کشف الاصطلاحات ۷(کلمات و اصطلاحات-حرف”الف”)

  

دوستان  عزیزبا تبریک برای داشتن محیط جدید و با تشکر از زحمات اقای مدیر که واقعا داره زحمت میکشه و نشون میده که در"حپکه زیه"کردن مردم تبحر خاصی داره و با تشکر از خودم که بعد از یک دوره ی سه روزه "حپکه"زدگی بلاخره فهمیدم کدوم "دگمر بیید خچار دم" تا وارد محیط نوشتاری وب سایت بشم  و همچنین بعد از یک غیبت چند ماهه در مورد "کشف الا صطلا حات"در این قسمت میپردازیم به  کشف و شرح "کلمات و اصطلاحات".از انجا که تعداد کلمات و اصطلاحات زیاد میباشد لذا برای جلوگیری از اشفتگی و ایجاد نظم و نسق در مطلب این کلمات و اصطلاحات را به ترتیب حروف الفبا توضیح و تشریح خواهیم نمود پس به ترتیب حروف الفبا از حرف "الف "کارمان را شروع میکنیم.بپردازیم به اصل مطلب.

-اُهُک(به ضم الف و ه):اهک معناهای مختلفی دارد در عین اینکه هیچ معنایی هم ندارد.در اصل "اهک" اصلا کلمه نیست  که بشود معنایی برای ان جست،بیشتر نمایانگر حالت خاصی است.حالتی امیخته از تعجب و امتناع..برای "اُهُک" معناهای مختلفی میتوان در نظر گرفت.بسته به اینکه این کلمه چگونه ادا شود و ادا کننده چه حالتی داشته باشد بار معنائیه ان تغییر میکند.گاهی معنی"پس باخری"دارد.گاهی"مرگتر باخار"معنی میدهد.گاهی "هُم"و گاهی"نه"معنی میدهد.گاهی"امرد وخزن"را میتوان از ان استباط کرد گاهی هم "امرد بنشی"را که هر دو در حالت تعجب زیاد ادا میشوند.به مثال های زیر دقت کنید.

مثال اول:

نفر اول:یره مو دینه یک جوال ۴۰ منی گندومر ایکه بار کیردم

نفر دوم:اهک( اینجا اهک به معنی"تو غلط کیردی"میباشد)

مثال دوم:

نفر اول:یره او دستکله کی  د دستتَ از مایه خا.یک سالَ گومش درم

نفر دوم:اهک(اینجا اهک به معنی"وخ گوم رو از اینچو"را میدهد)

مثال سوم:

نفر اول:از او قارمات موروم یه کم ده

نفردوم:اهک(اینجا اهک به معنی"مرگ تی دیلمر باخار "میباشد)

۲-اُحُ(به ضم الف و ح.البته ح کمی مشدد و به مقدار زیادی کشیده ادا میشود):از کلمات بی نظیر میباشد بدان علت که در روستا گاهی یک کلمه ی ۵ حرفی پیدا میشود که هر ۵ حرف ان ساکن است اما این کلمه ی دو حرفی هر دو حرفش دارای حرکت است به همین جهت جزء نوادر کلمات است."اُحُ"هم به یک معنا کلمه نیست چون معنای خاصی نمیدهد وبیانگر یک حالت خاص است اما مثل"اهک" گستره ی معنائیه وسیعی  را  شامل نمیشود."اُحُ"در بیشتر موارد بیانگر حالت کثرت و تعجب است.یعنی در مواقع دیدن یک کثرت اعجاب اور ادا میشود.

مثال:

نفر اول:یره او کلاغا را مبینی د زوَر اُدرخ چندگَیَن

نفر دوم:هم یره اُحُ

۳-اینچُ(به ضم چ):"اینچُ"همان "اینجا" میباشد.علما احتمال میدهند  "اینچُ"درستترو فارسی تر است  وبعد از فتح ایران به دست اعراب و مخلوط شدن زبان پارسی با زبان عربی چون در عربی حرف"چ"وجود نداشته این کلمه به صورت"اینجا"در امده. "اینچُ"به صورت های دیگری هم ادا میشود.مثلا"د زینچُ"که به معنی" در اینجا" میباشد."د زُونچُ"که" در انجا"معنی میدهد."وراینچُ" به معنی"به طرف اینجا"ور اُنچُ" به معنی"به طرف انجا"."کدونچُ"یا "کدونچُنک" و"دکُجه"هم از مشتقات همین کلمه است که به معنی"کدام جا"است.

