خاطرات حیتا نشینان قدیم

سلام به همه دوستان حیتایی. شاید گاهی پیش می آید که  با حیواناتی روبرو میشویم که  عواطف خیلی قوی تری از انسانها دارند طوری که نوع رفتار آنها جای تعجب برای اطرافیان دارد. خاطره زیر در همین خصوص میباشد.

نقل شده که در زمان حیات مرحوم حاج علی اکبر ایزدی گربه ای در منزل ایشان زندگی میکرد. از آنجا که آن مرحوم به حیوانات محبت نشان میداد آن گربه را هم مورد ملاطفت قرار میداد. محبت ایشان باعث شده که آن گربه الفت عجبیبی با آن مرحوم پیدا کند طوری که هر جای خانه که آن مرحوم حضور داشته آن گربه هم به دنبال او میرفته است تا جایی که حتی در خانه نشیمن البته در جایی که برایش مشخص شده بوده می نشسته است. چیزی که بیشتر جای تعجب داشته اینکه حیوان ادب را در خانه رعایت میکرده  به طوری که همانند اعضای خانواده  به توالت میرفته است و این کار را بیرون از توالت انجام نمیداده است. اما این میگذرد تا اینکه بعد گذشت مدتی خانواده مرحوم از آنجا نقل مکان میکنند و به خانه جدید میروند و از آن گربه فراموش میکنند تا اینکه گربه خودش منزل جدید مرحوم را پیدا کرده و به آنجا میرود وقتی مرحوم اورا میبیند مجدد به او ملاطفت میکند و حیوان نیز به خانه قبلی رفته و بچه هایش را یکی یکی به دندان گرفته و به خانه جدید مرحوم می آورد. به این ترتیب آن حیوان تا آخر عمر مرحوم در خانه او زندگی میکرده است. زمانی که حاج علی اکبر فوت میکند همه در گیرودار عزاداری از آن گربه بی نوا فراموش میکنند. بعد گذشت چندین روز از مراسم ختم او را در انبار خانه روی جوالهای گندم پیدا میکنند در حالی که حیوان نیز از دنیا رفته است…

اما مرحوم مادربزرگ من در زمان جوانی اش گربه ای در خانه داشته که او نیز  با مادربزرگ انس پیدا کرده بوده. به طوری که میگویند زمانی که مادربزرگ از خانه بیرون میآمده و به جایی میرفته است حیوان دنبال او میرفته حتی اگر مسافت خیلی طولانی را طی میکرده است. اما از آه گربه نیز زیاد گفته اند چرا که در همین خصوص مادربزرگ گربه ای دیگر را که به ظرف حاوی قرمه هایشان دست درازی کرده بود از ناحیه پا مجروح میکند درست یک هفته بعد این ماجرا پاهای مادربزرگ به درد میآید و یادم است که این درد تا آخر عمر با او همراه بود.

اما در خصوص عواطف حیوانات و همچنین بدرفتاری با خوش رفتاری باآنها و عواقب آن داستانهای زیادی در رودمعجن شنیده ام که دو نمونه آن را گفتم . امیدوارم مورد توجه دوستان قرار گیرد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

9 نظر

  1. نیکو عقیده محمد.

    سلام و درودی دوباره
    چندی بود سری به حیتا نزده بودم اما اکنون که امدم فضای حیتا بسیار سنگین دیدم فقط تازگی ان به چند خبر مربوط به درگذشت چند عزیز بود. البته با دیدن مطلب جدید شما تازگی احساس میشود باشد که این فضا کماکان با حضور دوستان پر از نشاط و فاز مثبت باشد. درضمن مطلب خوبی بود و از این دست خاطرات از قدیمیها زیاد شنیده ایم بسی خاطره انگیز بود. یا حق

    پاسخ
    1. نجمه عبداللهي

      جناب نیکوعقیده بسیار خوشحالم که مطلب مورد توجهتان قرار گرفت. امیدوارم دوستان همت کنند و فضای حیتا را از سنگینی بیرون آورند. متشکر و سپاسگذارم :gol: :gol:

      پاسخ
  2. محزونی نامقی

    درودتان باد سرکار خانم عبداللهی
    سپاس از اینکه حیتا را از سکوت مزمنش بیرون آوردید
    درست می فرمائید بیشتر حیوانات اهلی وگاها وحشی مؤانست را می فهمند.
    سرسبز باشید

