رودمعجنیها از کی قالیباف شدند؟

شواهد فرهنگی و زبانی نشان می دهد که رودمعجنی‌ها عمدتاً قومی دامدار بوده‌اند. حرفه قالیبافی در سالهای ۱۳۳۰ از مالداران و محله گی های شمال جلگه مه‌ولات (علی آباد و حوالی ازغند) به این منطقه آورده شده است. با ورود این صنعت، قالیهای پشمی کوچک (۲×۱ متری) و کناره های بلند (۴×۱ متری) جای بافت گلیم و پلاس را گرفت و بخشی از درآمد مردم شد. اما در مرحله دوم چند خانواده قالیباف (شامل خانوادۀ شادروان سید حمزه موسوی و بویژه پسرایشان آقای سید قاسم موسوی، خانواده سید عبدالله موسوی، و خانواده سید حسین و … ) توسط حاجی نورالله فتوحی از روستای حسن آباد مه ولات به رودمعجن فراخوانده و کوچانده شدند. با مهاجرت آنها صنعت قالیبافی رشد ویژه ای کرد. آنها کارگاههای قالیبافی بزرگ و صنعت رنگرزی نخ را در رودمعجن به راه انداختند و دختران و پسران جوان به زودی به قالیبافهای خلاق و هوشمند بدل شدند. این صنعت در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ وضع اقتصادی مردم رودمعجن را متحول کرد. خانواده‌هایی که دارای چند فرزند بودند درآمد بیشتری داشتند. نظام اجتماعی روستا از شکل ارباب و رعیت بیرون آمد و خانواده‌های پرفرزند، ثروتمندان زمیندار شدند. سفر حج و حاجی شدن مردم، بزرگترین نمود تغییر طبقۀ اجتماعی و ساختار تولید در روستا بود.
از وضعیت کنونی این صنعت و علت رکود آن من خبر ندارم، اگر دوستان بنویسند ممنون می شوم.

درباره نویسنده

فتوحی محمود

زادۀ 2 شهریور 1343. فرزند نورالله. روستای رودمهجن. تربت حیدریه. خراسان رضوی. دانش آموختۀ ادبیات فارسی دانشگاه تهران: 1374. استاد دانشگاه فردوسی مشهد.

مطالب مرتبط

8 نظر

  1. ناشناس

    به عنوان اولین نظر دهنده از مطلب زیبا و پربار شما کمال تشکر را دارم بنده هم از علت رکود قالیبافی اطلاعاتی ندارم ولی دوست دارم این صنعت دوباره به رونق گذشته خود برگردد تا باز هم قالی ایرانی حرف اول را در دنیا بزند

    پاسخ
  2. اوحده اوو

    ممنون از اطلاعات جالبتون .خب من فکر میکنم چند تا عامل اصلی وجود داره برای رکود این صنعت که شاید مهمترینش کمبود نیروی انسانی توی این زمینه باشه من تو اقوام خودمون که نیگا میکنم میبینم خیلی از دختر وپسرای فامیل که در گذشته تو کار قالی بافی بودن الان بچه های اون ها یا توی رود معجن نیستن دیگه ویا به علت وجود انواع قالی های ماشینی دیگه به صرفه وصلاح نیس که اونها به قالی بافی مشغول بشن ومتاسفانه این صنعت هم از طرف دولت حمایت خاصی نمیشه که انگیزه ای برای این کار وجود داشته باشه البته شاید نظر من چندان علمی نباشه ولی نظره شخصیه منه .امیدوارم بقیه دوستان هم اگه اطلاعاتی داشتن وعلمی تر بود منعکس کنن