مثال:

نفر اول:نونار د کجه گذاشتی؟

نفر دوم:اینه داُنچنَک

نفر اول:دکدونچُنک؟

نفر دوم:اینه د انچُ د بیخ درخت

۴-اُکَ(به ضم الف و فتح کاف):این هم از جمله نوادر کلمات است که هر دو حرفش اعراب میگیرد."اُکَ"به معنای"ان یکی"میباشد.برخی از علما سخت معتقدند که "اُکَ" در اصل مخفف" ان یکی"است."اُکَ"هم مشتقاتی دارد مثل"ایکَ"به معنی "این یکی" و "کُدُکَ"به معنی "کدام یک".

مثال:

نفر اول:کُ او بیلر بده بمو

نفر دوم:کدوکر؟ایر؟

نفر اول:ای مرگ اوخا دستَش بشکسته میُم دسَر گورمش کنم.اُکر بده.

۵-ایقذَر(به فتح ذال):به معنی"اینقدر" است.البته کودکان ان را به صورت"ایذقدر"ادا میکنند.در بین بزرگسالان هم گاه این شکل تلفظ دیده میشود.گاهی این کلمه هم برای نشان دادن کثرت و زیاد بودن یک چیز به کار میرود که در ان صورت به شکل"ایقذرگَ"یا در صورت کثرت بیش از حد  به شکل"ایقذر گگَ"تلفظ میشود.

مثال:

نفر اول:تو دکجه بیی ؟ مو ایقذرگَ معطلت بستیُم

نفر دوم:(متاسفانه نفر دوم اینجا هیچ دیالوگی ندارد).

"ایقذر" هم داری مشتقاتیست.مانند"چُقذر"به معنی "چقدر"و "اُقذر"به معنی"ان قدر".

 

۶-اَمبا(به فتح الف):همان "اما"است.سالهاست  که علما تحقیقات عمیق و وسیعی را انجام  میدهند تا بفهمند این"ب" از کجا به  وسط"اما"اضافه شده ولی متاسفانه هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده اند.گویا اجداد ما همینجور از باب دورهم بودن حال کرده اند یک "ب" ان وسط بگذارند!!

۷-ایشتوکی(به ضم ت و سکون واو):همان"عجول بودن"و "عجله داشتن"است.ادمهای قدیمی هنوز به ادمهای "ایشتوکی"  لقب "اَستا عباس" میدهند.گویا این"اَستا عباس"یکی از بزرگان فرقه ی "ایشتوکی ها"بوده وهمیشه در همه کار در حالت"ایشتوکی"به سر میبرده.در نظر داشته باشید که "ایشتوکی"صفت است و فعل ان"ایشتو" میشود.

مثال:

نفر اول:یره زود باش ورهم گرد.دِر رف.ووووووووووع

نفر دوم:اُه تو خا چین ایشتو دری.بکُجه میی روی.مرم العان

۸-اَلُفچی(به فتح الف و ضم لام):"الفچی" در فارسی معیار هم معادل خاصی ندارد.در لغت نامه به جای ان واژه ی "سوچ" را گذاشته.در توضیح ان باید گفت که "الفچی" شدن وقتی اتفاق می افتد که"دست و پوز"با مربا یا الوچه ای که که از وقت "رزش"گذشته و "شُلی" شده یا زردالویی که "کیشته" شده باشد یا هرچیز چسبنده ی دیگر چسبناک شود.از موارد دیگری که منجر به "الفچی"شدن میشود میتوان به"الو کوخوک"،"زینج"مخصوصا "زینج"درخت زرد الو، بدن"بزغله ی"تازه متولد شده،"خیل مش"مخصوصا اگر "مش" مورد نظر"زلو" خورده باشد و مدام "عپشو" کند،اشاره کرد.البته برخی از علما هم معتقدند که قسمت انتهائیه بدن "بزغَلا"و "برّا" وقتی که "جیگ" زیاد میخورند هم باعث "الفچی"شدن دست وبال ادم میشود ولذا در هنگام در اغوش گرفتن انها در این مواقع باید کمال احتیاط را مرعی داشت.

مثال:

نفر اول:کُ دوت قند بده تا چایمر باخرُم

نفر دوم:نمتنم دستام پاک الفچیه

نفر اول:چو؟

نفر دوم:ایلاهم ای الوچا وامنه.پاک از دست بدَره.دیر برفتم برزمشه پاک شلی رفته.دنیامر الفچی کیردَ.از هم رو زمی جعم نمره.هم دنه وپوستش ایکه بمونده.

