طرحی ساده.

چو رود می روی

همراه با اوا و نوا

در شتابنده ترین عصر دنیا

سوار بر ثانیه ها

ارام می گذری از کوچه ی ذهن ما…….

می کاوم تو را در یاد

وقتی مصمم و زلال جاری شده ای

همچون چشمه سار از دل سنگ

به تن می بخشی تازگی

همچون نسیم بهاری
ایستاده بر قامت کوه

می ریزی رنگ به لحظه ها

اندم که طرح ذهن می شوی

نه سفید نه سیاه

سبز از بیشه ی تو جغرافیا

طرحی می ریزم از تو در کثرت باغهای انبوه

لمیده بر سینه ی ان کوه

طرحی مهربان

از مردمان کوی اسمان

طرحی از زندگی با جنب و جوش

قصه ی پر غصه ای…..

سادگی مردمان سخت کوش

وصفی بسیار

از برکت دستهای پینه دار

طرحی از ابی ترین اسمان

شاید پر از ابر پاره پاره

شبی مزین به سکوت

به هزار و یک ستاره

و سپیده ی صبح…..

کوچه سرشار از هوای تازه.

درباره نویسنده

نیکوعقیده محمد

عضو انجمن شعر شهرستان گرمسار

مطالب مرتبط

13 نظر

    1. نیکوعقیده محمد

      سرکار خانم فرحبخش ممنون ازنظر لطف شما فکر میکنم شما تازه به جمع حیتا ملحق شدین بهر حال خوشامد میگویم خدمت شما. موفق باشید

      پاسخ
  1. احمد

    دلنشین وعرفانی در مجموع زیبا بود مثل همه شعرات موضع روستایی داشت و نگاه خاص شما به این مقوله روانتر بود نسبت به قبل. ولی خیلی وقت بود حیتا نبودی :soot:

    پاسخ
    1. نیکو عقیده محمد

      درود بر دوست گرامی اقای احمد……..؟ کاش نشان شما را هم میدانستیم تا میان توده ی احمد ها حیران نمیشدیم. ممنون از لطف شما یا حق

      پاسخ
  2. سید جوادمحزونی نامقی

    درود بر جناب نیکو عقیده
    بنده هم قبلا سروده هایی در این قالب داشته ام واما:
    با توجه به کمبود آب وبحرانی بودن این مهم ، ضمن اینکه تمام همشهریان بزرگوار را به صرفه جویی در آب دعوت میکنم شعر آب که با سبک جدید نگارشی آنرا نگاریده ام تقدیم میدارم .

    ((آب))
    آب
    تک واژه ایِ بی منت بیدار حیات
    آب
    جانمایه ی پیدایشِ اعصارِ حیات
    آب
    روشنگر هر انجم چسبیده به نور
    آّب
    مهتابِ برون تاخته از شمس حضور
    آب
    آئینه یِ زیباییِ تطهیر کویر
    آّب
    پیدایش دشت ، شهره ی شهر شهیر
    آب
    معصوم تر از گفته ی سهرابِ سپهر
    آب
    اسرار ِزلالِ ِ دلِ ِ اربابِ سپهر
    آب
    مظلوم تر از برده یِ دوران ِعدم
    آب
    معنایِ فزون گشته ز اعداد و رقم
    آب
    آری دل سنگ ، پاک تر از دلِ ما
    آب
    چون قهر کند ، نبود حاصلِ ما
    آب
    شیدایی شهد ، بدل سیب و انار
    آب
    انبوهیِ سبز ، جنگل و داشت و کنار
    آب
    رویای کویر ، خاک را سرمستی
    آب
    آوایِ زمان، به وجود هستی
    آب
    باید لیلی ، و تومجنون باشی
    آب
    اندازه ببر ، ورن مدیون باشی
    آب
    یعنی همه جا، از طراوت لبریز
    آب
    یعنی هستی ، آب یعنی همه چیز
    آب
    “محزونی” گفت، بهترین لطف خدا
    آب
    رنگ توحید، جلوه ی سبز دعا

    پاسخ
  3. نیکوعقیده محمد

    سلام خدمت دوست گرامی سید عزیز
    هر چند مقوله ی اب و کم ابی این روزها فراگیر شده و اثرات مخرب ان کماکان بر حیتا هم سایه انداخته و فضا را سنگین و در رکود محض فرو برده البته برای من که مدتی بود حیتا نیامده بودم غیر منتظره بود و امید است دوستان دیگر همچمن شما جنبشی عکس این فضا ایجاد کنند تا همچون اسبق فضای سرشار از انرژی دوباره جایگزین شود ممنون از شما و سروده زیبایتان ایامتان همواره زلال

    پاسخ
  4. مصطفی قانعی

    سلام نیکوعقیده ی عزیز.مثل همیشه لذت بردم.جالب و زیبا بود.نیستین محمد اقا کم پیدایین؟ارزو میکنم همیشه سلامت و تندرست باشید.و نیز تشکر میکنم از حضور سید عزیزمان با اشعار و اوصاف زیبایشان.برقرار باشید استاد.

    پاسخ
    1. نیکو عقیده محمد

      سلام اقا مصطفی
      دوست صمیمی
      یار دیروز
      بچه محل قدیمی

      تشکر از لطف و نظر شما و اما کم پیدا شدیم به سبب مشغله ها هر چند سعادتمان کمرنگ شده اما ارادتمان خدمت شما و دیگر دوستان کماکان پر رنگ است مدت کوتاهی جهت یک برنامه کاری تهران بودم این بود که کمرنگ شده بود حضورمان میان جمع دوستان. ایامتان مزین به شادی. یاحق

      پاسخ
  5. سليمان استوار

    به نام خدا

    درود بر جناب نیکوعقیده عزیز

    بسیار زیبا بود و سپیده صبح……….کوچه سر شار از هوای تازه وتشکر به خاطر شکستن سکوت حیتا امیدوارم این آرامش چند ماهه همان آرامش قبل از طوفان باشد :gol: :gol:

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.