گزارش یک جشن

سلام دوباره بر حیتا نشینان

امروز تقریباً ۸۰ روز از برگزاری این جشن میگذره ، جشنی که در نوع خودش در رودمعجن کم نظیر بود (اگر بی نظیر نباشد) اما آن چنان که باید و شایسته آن بود بازتاب نیافت. آنچه در ادامه می آید گزارش تیم اعزامی دو نفره باشگاه خبرنگاران حیتاست که برای پوشش خبری این مراسم حضور یافته بودند. در این مدت دنبال فرصتی بودم تا آنچنان که شایسته است این گزارش را تکمیل و در سایت منتشر کنم اما طبق معمول این فرصت هیچ گاه بوجود نیامد و به ناچار و از ترس آنکه خبر بیشتر از این بیات نشود امروز مختصر و مفید (دومی رو شک دارم) چند تصویر و خلاصه ای از شرح ماوقع را برای دوستانی که حضور نداشتند خواهم آورد.

… تبلیغات مناسبی برای مراسم صورت نگرفته بود اما خبر مانند همه اخبار ریز و درشت رودمعجن به سرعت سینه به سینه نقل شد و در روزهای اول عید به صدر خبرها رسید تا نشان دهد هیچ تبلیغی در رودمعجن به پای این روش نمی رسد؛ حالا هر چه قدر هم که میخواهد روش های تبلیغاتی تغییر کند و به اصطلاح بروز شود. این روش حتی از جار زدن هم در پاره ای مواقع بهتر و کیفی تر عمل می کند، کافیست نقل مجالس زنانه شود که “راه پیمایی خانوادگی تا سر قلعه به همراه اهدای جوایز ارزشمند به بهترین آش همراه  با مقادیر متنابهی کف و سوت و …”.

بدون شک ایام نوروز جان می دهد برای برگزاری چنین مراسمی اما چرا تا به امروز جای آن در تقویم ما رودمعجنی ها خالی بوده خود جای بررسی دارد. چرا بزرگترین گردهمایی های ما باید در مراسم مذهبی و عمدتاً در سوگواری ها باشد. مراسمی که ذاتاً این پارادوکس را با خود دارند که مردم از در کنار هم بودن شاد و از اقتضای تاریخ سوگوارند. خروجی این مراسم در بهترین حالت همان حال خوشی عاشورایی است که دمی دگرگونمان می کند و چند روزی این حال خوش با ماست و کم کم جای خود را به خوشی های دیگر می دهد؛ و این چرخه قرن هاست که ادامه دارد. مردم در کنار آن حال خوش دنبال ارضای فطرت با هم بودنشان هستند، اینکه حس کنند جزئی از یک کل هستند، بزرگند، در یک کلام: یک ملتند.

نمی دانم، شاید به همین دلیل است بچه تر که بودیم با آنکه با نزدیک شدن محرم بغضی گلوگیرمان می شد اما آن ته مه های دلمان کمی هم خوشحال بودیم: باز دیدار دوستان، باز صدای طبل و نوحه و زنجیر، باز شلوغی، حس زنده بودن. شاید به همین دلیل است که هر روز مرثیه ها و نوحه ها مان شادتر و مولودی هامان غمگین تر می شوند. شاید …

قرار بود این گزارش یک جشن باشد اما چه شد که به اینجا رسیدم؟! میخواهم بگویم روز جشن بیشتر از همه به این فکر میکردم، اینکه چقدر از این دور همی های شاد و شنگول در تقویممان کم داریم، اینکه چه حال خوشی دارم این لحظه…

در ادامه شمارو به تماشای چند تصویر از این مراسم دعوت میکنم: (برای نمایش سایز بزرگتر روی تصاویر کلیک کنید)

بعد از یک باران بهاری مردم فوج فوج در دسته های چندین نفره به سمت سرقلعه براه افتادند، زن و مرد، بزرگ و کوچک، دارا و ندار ، دوش به دوش هم …

IMG_6246-w

IMG_6254-w

با اینکه مراسم تا حدودی خودجوش بود، اما دارای یکسری قواعد و مقرراتی هم بود، از جمله اینکه کسی نمیتونه سواره مسیر رو طی کنه. عده ای مسئول برقرار نظم مراسم بودند.