ادامه دارد…………

 

 

 

درباره نویسنده

علی نجفی

رودمعجن،ته 62.فرزند اصغر

مطالب مرتبط

34 نظر

  1. حامد نجفی

    یره محمد تو همالا د مون سایتی مو بعد یک هفته هنو همالا امییم هنو هچه حلیم نمره بید یک کله ی خوبه نگاش کنم تا بفهمم چیشه به چیشیه

    پاسخ
  2. نجفی حامد
    نجفی حامد

    سلام بر دوستان عزیز من بعد از یک هفته اومدم اول رفتم توی وبلاگ قبلی که فهمیدم ای دل غافل تو این چند روزی که نبودم کاسه کوزه رو جمع کردین اومدین اینجا.وقتی اومدم تو یه ۱۰دقیقه ای هیچی نمی فهمیدم تا بالاخره فهمیدم بابا اینجا همون حیتا ی خودمونه!!! بعد هم به عنوان اولین گام در سایت جدید اقدام به ثبت نام کردم.
    هر چند دیره اما یه خسته نباشید مشتی بگم به محمد که میدونم برای این سایت خیلی زحمت کشیده.والبته یه تبریک هم به همه به خاطر سایت جدید.البته به جز همین مطلب نتونستم مطلب دیگه ای رو بخونم ودر واقع بیشتر وقتمو صرف گشتن تو سایت جدید کردم.زمستان عزیز دمت گرم در این کوران امتحانات خوب خندیدیم.این اضافه کردن مکالمات هم کار جالبی بود

    پاسخ
  3. مهدی امیدوار

    سلام حامد جون گج مباش راستشو بخوای همه اول همین جوری بودن مخصوصا من نوروز گلگل سابق و…
    محمد هر شب تا ساعت ۳و۴صبح بیدار میموند وداشت مخفیانه سایت درست میکرد بیچاره تو دو هفته دوبار سایت رو بازسازی کرد اما خودمونیما خیلی سایت توپی شده حالا حتما این تشکرا جای زحماتشو میگیرند :-P :-P :lol: 8)

    پاسخ
  4. مرادی (نوه حجی مراد) حسین
    مرادی (نوه حجی مراد) حسین

    دمت گرم این جور نوشته ها حسابی برای خانواده من مفیده اخه من دو ساله سعی میکنم عیالاتو با گویش رودمعجنی اشنا کنم ولی همش با یک شکم خنده اموزش بی نتیجه میمونه ولی این مطلب علاوه بر کلی شکم غلط حد اقل یک فایده ای داشت
    اما مطلب مهمتر اینکه این دو مطلب اخری رو اگر یک بخش ثابتی براش در نظر گرفته بشه برای کسانیکه اتفاقی وارد سایت میشن و اشنایی با رودمعجن ندارند بد نیست مثلا ” اشنایی با رودمعجن” مانند لینک اصطلاحات رودمعجنی یا یاد یاران سفر کرده

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      خبر مسرت بخشی بود نوه ی حجی مراد جان.وقتی میفهمم این مختصر نوشته ها به گرم شدن کانون خانواده ها کمک میکنه دلم میخواد به پهنای صورت اشک بریزم البته اشک شوق ها.متشکرم
      در مورد مطلب دومت هم جناب مدیر باید پیگیری بفرمایند

      پاسخ
  5. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    السلام علی الاپتوکیلومتریست الطبیب الکاشف الغطاء فی الاصطلاحات
    چه عجب بالاخره بعد مدتی طنز رو به فضای وبلاگ آوردی.این قسمت همین دیالوگ هاش نو اوری بود و خیلی به عینی تر شدن اصطلاحات کمک کرد. خنده های بلند عاقبت این دست مطالبته که خدا اونا رو از ما نگیره.من از همه بیشتر با اُهُک حال کردم اما نمیشه از واژه بینظیر ایقذرگگَ گذشت. راستی چرا ایقزرگگَ یا ایقظرگگَ یا اقضرگگَ نیست و ایقذرگگَ است؟
    خوشحالم که یک سریال دیگه تو وبلاگ راه انداختی. خداکنه این یکی نود قسمتی باشه و حالا حالا ها تموم نشه.
    تو این برف و سرما کله پا نشدی که مایه خنده دوستان رو فراهم کنی؟ آخه اون گدار ولنجک روتو یخ بندون فک کنم فقط با تیوپ باید بیای تا شاید سالم برسی.

