب المثل و مورد استعمالش رو هم بنویسی خیلی بهتر میشه چون توی وب جوری هست که مطلب بعد از یک هفته میره صفحه ی دوم و دیگه کمتر پیش میاد کسی بهش مراجعه کنه.اینجور باعث از بین رفتن مطلب میشه.شما برداشت خودت رو از ضرب المثل بنویس هر کس که بتونه و بلد باشه نظر خودش رو میده و شما میتونی بر اساس نظرات حک و اصلاح کنی.اما معنی این ضرب المثلا(من دوتاش رو میگم بقیه اش رو بقیه بگن.البته ناگفته نمونه من سومی رو اصلا نمیدونم در چه مواردی کاربرد داره):
    ۱-تموم رفت کار پوستی بمونده پی و پیش و هردو استی
    این ضرب المثل کنایه از تموم نشدن یک کار و در واقع اصلا انجام نشدن یک کار میباشد.مثلا شما کاری رو به یکی میسپارین اونم به شما میگه دو روزه دیگه کار شما انجام شده است شما دو روزه دیگه میرین در حالی که اون کار شما رو هنوز انجام نداده حتی دست هم بهش نزده در اینجور موقع این ضرب المثل به کار میره.
    پوستی تقریبا همون معنی لباس رو میده(پوستین دوزی در قدیم برای خودش شغلی بوده) معنی تحت و لفظی امروزیش تقریبا میشه:کار لباس تمام شده فقط پشت و جلو و دوتا استنیش مونده!!!!
    یک داستانی هم در مورد این ضرب المثل خوندم نمیدونم دقیقا توی مثنوی بود یا جای دیگه.
    ۲-یک من میمیز بالای چل من خرما
    میمیز که همون مویزه.من هم که همون سه کیلوی خودمونه.این ضرب المثل برای نشان دادن برتریه کیفیت در مقابل کمیت به کار میره.یعنی یک چیز خوب حتی اگر کم باشه(یک من میمیز)به انبوهی چیز بنجل و به دردنخور(چهل من خرما)می ارزه.فردوسی به زبان دیگه ای گفته:
    یکی مرد جنگی به از صد هزار
    البته این ضرب المثل کلا میتونه یک معنی متضاد اینی کی من گفتم داشته باشه.

    پاسخ
    1. نوه دگه حجي مراد

      علیکم السلام جناب زمستان . ممنون و متشکر از اظهار لطفت
      در خصوص منابع ضرب المثل درست می گویی . افراد زیادی هستند که سرچشمه و گنجینه اینگونه عبارات هستند اما بنده تا بحال نه فرصت اینکار را داشتم و نه اطلاعی از این افراد دارم . چه خوب است شما و کسانی که این افراد را می شناسید معرفی کنید تا چه خود من و چه بقیه دوستان اگر می توانند در این زمینه کاری انجام دهند . در خصوص حاج آقای قربانی هم بنظرم خودت بهترین گزینه برای اینکار هستی چون بهتر از همه به ایشان دسترسی داری. و زبانش را خوب بلدی. هر زمان که وقت کردی بسم ا…
      در مورد پیشنهادت هم وقتی فکر کردم دیدم حق با توست . به این قضیه تاریخ گذشته مطلب فکر نکرده بودم . چشم حتما در موارد بعدی این قضیه را مد نظر قرار خواهم داد.
      در خصوص معانی که نوشتی . بسیار عالی بود . همانطور که در مقدمه گفته بودم استاد این کاری . معنی اولی را تمام و کمال بیان کردی . در مورد آخری معنی عبارات را خوب اومدی اما مفهوم ضرب المثل با چیزی که شما برداشت کردی متفاوت است . همراه بقیه معانی خواهم نوشت.
      بازهم ممنون

      پاسخ
  3. محمد رضا ميرزايي

    بسیار کار جالبیه و از آن بهتر میشه کلی از اموات و بازماندگان رو به این بهانه یاد کرد
    بی بیه داشتوم روز نِمدی شَو کی مِرَف بخیه مِکیر