    پاسخ
  3. علی نجفی
    علی نجفی

    با تشکر از جناب دکتر فتوحی.خیلی خوشحال شدم مطلبی با قلم خودتون توی حیتا دیدم.
    من خودم همیشه علاقه مند بودم ببینم که صنعت قالی بافی چطور و از کجا و کی وارد ده شده.با پرس جوهایی که از اطرافیان خودم انجام دادم فهمیدم که بابا بزرگم(حاج عباس قانعی)یک دوستی داشته توی روستای فهندر(پندر).دختر این دوستش رو که اینجا معروف به بتول پندری شد میاره تا به بچه هاش قالی بافتن یاد بده.این اتفاق حول و حوش وایل ده هی چهل میافته.روایت شما کمی قدیمیتره و مربوط میشه به اولین قالی بافان ده و اولین قالی های روستا.از این بابت ممنون بابت این اطلاعات خوب.
    در باب دلایل از رونق افتادن قالی بافی من میتونم دو سه تا دلیل عمده رو بگم
    ۱-بیشترین خریدار فرشهای دست باف ایرانی قطعا کشورهای خارجی بودند(و هستند البته).عمده ی بازار فرش دست باف جهان دست ایران بود.اوایل دهه ی نود میلادی حدود ۶۵ تا هفتاد درصد نیاز بازار جهان رو فرشهای ایرانی تامین میکردند.اما متاسفانه به دلیل سیاست ها غلط،افت کیفیت فرشها و همچنین رقیبان قدرتمندی مثل پاکستان،هند و چین(که نقشه ی فرشهای ایرانی رو کپی میزدند) بازار کم کم از دست فرش ایرانی خارج شد جوریکه در حال حاضر در خوش بینانه ترین حالت ۲۵ تا ۳۰ درصد بازار فرش دست ایرانه.در نتیجه کم شدن خریدار افت صنعت فرش بافی رو به همراه داشت
    ۲-با ورود فرشهای ماشینی ارزان قیمت،فرش دست باف کم کم بازار داخل رو هم از دست داد.چون قیمت فرشهای دست باف بسیار بیشتر از فرشهای ماشینی بود و طبقه ی متوسط و پائین اکثرا قدرت خرید این فرشها رو نداشتن.لذا فرش دست باف مورد کاربرد خودش رو از دست داد و بیشتر تبدیل شد به یک وسیله ی تزئینی گران قیمت.
    ۳-با گران شدن بیش از حد مواد اولیه(مثل نخ و پود و…)بافتن فرش دست باف برای اشخاص هیچگونه صرفه ی اقتصادی نداشت.مدتی یک سری از شرکتهای تعاونی مواد اولیه رودر اختیار افراد قرار میدادن تا اونها برای شرکت ها قالی ببافند اما گویا این امر هم نتونست به رونق قالی بافی کمکی بکنه و اتفاقی نیفتاد.
    بازهم تشکر فراوان از جناب دکتر و خسته نباشید خدمت ایشان

    پاسخ
  4. نوه دگه حجي مراد

    سلام جناب دکتر . ممنون از اطلاعاتی که دادین
    در خصوص علل رکود صنعت قالیبافی در رودمعجن . علاوه بر علل ذکر شده توسط زمستان گرامی فکر می کنم چند عامل دیگر نیز حائز اهمیت باشد. هر چند همه عوامل بالا دست به دست هم داده تا صنعت قالیباف دچار رکود شود . اما همه اینها از عوامل عام این رکود می باشد و از عوامل خاص آن در خصوص رودمعجن باید به عوامل زیر اشاره کرد
    ۱- کمبود نیروی انسانی ( در تایید نظر اوحداوو) در گذشته خانواده ها بچه هایشان را از همان کودکی به این کار می گماردند . بعضی خانواده ها بچه هایشان را اصلا به درس خواندن نمی دادند و یا بیشتر از پنجم ابتدایی اجازه ادامه تحصیل نمی دادند و و می گفتند درس بس است باید قالی ببافد . ولی در حال حاضر هیچ خانواده ای فرزندش را از درس خواندن محروم نمی کند و این ادامه تحصیل بچه ها خود دلیلی بر نبود نیرو در بخش قالی بافی است
    ۲- دوم اینکه افزایش سطح اقتصادی و افزایش درامد خانواده ها باعث کاهش اشتغال در بخش قالیبافی گردیده است . در قدیم همین بازداشتن بچه ها از تحصیل و اجبار آنها به کارهایی از جمله قالیبافی که ساده ترین آنها بود خود دلیلی بر نیاز خانواده ها به درامد هرچند کم این کار بود. اما امروز به دلیل افزایش سطح رفاه مردم باسیاستهای دولت از جمله همین ساست یارانه های نقدی که بویژه برای روستائیان بسیار مفید واقع شده دیگر نیازی به کارهایی مثل قالیبافی نیست و چه بسا اگر که مردم نیاز داشتند حتما این کار رااز سر می گرفتند حتی اگر درامد پایینی هم داشت.

    پاسخ
  5. نجفی حامد
    نجفی حامد

    واقعا ممنون از جناب دکتر با این مطالب بسیار عالیشون.
    دلایل افت صنعت قالیبافی رو دوستان به خوبی گفتن در باره ی مورد آخری که نوه ی حجی مراد اشاره کرد باید گفت که یکی از انتقادهایی که به این طرح وارد میشه همینه که ممکنه در طولانی مدت با افزایش نقدینگی در بین مردم مخصوصا روستاییان سبب کم شدن تولید از جمله همین قالیبافی بشه وشاید با گذشت زمان تولیدات کشاورزی و دامی هم در روستاها کمتر بشه.که امیدواریم دولت برای این مشکل هم چاره اندیشی کنه.که البته شنیدم در بعضی روستاها یارانه به صورت نقدی به خانواده ها داده نمیشه و از همون اول در یک بخش تولیدی در روستای خودشون سرمایه گذاری میشه.