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      پسر تو هم در لقب سازی برای اعضا به مهارت فوق العاده ای دست پیدا کردی.جون میدی واسه مقام حاجبی در دربار پادشاهان تا دو کیلومتر القاب مطنطن بچسبونی تنگ اسمشون.مثل اون حاجب عبد الله زبیر.
      در مورد چرایی نوشته شدن ایقذرگگ به این صورت علما هنوز مشغول تفحص هستن اگر به نتیجه ی خاصی رسیدن خبرت میکنم.
      پسر گفتی یخبندون بیا ببین شبا که میام چه بساطیه اینجا.برف اومده حسابی.غفلت کنی مخ و نشیمنگاهت جاشون با هم عوض میشه.
      ممنون از توجهت منصف جان

      پاسخ
  6. رگزار

    جناب زمستان خیلی خیلی جالب بود .خیلی وقته منتظر این مطلبت بودیم . من یکی که خیلی حال کردم . و کلی با خودم تنهایی خندیدم . بخصوص کلمه اهک . اضافه کردن دیالوگ ها هم به قول دوستان ایده خیلی جالبی است و به فهم مطلب کمک بیشتری می کند .
    ضمنا در کلمه ایقذر یکی دیگر از مشتقات آن همیقذر و هموقذر است . به معنی همینقدر . مثلا نفر اول میگه : چن ته نون برت دبندم . نفر دوم میگه : هموقذر بسه . ضمن اینکه ای کلمه ارایه تضاد دارد . یعنی گاهی اوقات در معنی خیلی کم هم بکار میرود.
    مثلا نفر : ننه مو خیله گوشنمه نو میم
    مامان بعد از اینکه به بچه نان می دهد و بچه می خورد : هموقذر میستی چشوم گوشنه همچی ورگوفتی نو میم پنداشتم چنده گوشنته

    پاسخ
  7. محمدزضا میرزایی

    سلام و نخسته
    این نوشته منو یاد کلیپی از مشهدیا انداخت که همکارام بمن نشون دادن
    در اون کلمه موبروم به معنیهای ۱-من مو قرمزم ۲-من جنس را میبرم ۳-من بروم؟ ۴-من برنده میشوم ۵-من برش میدهم و …
    ولی نوشته شما هم عالی بود
    خودش کتابچه کلمات رودمعجنه

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      به جناب میرازئیه عزیز.شما هم تشربف اوردین پس به این مکان جدید.در بدو ورود صد مرتبه “الهم العن المدیر و الدامنه ی آی آر” بگین هم ثواب داره هم حاجتتون هرچی باشه روا میشه.تضمین شده است چنتا از اعضا حاجت گرفتن با همین ذکر.مثلا همین نوه ی زارع با گفتن ده بار از همین ذکر حاجتش رو گرفت و رفت و الان ردش برد شده.
      ممنون از توجهتون.

      پاسخ
  8. امیدوار محمد
    امیدوار محمد

    اول از همه خوشحالم که بالآخره یکی پیدا شد راه مطلب نوشتن رو پیدا کرد و یه مطلب نوشت.
    این چندروز داشتم فکر میکردم نکنه بچه ها با سیستم جدید مشکل دارن که مطلب نمینویسن و شاید بهتره برگردیم به همون بلاگفا. باسه همین سعی کردم تغییراتی تو قسمت نوشتن مطالب بدم و ساده ترش کنم تقریبا مثل بلاگفا شده، امیدوارم مشکل دوستان حل شده باشه.

    اما الاهم روتر نبینم کی اوقذر بخندودندمی کی دل و روده به حلقمان آمد! من با اینچُ و مشتقاتش خیلی حال کردم. به نظرم ایده خیلی بهتر شده ، همین اضافه کردن مشتقات و دیالوگها رو میگم. دیالوگها یه جوری در اومدن که هر وقت مخنیشه انگار کی حمالگی د دهی و دری به صحبتای دو نفر گوش متی. تک تک دیالوگارو میتونستم تصور کنم که تو چه موقعیتی گفته شدن.