IMG_6257-w

IMG_6274-w

گروهی که زودتر به مقصد رسیده بودند مقدمات کار رو پایه ریزی کرده بودند، یک چای داغ بعد از یک راه پیمایی در هوای سرد واقعا چسبید. طبق یک آمار نیمه رسمی حدوداً ۳۸۰ نفر در این مراسم شرکت کرده بودند:

IMG_6392-w

برنامه جشن به شدت متنوع و فشرده بود، همزمان در چند جبهه برنامه ها به موازات هم پیش می رفت، گروهی آش می پختند، گروهی تدارک قرعه کشی بین شرکت کنندگان رو می دیدند، گروهی درگیر مسابقات بودند، گروهی هم از فرصت استفاده می کردند و دید و بازدید های نوروزی خودشون رو تکمیل می کردند. از ویژگی های بارز مراسم این بود که شما با هر سلیقه، سن و جنسیتی فعالیت مناسب با احوال خودتون رو میتونستید پیدا کنید.

مسابقه دو با کیسه جزو بخش های جذاب مراسم بود.

IMG_6334-w

مسابقه اطلاعات عمومی، آواز و …

IMG_6313-w

کوچکترها هم بی نصیب نموندند

IMG_6343-w

و بانوان نیز درگیر آماده سازی مقدمات اصلی ترین بخش مراسم، یعنی تعیین بهترین آش، بودند.IMG_6374-w

و این هم نتیجه نهایی کار آشپزان. هیئت داوران در حال بررسی و اظهار نظر پیرامون انتخاب برنده هستند.IMG_6400-w

و تصویر آخر، اهدای جوایز به برندگان بخش های مختلف

IMG_6383-w

حرفی نمانده، جز تقدیر و تشکر از برگزار کنندگان و دست اندرکاران مراسم.

حالتان خوش…

پایان

خبرنگاران اعزامی حیتا – محمد امیدوار، حامد نجفی

درباره نویسنده

امیدوار محمد

متولد یک روز برفی زمستان 64 و اندی، در رودمعجن، فرزند محمود دانش آموخته کارشناسی ارشد سیستم اطلاعات مکانی - دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

مطالب مرتبط

18 نظر

  1. مرادي

    از همان روز به بعد با خودم میگفتم پس اون همه عکس رو محمد آقا برای چی گرفت. چرا یکیشو هم نذاشت. خب خوشحالم و تشکر می کنم که بلاخره این مطلب روی سایت اومد. همون مختصر و مفیدی که گفتی بود. متن رو که خوندم خوب بود فقط این ایراد رو گرفتم که حالا که اینهمه به اهمیت چنین برنامه هایی اشاره کردی پس چرا از برگزارکنندگان این برنامه تشکر نکردی که دیدم در پایان اشاره کردی . اما بنظرم این تقدیر کم بود . واقعا باید بطور ویژه و حتی طی مراسمی از دست اندرکاران این برنامه و هر برنامه آموزشی، فرهنگی(جشنواره شهدا) و تفریحی که باعث ایجاد همدلی، شادی و نشاط در روستا می شود تقدیر شود

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      بله برگزاری چنین مراسمی نیازمند تلاش و همت فوق العاده ای هست، و واقعا باید خسته نباشید گفت به افرادی که در این عرصه ها برای رودمعجن زحمت می کشند، بدون کوچکترین چشم داشتی.
      لیکن در راستای همون سیاست مفید و مختصر اون قسمت هم سر و تهش قیچی شده

      پاسخ
  2. احمدپور محبوبه
    احمدپور محبوبه

    سلام آقای امیدوار؛ گزارش جالبی بود . هر چند باتوجه به پایان فصل بهار تاخیر در زمان گزارش احساس می شود اما جذاب بود. من هم مثل بقیه رودمعجنی ها این خبر را شنیدم اما سعادت حضور نداشتم. همان طور که گفتین امیدوارم از این جشن ها بیشتر در روستای ما اتفاق بیافته و تبدیل به سنت بشه.
    به برگزار کنندگان مراسم و شما که خبرگزاری آن را بر عهده داشتید دست مریزاد می گویم. :SS: :SS:

    پاسخ
  3. استواری سلیمان
    استواری سلیمان

    بنام خدا/ سلام آقای امیدوار. از شما بسیار ممنون و سپاسگزارم بابت توضیحاتی که ارائه نموده اید و عکسهای زیبای که گرفته اید. به نظر من این ایراد بر کلیه مسئولان فرهنگی و مبلغان دینی کشور ما وارد است که چرا حتی ده درصد مراسمات عزا داری برای شادی و خنده وقت نمی گذارند و پول هزینه نمی کنند در صورتی که در خیلی از کشورها برای خندان مردم باشگاه خنده ساخته اند البته در آن دهه اول انقلاب که ایران عزیز در گیر جنگ بود و تعداد زیادی از بهترین فرزندان وطن شهید و جانباز میشدند کسی توقع جشن و پایکوبی نداشت ولی در حال حاضر کمبود مراسماتی که باعث شادی مردم گردد به وضوح مشهود است. لازم به توضیح است نیاکان ما شاد ترین مردم جهان بوده اند و تاریخ گواه این مطلب است.
    نام ماه تاریخ روز و نام روز نام جشن
    ۱ فروردین روز نوزدهم، روز فروردین جشن فروردگان
    ۲ اردیبهشت روز سوم، روزاردیبهشت‌ جشن اردیبهشتگان
    ۳ خرداد روز ششم، روز خرداد جشن خردادگان
    ۴ تیر روز سیزدهم، روز تیر جشن تیرگان
    ۵ امرداد روز هفتم، روز امرداد جشن امردادگان
    ۶ شهریور روز چهارم، روز شهریور جشن شهریورگان
    ۷ مهر روز شانزدهم، روز مهر جشن مهرگان
    ۸ آبان روز دهم، روز آبان جشن آبانگان
    ۹ آذر روز نهم، روز آذر جشن آذرگان
    ۱۰ دی روز یکم، روز هرمزد خرم روز
    ۱۱ بهمن روز دوم، روز بهمن جشن بهمنگان
    ۱۲ سپندارمذ روز پنجم، روز سپندارمذ جشن اسفندگان :gol:

    پاسخ
  4. رضا استاد

    الاهم اگر همی خبرنگارا مین میثلی شما ایقذر خبرار در بدن ریشه ی همته خوشک رو صبر مکیردن ۲۹ اسفند چیزه بنمونده اطلاع رسانی مکیردن بری سال دگه
    :SS: :SS: :SS: :U: :U: :U: :U: :U:

    پاسخ
  5. نجمه عبداللهي

    خسته نباشید خدمت جناب امیدوار. خوب تصویر این مراسم که بالای صفحه خیلی وقته خودنمایی میکنه اما خبرش کمی که چه عرض کنم خیلی دیرتر به دست رسید که بازم جای شکره که رسید مثل اخبار تلویزیون که گاهی تصویر میاداما از خبر خبری نیست :VV: . خوب گاهی پیش میاد دیگه، اما از شوخی گذشته خیلی خوب اطلاع رسانی کردین چون من خودم جزو کسانی بودم که توی مراسم حضور نداشتم. عکس یکی مونده به آخر خیلی آبدار و هوس انگیزه. باز هم خداقوت :gol: :gol:

    پاسخ
  6. ناشناس

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب امیدوار عزیز .
    هر چند قسمت نشد در مراسم شرکت کنیم ولی مشخص است که استقبال زیادی شده و زحمات جنابعالی نیز این حضور را به زیبایی به تصویر کشیده است
    در همان ایام عید در خصوص برگزاری مراسم به چند نفر از همکاران تربتی توضیح میدادم که حسرت همبستگی مردمان روستایمان در چشمانشان موج میزد.
    امید است این همبستگی روز به روز و سال به سال بیشتر شود و شاهد اجرای مراسم جالب تری نیز باشیم