    پاسخ
  4. منصف

    کم پیدا بودید حضرت دگه ( واقعا عجب القابی به افراد داده میشه تو این حیتا)
    ۱-شروع این کار واقعا عالی و مورد نیاز حیتا بود.این که این مهم رو به عهده گرفتید عالیه.
    ۲-اگه گروهی با این نام ثبت کنید و از این طریق منتشر کنید شاید تشریفات کار رسمی تو وجدی تر شود. از این طریق کسانی که ضرب المثل گردآوری میکنند به ایمیل شما یا گروه میفرستند و شما صحت و سقم اونها رو بررسی میکنید. و طبق صلاحدید خودتون منتشر میکنید.
    ۳- درخصوص حجی محمد حسن قربانی هم کهتو لیست ما هستند با زمستان موافقم. البته ایشان علاوه بر ضرب المثل فن بیان و خاطرات خوبی هم در ذهن دارند. البته پیشنهاد میکنم وقتی پیش ایشان رفتید حتما شورای نگهبان رو هم با خودتون ببرید ( مثل مجلس که در مواقع ضرور شورا اونجا حاضر هستند) چون بعیده که ضرب المثل های ایشان نیاز به اصلاحیه نداشته باشه.
    ۴- در خصوص معانی که دوستان اصیل رودمعجنی بنویسند بهتره . من غیر از خرچنگی برداشت هایی از ضرب المثل ها داشتم ولی بعیده درست باشه. مورد ۳ رو از یکی دو نفر پرسیدم اونها هم نشنیده بودند.منتظر معانی و قسمت های بعدی هستیم.

    پاسخ
    1. نوه دگه حجي مراد

      ممنون جناب منصف (واقعــــــــــــــاً عجب القابی
      پیشنهادتون خیلی خوب است . منتهی باید باشند افراد دیگری که استقبال کنند . من همینجا اعلام آمادگی می کنم . هر کی میتونه بسم ا… همینجا بگه

      پاسخ
  5. محمود فتوحي

    نوه ی عموی عزیز (بی بی من خطاب به پدر برزگ شما مر حوم حاجی مراد می گفت و من هنوز طنین خویشاوندی را از آن صدا می شنوم و همچنان شما را نوۀ عمو می خوانم.)

    تصمیم و عملتان بسیار خوشحال کننده و امیدبخش است. فرهنگ ما را باید خودمان ثبت و ضبط کنیم. باید مصمم شویم. اعضای فعال حیتا هر کدام گوشه ای از کار را بگیرند
    شما ضرب المثلها را متقبل شوید و دوستان هم در کامنت ها همکاری کنند. و خود شما در یک صفحه خاص کار گردآوری و تنظیم ضرب المثلها را به عهده بگیرید.

    من پی گیر تاریخچه می شوم.
    زمستان همت کند واژه های خاص رودمعجنی را پی گیر شود بخصوص واژه های ویژه را مثلاً گوسفندواژه ها
    دیشدوو هم آیینها ی رودمعجنی را
    جناب منصف و آقای امیدوار و جناب حسین خان فتوحی و نوه دگه ی حجی مراد و استاد و … هر کدام طبق علاقه و توانایی شان قسمی از کار را دنبال کنند. کارهایی مثل
    نام جایهای و قله ها و فاصله ها و مسیرها…
    نقشه مناطق روستا،
    نام میوه ها و محصولات

    شخصیتها و …

    این فرصت بدست آمده را نباید از دست داد. حیتا فرصتی است برای بازشناخت هویت ما و برای یک کار فرهنگی و یک هم اندیشی و هم گرایی بومی. کاری که باید ۱۰۰ سال پیش انجام می شد.کاری که رضا خان با استشارت مستشرقان و ایرانشناسان شروع کرد اما همه اسنادش بعدها از بین رفت.
    در زمان پهلوی دوم تیمهای دانشگاهی با نظارت فرهنگستان زبان فارسی با هلی کوپتر و ماشین به روستاهای دور افتاده می رفتند تا لهجه ها را گردآوری و شناسایی کنند. دهها نوار کاست و عکس و یادداشت را آن تیم ها گردآوری کردند اما بعد باانحلال فرهنگستان همه اش از بین رفت.

