ای عمو

بسم الله الرحمن الرحیم

ای عمو

یاد بادا روزگاری خان عمو بودیم ما

یاد بادا قیل و قال و آن هیاهو ای عمو

راه و رسم زندگی اینگونه با مشکل نبود

چرخ بر وفق مرادم بود و همسو ای عمو

قامتی چون شاخ شمشاد و صنوبر داشتم

کی مرا دیدی چنین مانند جو جو ای عمو

وزنه    برداری  قدر  بودم   میان   چهره ها

در دو حرکت می زدم پانصد به کیلو ای عمو

پشت صدها پهلوان را می رسانیدم به خاک

من نمی دانم چه شد آن زور بازو ای عمو

مثل من خوش تیپ ندیدی در همه ملک عجم

در عجب ماندم چه شد آن خرمن مو ای عمو

رقص می کردم بسی زیباتر از خردادیان

می زدم در یک دقیقه شصت وارو ای عمو

پیش دکتر هم نرفتم بیش از پنجاه سال

کی مرا محتاج می دیدی به دارو ای عمو

حالیا با زن نشست و در هچل افتاده ام

حال من گردیده از این رو به آن رو ای عمو

میدهد دولت مرا هر ماهه یک میلیون حقوق

کاسبان گرگند و من مانند آهو ای عمو

همچنین هفتم گرو گردیده پیش پنج و شش

رفته ام در گل فرو  تا  حد  زانو   ای عمو

از  گرانیها  چنان  تحت  فشارم  که  مگو

از پس و از پیش و هم از هر دو پهلو ای عمو

دار و نادارم همه بر باد رفت و می رود

از لبانم خنده و آن خلق نیکو ای عمو

رفته از یادم همه رسم و رسوم جمعه ها

 تا سحر بیدارم و در حال هو هو ای عمو

شنبه شبها می کنم وز وز چو زنبور عسل

مسجد قائم برایم همچو کندو ای عمو

در کنار شاعران گل گفته و گل بشنوم

محفل ما شعبه ای از باغ مینو ای عمو

من نمیگویم غزل از قامت رعنای یار

یا ز چشمان سیاه و قوس ابرو ای عمو

رفته از یادم خط و خال و لب و شهد و شکر

کی کنم توصیف موی و پیچ گیسو ای عمو

طنز تلخی گویم از دزدی آقای الف

او که ما را می مکد مانند زالو ای عمو

می نشیند پشت لامبورگینی و سانتافه اش

پول او افزون شده از حد پارو ای عمو

می رود هر ساله حج و سعی او دارد صفا

فرق بسیار است میان بنده با او ای عمو

پانزده تا صیغه دارد در   خیابان   ونک

هر یکی همچون هلو و سیب و لیمو ای عمو

نور مومن را فقط در صورت حاجی ببین

من دگر بی نورم و در حال سو سو ای عمو

او کجا دارد خبر از حال ما بیچارگان

درد ما افزونتر است از درد زائو ای عمو

می خورد در خانه اش هر شب فسنجان و کباب

سال طی گشت و ندیدم نان کوکو ای عمو

آن شراب ارغوانی نوش جان جیم و دال

پسته و بادام و فندق سهم یارو ای عمو

انبه و سیب و گلابی باشد از آقای میم

جای اینها می خورم من برگ کاهو ای عمو

دلخوشیم یک سبد کالاست گر آید به دست

بیش گر خواهم مرا گویند پر رو ای عمو

بیست و دوم می دهد دولت مرا یارانه ای

من به درویشی قناعت کرده و خو ای عمو

ای سلیمان غم مخور از صد جوان هم بهتری

میزنی جفتک گهی مانند یابو ای عمو.!!

bh34

درباره نویسنده

استواری سلیمان

بنام خدا/ متولد روستای فدیهه و در حال حاضر باز نشسته نیروی انتظامی میباشم ولی همسرم از اهالی خونگرم و شهید پرور روستای زیبای رود معجن میباشد.

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. نیکو عقیده محمد.

    سلام استوار گرامی
    شرح حال دیروز و امروز که توصیفش کردی بناگاه این بیت امد در یادم که شاعر میفرمود.

    درین درگه که گه گه
    کاه کوه و کوه که
    مشو غره به امروزت
    که از فردا نه ای اگه.

    بدرود

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.