تبریک و اما …

با سلام خدمت همه! امیدوارم تو روزگار خوشی به سر ببرید و اگه روزگار باهاتون سر ناسازگاری داره بهش محل نذارین! به همه اونایی هم که مشغول امتحان ها هستن خسته نباشید میگم.مدت زیادی بود به حیتا سر نزده بودم تقریبا از اون اوایل که سایت شد!

بعد از یه خورده کشمکش سر اسامی مستعارو و نوع موضوعات حیتا و این که کی باشه کی نباشه و همچنین کوشش بی دریغ جناب امیدوار تو سروسامان دادن حیتا(البته از همون اول سروسامون داشت ها ولی برای بهتر شدنش)،سرانجام تصمیم بر این شد که کی باشه و کی نباشه!!حیتا سایت شد،شورای مرکزی تشکیل شد،برای هر موضوعی کارگروهی در نظر گرفته شد که خب تا الان فعالیتی داشتن و این خیلی خوبه!ستون اون گوشه (منظورم اسامی حیتاییون)طویل تر شد هر چند جلو اسم تعدادیشون عدد صفر مندرج شده!اما خب شاید مثل خود من امکان درج مطلب نداشتن.و این نشان از محبوبیت حیتا داره!به قول نمیدونم کی بود تو همون بحثای اون زمان گفت :باید سیاست حیتا جذب حداکثری و دفع حد اقلی باشه.تقریبا کمتر فردی تو رودمعجنیها و افرادی که حتی یه روزنه ارتباطی با رودمعجن دارن پیدا میشه که ندونه حیتا چیه!(مثلا زن داداشه شوهر خواهر راننده سرویس بچه همسایه بالاییشون رودمعجنی باشه).افرادی مثل جناب دکتر فتوحی به جمعمون اضافه شدن و حضوری بسیار سازنده داشتن و دارن که امیدوارم با همکاری ایشون و امثال ایشون نه تنها حیتا بلکه اهداف حیتا( از جمله  ماندگاری نام رودمعجن و شناخت پیشینه اون و خیلی چیزای دیگه)پررنگت بشه که تا حد زیادی این اتفاق افتاده.عکس های قدیمی،مطالبی در رابطه با تاریخچه روستا،داستانها ی جالب،معرفی اماکن،مسابقات،قطعه های ادبی،مناسبت ها.تقریبا از همه نوع موضوعی دیده میشه و این نشان از موفقیته!اما به نظر من این اواخر قطعه های ادبی خیلی زیاد از حد داره پررنگ میشه و تقریبا از هر ۳ مطلب ۲ تاشون شعر یا هم چین چیزی هستن.البته من اصلا قصد توهین به افراد و مطالبشون رو ندارم فقط از نظر من تاکید میکنم از نظر من باید دقت بیشتری رو این موضوع به عمل بیاد.حیتا هم نیاز به فضای شاعرانه و متفکرانه داره اما افراط و تفریط همیشه دردسر ساز بودن! (( در تایید مطلب شورای مرکزی که بعد از ظهر امروز و قبل از مطلب من منتشر شده )) و اما یک سخن سرگشاده با بزرگان رودمعجنی که امیدوارم فرزندانشون یا نزدیکانشون تو حیتا به گوششون برسونن:رودمعجن زادگاه همه شماست و کمتر فردی پیدا میشه که زادگاهش رو دوست نداشته باشه.اما دوست داشتن کافی نیست،کمی همت،مقداری از خود گذشتن ،کمی سرمایه گذاری که این کم ها روی هم زیاد ها میشوند ،کمی به فکر جوانان بودن همان طور که خودتان جوان بودید،مشکل اعتیاد و بیکاری و خشکسالی نرخ مهاجرت رو از زادگاهتون زیاد کرده.نذارین زندگی تو جایی که حیتا ازش سرچشمه میگیره کم کم و آروم آروم متوقف بشه!تبدیل شدن به یه خانه سالمندان یا یه مکان تفریحی صرفا!!چرا از داشته ها خوب بهره نبریم!چرا کسی چندان اهمیت زیادی به مسئله گردشگری نمیده که اگر اهمیت داده بشه میتونه گوشه ای از مشکلات رو حل کنه!امثال علیزاده ها در بایگ تو رودمعجن داریم اما همت نیست!!امیدوارم حرفم فقط به گوش یک بزرگ از طریق حیتا برسه هر چند اثر هم نکنه!برای همه دوستانم در حیتا آرزوی موفقت روزافزون دارم

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

28 نظر

  1. ناشناس

    سلام برخزان عزیز چه عجب ازاین طرفاکم پیدایی!؟ مطلبت خوب بود منم به نوبه خودامیدوارم دوستانی که مطلب میذارن مطالبشون پربار باشه ومطالب وعکسای تکراری نذارن اونایی هم که توانشو دارن بداد رودمعجن برسن که واقعا رودمعجن نیازمند یک همت دسته جمعی است .موفق باشی :SS:

    پاسخ
  2. زمستان

    حضرت خزان(عجب ترکیبی شد!!!)هرچند من اولین باره با اسم شما توی حیتا اشنا میشم اما گویا شما حسابی پیگیر حیتا و جریاناتش هستی که این جای بسی خوشحالیه.مطلب به جایی نوشتی و جالب اینکه به قول خودت بعد بوقی و عمری(یا عمری و بوقی)مطلبی گذاشتی که با مطلب شورای مرکزی مقارنت پیدا کرده از لحاظ محتوا و این نشون میده که اون چیزی که شما نوشتی کم و بیش یک دغد غه ی مشترک بین همه است.من هم با مطلب شما (البته با اصلاحاتی) موافقم اما چند نکته رو باید مد نظر قرار داد:(هرچند اینا رو یک جای دیگه مفصل نوشتم اما گفتن دوباره اش بی ضرره)
    ۱-اکثر اعضا(که اتفاقا اعضائ فعال هم هستند بعضیشون) علی رغم اینکه دوستدار روستا هستند اما واقعا اینکه بتونن مطلبی در ارتباط با روستا بگذارن از دستشون ساخته نیست.چون اونها زاده ی رودمعجن نیستن،خاطره ای از اونجا ندارن،حتی لهجه ی روستا رو هم کامل نمیدونن،شاید سالی یک بار یا دوبار و حتی کمتر به روستا برن و یه سری بزنن.پس از این اعضا انتظار گذاشتن مطلب در مورد روستا کمی بی انصافیه
    ۲-از طرفی ما باید تمام کسانی رو که به هر طریقی به رود معجن ارتباطی دارند و دوستدار زادگاهشون و زادگاه پدارنشون و یا مادرانشون هستند جذب کنیم.به گمانم حیتا مکانیه برای همه ی رودمعجنیها یی که علقه ای به اونجا دارن حتی اگر اونجا به دنیا نیومدن.بنابراین گذاشتن مطالب نامربوط به رودمعجن از طرف این عزیزان نه تنها بد نیست بلکه نوعی مشارکت محسوب میشه
    ۳-از طرفی دیگه اگر قرار باشه ما فقط مطالب مربوط به رودمعجن رو اینجا بذاریم(که البته حرف شما هم این نیست)با کمبود مطلب روبرو میشیم.مگر از یک روستا چقدر مطلب وجود داره که بشه یک وب سایت رو هرروز اپ دیتش کرد بنابراین این مطالب نامربوط به روستا گاها نه تنها لازم بلکه واجب میشه حضورشون.
    ۴-البته من هم با شما موافقم که چند وقتیه که حجم اینگونه مطالب(شعر،داستان و…) یک مقدار در حیتا بالا رفته جوریکه اگر ادم برای اولین بار وارد حیتا بشه فکر میکنه با یک وب سایت ادبی طرفه بنابراین به نوبه ی خودم از همه ی اعضا خواهش میکنم که توی هرچنتا مطلبی که میذارن حد اقل یکی دوتا مطلب مربوط به رودمعجن باشه تا کمی توازن مطالب برقرا بشه.استفاده از گذاشتن عکسای قدیمی برای اونهایی که ارتباط چندانی با روستا ندارن راهکار خوبیه برای گذاشتن مطالب مربوط.
    ۵-با تشکر از دغدغه ی شما حضرت خزان (چه ترکیبی شد!!!)که بسی به جا بود
    طولانی شد ببخشید

    پاسخ
  3. خزان

    @زمستان
    من به هیچ وجه منظورم این نبود که فقط مطالب مرتبط با روستا گذاشته بشه همونطور که گفتم از نظر محتوا خیلی خوب شده و از هر دری مطلب داره(خط ۱۸)اما گوشزد کردم که جدیدا داره تک یا چند بعد محدود عمل میشه.صد درصد با نظرتون موافقم که همه با رودمعجن کامل آشنا نیستن و نمیتونن صرفا درباره اون مطلب بذارن.. اما موضوع غیر مرتبط هم فقط ادبی نباید باشه که نبوده و نباید بذاریم بشه

    پاسخ
  4. ناشناس

    با سلام خدمت خزان عزیز.منم با نظر شما موافقم مشکلات روستا از همه مهمتر بیکاری و اعتیاد جوانان امروزه به معضل بزرگی تبدیل شده.به نظر من اگه روی بحث گردشگری روستا کار بشه تا حدی میتونه یک کم از مشکلات بیکاری و به تبع اون اعتیاد رو کاهش بده. البته این کار نیاز به همت و تلاش بسیار زیادی داره

    پاسخ
  5. نجفی حامد
    نجفی حامد

    به به جناب فمنیست سابق!حضور شما در حیتا همیشه با بحث های جالبی همراهه.
    منم قبول دارم که این اواخر تعداد مطالب ادبی یه کم زیاد شده اما به قول زمستان و خودتون وجود این مطالب به نوعی اجتناب ناپذیر و شاید در مواقعی هم لازمه به هر حال این مطالب باعث زیبا و جذاب شدن فضای سایت میشه.
    امیدواریم که حضورتون در حیتا مستمر باش.