    هنوز ما اطلاعات مربوط به رودمعجن را از فرهنگ جغرافیایی ارتش زمان رضا خان باید استخراج کنیم. اکنون با حضور این همه تحصیلکرده و دقت و اشراف انها بر مسائل روستا دیگر نباید منتظر ماند. هر لحظه دیر می شود و فاصله ما شهرنشینها با گذشته و اطلاعات موجود در سینه بزرگترها لحظه لحظه بیشتر می شود. برای ثبت هویت زادگاهمان خواهیم دید که
    ناگهان چه زود دیر می شود.
    بخوانیم
    بر سر آنم که گر زدست برآید
    دست به کاری زنم که غصه سرآید.

    پاسخ
  6. نوه دگه حجي مراد

    سلام بر دکتر فتوحی . نوه عموی عزیز . افتخاریست برای ما که نوه عموی شما باشیم . البته من هم می دانم که نوه عمو هستیم ولی بر خلاف نظر شما که فرمودین از طرف بابا بزرگ نوه عموییم تا آنجا که من می دانم از جانب بی بی نوه عمو هستیم . و دلیل این گفته ام این است که تا جائیکه یادم است همیشه خدابیامرز بی بی ام (زن حجی مراد) می گفت که من با حجی شیخ نوه عمویم و چون فامیلیش هم علامی بود . برای ما سند بود. ( یک خاطره که از همین قضیه یادمه یک زمانی شناسنامه ایشان را تعویض کرده بودند ، اشتباها روی ع نقطه گذاشته شده بود که در نتیجه غلامی خوانده می شد . یادمه این قضیه انقدر بی بی را ناراحت و عصبانی کرده بود که تا زنده بود می گفت من از دست اونای کی فامیلم رو عوض کیردن اصلا راضی نمرم و وصیت می کرد که روی سنگ قبرم حتما علامی بنویسن. خدایش بیامرزد.)
    با گفته هایتان هم موافقم . حیتا فرصت بسیار خوبی برای ثبت و ضبط فرهنگ و آئین و رسوم رودمعجن است و هدف من هم از ثبت ضرب المثلها هم همین است . همیشه دغدغه ام اینه که عمرها می گذرد . پیران و کهنسالان ده که ذخایر این فرهنگ هستند یکی یکی از دست می روند و ما هیچ کاری نمی کنیم . هنوز که هنوزه افسوس میخورم که پدربزرگم رفت و چرا من ذره ای از همین اشعار و سرودهاو ضرب المثلهای ایشان را ضبط نکردم یا همینطور بی بی که گنجینه غنی از اطلاعات گیاهان دارویی و کاربرد انها بود چرا هیچ کاری نکردیم . برای همین دغدغه هاست که الان دوست دارم هر کاری که از دستم بر می اید انجام دهم .
    پیشنهادهایتان عالی است . من استقبال می کنم .هر کی دلش می تپد بسم ا…

    پاسخ
  7. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    جالاب بود.
    مورد اول برای ما کاربرد زیاد داشت مخصوصا وقتی توی رودمعجن اخیرا بنایی داشتیم و هر موقع میرفتیم میگفتیم پی و پیش و هر دو استی بمونده.
    خرچنگ چلاق رو هم که نشنیده بودیم و شنیدیم.
    این یک من میمیز هم جالب بود و برای ما کاربرد زیاد داشته. مخصوصا دم مراسم . البته برای من یک من نبود اینطور بود : ۱۰۰ من میمیز + ۸۰ من توت خشک بالای ۴۰ من خرما