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      روتر نبینم مدیر.خادمر بکوشتوم تا تنیستم مطلبر بگذرم.ایذقرگه دشمومت دایم.هر دوکمیر کی خچار مدایم صدبار الهم العن المدیر والدامنه ی آی آر مگوفتوم.
      جدای از شوخی یه کم نحوه ی گذاشتن مطلب با بلاگفا فرق داره تا بیاد دست بچه ها طول میکشه.مثلا من هر کار میکردم مطلب از ورد توی صفحه مطالب کپی پیست نمیشد با استفاده از یک سری عملیات”اکروباتیک”بلاخره کپی پیستش کردم.فکر کنم تا اعضا از “منگی”در بیان طول بکشه.تا ببینیم چی میشه.
      مرسی مدیر جان از زحماتت.خدا امشا الله عمرت ده ننه جان

      پاسخ
      1. امیدوار محمد
        امیدوار محمد

        الهم العن مدیر رو قشنگ اومدی!
        آقا یک دوکمه ی دگه هست که مخصوص کپی کردن از محیط ورد تعریف شده، اول اونو میزنی یه چیزی باز مره بعدش متنتر د میوش past منی بعدش هوم دکمه ی دگه یی هست که خچارش متی و ثبت مره.

        پاسخ
        1. علی نجفی
          علی نجفی

          قابل نداشت مدیر جان.خودتمروزی صد بار این ذکر رو بگو هم حاجتت روا میشه هم باعث خودسازی وتادیب نفس میشه
          فهمیدم چکار بکنم اولش یه کم گیج شدم بعداینقد دکمه هارو خچار دایم تا حلیم رف.

          پاسخ
  9. قانعی مهدی
    قانعی مهدی

    واقعا دست خوش جناب زمستان. کلی حال کردیم.
    بعد از ۲تا امتحان طاقت فرسا کمِ بخِندیم.
    در ضمن کلمه ی ایشتو میتوان اضافه کرد که به معنای چطور هستی هم بکار میرود.
    مثال :
    نوه : سلام بابابزرگ . خوبین؟
    بابا کلو : سلام بابا جان . خوبوم. شما اشتووی ؟ کَی اَمییَیِن ؟

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      مینج جان عزیزم چطوره؟امتحانا چطور بود؟همه ی علوم رو کشف کردی یا چیزی هم برای نسلهای اینده گذاشتی؟امتحانا تموم شد یا مونده هنوز؟
      علی رغم مخالفت اعضا ولی با اشتووی موافقم اما نه به این صورت.من خودم گاها “ایشتووری” شنیدم اونم بین دونفر که با هم صمیمی هستن و از باب تحبیب به قول علما.

      پاسخ
  10. نوه حجی مراد

    این کلمه ایشتوکی در لهجه رودمعجنی معمولا به معنی ادم عجول بکار میره در مورد دیالوگی که جناب مینج بکار برده کلمه ایشتو تو همچین جمله ای در لهجه رودمعجنی جایگاهی نداره معمولا جمله « شما چینون » بکار میرود این کلمه در لحجه حصاری ها رواج داره لطفا دقت کنید

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      چه عجب یکی از گمشده های حیتا یه نشانهای از خودشگذاشت.اهووووووووووووووووووووووووووووووووووووو حضرات حیتا بشتابیدکه نوه ی زارع نظر داده.زودبیاین نظرشو ببینین.بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست.اینموجود هر ۷۵ سال یکبار همزمان با عبور ستاره ی دنباله دار هالی از مدار زمین دیده میشه و میره تا هفتاد و پنج ساله دیگه.
      خدایا روتر نبینم نوه ی زارع.ایلاهم ور تخته ی موردشوی افتی.ووووووووووووووووووووووووع

      پاسخ
  11. قانعی مهدی
    قانعی مهدی

    یکم اون باباکلون خدابیامرزم رو گفتم مدیر جون و در ضمن اعتراظت وارده. بیشتر دقت میکنم.
    دوم اگه جناب زمستان کمی به دوگوله مستدام فشار وارد کنید شاید این جمله ی باباکلون را به یاد اورید. ورنه از حجیه تحقیق کنید که من کرده ام.
    سوم من از حصاری بودن این کلمه بی اطلاعم و همینجا از استکبار منطقه ای برائت میجویم.
    آقا این کافی نت پردیس آشناست. با دیدن لهجه کلی حال کرد. و …
    چهارم نه زمستو جان. تازه اون که تموم شه یک ماه باید تو ریکاوری نمره ها باشیم.

    پاسخ
    1. علی نجفی
      علی نجفی

      شما این ذکر “الهم العن المدیر و الدامنه ی آ ی آر”رو حتما بگو.مستجاب الدعوه ای بلکه یه بلای سر این مدیر اومد از دستش راحت شدیم که هر روز مارو مجبور نکنه هی به هر سازش برقصیم.خدا سایه ی این مدیر رو از سر حیتا کم نکنه البته

      پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.