    پاسخ
  6. لطفی فاطمه
    لطفی فاطمه

    سلام جناب خزان
    من خودم جزو اون دسته ایم که سالی یکبار یا حتی کمتر رودمعجن میرم ولی وقتی میرم اونجا از دیدن جوانان بیکار و به خصوص معتاد دلم میگیره :N:
    با نظر شما کاملا موافقم ولی به شخصه نمیدونم برای کمک چه کاری میتونم انجام بدم.
    شما نظر دادین لطفا راه حلش رو بگین.

    پاسخ
  7. خزان

    @حامد نجفی
    سلام جناب نجفی.شما لطف دارین ومهم اینه که این بحث ها نتیجه بخش باشه.من هم امیدوارم حضورم در حیتا مستمر باشه!در مورد نوع مطالبم من پیشنهاداتی دارم که اگه وقت شد تو یه پست جدا و در صورت تمایل دوستان میذارمش

    پاسخ
  8. خزان

    @تفنگدار سوم
    سلام بر تفنگدار سوم.شنیدم یه گروه ضربتی تشکیل دادین یه چیزی شبیه همون(( بمفا))زمانی که حیتا وبلاگ بود ولی متاشفانه نشد در خدمت باشیم.من پیشنهادم با ارائه راه حل همراه بود.مطمئنا افرادی داریم بتونن سرمایه گذاری کنن تو زمینه های کشاورزی،دامداری،زمین داری،تحصیل،بازار فروش محصولات،مسکن و به ویژه مبحث گردشگری!من جایی رو سراغ دارم که با این که از لحاظ منابع طبیعی و گردشگری زیاد غنی نبوده ولی از همون کم هم عالیترین استفاده رو کرده و درآمد خوبی از این راه کسب کرده!رودمعجن میتونه از این داشته ها بهترین استفاده رو بکنه که باز اون هم جای بحث داره که چه استفاده ای؟؟میتونیم اینارو در صورت تمایل دوستان برای بحث مطرح کنیم

    پاسخ
  9. عبداللهی سارا
    عبداللهی سارا

    سلام بر خزان گرامی
    من جزو افرادی هستم که مطالب غیر مرتبط با روستا میذارم.امادر کل با مطالبی که نوشتی موافقم.یعنی اینکه مطالب مرتبط با روستا غالب باشه و مطالب غیر مرتبط برای تنوع ومشارکت امثال من باشه.

    پاسخ
  10. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    سلام مطالب زیادی هست که باید بگم اما وقت کمه . تقریبا با اکثر مطالب زمستان موافقم .تو اولین فرصت کامل نظرم رو میگم.
    در خصوص اینکه فمینیست همون خزانه بنده شبهاتی دارم و احساس کردم پیاله ای زیر نیم کاسه است که در حال جمع آوری اسناد و مدارک ام. :BB:

    پاسخ
  11. خزان

    @منصف
    سلام به عالیجناب منصف!(به قول زمستان عجب ترکیبی شد).هیچ پیاله ای نیست که اطرافش نیم کاسه باشه!بنده هموشون هستم بنا به صلاح دیدهایی اسمم رو تغییر دادم!بله جناب زمستان نظر جامعی ارائه دادن

    پاسخ
  12. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    به حضرت خزان:
    من بین ۲ اسم اشتباه کرده بودم و هر کار میکردم نمیتونستم قبول کنم اون اسم همون فمنیست باشه. بابت اشتباه پیش آمده کاملا عذر خواهم.
    این سوتی در کارنامه منصف ثبت شد .ولی خودمونیم عجب سوتی دادم ها.
    یک نکته هم بگم که بمرور خیلی از ایرادات رفع خواهد شد. الان به غیر از چند نفر گروه ها رو جدی نگرفتند. توی این گروه ها هست که میشه دسته جمعی کار کرد. از اینکه دغدغه حیتا و روستا دارید خوشحالم.