    پاسخ
  8. نوه حجی مراد

    وای بچه ی عمو با ای مطلبی کی نووشتی دستت کاملا رو رف دگه نمتنی وجودتر انکار کنی یک سه چارته ازو بزیای فکری کی بلدی بگذر تا بچا سرگرم رون هوووووو خدا قوت هوهوهوهوهووووو :gol: :gol:

    پاسخ
  9. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    درود بر نوه حجی مراد (دگه)
    مدت ها بود توی ذهنم این طرح رو داشتم که بخش هایی شبیه این راه اندازی کنیم و با مشارکت دوستان ضرب المثل ها ، اصطلاحات و … رو جمع آوری کنیم و اتفاقا اولین مورد هم همین ضرب المثل ها بود، گواهی این مدعا هم اضافه شدن قسمت مربوطه در سربرگ وبلاگه منتهی به دلیل مشغله زیاد در درجه چندم اولویت قرار گرفته بود! :N:

    امروز خیلی خوشحال شدم که این کار رو شروع کردین، به قول دکتر فتوحی خیلی خوب میشه که هر کدوم از دوستان تو هر زمینه ای که علاقه دارن یه کاری رو شروع کنن، طرح و ایده زیاده منتهی کسی باید پیگیر بشه. اگه یه نفر مسئولیت اصلی هماهنگی کار و شکل دادن به اون رو بر عهده بگیره بقیه هم هر کاری از دستشون بر بیاد انجام خواهند داد و مضایقه نخواهند کرد. این همون پیشنهاد اولیه ما برای تشکیل گروه ها بود.

    من خودم طرحی رو که تو ذهنم داشتم این بود که با یه ضرب المثل شروع کنیم و بقیه دوستان هر کدوم تو قسمت نظرات به شیوه مشاعره یه ضرب المثل دیگه بگن با معنی، و این مطلب همیشه در دسترس باشه تا بشه به ضرب المثلهاش اضافه کرد. اگه مایل باشید میتونید با راه انداختن یک گروه اختیارات بیشتری به همراه صفحه ثابت بهتون بدیم که همیشه در دسترس باشه، (به علاوه مصرف سالیانه اخکوک کوخوک و … :Y: )
    مثل کاری که برای فارغ التحصیلان انجام دادیم.
    و اما در مورد ضرب المثل های این دفعه:

    اولی ریتم خیلی قشنگی داره و با هیجان زیادی شروع میشه و کم کم ریتمش افت میکنه و دقیقا به معنیشم میخوره . ولی تا حالا نشنیده بودم.

    دومی بهش نمیخوره ضرب المثل باشه بیشتر حالت کنایه داره، البته من صاحب نظر نیستم تو این زمینه ، اما فکر کنم کنایات هم در گویش رودمعجنی استفاده زیادی دارن میشه به اونها هم پرداخت. مثلا “ایلاهِم وِر تخته افتی” کنایه از … ( هر چی فکر کردم نفهمیدم کنایه از چیه! :YY: )

    سومی خیلی مفهوم قشنگی داشت، شاید ۱۰ بار خوندمش ولی حتی درست نتونستم تلفظش کنم! چه برسه به اینکه معنیش کنم ! :OO: واقعا شاهکاریه در نوع خودش ، بی بی ما هم گاهی از این چیزایه عجیب غریب میگه و جالبه که با یک اعتماد به نفسی میگه که انگار همه معنیش رو میدونن، واقعا حیفه این اصطلاحات قدیمی دارن با قدیمی ها از بین میرن. من هم سعی میکنم از این به بعد اگه اصطلاح عجیبی شنیدم یادداشت کنم و بیارم اینجا روش بحث کنیم.
    من با خرچنگ و آب فکر کردم باید یه ربطی به آب داشته باشه ولی ابریشم اصلا به ذهنم نیومد!! :YY:

    و اما آخری رو خیلی شنیدم و کاربردشم زیاده، اگه این رو هم نشنیده بودم از خودم نا امید میشدم دیگه!

