مناظرۀ چغازنبیل و نویسندۀ مقالۀ «ریشه‌شناسی نام رودمهجن»

وقتی مقاله‌ی  «ریشه‌شناسی نام رودمهجن» در حیتا منتشر شد. در یکی از یادداشتها کاربر عزیز «چغازنبیل» ایرادی بر روش و محتوای مقاله نوشتند و اینجانب هم پاسخی عرض کردم. امروز که حیتا را ورق می زدم به آن مناظره برخوردم مناسب دیدم پیش روی دوستان بیاورم تا  ایشان هم تأملی در این مبحث کنند. بخصوص چند نکته در سخن چغازنبیل قابل تأمل است:

الف) معادن سرب

ب) کوره های زیاد در منطقه که نشانش را در این یادداشت داده‌اند

انتقاد جناب چغازنبیل بر مقاله:

خیلی خوشمان آمد تحقیق قشنگی بود خدا قوت آقای فتوحی لیکن لازم میدانم از جهت تبین وتنویر موضوع نکاتی را بعرض برسانم .

اولندش: معدن باغهای تهرود معدن سرب است ونقره نیست . و در غار جهود در پشت باغ مرحوم کربلایی محمد علی حسنی خدایش رحمت کند واقع است. واگر حوصله کوه پیمای داشته باشید از راه سر کمر ونه از رودخانه بروید میتوانید چاههای حفاری شده را مشاهده کنید وحتی با کمی دقت میتوانید تکه سربی پیدا کنید وبهمراه ببرید البته سرب از نوع خشک ومرغوب است لازم به ذکر است که ظاهرا بهره بر داران آن معدن پدران همین بهره برداران معدن طلای کوه زر میباشند با نام خانوادگی «زیارت نیا».

دومندش : حضرت امیر سلام الله علیه به کواهی تاریخ تا اهواز بیشتر در خاک ایران نزول اجلال نفرموده اند .

سوممندش : متاسفانه در مورد فسیل شناسی منطقه هیچ اقدامی نشده است و جوانان تحصیل کرده ما هم در این رشته تحقیق نکرده ویا حوصله نفرموده اند که در مورد فصیل های منطقه به خود زحمت تحقیق دهند شاید با تحقیق در مورد ایرشته بتوان به نتایجی راجع به اثار ویارد پاهای شبیه به پای اسب ویا ردهایی که در باغهای ته‌رود پشت باغ مرحوم حسن پهلو (خدا رحمتش کند) برروی ترس ها مانند رد گوسفند و یا بز ومیش کوهی (همان شگار ما) است و بسیار زیاد هم میباشد و امثال ذلک و نیز کوره های کثیر شدادی که در اطراف کلاته کربلایی محمد علی بک وپی زرد وبازه سبز و الودر و اطراف بوته انجبر تا در بی ادامه دارد واز طرف گوگ دره (همان کبک دره ویا گرگ دره که هنوز وجه تسمیه اش معلوم نیست) تا پشت حصار و نامق و نیز تنگی و باغهای تهرود ادامه دارد بتوان به نتایجی رسید .

چارمندش:یک نکته که همیشه ذهن مرا مشغول داشته اینست …
آیا به نیشابور رفته اید ؟
آیا درگویش مردم نیشابور دقت کرده اید ؟
آیا شباهت جدی بین گویش رودمعجنی ها ونیشابوری ها نظرتان را جلب کرده است ؟
خب حالا اگر پاسخ همه این سوالات مثبت است شما چه فکری کرده اید ؟
اخه شما که تربتی هستید چرا هیچ شباهتی بین گویش شما وتربتی ها وجود ندار؟.
حالا و بجای اینکه بدنبال معنی نام روستا مان که در بین کوه های سر به فلک کشیده با راهای مال رو صعب العبور و پر خطر واقع بوده است وشایدم در گذشته دور هیچگاه پای مورخ ویا سیاح وجهانگردی به انجا نرسیده بجای سرچ وجستجوی تاریخ که ازباب قاعده الخبر یحتمل الصدق والکذب واینکه معمولا تاریخ براساس خواسته زورمندان و ویا تقاضای زرداران ویا القاء تزویرکاران نوشته می شده (البته عذر میخام قصد اهانت به مورخین ویا تاریخ را ندارم بلکه اصولا این گونه بوده است که اکثرمورخین به نرخ روز نگارش میکرده اند وبه خان نگاه میکرده اند که خان چه میخواهد . گرچه همیشه مورخین ازاد اندیشی هم بوده اند که احترامشان برهمه لازم است) .
بگذریم بابا ما نقد تاریخ میکنیم یا نام روستارا جراحی مینماییم حسب شنیده ها نقل است که ابو هریره گفته چهار هزار حدیث مجعول وارد احادیث پیغمبر کردم و کسی نفهمید من می خام خرق عادت کنم و بجای استناد به منقولات ابن قتیبه وابونصر و خوسفی بیرجندی و… و اشعار فردوسی و رودکی وامثال ذالک که شایدم هیچگاه نام رود معجن به گوششان نخورده بیام بقول معروف ورچپه به موضوع نگاه کنم ( البته در همین جا لازم است از تحقیق علمی جناب فتوحی تقدیر وتشکر کنم که بسیار زحمت کشیده ورنج برده تا به این مستندات دست یافته اند )