    پاسخ
  13. اوحده اوو

    سلام-خب در مورد حرفاتون ونوشته هاتون بچه ها کم وبیش نظراتشون رو گفتن ولی من میخواستم یک دست مریزاد بگم بهت چون هنوز که هنوزه برا خیلی ها ناشناخته موندی تو اولین جلسه که در همون حده اوو برگزار شد هیچ کس نفهمید فیمینیست کیه والانم که با نام جدید وارد گود شدی وبرا من حداقل وشاید خیلی ها ناشناخته ای مخفی موندن تو حیتا زیاد اسون نیس ولی خوب از این کار براومدی من همش تو حاشیه ها هستم زیاد به اصل مطلب کار ندارم.بالاخره هر سایت یک حاشیه سازم باید داشته باشه البته با اجازه اوس ممد :YY:

    پاسخ
  14. خزان

    @پاییزان
    سلام به پاییزان گرامی!ممنون!حیتا میومدم حتی چند باری نظر دادم اما بسیار گذرا و فرصتی برای مطلب گذاشتن نبود!اخیرا به صورت جدی پیگیر بودم و همونطور که گفتم خیلی پیشرفت کرده

    پاسخ
  15. خزان

    @اوحده اوو
    سلام به اوحد اوو!حالا دقیقا معلوم هست کدوم حدی!از این حد باید در نظر بگیریم یا اون حد؟؟اصلا حدی میشه براش در نظر گرفت؟خب چون خودمم قاطی کردم از این مبحث بگذریم!هنوز برا خیلی ها ناشناخته موندم؟؟یعنی بعضی ها شناختن؟یعنی من باید به اون بعضیا حق السکوت بدم با این هزینه های بالای زندگی؟؟خوشحالم که از نظر شما که تو حیتا نقش یه منتقد و حاشیه گرا رو دارید خوب از پس کارم براومدم!حاشیه چیز خوبیه در حدی که(نه او حد اوو و ای حد اوو)یه کوچولو تهش اصل مطلب بمونه!فقط یه کوچولو!نمیدونم چرا هر وقت اسم آقای امیدوار میاد یاد رهبری مقتدر که از پس پرده جریانات رو رهبری میکنه میفتم!

    پاسخ
  16. خزان

    @پونه
    بله پونه جان!دقیقا وقتی مطلبو برا باز بینی فرستادم متوجه شدم شورای مرکزی پستی راجع به این موضوع گذاشته که البته طی رایزنی های منو مدیر و توافقات پنهان و آشکار نظر به این شد که مطلب من تغییر زیادی نکنه و این نشون دهنده تعاون زیاد بین مدیرو زیردسته! :BB: ممنون از نظرت

    پاسخ
  17. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    فکر کنم باید برم یه اسم مستعاری چیزی برای خودم پیدا کنم تا این لقب مدیر از روی من برداشته بشه، :N: باور کنید من هیچ دخوالتی نمیکنم، اینجا همه آزادن تا حدی که آزادیه بقیه رو محدود نکنن (کپی از رو دست زمستون!)

    واقعا این شم پلیسیت دیگه کم کم داره نم میکشه منصف، باید یه فکری براش بکنی!

    با این مطلب شما یاد بحثای وبلاگ قدیممون افتادم، از آرزوهایی یادم میاد که شما میگفتین دور از دسترسه، آرزوی اینکه روزی بتونیم فضای امنی رو ایجاد کنیم که خانمهای رودمعجنی با آسایش خیال بتونن در اون فعالیت کنن مثل یه روزنامه…
    و امروز باید بگم خیلی به اون آرزو نزدیک شدیم، اگه درصد بگیریم ، درصد بانوان فعال وبلاگ خیلی بیشتر از آقایون فعاله! :SS:

    شیوه نگارش مطلبتون خوب بود از اون متنایی بود که خوندنش حال میده.

    از همکاری صمیمانتون با شورا هم سپاسگذاریم، هر چند میتونستید بدون تغییر هم مطلبتون رو ثبت کنید.

    پاسخ
  18. خزان

    @محمد امیدوار
    نه جناب امیدوار ابهت مدیر به اسم خودشه نه اسم مستعار!توروخدا نکنین این کارو!بله فضا خیلی خوب شده و فکر میکنم تا حدی به اون آرزوها رسیده باشه حیتا!آره یاد بحثای قدیم بخیر!از این که از همکاریه من با شورا سپاسگذارین،سپاسگذارم

    پاسخ
  19. آميتيس
    آميتيس

    سلام. منم با نظر شما موافقم . ولی آبادی روستا خیلی کار مشکلیه. چون متاسفانه تو روستا جوون زیاد نیست. همه تو شهرا جمع شدن و همه اهالی روستا مسن هستن. و این امکانات زیاد به درد مسنها نمیخوره .این نظر من بود.

    پاسخ
  20. خزان

    @آمیتیس
    و سلام به آمیتیس!ما هم منظورمون جلوگیری از خروج بیش از حد جوونا از روستاست هر چند ممکنه شبیه شعار باشه اما باید تلاش کرد!در مورد امکانات هم باید بگم اگر بوجود بیاد خیلی هستن که میتونن ازش استفاده کنن

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.