    پاسخ
    1. ناشناس

      ممنون جناب مدیر .
      ما آماده ایم. هر چی شما بگین . هر کاری بگین انجام می دیم . شما امر کنید.
      این جایزه هاتون هم خیلیه. همون اولیش بسه . اخکوک نمیم . مو از میوه های کوخکی دیل شورا مرم .

      پاسخ
  10. نوه دگه حجي مراد

    ممنون جناب مدیر .
    ما آماده ایم. هر چی شما بگین . هر کاری بگین انجام می دیم . شما امر کنید.
    این جایزه هاتون هم خیلیه. همون اولیش بسه . اخکوک نمیم . مو از میوه های کوخکی دیل شورا مرم .

    پاسخ
  11. امیدوار مهدی
    امیدوار مهدی

    کار خیلی خوبی بود
    اینم از طرف من:

    سازی نَو دِستَش برینجی!!!!! :OO: :
    ساز که همان ساز است، ی بعد از آن کسره بوده که در رودمعجنی به ی تبدیل شده،
    نَو : نو ، جدید
    دستش: دسته اش
    برینجی: از جنس برنج
    ترجمه تحت الفظی عجیب و غریبی دارد، ساز نو دسته اش از جنس برنج !!!
    قابل توجه خانم های رودمعجن…
    زمانی این ضربالمثل استعمال میشود که دو یا چند نفر مشغول گپ و گفت های روزانه باشند، دفعتاً خبری غافل گیر کننده و تعجب آور به گوش یکی از مخاطبین میرسد، که از دید او انتظار شنیدن و یا باور آنرا نداشته بوده، یکدفعه به طور ناخواسته از زبانش ساری و جاری میشود”سازی نَو دِستَش برینجی!!!!! :OO: ” ، مشابه آن در زبان رودمعجنی ” هَنَن نَه!!!” است.

    پاسخ
  12. هادی غلامی رود معجنی اصل

    سلام جناب مدیر:خده شما سلام زیاد مرسنن همشهریاتان.مواز رفقای همشهریاتانم.گفتن یک مطلب بنویسم, مو یم گفتم ای به چششششششششششششششششششششششششششششششششششم. :ZZ: :U: :OG:

    پاسخ
  13. علیرضا امیری

    آقا شما که تخصص دراین مورد دارید یک مثل فدیهه گی می نویسم لطفا ترجمه کنید:
    شل که شلوم کی ازکوه به گلوم کی
    ته ترومسن ته ترومسن
    شاخ گو ملا حسن
    زودتر بجنبین ومعنی روپیدا کنید………………..

    پاسخ
  14. مرادي
    مرادي

    @علیرضا امیری
    با سلام خدمت جناب امیری و عرض خوشامد به جمع ما
    آقا کی گفته ما در این مورد تخصص داریم. ما فقط ضرب المثلها رایج در رودمعجن را اینجا نقل قول و ثبت می کنیم. باور کنید ما اصلا اینکاره نیستیم . ضرب المثلهای شما هم خیلی سخته . بویژه دومی که حتی نمیتونم بخونم. در ضرب المثل اول کلمه “شل” بنظرم به معنی معلول جسمی است (لنگ) و “به گلوم” هم احتمالا به معنی غل دادن و غلتیدن می باشد ولی مفهومش رو نمیفهم .
    اما آخری را خوب میدونم . شاخ گو ملا حسن : ضرب المثل نیست بلکه یک نوع داروی گیاهی است که در کوههای رودمعجن و فدیهه به وفور یافت می شودو خود شکل آنرا به چشم دیدم

    پاسخ
  15. mehdi

    آقای امیری اینو از کجا پیدا کردین؟ منظورم:
    ته ترومسن ته ترومسن
    شاخ گو ملا حسن

    هست. اینو پدر من باین شکل میخوند:

    الف و ب و توترومسن شاخ گو ملا حسن

    اگه شده به ای میل بفرستین . ممنون میشم

    بنظر تو مدرسه یا مکتب یادشون میدادن (در مشهد)

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.