نگاه ورچپه :
روز میجکن:

ببینید نحوه گویش رودمعجنیها عینا بدون کم وکاست همان گویش نیشابوری ها میباشد تا جاییکه گاهی که من به نیشابور میروم فکر میکنم در رود معجن هستم .نتیچه اینکه شک نکنید که مردم ما از نیشابور به این منطقه هجرت کرده اند .
بعلاوه این نکته در تقوی وتدین رود معجنیها مشخص است که همانند نیشابوری ها میباشند وبا کل مردم منطقه متفاوتند وحتی در زمان جنگ تحمیلی همانند نیشابوری ها بیشترین شهید وازاده وجانباز تقدیم کردند ودر تربت وروستاهای اطراف از این نقل ها نبوده ونیست
اما چه شده که هجرت نموده اند با اینکه دشت نیشابور بسیار پربرکت وپر اب با هوای عالی بوده است تا انجاکه نقل است نیشابور دوازده هزار قنات رو به قبله داشته (العهد ت علی الراوی) انچه که میتواند متبادر به ذهن گردد اینستکه این مهاجرین ازترس ظالمی به کوه پناه برده باشند وروزها فرار میکرده وشبها به دشمن شبیخان میزده اند وشایدم در زمان چنگیز ویا تیمور و یا … البته با تفحصی که شده قوم اولیه در دربی اسکان داشته و انجا را بنام زندگانی و چشمه زندگانی نامگذاری کرده که خود نیز دلیل بر تقویت این پندار است البته بعدا یا در اثر سرما ویا زلزله ویا هر حادثه دیگری به محل فعلی ویا چشمه پاش نقل مکان کرده اند با این اختلاف که معلوم نیست چرا در محل زندگانی این قوم از اجر استفاده نموده اند ولی در روستای فعلی وسر قلعه مطلقا از اجر خبری نیست شایدم قومی دیگر بوده ویا بعدا ساخت اجر زحمت داشته است ومنصرف شده اند .
به هرحال از زمان ثبت احوال کلمه رود معجن متداول شده و در قدیم همه این روستارا با نام روز مجن میشناخته اند که با فرضیه فوق تطابق دارد والسلام.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ  نویسندۀ مقاله ( ۲ مرداد ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۲ )

چغازنبیل ارجمند و عزیز
از اینکه چنین شوقمندانه به تفصیل در باب موضوع نوشته اید بر خود می بالم. این که در میان همشهریهایم مخاطبی چنین جدی، موضوعی نه چندان جدی را با جدیت دنبال کند سرشوق می آیم. صدها درود بر شما
اما چند نکته در تحریر محل نزاع
در باب اولند شما: سخن شما دقیق و مستند و معتبر است و خطا از بنده است که به جای سرب نقره نوشته ام.
در باب دومند: درست است امام علی هرگز به ایران نیامد. این نکته در متن مقاله تصریح شده که«امام علی (ع) هیچگاه به ایران لشکرکشی نکرده» و نیز حیدری نامه یک افسانۀ عامیانه است. اما به هر حال نقش فرهنگ عامه و افسانه ها در زندگی مردم آن قدر است که دانش مردم شناسی پایه های فرهنگ را بر آنها استوار می داند.
در باب سومند: بله مسلماً رودمعجنیها لهجۀ کدکنی و نیشابوری دارند. گویش مردم شیراز هم به مشهد و زابل نزدیکتر است تا اصفهان. اما به گویش چگونه می شود استناد کرد. وانگهی موضوع مقاله وجه تسمیه روستا است و مسئله اصل ونسب رودمعجنیها موضوعی دیگر که خود تحقیق دیگر می طلبد.