    پاسخ
  3. سلیمان استوار فدیهه

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود بر سرکار خانم عبدالهی
    به حضور شما خواهر خوبم عرض کنم در خصوص رفتار محبت آمیز با حیوانات روایات و احادیث زیادی از طرف بزرگان دینی به ما رسیده است اما متاسفانه بعضی از ما انسانها نه تنها حقوق آنها را رعایت نمی کنیم بلکه مرتکب اذیت و آزار این مخلوقات زبان بسته هم می شویم به خصوص الاغها که بنده مدارک مستندی ارائه می نمایم هر چند این واقعه تلخ در شهر بایگ اتفاق افتاده است.
    عینکی دیگر
    آن شنیدستی که در عهد کهن
    یک نفر از بایگیان اهل فن
    ثروتش از دار دنیا یک الاغ
    یک زمین دیم و منزل بود و باغ
    برف بارید و زمستان سخت شد
    چاله ها از برف و باران تخت شد
    در میان خانه جز آهی نداشت
    از برای خر به جز کاهی نداشت
    با خودش فکر و کمی اندیشه کرد
    حقه و دوز و کلک را پیشه کرد
    با فریب و حیله ای آن بی پدر
    عینک سبزی بزد بر چشم خر
    تیر خود را اینچنین زد بر هدف
    تا خر او کاه را بیند علف
    خز بخندید و بگفتا سرورم
    در خیال و وهم تو خیلی خرم
    عینک ما را بزن بر چشم خود
    تا ببینی گندم و جو را نخود
    مرغ جانم را پر از موخی مکن
    با خرت دیگر چنین شوخی مکن
    حالیا بعد از گذشت سالیان
    دولت ما کرده کار بایگیان
    با دو رویی و دو صد مکر و ریا
    عینکی دیگر زده بر چشم ما
    قاب سیما شیشه اش رنگین تر
    عینکی بهتر ولی سنگین تر
    هر چه بشنیدی تو از تلویزیون
    حق همان باشد کزان آید برون
    من نمیبینم در این سیما فروغ
    جز ریاکاری و تزویر و دروغ
    کارها بینم عجیب و دیدنی
    میخریم از چین چوب بستنی
    دانه ی تسبیح و مهر جانماز
    شیر مرغ و جان آدم با جواز
    از برای مردگان سدر و کفن
    از برای دشمنان چیزی خفن
    چین و روسیه به دوش ما سوار
    جام جم مشغول جنجال و شعار
    هر چه هست و نیست از چین میخریم
    در خیال خام دولت ما خریم
    ای سلیمان بس کن و خاموش باش
    لب فرو بند و سراپا گوش باش
    گر چه عمرت طی شده دائم به صف
    زیر پایت سبز گردیده علف
    دست رد بر کینه و بر خشم زن
    عینک خوش باوری بر چشم زن
    تا خس و خاشاک را بینی چو گل
    سرکه را در شیشه زیباتر ز مُل
    پیر زنها را ببینی نو عروس
    هر کلاغ و کرکسی را چون خروس
    تا کویر خشک را بینی چمن
    بوی فاضل آب را مُشک خُتن
    گر بدون کار و کسب و خانه ای
    می دهد دولت تو را یارانه ای
    گر ندارد سفره ات قوت و غذا
    خوش بزی میمون داری در فضا
    یا نداری کفش و تنبانی به تن
    موشک و پهباد داری هموطن
    گر به روس و هم به چین وابسته ای
    غم مخور داری حقوق هسته ای
    :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

    پاسخ
    1. نجمه عبداللهي

      جناب سلیمان استوار ممنون و سپاسگذار از توجهی که به مطلب داشتین. شعر زیبایی بود البته اگر با مضامین سیاسی مخلوط نمیشد زیباتر هم میشد. به هرحال در همه کشورها و همه زمانها مشکلات بوده و هست و خواهد بود کسی منکر مشکلات نیست اما به نظرم یکسره شکایت کردن از احوال و اوضاع مملکت مشکلی را حل نمیکند جز این که انسان را مایوس کند بهتر است کمی امیدوارانه تر نگاه کنیم یه همراه دیدن نقاط قوت به امید آینده ای بهتر و بهتر. :gol: :gol:

      پاسخ
  4. سیدمحمد معینی

    ضمن تشکر ازسرکارخانم عبدالهی نکته قابل قابل توجه وتامل اینست که واقعا ما انسانها بعنوان اشرف مخلوقات با اینکه اکثرا موارد مشابه را دیده ایم یا شنیده ایم چقدر نسبت به افرادی که به ما به نوعی کمکی میکنند قدردانیم وخود راحتی طلبکارنیز نمیدانیم حتی نزدیکترین افرادمان .انشااله تلنگری باشد بروجدانهای خوابیده

    درود برهمشهری عزیز
    من واقعا نگران یارانه وحقوق بازنشتگی هستم که …ویک سوال دارم که درحال حاضر بایگیها زرنگترند یا دولت

    پاسخ
    1. نجمه عبداللهي

      جناب سید محمد معینی بسیار خرسندم از توجهی که به مطلب داشتین. هر چند که شمار ا نمیشناسم خوشحال میشویم که خودتان را بیشتر معرفی کنید آیا رودمعجنی هستین یا نه؟ باز هم سپاسگذار از توجهی که مبذول داشتین :gol: :gol:

      پاسخ
    2. نیکو عقیده محمد.

      جناب اقای سید محمد معینی دوست گرامی و همکلاسی دهه شصت
      بسیار خوشحال شدم از زیارت مجازی شما و تشکر و سپاس از لطف خالصانه ی شما به این حقیر و پوزش میطلبم که در فرستادن جواب ایمیلتان کوتاهی شد دیگر دوستان همکلاسی اهل فدیهه که سالهاست سعادت دیدارشان مارا میسر نشده سلام برسانید اقایان عباس مرادی ـ حسین شیخی ـ محمد مظفری ـ جوادی و…..

      زنده باشنــد
      و سلامـــــــــــــــــــــت
      دوستانی که تاریخ انقضا ندارند.

      پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.