    پاسخ
  6. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    سلام به جناب دکتر.
    ثبت اولین مطلب و ورودتون رو تبریک میگم و خوشحالم که به جمع نویسندگان پیوستید.
    مطلب مختصر و مفید بود.
    در خصوص وضعیت قالی بافی فعلی من هم اطلاع خاصی ندارم. دوستان مطالب خوبی گفتند.
    اما یک نکته کلی هست و واونم اینه که روز به روز به راحت طلبی و سود اوری گرایش بیشتر شده و چون کمی زحمت در این رشته است و قالی های ماشینی زیبایی خاص و هزینه کمتری داره ممکنه تاثیرش رو بر رکود قالی بافی گذاشته باشه.
    به قول معروف شاید ، شایدم نه.

    پاسخ
  7. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    سلام

    به رسم حیتا باید بگم وای خاش امَیی هوووووووووووووووو :Y:
    واقعیتش رو بگم، که خیلی خوشحالم که مطلبی با قلم شما در مورد رودمعجن در حیتا میخونم. مطمئنا قدیمی ترها که زمان بیشتری در رودمعجن زندگی کردن، اطلاعات کامل و خاطرات جالبی برای نسل ما که این فرصت رو نداشتن، دارن. نسلی که زاده ی رودمعجن نیستن ولی از زیبایی هاش لذت میبرن و از کمبودها و مشکلاتش درد میشکن.

    میتونم بگم هدف اصلی ما علاوه بر ایجاد یک دهکده ی مجازی و محلی برای گفتمان و نزدیک سازی رودمعجنی ها در سراسر ایران، مکتوب سازی همین خاطرات، پیشینه ها و آئین ها بوده ، امیدوارم بتونیم فضای سالم و مناسبی رو در اینجا ایجاد کنیم تا بیشتر از نوشته های بزرگان و قدیمی ترهای رودمعجن استفاده کنیم. خوشحالم که با وجود مشغله هایی که دارین در این راه پیشقدم بودین ، این انگیزه مارو برای ادامه این مسیر صدچندان کرد.

    راستش تو این یک سال فهمیدم که خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم به رودمعجن علاقه دارم!

    ————————–
    در مورد قالی بافی و تاریخچه اون توی رودمعجن اطلاعاتی ندارم، ولی توضیحات دوستان خیلی برام جالب بود، اینکه برای یاد گرفتن یه هنر و حرفه از روستاهای اطراف افراد خبره ای رو دعوت میکردن و سعی کردن این تکنولوژی رو منتقل کنن و به قولی ماهی گیری یاد گرفتن…

    تجربه شخصی من در مورد قالی بافی در رودمعجن نظرات دوستان رو تایید میکنه ، که رسیدن به یک رفاه نسبی باعث شد که خیلی ها دیگه دنبال این حرفه نرن، ضمن اینکه به نظر من در گذشته که زمینه های تفریحی و سرگرمی کمتر بوده ، خود این کنار هم نشستن، صحبت کردن درباره مسائل روزمره(!) و خلق یک اثر هنری چیزهایی بوده که لذت بخش بوده و درکنارش یک درآمدی هم داشته، که البته جنبه درآمدش پررنگ تر بوده! ۳۰-۴۰ سال پیش این حرفه ای بوده که بیشتر دختران جوان یک خانواده رو مشغول میکرده، به نظرم تفکر سنتی جامعه اون روز در مورد جایگاه زن در جامعه هم در این خانه نشینی اجباری نقش داشته. اما دختر دهه هشتاد جایگاه دیگه ای برای خودش داره، و قالی بافی کاریه که زیاد با روحیات مردانه سازگار نیست…
    به نظرم این دلیل هم هر چند کمتر ولی نقشش رو نباید نادیده گرفت.

    پاسخ
  8. ناشناس (2)

    باتشکر ازدکترفتوحی واطلاعاتی که ارائه کردند باتایید نظر همه دوستان دلیلی که به واقعیت نزدیکتره درچندساله اخیر همان کاهش شدید صادرات این قلم کالا به کشورهای خارجی ورکود بازار فرش دیگر بافتن فرش دررودمعجن نیز مقرون به صرفه نبوده ونیست وگرنه همان تک وتوک افرادی که در روستا هستن دوست دارن به این کارادامه بدن و بعضی ازخانواده های رودمعجنی مقیم مشهد هم به خاطر همون علاقه ای که ازقدیم به بافتن فرش داشتند جدیدا به بافتن تابلو فرش روی آورده اند.

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.