و چهارمندش از این کمینه:
بزرگوارا! بگذارید تاریخ را جدی بگیریم هر چند دروغ بسیار دارد. بخشی از بدبینی ما ایرانی ها نسبت به تاریخ و مورخان منبعث از آموزه های مارکسیستها از سویی و مستشرقان قرن هجده و نوزده از سوی دیگر است. سوسیالیستهاومارکسیستها در گوشما خواندند که مورخان قلم بمزدهای فئودالیسم بوده اند و کوشیدند ما ازهویت خویش بیگانه و تهی کنند تاآسانتر به آغوش دیالکتیک تاریخی مارکس و انگلیس درآییم و مستشرقان به ما گفتند تاریخ دروغ است اما خودشانتمامت تاریخ ما را در موزه‌ها و گنجینه‌های لندن و لوور پاریس و آمستردام و نیویورک آمریکا و … ذخیره کردند.
اکنون ما چیزی جز تاریخمان نیستیم تاریخ ما تاریخ ماست، تاریخ نیاکان ما، تاریخ تبار و زبان و آب و خاکی که در آنیم. از ماست، گرچه دروغ است. از ماست گرچه تماما استعاره و اغراق و مبالغه و مدح و چاپلوسی است. باز هم از دقت نظر و ژرف اندیشی‌تان بر خویش می‌بالم همولایتی.

درباره نویسنده

فتوحی محمود

زادۀ 2 شهریور 1343. فرزند نورالله. روستای رودمهجن. تربت حیدریه. خراسان رضوی. دانش آموختۀ ادبیات فارسی دانشگاه تهران: 1374. استاد دانشگاه فردوسی مشهد.

مطالب مرتبط

8 نظر

  1. مدرسی محمود
    مدرسی محمود

    با تشکر از جناب دکتر فتوحی . همانگونه که اشاره فرمودید باز انتشار این مناظره می تواند زمینه ساز پژوهشها و حداقل تفکر نوین در مورد فرهنگ شناسی و باز نویسی تاریخ رود معجن باشد.
    به نظر من هماگونه که در ثبت نام روستا رودمهجن قدیم به رودمعجن تغییر یافته این خطا می توانسته است در ۱۴۰ سال پیش ودر ثبت رودمهجن هم اتفاق افتاده باشد .توجه به زبان محاوره و عنوان “روزمجن” و یا به روایتی “روزمجهن” در ریشه شناسی شایداز استحکام بیشتری برخوردار باشد.

    پاسخ
  2. علي نيكوعقيده

    سلام بر اقای دکتر فتوحی بهانه ای به دست امدبرای عرض سلام و ارادت خدمت رفیق قدیمی خوشحالم با اینکه در دیار فرنگ بسر مبیرید ولی احساس تعلق به زادگاه وجود دارد با اینکه نویسنده محترم اقا یا خانم چغازنبیل را نمی شناسم ولی سعی این بزرگوار بر این بوده که به شکلی زادگاهمان را به نیشابور وصل کند واگر در اینده انشالله استاندار شد در تقسیمات استان ان را جز شهرستان نیشابور منظور خواهد نمود ولی جدا از شوخی بحث طلبگی خوبی بود وما به عنوان نفر سوم بهره مند شدیم