    پاسخ
  7. علی نجفی

    جنابان مستطابان،حضرات آیات،میرزا محمد خان امیدوار و آمیز حامد خان نجفی:
    هنگامی که این گزارش را خواندم از شدت شوق به پهنای صورت گریستم،گریستم به خاطر سرعت بی نظیرتان،گریستم به خاطر این حجم به روز بودنتان،گریستم به خاطر اینکه مراسم را بلافاصله بعد از اتمام چنان داغ داغ خبررسانی فرمودید که عنقریب است حیتا را به آتش بکشد.گریه ام از سر شوق بود.شوقی وافر به خاطر کشف چنین خبرنگاران به روز و سریع العمل و«جلد و جینگی» که دیار رودمعجن به عرصه ی خبرنگارای تقدیم کرده است.شوقی عظیم بر جانم مستولی گشت بدان جهت که تنها سه ماه از لحظه ی اتفاق حادثه تا لحظه ی ارسال خبر طول کشید و بی شک این حادثه انقلابی در عالم خبر رسانی ایجاد خواهد کرد.آیندگان گواهان زنده ی این امر خواهند بود.بی تردید شما با انتشار این خبر آن هم اینچنین به موقع و در کسری از ثانیه عالم خبر رسانی را به دو دوران مختلف تقسیم کردید.دوران اول از ازل تا لحظه ی انتشار این مطلب بودو دوران دوم از لحظه ی انتشار این مطلب تا ابد ادامه خواهد داشت.من هنوز مبهوت این سرعت عمل شما هستیم.زبان از گفتن احساسم قاصر است.یقین قاطع دارم که اگر شما مسئول انتشار اخبار اعلام آراء انتخابات ریاست جمهوری می بودید در آن جا هم انقلابی ایجاد میکردیدو احتمالا ملت در اواسط«چله ی کلو» از نتایج انتخابات آگاه میشدند و دیگر رنج یک شب بیدار خوابی جانکاه را به جان نمیخریدند.شما با این سرعت عملتان خاک بر دهان یاوه گویانی پاشیدید که بالاترین سرعت را در دنیا به نور نسبت میدهند.شما با ثبت این سرعت ثابت کردید که معادله ی e=mc2 از حیز انتفاع ساقط شده و باید فیزیک کوانتوم را به زباله دان تاریخ سپرد و فیزیکی جدید بر مبنای میزان سرعت شما بنیان گذاشت.امید است در سال ۱۴۰۴ و همزمان با اتمام برنامه ی چشم انداز بیست ساله شاهد انتشار اسامی منتخبین شورای رودمعجن در حیتا به همت شما عزیزان باشیم.با همت و درایت و سخت کوشی که از شما عزیزان دیده ایم این امر دور از انتظار نیست.فراموش نکنیم که فرزندان برومند رودمعجن هر گاه اراده کرده اند آنچه را خواسته اند توانسته اند.تصدیع اوقات گرانقدرتان بیش از این جایز نیست.
    کما کان پایدار و پر سرعت باشید. :OO:

    پاسخ
    1. امیدوار محمد
      امیدوار محمد

      خوب اینقدرها هم که تو از ما تعریف کردی لایقش نبودیم ولی باز هم سپاس!!
      ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس، حالا درسته به موقع خبررسانی نشد ولی خوب اهداف دیگه ای رو محقق می کرد.

      اما به نظرم لازمه یک فکری برای این قضیه اطلاع رسانی بکنیم، اینقدر که ما تو ثبت امور درگذشتگان سرعت داریم و گاهی حتی پیش از فوت یک نفر خبرش در سایت منتشر میشه در زمینه های دیگه کاملا در نقطه مقابل هستیم، یا کلا اطلاع رسانی نمیکنیم یا اینکه خیلی دیر اینکار رو انجام میدیم و از حالت خبررسانی خارج میشه، به نظرم جای بخش خبر در سایت خیلی خالیه، حالا لازم نیست هر خبری اینقدر با آب و تاب هم باشه، مهم بروز بودن سایت و قابل اعتماد بودن اونه.
      نظرم اینه که مانند وظیفه تایید مطالب چند نفر هم ماهانه وظیفه تهیه و ثبت اخبار در سایت رو به عهده داشته باشند و ستونی جدا هم به این موضوع اختصاص داشته باشه.
      راه دیگه ای هم که به نظرم میرسه اینه که ستونی آزاد داشته باشیم که هر کدوم از بازدید کنندگان که خبری داشتند بتونن در اونجا اطلاع رسانی کنن، مثل بخش پیام کوتاه اما صرفا جهت اخبار روز باشه.

      دیگر ملالی نیست جز دوری تو، امیدوارم که بزودی دیدار میسر گردد.

      در ازل پرتوحسنت ز تجلّی دم زد
      شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم (سانسور به شیوه رسانه ملی!)
      مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
      دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
      دیگران، قرعه قسمت همه بر عیش زدند
      دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد

      الاهی رویت را (ن)بینم…
      یایان

      پاسخ
  8. پروین مدرسی

    سلام و خسته نباشید خدمت شما
    واقعا عالی بود :gol: اگر شما این گزارش و عکساها رو منتشر نمیکردین کسانی مثل من شاید هیچ وقت از برگزار شدن چنین مراسم جالب و به قول خودتون کم نظیری در رودمعجن مطلع نمیشدین.
    دست مریزاد :SS: :gol: :SS:

    پاسخ
  9. روشندل رودمعجنی فاطمه
    روشندل رودمعجنی فاطمه

    با سلام وعرض خسته نباشید ای کاش جناب اقای امیدوار وجناب اقای نجفی تاریخ برگزاری این راهپیمایی خانوادگی را اعلام تابرای سالهای بعد در ذهن همه باشه وحضور داشته باشند بازهم از گزارش خوب ومفید شما ممنون :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.