سوی مشرق…………

در طلوع یک روز پاییز

از پیله ی سرد ایام

در کسادی خرم هر کوی و بام

پاییز سوار بر مرکب باد

میتازد از ته دشت ….

با هوهو و فریاد

میگذرد از سر هر مزرعه

سلطان قزلباش

این دوره گرد نقاش

زده بر تن هرانچه بود

از بلندای کوه

تا لب رود

از گرمترین رنگها

ریخته در تن منظره ها

گلسنگها…..

در ان وقت

که طراوت بر بسته همه رخت

ورق ورق شده

فصل خرم درخت

و عجب زین نقش خوش نگاره ها

زین درس و همه پندها

که اموزگار فصلها

زمزمه کرد در گوش غفلت ما……….

و درین خشنودی صبح دامنه ها

دلشاد رفته ام تا دامن صحرا

و دهقان میخراشد با خیش

تن نمدار خاک را

و میسپارد به اغوشی سرد…

حرمت دانه ها

و اسمان به غایت ابری

خورشید هنوز ناپیدا

وان سوی مشرق

در امتداد دامنه ها

پیدا پراکندگی رمه ها

چو سینه ریزی بر قامت صحرا

و بر می اید از نفیر نی اش

همه دلتنگی

چوپان ابادی بالا…………………

درباره نویسنده

نیکوعقیده محمد

عضو انجمن شعر شهرستان گرمسار

مطالب مرتبط

20 نظر

  1. nn

    سلام خدمت جناب نیکو عقیده خوشحال شدم از دیدن شعر جدید تون مگه شما حال و هوای این حیتا رو عوض کنید وگرنه خبر دیگه ای که نیست تو این سایت!!!! کاش همه اعضای حیتا مثل شمابودن یکرنگ و با صفاو خوش قلب ولی صد افسوس !!!به هر حال خسته نباشید

    پاسخ
  2. سلیمان استوار

    بنام خدا/سلام. خدا قوت جناب نیکوعقیده هر چند نمیتوانم با شعر نو ارتباطی پیدا کنم اما توصیفات حضرت عالی از پاییز زیبا و به دل مینشیند. آنجا که میفرمائید : زین درس و همه پندها/ که آموزگار فصلها / زمزمه کرد در گوش غفلت ما….و این حقیر چند بیتی در وصف طبیعت به شما عزیز تقدیم میکنم. مرا از پیر دانا این سئوال است // بشر را اندر این دنیا چه حال است // جوابم داد آن پیر خردمند // گهی شادی گهی رنج ملال است // طبیعت را نگر تا باز یابی // غم و شادی که اندر بین سال است // گهی خرم بود باغ و در و دشت // گهی هم بی گل و بی برگ و بال است // گهی باشد بهار و گه زمستان // که این نظم و نظام ذوالجلال است // بگو حرف دلت را ای سلیمان // که اشعارت همه پند و مثال است :SS: :SS: :gol:

    پاسخ
  3. نیکوعقیده

    @تبسم مقدم
    سپاس و درود بر شما سرکار خانم مقدم.تشکر از ارادت شما هر چند این وصله ها در خور من کمترین نیست.و یک سوال این خانم فیاضی مقدم که لطف دارند وهر از گاهی به وبلاگ من سر میزنند خواهر شمایند؟

    پاسخ
  4. نیکوعقیده

    @nn
    سلام دوست گرامی. تشکر از نظر لطف شما خب مثل اینکه شما از حیتا دل پری دارید چرا و به چه علت من نمیدونم ولی من به شخصه از زیارت شماو تمامی دوستان در اینجا کلی خوشحال میشوم کسانی رو که اگر ببینمشان هم نمیشناسم ولی همینکه زادگاه ما یکیه ومشترکات و پیوندهای نزدیکی با هم داریم خب همین کافیه حالا مهم نیست من کجایم و شما کجایین و پس همه اعضا اینجا با صفایند اگر من صفا را در خودم داشته باشم میتوانم به شما هم ارزانی کنم پس هرکه پشت این پنجره هاست باصفاست چون به ابادی باز میشود.مرا ببخشید دوست با صفای من.

    پاسخ
  5. نیکوعقیده

    @سلیمان استوار
    سلام سلیمان دوست عزیزم.تشکر از همه خوبیهای تو و قطعه ی زیبای تو که فی البدایه به این زیبایی درمی اید. در ضمن برام همیشه سواله ولی یادم میره بپرسم که اقوامتون رودمعجن فامیلیشون چیه ؟ ممنون میشم

    پاسخ
  6. سلیمان استوار

    بنام خدا/ سلام . جناب نیکو عفیده عزیز و بزرگوار من زادگاهم روستای فدیهه میباشد و مرحوم پدرم با مرحوم عباس عظیمی مشهور به عباس قربان دوست صمیمی بودند و از حدود سال ۵۲ با یکدیکر رفت و آمد خانوادگی داشتیم. و در سال ۶۱ صمیمیت پدران منتقل به فرزندان گردید و این افتخار نصیب من شد تا در روستای رودمعجن ازدواج نمایم و با مردم خونگرم و دوست داشتنی آن ارتباطی بیشتر داشته باشم. و خدا را شکر از این مسیری که رفته ام نه تنها پشیمان نیستم بلکه خدای مهربان را شاکرم و گاهی هم در اشعاری هر چند ناقص ارادت خودم را به مادر زنم که خدا را شکر در قید حیات میباشد با مدارک محکمه پسند (عکس ) اعلام مینمایم.و امیدوارم تمام خانواده های ایرانی به خصوص خانواده های مشترک فدیهه و رودمعجن که از انگشتان دو تا دست بیشتر شده است همچون صا ایران هر روز بهتر از دیروز صمیمی تر و گرمتر باشد. :SS: :SS: :SS: :gol:

    پاسخ
  7. سحر نیکوعقیده

    سلام و درود خدمت پسرعموی گرامی.مثل همیشه در تار و پود شعرتون میشه لطافت و زیبایی طبیعت رو به خوبی حس کرد.
    من به شخصه با شعر نو و به خصوص اشعر شمابه خوبی ارتباط برقرار میکنم.پایان شعر زیبا بود:…وان سوی مشرق/در امتداد دامنه ها/پیدا پراکندگی رمه ها/چو سینه ریزی بر قامت صحرا/و بر می اید از نفیر نی اش همه دلتنگی/چوپان ابادی بالا………
    و همون طور که آقای استوار فرمودن توصیفات شما زیبایی شعر رو دوچندان میکنه.
    و در پایان این جسارت منو بابت نقد نه چندان حرفه ای در مورد شعرتون ببخشید ولی احساس میکنم در بعضی از قسمت ها قافیه رو اشتباه به کار بردین مثل:از گرمترین رنگها/ریخته در تن منظره ها
    شعرتون مثل همیشه به دل میشینه.خسته نباشید.خدانگهدار

    پاسخ
  8. نوه زارع

    سلام همسیه عزیز
    خوبی اقا؟؟
    اگه ممکن از طبع شعرت استفاده کن و یه قطعه ای در مورد محله قدیم بگو
    اگه نگی تحریم مشیااااااااااااااااااااااااااااااا
    به خانواده سلام برسون

    پاسخ
  9. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    درود بر جناب نیکوعقیده عزیز و احسنت بر این طبعی که در شعر نو دارید .
    بسیار لذت بردیم .
    در خصوص شعر نو دوستان نظردادن ما هم هر چند صاحب نظر نیستیم اما بر طبق آنچه آموختیم عرض کنم شعر نو هم دارای قافیه می باشد اما قافیه آن قاعده ندارد که در جاهای مشخصی باشد.بلکه شاعر در هر کجا که احساس کند آنرا بکار میبرد . دامنه شعر نو بسیار گسترده است در حالیکه برخی حتی نثر خود را هم نام شعر نو می نهند و برخی با اندک تفاوتی در حد شعر کهن اند.

    پاسخ
  10. نیکوعقیده

    @سحر نیکوعقیده
    سلام بر نوه عموی ما
    تشکر بابت اظهار نظرات سازنده تان و اما در مورد نکنه ای که یاداور شدید نظر دوستان مرادی و اقا مجتبی فکر میکنم اکمل باشد و دامنه ی شعر نو بقول اقا مجتبی فراگیر است هر چند جاهایی رو برای ریتم شعر بهش وزن میدم ولی التزامی ندارد هر چند این رو در مطلب بعدی من که الان در نوبت بازبینی قرار دارد به وضوح خواهید دید حتی این وزنها رعایت نشده و در قسمتهایی به نثر میماند. حق یارتان

    پاسخ
  11. نیکوعقیده

    @نوه زارع
    درود بر نوه زارع
    یه خط طلبت گرمسار اومدی و افتخار دیدار شما ما را میسر نشد. خب بله تهران بیشتر خوش میگذره این مسلمه. و این در مورد محله ی قدیم یه بار دیگه هم گفته بودی باشه به چشم بزودی هر چند من زیاد توی اون محله نبودم و بقول خانم پاییزان همش از اوحداوو میگم وله باشه چشم.

    پاسخ
  12. نیکوعقیده

    @مجتبی عبدالهی
    درود بر جناب عبدالهی عزیز
    و تشکر بابت ارادت شما هر چند این کمترین خود را لایق نمیداند(همه به چشم اب بمن مینگرند لیک من از سراب هم کمترم) و تشکر بابت توضیحات خوبتان. حق همواره همراهتان

    پاسخ
  13. نیکوعقیده

    @مهدی یاورنیا
    سلام بر اقا مهدی یاورنیا تشکر وسپاس
    و اما شنیدم که منزل مرحوم بابا بزرگ رو فروختین و ظاهرا دارین از اونجا میرین . خب یه جورایی دلگیر شدم بابت گذشته ها و خاطراتش. بهر حال موفق و پیروز باشید

    پاسخ
  14. پروین مدرسی

    :gol: سلام جناب نیکو عقیده شعراتون همانطور که از دل برمی آید بر دل هم مینشیند ممنون وخیلی سپاسگزار. منتظر شعرهای بعدیتون هستم :gol: :SS: :gol: :SS:

    پاسخ
  15. اشنا

    سلام خدمت شما
    اگر چه بیشتر اشعار عرفانی میخونم اما برای ما که در شهرهای بزرگ زندگی میکنیم و بوی تغییر فصلها را نمیفهمیم این اشعار حال و هوا به خوبی را منتقل کرد.

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.