    پاسخ
  3. سلیمان استوار

    بنام خدا/ درود بر جناب دکتر فتوحی عزیز. به حضور حضرت عالی عرض کنم همانطور که مستحضر هستید در سالهای قبل از انقلاب چند نفری از فرقه ذاله بهایی در روستای حصار سکونت داشتند و در زمان انقلاب آنچنان که من شنیدم یک نفر کشته و مابقی هم که امنیت جانی نداشتند از آن روستا رفته اند و از طرفی حضرت عالی سندی منتشر کرده اید مبنی بر وجود افرادی از این فرقه در ۱۱۵ سال پیش در روستای نامق و آنچنان که به نظر میرسد و من احساس خطر میکنم نوبت به فدیهه میرسد. علیهذا امیدوارم چنین اسنادی در خصوص روستای فدیهه موجود نباشد. و اما راجع به اظهارات آن دوستی که مدعی است رودمهجنیها از نیشابور به این مکان مهاجرت کرده اند لازم به توضیح است در وبلاگ شهر بایگ هم دیدم که مدعی شده اند مردم بایگ در زمان حمله مغول به نیشابور از آنجا گریخته و در محل بایگ فعلی سکونت اختیار کرده اند واز نظر لهجه بایگیها خیلی به نیشابور نزدیک میباشند. در هر حال ما دستان را به صورت تسلیم به قدری بالا برده ایم که هر دو آرنجمان به گوشهایمان چسبیده و از فاصله دو کیلومتری دیده میشود و مخلص رودمهجنیها اعم از حیتا نشین و غیر حیتا نشین و کل همولایتیها ایران نشین خارج نشین به خصوص فرهیختگانی همچون جناب عالی هستیم. :gol:

    پاسخ
  4. م.نیکو عقیده

    درود بر جناب فتوحی عزیز. من مطلب جناب چغازنبیل رو قبلا ندیده بودم و جوابیه ی شما باعث شد تا به ان هم دست یابیم من به شخصه کلی خوشحال شدم از اطلاعاتی که از این مطلب و جوابیه شما پیرامون سرزمین مادریمان یافتیم اطلاعات کمی پیرامون معادن باغهای تهرود داشتم و ادمی دوست دارد که بیشتر در این موارد بداند وکند و کاوهای نوشتاری شما و دیگر دوستان در مورد دربی و تاریخچه ی سرزمین ماجای تحسین و دست مریزاد دارد باشد که بخوانیم باز هم از این دست مطالب از شما. موفق باشید یا حق

    پاسخ
  5. علی نجفی

    چند نکته که در این مورد به ذهن من میرسد:
    ۱-انتساب مردم یک مکان به دلیل تشابه لهجه یا زبان به مکان دیگر نمیتواند چندان استدلال محکمی باشد چون نقیض های فراوانی میتوان برای آن یافت .چنانکه در نگاهی جهانی مثلا مردمان مصر را به خاطر زبان ، نمیتوان اصل و نسبشان را عرب خواند یا در اشلی کوچکتر مردمان آذربایجان را به خاطر زبانشان نمیتوان به اصل ترکی پیوند داد.این مورد میتواند در مورد رودمعجن و لهجه ای که به نیشابوری شباهت تام و تمام دارد هم مصداق پیدا کند.
    ۲-اینکه رودمعجن کنونی ادامه ی همان تمدنی است که روزگاری در زندگانی برقرار بوده واجد چند اشکال است:
    اول آنکه همانطور که اشاره کرده اید کسانی که در زندگانی زندگی می کرده اند به آجر و نحوه ی ساخت و استفاده از آن آشنائی کامل داشته اند که در رودمعجن کنونی کاربرد آجر وجود نداشته است. دوم آنکه از لحاظ عقلانی و به طور طبیعی دلیل موجهی برای کوچ از یک منطقه ای با چشم اندازی باز،هوایی خوش ، زمینهایی بزرگ و هموار و خاکی حاصل خیز و کوههایی پرمایه و آباد برای چرای دام، به منطقه ای محصور در یک دره با چشم اندازی بسته،زمینهایی کوچک و سنگلاخ و شیب دار با خاکی کم مایه و کوههایی خشک وجود ندارد. شاید تنها دلیل موجهی که میتوان برای این کوچ(در صورت احتمال وقوع آن)اقامه کرد آن باشد که در شرایط آن روزگار و هجوم هایی که راهزنان و مهاجمان به روستا داشته اند دفاع و آئین قلعه بانی از خانه هایی که در یک دره واقع شده به مراتب سهلتر بوده است نسبت به خانه هایی که در محیطی فراخ چون زندگانی قرار داشته اند و از آنجا که وجود امنیت مقدمه ی واجب برای بقاست بنابراین ساکنان زندگانی برای داشتن امنیت بیشتر به این منطقه ی کنونی کوچ کرده اند!
    ۳-به نظرم پیش از هر چیز و اینکه رودمعجنی ها از کجا آمده اند باید معلوم شود که این رودمعجن کنونی چه سابقه ای دارد.آیا میتوان حدوداً تاریخ تاسیسش را معلوم کرد؟ و اینکه نخستین افراد چند سال قبل اینجا ساکن شده اند؟.شاید در این مورد شجره نامه های خانوادگی بتواند تا حدی گره گشا باشد به شرطی که شجره نامه ای وجود داشته باشد و یا بتوان با کمک خانواده های مختلف(که اکثرا به هم پیوستگی دارند و بعد از دو سه نسل به هم می پیوندند)شجره نامه هایی را ترتیب داد.
    ۴-با توجه به اسناد و مدارکی که دکتر فتوحی تا کنون ارائه دادند این استدلال که رودمعجن اول رودمهجن بوده تبدیل به استدلالی پر قوت -و در نبود استدلالهای قوی مخالف- بلامعارض شده است.چه یقین شود که رودمعجن رودمهجن بوده یا نبوده گمانم اصرار در تغییر نام رودمعجن به رودمهجن نه لازم است و نه ممکن. این تغییر لازم نیست زیرا همانطور که اسم خیلی از شهرها و روستا ها از قدیم الایام تا کنون تغییر یافته(گاهی چند بار)اسم رودمعجن هم به هر دلیلی از قریب ۸۰ سال پیش(کمی بیشتر یا کمتر)رودمعجن شده است و ما و پدرارن ما و گاهی پدران پدران ما با این اسم خو گرفته وآن را پذیرفته ایم وهمه هم ما را به اسم رودمعجنی پذیرفته اند،هیچ لزوم عقلی وجود ندارد که ما را مجاب کند آن را به یک باره تغییر دهیم.
    این تغییر ممکن نیست زیرا تمام سجلات و اسناد و کارتها و شناسنامه ها و مشخصات ما سالهاست با پسوند رودمعجنی ثبت شده و نام روستا هم در تمام اسناد کشور با همین نام ثبت و ضبط است پس عملا تغییر همه ی اینها امکان پذیر نیست.
    ریشه شناسی نام رودمعجن و تحقیق و اثبات این امر که نام رودمعجن اول چه بوده و چطور به اینجا رسیده کار پسندیده و نیکو و قابل ارجی است ،اما اینکه خواسته باشیم این نام را کلا به رودمهجن تبدیل کنیم مثل این است که مردم کاشمر یکباره کاشمر را برگردانند به همان ترشیز سابقش! به ظن قریب به یقین حق با رودمهجن بودن رودمعجن است ولی حق را همیشه نمیتوان اجرا کرد یا بهتر است گاهی حق اجرا نشود!
    ۵- در مورد تاریخ و دروغهایش هم که خود دکتر فتوحی حق مطلب را ادا کردند.

    پاسخ
  6. محمود فتوحی

    @علی نجفی
    علی عزیز
    قربان حوصله‌ات گردم و این نوشتن‌های تفصیلی سرشار از شوقت
    همانطور که گفته‌ای تغییر نام رودمعجن امکان پذیر نیست. هم هزینۀ بسیار دار د و هم علی العجاله فرقی میان معجن و مهجن نیست الا غلطت حر ف عین و نرمی حرف هاء. گمان نمی کنم کسی هم سودای این تغییر را در خیال داشته باشد. اما در ویترین نشاندن رودمهجن برای جلب توجه خوانندگان و حیتاگذران عزیز یک شگرد ژورنالیستی تواند بود.
    بدرود.

    پاسخ
  7. فیاضی مقدم زهره
    فیاضی مقدم زهره

    با سلام به اقای فتوحی وتمام دوستانی که در این زمینه زحمت زیادی میکشند تا چنین اطلاعات نابی به دست ما برسد وما هم از این اطلاعات بهره مند شویم و از زادگاه اجدادمان بیشتر اگاه شویم واقعا جالب بود استفاده بردیم . :SS: :SS:

    پاسخ
  8. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    مطلب قابل تاملی است . از این دست مباحث و گفتگوی ها در خصوص ریشه گان در سایت کمتر یافت می شود . مطالب قابل بحث و تاملی بیان شده بود که البته با نظر مفصل و جامع علی برای ما نظر دادن سخت شد . تایید نظر عالی علی رو در دستور کار قرار میدیم چون به حق و جامع و منطقی و به قول جناب دکتر با حوصله بیان شده.ممنون جناب دکتر و همچنین جناب چغازنبیل

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.